پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سؤال من درباره فرهنگ سازی این روزها در تلویزیون و جامعه است در تمام کشورها سعی شده است که به زن ارزش و مقام دهند اما متأسفانه در کشور ما چند سالی است که بر آن شده اند با خراب کردن ارزش زن ارزش مرد را بالا برده و هوسرانی ها و فسادهای مرد را به گونه ای توجیه کنند آیا مگر نه این است که ارزش زن بالاتر است من این را در بسیاری از حدیت ها خوانده ام ولی در ایران چند سالی سعی شده است که حق خانم ها را زیر پا نهاده و گوشه گیری و در خانه ماندن مانند سال ها پیش را هدف قرار داده و ذهن پسرها هم به عقب برگشته و با تحقیر و با حرف هایی مانند اینکه دخترها چرا به دانشگاه می ایند چرا کار می کنند و چرا درآمد حاصل را برای خودشان نگه میدارن و ... اما هیچ گاه در هیچ فیلمی از کارهای خانم ها و دختران جوان، فعالیت ها و اختراعات آنها صحبت نشده است و تنها از آشپزی و کارهایی مانند آن سخن گفته شده است و این روزها اوج حملات قانونی مردها به زن را می بینیم با دادن حق به آنها برای چند همسری بدون اجازه از زن اول و تنها داشتن توان مالی بدون آنکه حتی لحظه ای هم به خانواده و خانم ها فکر شود آیا درست است به جای اینکه جلوی فساد گرفته شود و فکری برای محکم کردن بنیاد خانواده شود بدتر بنیان را شکسته و زیر پا له کرده این کار فقط و فقط پیروی از فرهنگ غرب بوده و با سرعتی بالا در حال پیشروی است اینکه زن نتواند حق خود را بگیرد نتواند در رشته ورزشی مورد علاقه خود ادامه دهد و ... از شما می خواهم بگویید تکلیف زن در ایران چیست؟ برای گرفتن حق خود باید به کجا برود تا کی باید این وضع را تحمل کند و به خاطر آن به کشورهای خارجی سفر کرده و مقیم شود به دور از وطن خود! از شما می خواهم که به سؤالات من جواب دهید و کمکم کنید.

1 پاسخ 1



آنچه که به عنوان پاسخ به سؤال شما ارائه می‌شود فقط برای توجه دادن شما به زوایای مختلف مسئله و ابعاد مختلف آن است که لازم دارد شما پس از مطالعه این نوشتار مسئله را دوباره مرور کنید و موارد اجحاف درباره زنان را با احکام صحیح قانونی و شرعی خلط نکنید. البته بهتر بود بطور مشخص بیان می‌فرمودید که چه کسانی در چند سال اخیر ارزش زن را مورد سؤال قرار داده یا تضعیف کرده‌اند و منظور شما چه کارهایی است.
همچنانکه اشاره کردید زن در نظر اسلام و نیز جامعه ما ارزش والایی دارد با این حال نمی‌توان گفت از نظر اسلام بطور مطلق ارزش زن بالاتر از مرد یا مرد بالاتر از زن است بلکه ارزش انسان به کرامت و تقوای اوست چرا که فرمود: ﴿أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ﴾ «قطعا ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست» حجرات/13 از نظر دین مبین اسلام حقیقت انسان نه به جسم او بلکه به روح و نفس اوست و روح نه مذکر است و نه مونث. بله در احادیث معصومین نیز به نقش زن و مادر در جامعه تأکید فراوانی شده و این در مقابل فرهنگ و برخوردی بوده که بجای مانده از زمان جاهلیت قبل از اسلام بوده که نگاه به زن تحقیر آمیز یا بصورت مادی و ابزاری بوده است.
در ایران اسلامی نیز بحمدالله پس از پیروزی انقلاب اسلامی به زن از دید بزرگواری نگاه شده و کما بیش جایگاه خود را در جامعه پیدا کرده است.
