پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


در احکام فقهی اسلام وارد است که حضرت رسول اکرم(ص) یک حکم انحصاری از طرف پروردگار برای او جایز است که برای دیگر ائمه(ع) حتی حضرت امیر، جایز نبوده و آن این است که هر خانم آزادی می تواند خود را به حضرت هبه کند. از شما تقاضا دارم فلسفه وجود این حکم را به طور روشن بیان نمایید.

1 پاسخ 1

هرچند در ازدواج موقت محدودیتی از نظر تعداد همسران برای کسی وجود ندارد لکن در مورد همسران دایم محدودیت وجود دارد.عموم مسلمانان بیش از 4 همسر دایم نمی توانند داشته باشند.ولی در این زمینه دو حکم اختصاصی در مورد پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه وجود دارد.
1)برخلاف عموم مردم پیامبر(ص) می تواند بیش از 4 همسر دایم داشته باشد.
2) برخلاف عموم مردم که صرفا بایستی با عقد ازدواج و در عوض مهریه اقدام به ازدواج نمایند پیامبر می تواند بر اساس عقد هبه و بدون مهریه زنانی را که خود را به ایشان هبه می کنند به همسری بپذیرد. نکته که باید مورد توجه قرار دهیم این است که: در مورد حکم اختصاصی اخیر نیز ازدواج بر اساس عقد هبه می باشد و بدون آن امکان پذیر نیست و فرق آن با عقد نکاح آن است که مهریه در آن شرط نبوده و با خواست و اراده و هبه خود زن و قبول پیامبر مکرم ص تنفیذ می شود. « وَ امْرَأَهً مُؤْمِنَهً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِیّ‏ِ إِنْ أَرادَ النَّبِیُّ أَنْ یَسْتَنْکِحَها خالِصَهً لَکَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ»احزاب/50
در مورد فلسفه این دو حکم اختصاصی به چند نکته می توان اشاره کرد.
1) روزى عایشه گفت: یا رسول اللَّه! خداوند هواى تو را دارد. پیامبر فرمود: «و انک ان اطعت الله سارع فى هواک» «1» تو نیز اگر مطیع خدا باشى، امتیازاتى به تو مى‏دهد. همان گونه که به ظاهر یک حق اختصاصی برای پیامبر (ص) از طرف خداوند جعل شده است بعضی تکالیف اختصاصی در مورد ایشان نیز جریان دارد به عنوان مثال بر پیامبر جهاد یک تنه واجب بود. «لا تُکَلَّفُ إِلَّا نَفْسَکَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ » همچنین علاوه بر تکالیف مرسوم نبوت و رسالت ، نماز شب نیز بر ایشان واجب است در صورتی که بر عموم مردم مستحب است. « وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقامًا مَحْمُودً» اسراء/79 پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه فرمودند :هیچ پیامبرى چنان که من اذیّت شده‏ام آزار ندیده است. «ما اوذى نبیّ مثل ما اوذیت» در کنار تمام این تکالیف وجود چند امتیاز از طرف خداوند عادلانه به نظر می رسد علاوه بر اینکه این امتیاز هم در جهت مصالح امت اسلام بوده است.
توضیح بیشتر در مورد اجازه ای گرفتن همسر بدون مهر ( هبه ) نیازمندذکر چند نکته است
1) در اینکه آیا این حکم کلى در مورد پیامبر ص مصداقى پیدا کرده یا نه؟ در میان مفسران اختلاف است. بعضى همچون ابن عباس و برخى دیگر از مفسران معتقدند که پیامبر ص با هیچ زنى به این کیفیت ازدواج نکرد، بنا بر این حکم بالا فقط یک اجازه کلى براى پیامبر ص بود که هرگز عملا مورد استفاده قرار نگرفت. در حالى که بعضى دیگر نام سه یا چهار زن از همسران پیامبر ص را برده‏اند که بدون مهر به ازدواج آن حضرت در آمدند، میمونه دختر حارث و زینب دختر خزیمه که از طایفه انصار بود، و زنى از بنى اسد به نام ام شریک دختر جابر و خوله دختر حکیم بوده است. از جمله در بعضى از روایات آمده است هنگامى که خوله خود را به پیامبر( ص )بخشید صداى