پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


توجهلطفا توجه فرمایید

محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

من 22 سالمه حدود 2 ساله که پسر خالم به من اظهار علاقه می کنه بدون این که خونواده ها رو تو جریان بذاره ولی من خونواده ها رو از قضیه مطلع کردم بعد از این آگاهی خانواده ها صحبت کردن ولی ایشون منکر تمام گفته هاشون شدن. خانواده من خیلی ناراحت شدن و رفتار ایشون رو نوعی بازی کردن با احساسات من و یه نوع نامردی و بی معرفتی عنوان کردن و از من خواستن ایشون رو فراموش کنم من خیلی وابسته شده ام به ایشون چند بار سعی کردم فراموش کنم ایشون رو و خودم رو به چیزی مشغول کنم ولی بی فایده بود. کمکم کنید باید چی کار کنم؟ ایشون با بیرحمی منکر تمام رفتارها و گفتارهاشون شدن من نمی خوام از این بیشتر زجر بکشم باید فراموش کنم ولی نتونستم خواهش می کنم بگید چی کار کنم؟

1 پاسخ 1

با سلام خدمت شما خانم محترم. از اینکه روزهای ناشادی را تجربه می کنید متأثریم .آنچه مسلم است زندگی انسان فراز و نشیب های زیادی دارد و این فراز و نشیب ها همراه با پیروزیها و شکست ها, ناکامی ها و موفقیت هاست و تقریبا همه ی انسان ها با یک چنین فرآیندی درگیر هستند و این حوادث تلخ و شیرین را در گستره زندگی خود تجربه می کنند اما چرا واکنش افراد نسبت به این حوادث متفاوت است ؟ چرا بعضی با یک بار مواجه شدن با تجربه تلخ مستاصل و درمانده می شوند و در مقابل, عده ای بارها ناکامی ها را تجریه می کنند اما امیدوارانه به جنگ با مشکلات می روند و پیروزی خودشان را در تسلیم نشدن در مقابل مشکلات و سختی ها می دانند. چرا بعضی خوشبختی را در این می دانند که هیچ گاه با ناکامی مواجه نشوند و بعضی مواجه شدن با ناکامی را لازمه ی زندگی طبیعی خودشان می دانند؟ پاسخ به همه ی این چراها در این سخن نهفته است که انسانها هر کدام درک متفاوتی از زندگی دارند چه اینکه ممکن است دو نفر در یک شرایط همسان زندگی می کنند اما یکی از شرایط زندگی ناراضی , ناراحت و نگران است و دائما با منفی بافیها خود را در تله ی افسردگی گرفتار و دیگری در همان شرایط اما راضی , بدون نگرانی و پذیرای واقعیت های زندگی و بفکر اصلاح و تغییر شرایط موجود می باشد اگر کمی دقت کنیم این موضع گیری متفاوت و بعضا متعارض ناشی از درک و شناخت افراد از واقعیت های زندگی است بنابراین بهترین راه حل برای مقابله با شکست ها و بهترین پیشنهاد برای استفاده از فرصتهایی که در زندگی برای انسان پیش می آید این است که ما شناخت و درک خودمان را از اوضاع و شرایط زندگی تصحیح کنیم آنگاه حوادثی که در زندگی برای ما رخ می دهد بهتر مورد تجزیه و تحلیل ما قرار می گیرند و تجزیه و تحلیل درست از مسائل , ما را در گزینش راههای صحیح کمک می کند.
پس وجود شکست در زندگی دنیایی قطعی است.مهم این است که ما با شکست های زندگی چگونه روبرو می شویم و بی دلیل «رخداد ها » را به «بحران» تبدیل نکنیم؟!. مسلما هر چقدر بااین رخداد عقلانی تر رفتار کنید تحمل آنها برایتان آسان تر وراههای بعدی روشن تر خواهد شد و هر چقدر به این شکست, رنگ و لعاب عاطفی بدهید روانتان آزرده ترومسیر آینده را تاریکتر خواهید دید.
حال از خودتان سوالات زیر را بپرسید و بعد دقیق بر روی آنها تأمل نمایید:
· آیا من اولین و تنهاترین کسی هستم که دچار شکست عاطفی شده است؟ اگر جواب منفی است چگونه دیگران با چنین رخداد هایی عاقلانه کنار می آیند؟
· آیاکسی مرا مجبور کرده که« با جواب رد پسری, بقیه زندگی خودم را تیره و تار ببینم» یا خودم با اختیار خودم این کار را دارم انجام می دهم؟ پس اگر با اختیار خودم است , چرا فکر می کنم« بهترین موقعیت هایم را از دست داده ام »؟
· آیا عشق و محبت «فقط» و «باید» در مورد یک نفر و یک بار در زندگی تکرار شود وآیا عشق تکرار شدنی نیست؟
· اگر بعد از ازدواجم متوجه می شدم که تمام اظهار علاقه های طرف مقابل, بی اساس بوده ,چگونه می خواستم بقیه عمرم را با او زندگی کنم؟
امام على(علیه السلام)مى فرماید: «از اینکه آمال و آرزوهاى دور و دراز داشته باشى و فریب آن ها را بخورى، برحذر باش که تو را ناراحت و اندوهناک مى سازد و به تدریج اندوهگینى ات بزرگ مى شود و فکر تو را مشغول مى سازد و ناراحتى ات را افزایش مى دهد.» ( بحارالانوار ج 73، ح 109)