اگر هم برخی به ورود زنان به دانشگاه و شغل خارج از خانه ایراد می‌گیرند بخاطر مخالفت با علم آموزی آنها نیست بلکه به این دلیل است که بسیاری از مردانی که باید هزینه‌های خانواده را تأمین کنند بیکار بوده و درصدی از موقعیتهای شغلی را زنان در دست دارند و البته این موارد موقعیتهایی نیستند که مخصوص زنان بوده (مانند پزشکان زن) و باید زن در آن مکان شاغل باشد مانند کارمندان بانک و کارگران برخی کارخانجات و سؤال این افراد این است که در حالی که از نظر دین و فرهنگ جامعه ما خرج و نفقه زن بر عهده شوهر است چرا زن باید موقعیتهای شغلی را به خود اختصاص دهد و موجب بیکاری و در نتیجه فروپاشی چند خانوار و یا بزهکاری و جرم در اثر بیکاری مردان باشند و از سوی دیگر بسیاری از این کارمندان و کارگران که می‌توانستند از بین مردان بیکار باشند فرزندان خود را به مهدکودکها می‌سپارند و در نتیجه هم نسل کنونی با مشکل بیکاری و مسائل اخلاقی در جامعه برخورد می‌کند و هم نسل آینده در اثر توجه ناکافی به فرزندان دچار کمبود محبت و تربیت ناسالم می‌شوند. بزرگی می‌گفت از زمانی که مهد کودک بوجود آمده خانه سالمندان نیز افتتاح شده است زیرا فردی که در کودکی محبت نمی‌بیند علاقه ای به نگهداشتن والدین پیر خود نیز ندارد.
به هر حال این سخن درستی است که هیچگاه تحقیر زن در جامعه و کم جلوه دادن کار او صحیح نبوده و باید از حقوق زن در برابر برخوردهای نابجا دفاع کرد و اولین کسی که اقدام به این کار نموده است دین اسلام و پیامبر بوده از آیه کریمه ﴿وَ إِذَا الْمَوْؤُدَهُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ﴾ «و آن‏گاه که از دختر زنده به گور پرسیده شود که به کدامین گناه کشته شده است؟» گرفته تا احادیث بسیاری که درباره برخورد در خانواده و با زن و خوشرفتاری با او و عبادت بودن خدمت به خانواده و عرق ریختن برای آن در بین احادیث وارد شده است.
درباره چند همسری هم باید گفت مسائل و آموزه‌ها و بایسته‌های فرهنگی هر جامعه را باید در همان جامعه و فرهنگ معنا کرد قیاس کردن مسائل فرهنگ اسلامی ایران ما با غرب معنای روشنی نخواهد داد این مانند این است که شما قطعه‌ای از یک پازل را در پازل دیگر گذاشته و از بی معنی و متناسب نبودن آن سؤال کنید اسلام از طرفی نفقه و مهریه را حق زن می‌داند و از طرفی فساد و لجام گسیختگی را در جامعه ممنوع کرده است و از سوی دیگر می‌بینیم تفاوت تعداد زنان آماده به ازدواج نسبت مردان جامعه تفاوتی زیادی دارد بنابراین اسلام چاره را در این دانسته که اگر مردی بلحاظ مالی و اخلاقی توان اداره دو خانواده را دارد نه از روی هوسبازی بلکه برای رفع مشکل خود و جامعه از دو خانوار حمایت کند. و این حقی است که زنان بر عهده مردان دارند زیرا به هر حال زنی که پا در این جهان گذاشته است حق ازدواج و بچه دار شدن و زندگی عادی دارد و این از طبیعی ترین حقوق یک انسان است و اگر به این واقعیت به عنوان امری اجتماعی و کلی نگاه کنیم و احساسات فردی را کنار بگذاریم نه تنها زنان نباید مخالفت کنند بلکه این مسئله را به عنوان یکی از حقوق خود مطرح کنند که حق طبیعی هر زنی این است که شوهر داشته باشد و اگر جمعیت مقابل کمتر است نباید مانعی قانونی در برابر تعدد زوجات باشد چنانکه در غرب هست و از طرفی هم نفقه و مهریه او نیز طبق شرع مقدس بر عهده شوهر است که کسانی که قادر نیستند و نیز توان اخلاقی برقراری عدالت را ندارند بیرون از دایره انتخاب باشند. در این مسئله تبعیت از غرب ما را موجب کرده که حکم الهی را کنار بگذاریم غربیان تعدد زوجه را بصورت رسمی ممنوع کردند و خود گرفتار این مسئله شدند که به اعتراف خود غربیان هم زن و هم مردان آنها به صورت غیر رسمی با مردان و زنان دیگر ارتباط جنسی دارند.
حال که تعداد مردان آماده به ازدواج از زنان کمتر است چاره‌ای جز تعدد زوجات را باقی نمی‌گذارد زیرا کم بودن جمعیت مردان آماده به ازدواج نسبت به زنان باعث می‌شود که در جامعه دختران به دنبال پسران باشند امری که دو خطر عظیم را به دنبال دارد یکی جلوه و عشوه دختران برای پسران در مجامع عمومی جامعه که موجب بروز ناهنجاریها و فسادهای زیادی می‌شود و دیگر اینکه این مسئله مخالف طبیعت زن است چرا که بنای عرف و جامعه و حتی طبیعت حیوانات بر این مسئله بوده است که جنس مذکر همواره طالب و درخواست کننده باشد و جنس مونث پاسخ دهنده و قانون خلقت ، جمال و غرور و بی نیازی را در جانب زن ، و نیازمندی و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است . ضعف زن‏ در مقابل نیرومندی بدنی به همین وسیله تعدیل شده است و همین جهت موجب‏ شده که همواره مرد از زن خواستگاری میکرده است. و این طبیعت نباید برعکس گردد.
