پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


آیا خداوند ظالم است یا خیر؟ قبل از اینکه بنده این مطلب را بنویسم باید بگویم که مختار بودن انسان برای من مشخص است و سؤالم فقط حول محور ظلم است. خداوند انسان را می آفریند. او فطرت انسان را پاک می آفریند. انسان مختار است راه خود را انتخاب نماید. بدین منظور هم پیغمبران و امامان برای هدایت او فرستاده شده اند تا راه را بدرستی تشخیص دهد. سرانجام وی نیز بر اساس آنچه خود کاشته است رقم می خورد. اما..... نکته مورد نظر من اینجاست؛ خداوند متعال می داند که این فردی که می آفریند یک انسان شرور، تبه کار و نادرست خواهد شد (فقط می داند همین و همین و گرنه همه وسایل لازم جهت ارشاد او را فراهم دیده است و انسان مذکور بر اساس اختیار خود چنین راهی را برگزیده است). بنابر این تأکید می کنم خداوند فقط میداند که سرانجام او چه خواهد شد. لذا دانستن خدا اختیار وی را سلب نخواهد کرد ... . ولی آیا این که شما موجودی را که می دانی سرنوشتش چه خواهد شد بیافرینی و بعد به دلیل اینکه که نادرست زندگی کرده دوباره مجازات کنی در حق وی ظلم نکرده ای؟ (دوباره می گویم او می توانسته انسان خوبی شود ولی در هر حال خداوند از سرانجام وی اطلاع داشته و می دانسته که نمی شود)