اعتراض عایشه بلند شد و گفت: ما بال النساء یبذلن انفسهن بلا مهر؟!: چرا بعضى از زنان بدون مهر خود را در اختیار ازدواج مى‏گذارند؟! و در این هنگام آیه فوق نازل شد، ولى عایشه رو به سوى پیامبر ص کرد و گفت: من مى‏بینم خداوند مقصود تو را به سرعت انجام مى‏دهد (و این یک نوع تعریض بر پیامبر ص بود) اما پیامبر ص فرمود: و انک ان اطعت اللَّه سارع فى هواک!: تو نیز اگر اطاعت خدا کنى مقصودت را به سرعت انجام مى‏دهد! بدون شک اینگونه زنان تنها خواهان کسب افتخار معنوى بودند که از طریق ازدواج با پیامبر ص براى آنها حاصل مى‏شد، لذا بدون هیچگونه مهرى آماده همسرى با او شدند، ولى همانگونه که گفتیم وجود چنین مصداقى براى حکم بالا از نظر تاریخى مسلم نیست، آنچه مسلم است اینست که خداوند چنین اجازه‏اى را به پیامبر ص داده بود، به خاطر فلسفه‏اى که بعدا به آن اشاره مى‏شود.
2) از این آیه به خوبى استفاده مى‏شود که اجراى صیغه ازدواج با لفظ هبه مخصوص پیامبر ص بوده، و هیچ فرد دیگرى نمى‏تواند با چنین لفظى عقد ازدواج را اجرا کند، ولى اگر اجراى عقد با لفظ ازدواج و نکاح انجام گیرد جائز است هر چند نامى از مهر برده نشود، زیرا در صورت عدم ذکر مهر باید مهر المثل پرداخت (در حقیقت همانند آن است که تصریح به مهر المثل شده باشد).
3)ذیل ایه مورد نظر، فلسفه حکم نیز گفته شده است:... لِکَیْلا یَکُونَ عَلَیْکَ حَرَجٌ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما؛این حکم برای آن است که در این باره حرجى بر تو نباشد، و خدا همواره آمرزنده رحیم است (احزاب :50). جمله اخیر در آیه فوق در واقع اشاره به فلسفه این احکام مخصوص پیامبر گرامى اسلام است، این جمله مى‏گوید: پیامبر (ص) شرایطى دارد که دیگران ندارند و همین تفاوت سبب تفاوت در احکام شده است. به تعبیر روشنتر مى‏گوید: هدف این بوده که قسمتى از محدودیتها و مشکلات از دوش پیامبر ص از طریق این احکام بر داشته شود.و این تعبیر لطیفى است که نشان مى‏دهد ازدواج پیامبر ص با زنان متعدد و مختلف براى حل یک سلسله مشکلات اجتماعى و سیاسى در زندگى او بوده است. زیرا مى‏دانیم هنگامى که پیامبر ص نداى اسلام را بلند کرد تک و تنها بود، و تا مدتها جز عده محدود و کمى به او ایمان نیاوردند، او بر ضد تمام معتقدات خرافى عصر و محیط خود قیام کرد، و به همه اعلان جنگ داد، طبیعى است که همه اقوام و قبائل آن محیط بر ضد او بسیج شوند. و باید از تمام وسائل براى شکستن اتحاد نامقدس دشمنان استفاده کند که یکى از آنها ایجاد رابطه خویشاوندى از طریق ازدواج با قبائل مختلف بود، زیرا محکمترین رابطه در میان عرب جاهلى رابطه خویشاوندى محسوب مى‏شد، و داماد قبیله را همواره از خود مى‏دانستند، و دفاع از او را لازم، و تنها گذاشتن او را گناه مى‏شمردند.
4)نکته دیگر اینکه لزوم حفظ عدالت در بین همسران و عدم تفاوت گذاری بین آنها کار بس مشکل بوده و می تواند منشا بهانه گیری بعدی و اذیت پیامبر مکرم اسلام (ص )باشد. میزان مهریه می تواند یکی از اسباب بهانه گیری باشد که در مورد زنانی که خود را بدون مهریه به ازدواج پیامبر ص در می آورند زمینه بهانه گیری و اذیت پیامبر منتفی می شد چرا که خود ایشان با اختیار خود و برای تبرک یا کسب افتخار و یا مقاصد سیاسی و ... اقدام به ازدواج در قالب عقد هبه می کردند.
پی نوشت
. قرائتی . محسن . تفسیر نور، ج‏9، ص: 385
.مکارم شیرازی .ناصر. تفسیر نمونه، ج‏17، ص: 380

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(احکام اختصاصی پیامبر اکرم) (احكام اختصاصي پيامبر اكرم)