خیلی ها بعد از شکست عاطفی کارهای عجیب و غریبی انجام می دهند امیدواریم که شما از این دسته نباشید. از بالا به قضیه نگاه کنیدکمی از خودتان و زاویه دیدتان به قضیه فاصله بگیرید.بروید بالاتر و بالاتر.حالا خودتان را از بچگی تا پیری ببینید و ببینید این شکست چقدر توی مسیر زندگیتان موثر بوده است.حالا آدم های دیگر را ببینید .می بینید ؟کافی است به دور و بری های خودتان فکر کنید تا ببینید دنیا پر است از فلش های یکطرفه . پر است از نه هایی که دیگران شنیده اند و حتی نه هایی که خودتان گفته اید پس شما تنها نیستید.
به شکست ها به عنوان یک فرصت خودشناسی نگاه کنید.خیلی ها بعد از شکست عشقی آدم مثبت تری می شوند. .اگر بگوئیم که یکی از بازیگرهای هالیوودی بعد از شکست عشقی اش اتفاقا اعتیادش را ترک کرده, باور می کنید؟برای این آدمها دیگر نظر فرد مورد نظر مهم نیست آنها به خودشان برگشته اند و جدا از رویدادهای عاشقانه به اصلاح خودشان شروع کرده اند. شکست عشقی آدم را تمام عیار با خودش , عواطفش و فکر هایش روبه رو می کند .
پرسشگر عزیز! اینگونه رخدادها هم می تواند افسرده کننده باشد و هم سازنده ; یعنی می شود از این رویداد درس گرفت و تجربه ای اندوخت و حرکت کرد وهم می توان عقب گرد کرد و دوباره به گذشته بازگشت و در آنجا برای همیشه توقف کرد! برای گرفتار نشدن به این «بحران خود ساخته» به نکات زیر خوب توجه نمائید:
1- این مطلب را روزی چند بار با خود تکرار کنید:اگر به خدا اعتقاد دارم و می دانم مسبب الاسباب اوست پس چرا ناامید و غمگین شوم و به او که از تمام زندگیم آگاه است تکیه نکنم ! خود در قرآن کریمش فرمود:« هر که تقوا پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او قرار خواهد داد» پس چرا طرح گفتگو و مناجات با «مونس غمخواران» و «طبیب دردمندان» نریزم! و پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) فرمودند: «آنچه از دنیا نصیب تو باشد، اگر ناتوان هم باشى، به تو مى رسد و آنچه به زیان تو باشد، به زور نمى توانى آن را از خود دور کنى. هرکس به آنچه از دستش رفته امید نداشته باشد، آسوده است و هر کس به آنچه خداوند روزى اش کرده، خرسند باشد، شادمان مى گردد.»
2- بجای اینکه علت این اتفاق را به خودتان نسبت دهید و دائم خود را از این بابت سرزنش نمائید , بر روی واقعیاتی که روزی باید برملا می شد تمرکز کنید .بعضی از افراد در این هنگام به ناارزنده سازی هایی دست می زنندو تمام داشته های مثبت خود را قربانی این رویداد می نمایند. برای اینکه شما جزو این دست آدم ها نباشید لازم است به فعالیت های مثبت و تقویت کننده و لذت بخشی که قبل از این ماجرا برایتان مطرح بود روی بیاورید. و از ورزش ها, هنرهای دستی و فعالیت های بدنی (علی رغم میلتان) حتما سود بجویید.
3- ممکن است برای رهایی از فشارهایی که این روزها تحمل می کنید تلاش زود هنگامی برای پر کردن این خلا بوجود آمده نموده ولااقل بخاطر انتقام جوئی از آن پسر و خنک شدن دلتان, جواب مثبت بی درنگی به یک خواستگار جدید بدهید. ولی ما آنرا توصیه نمی کنیم چرا که از لحاظ روان شناسی این روزها شناخت و افکار شما درگیر شده است لذا تصمیم مناسبی را احتمالا اتخاد نخواهید کرد و پشیمانی های بعدی سراغتان خواهد آمد.بدین منظور یکی دو ماه اقدام جدی وقطعی در این زمینه انجام ندهید و بعد از آن به همراه یک یار مشاور, مساله را پیش بگیرید.
4- نکات قبلی, راه حل هایی بود که می شد تنهایی هم انجامش داد اما آدمیزاد بعد ازچنین شکستی , از گیر کردن کلمه و بغض توی گلویش دارد خفه می شود در این حال بجای اینکه به تنهائی خود بخزید و حرفها و گفته های گذشته آن آقا را مرور کنید ویا به آثار باقی مانده از آن ارتباط ها را جلوی چشم خود نمایان کنید ؛یک سنگ صبور راز دار ,مطمئن و درد آشنا را پیدا کنید و حسابی خودتان را خالی کنید. مشاور و روانشناس را برای همین موقع ها گذاشته اند.به جای اینکه بگذارید از شما کارهای خطرناک یا غیر عقلانی بروز کند یا بدنتان به داروی ضد افسردگی و شوک الکتریکی عادت کند, وقتی که داغتان تازه می شود با یک متخصص حرف بزنید.امیدواریم که هیچ کس گرفتار چنین مشکلی نشود ... و اگر هم شد بخودش بگوید:
من بلبل آن گلم که در گلشن راز ... پژمرده شد و منت شبنم نکشید
که شاعر گفته است:
عمری که اجل در پی آن می تازد ... هرکس غم دنیا بخورد می بازد.




برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (فرشته)