1 پاسخ 1

پاسخهای گوناگونی به این سوال داده شده که در هر کدام از این پاسخها از زاویه ای خاصّ به این مساله نگاه شده است. اجمالاً به برخی از این پاسخها اشاره می شود.
1. خدا فیّاض مطلق است ؛لذا از نظر فلسفی هر موجودی که امکان وجود داشته باشد خدا به او وجود می دهد ؛ خدا شیطان و اتباع او ، که با سوء اختیار خود بد شدند ، را هم آفرید ، چون امکان وجود داشتند. و وجود در هر حال بهتر از عدم است ؛ لذا وجود موجودات مختاری که به سوء اختیار خود بد می شوند هم بهتر از نبود آنهاست. هر موجودی در اصل وجودش خیر است ؛ چون وجود ، عین خیریّت است . لذا شرّیّت موجودات ، امری عارضی و بلکه امری عدمی است. توضیح ، آنکه هر موجودی برای غایت مشخّصی آفریده شده است ؛ اگر به آن غایت رسید سعادتمند است امّا اگر تنها به بخشی از آن رسید و از بخشی دیگر خود را محروم ساخت به میزان محرومیّتش شرّ خواهد بود. بنا بر این ، شرّ بودن ، ناشی از نداشتن و محرومیّت است. اگر چنین موجود ناقصی عدم محض می بود شرّ مطلق می شد ، بنا بر این ، وجود موجود مختار بد نیز نسبت به نبود او خیر است. پس خلق او از جانب خداوند متعال ، عنایت و لطف است. از اینرو هیچ موجودی ، حتّی در جهنّم نیز آرزوی عدم محض شدن نمی کند. بلکه آرزوی اهل جهنّم این است که خاک شوند ، که این آرزو از دو جهت آرزوی کمال است. یکی از این جهت که درجه وجودی خاک از اهل جهنّم بالاتر است « سپس دلهاى شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت‏تر. چرا که پاره‏اى از سنگها مى‏شکافد، و از آن نهرها جارى مى‏شود؛ و پاره‏اى از آنها شکاف برمى‏دارد، و آب از آن تراوش مى‏کند؛ و پاره‏اى از خوف خدا به زیر مى‏افتند ؛ و خداوند از اعمال شما غافل نیست.» جهت دوم آن است که خاک حامل تمام قوای انسانی است لذا اینها آرزو می کنند که ای کاش خاک می شدیم تا دوباره در مسیر انسانی قرار می گرفتیم. پس خلق همه موجودات نسبت به عدم خلق آنها خیر است. و منع خیر ظلم است ؛ بنا بر این ، اگر خدا انسانهایی را که با اختیار خود بد می شوند را نمی آفرید ظلم وتبعیض و منع فیض بود.
2. ظلم این است که کسی بر کسی حقّی داشته باشد و آن کس ، از اعطای حقّ وی مضایقه نماید ؛ یا به عبارت دیگری حقّی را از او سلب نماید. امّا هیچ موجودی ، بالذّات بر خدا حقّی ندارد. لذا صفت ظلم ، بالذّات از ساحت قدس الهی منتفی است. امّا از آن جهت که خداوند متعال اعطای فیض را بر خود واجب کرده و فرموده است« کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَه»(الأنعام:54) هر موجودی که امکان وجود داشته باشد حقّ وجود پیدا می کند. لذا موجودات مختاری هم که به اختیار خود بد می کنند در ذاتشان طلب وجود دارند. پس رحمت واسعۀ خدا ایجاب می کند که به آنها اعطاء وجود کند و الّا در حقّ این موجودات ظلم می شود. پس نه تنها خلق چنین موجوداتی ظلم نیست بلکه عین رحمت و خیر است.
35. اگر خلق موجود مختاری که نتیجه اختیارش ممکن است جهنّم رفتن باشد ، ظلم است پس معدوم محض نمودن او پس از ایجادش نیز عین رحمت است. به عبارت دیگر اگر عدم خلق چنین موجودی بهتر از خلق آن است پس معدوم نمودن او ، بعد از ایجادش نیز بهتر از بقاء وجود اوست. ولی هیچ موجود مختار شروری نیست که معدوم مطلق شدن را طالب باشد. پس معلوم است که اصل ایجاد او نیز مطلوب ذاتی اوست.
46. انسان با فطرت الهی آفریده شده است ؛ و فطرت الهی ، محال است نابود شود ؛ بلکه تنها زیر غبار گناه و کفر و شرک دفن می شود.« فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ ـــــــ پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند،انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونى در آفرینش الهى نیست؛ این است آیین استوار؛ ولى اکثر مردم نمى‏دانند.»( الروم : 30) « وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها (7)فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (8)قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها (9)وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها. ـــــ و قسم به جان آدمى و آن کس که آن را(آفریده و) منظّم ساخته، (7) سپس فجور و تقوا(شرّ و خیرش) را به او الهام کرده است، (8) که هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرده، رستگار شده؛ (9) و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه مخفی ساخته، نومید و محروم گشته است.»(الشمس) بنا بر این ، حتّی بدترین موجودات مختار نیز فطرت الهی را در ذات خود دارا هستند ؛ بر این اساس ، جهنّم وسیله ای است برای استخراج این فطرت پنهان ؛ نه صرفاً برای اذیّت نمودن و انتقام کشی. شخص جهنّمی در واقع از اعتقاد و اخلاق و عمل باطل خود در رنج است لذا آنقدر باید از دست خود و نقص خود عذاب بکشد تا از خود متنفّر شود ؛ همان خودی که حجاب فطرت شده است ؛ در این هنگام است که حجاب خودی برداشته شده فطرت الهی رخ نشان می دهد و شخص خود را خلاص از جهنّم می یابد. لذا در روایات اهل بیت(ع) ذکر شده که بسیاری از انسانها بالاخره از جهنّم خلاص خواهند شد. بنا بر این ، جهنّم نیز داخل در رحمت عامّ خداست اگرچه نسبت به بهشت غضب خداست. بنا بر این ، عذاب اکثر مردمان بد ، موقّتی است ولی در نعمت بودن آنها ابدی است. و بهشت ابدی نسبت عذاب موقّت ـ هر قدر هم که شدید باشد ــ خیر کثیر است. بر این اساس ، خلقت افرادی که با سوء اختیارشان بد می شوند هم خیر است.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(خدا ظالم است) (آیا خدا ظالم است) (ایا خدا ظالم است)