بنابراین این حق زنان است که در این باره تصمیم بگیرند و اگر زنی خواست با مردی که همسر دارد و البته توانایی مالی و نیز قدرت برقراری عدالت بین آنها را دارد ازدواج نماید نباید مانع او شد و این دو شرط بسیار مهم است که در قرآن نیز به آن اشاره شده ﴿فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنی‏ أَلاَّ تَعُولُوا﴾ نساء/3 « پس اگر بیم آن دارید که عدالت را رعایت نکنید، به یک همسر و یا به آنچه مالک آنید (کنیز) بسنده کنید که این راه نزدیک‏تر است به این که ستم نکنید»
شهید مطهری در این باره می‌گویند:
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) جمله‏ای در این باره فرموده است که شیعه و سنی بالاتفاق آن را نقل و روایت کرده‏اند . فرمود هر کس دو زن داشته باشد و در میان آنها بعدالت رفتار نکند ، بیکی از آنها بیشتر از دیگری اظهار تمایل کند ، در روز قیامت محشور خواهد شد در حالیکه یکطرف بدن خود را بزمین میکشد تا سرانجام داخل آتش شود. عدالت عالیترین فضیلت انسانی است ، شرط عدالت یعنی شرط واجد بودن‏ عالیترین نیروی اخلاقی . با توجه باینکه معمولا احساسات مرد نسبت به همه‏ زنها یکسان و در یک درجه نیست ، رعایت عدالت و پرهیز از تبعیض میان‏ زنان ، یکی از مشکلترین وظایف بشمار میرود .
بنابراین در مواردی این‌‌چنین که تعداد دختران بی شوهر هم سن و ازدواج نکرده حدود 2 میلیون نفر هستند و چه بسا علاوه بر حق طبیعی و نیاز فردی ازدواج نکردن آنها موجب فساد در جامعه باشد نباید پای احساسات فردی و حسادت را جلو کشید و صلاح جامعه را بر خواسته فردی مقدم داشت شهید مطهری در این باره نیز می‌گویند
اگر پای یک علت اجتماعی در کار باشد و تعدد زوجات بواسطه‏ فزونی عدد زنان بر مردان و یا بواسطه احتیاج اجتماع به کثرت نفوس تجویز شود این ایراد صورت دیگری پیدا می‏کند . در اینگونه موارد تعدد زوجات‏ یک نوع تکلیف و واجب کفائی است ، وظیفه‏ای است که برای نجات اجتماع‏ از فساد و فحشا و یا برای خدمت به تکثیر نفوس اجتماع باید انجام شود . بدیهی است آنجا که پای تکلیف و وظیفه اجتماعی بمیان می‏آید رضایت و اجازه و اذن مفهوم ندارد . اگر فرض کنیم اجتماع واقعا مبتلا بفزونی زن بر مرد است یا نیازمند بتکثیر نفوس است ، یک وظیفه ، یک واجب کفائی‏ متوجه همه مردان و زنان متأهل میشود ، پای یک فداکاری و از خود گذشتگی‏ بخاطر اجتماع برای زنان متأهل بمیان می‏آید . درست مثل وظیفه سربازی است‏ که متوجه خانواده‏ها میشود و باید بخاطر اجتماع از عزیزشان دل بکنند و او را روانه میدان کارزار کنند . در اینگونه موارد ، غلط است که موکول به‏ رضایت و اجازه شخص یا اشخاص ذی نفع بشود . کسانی که مدعی هستند حق و عدالت ایجاب می‏کند که تعدد زوجات با اجازه‏ همسر پیشین باشد فقط از زاویه تفنن و تنوع طلبی مرد مطلب را نگریسته‏اند و ضرورتهای فردی و اجتماعی را از یاد برده‏اند . اساسا اگر ضرورت فردی یا اجتماعی در کار نباشد.
نظام حقوق زن در اسلام صفحات 42 و 48.
بنابراین یکی از حقوق طبیعی زنان حق ازدواج با یک مرد است و در حالی که شرع نیز این مسئله را جایز دانسته است کسی نمی‌تواند مانع آن شود مگر اینکه شرایط را نداشته باشد. و احساسات فردی را نباید مانع حل کردن مسائل اجتماعی دانست. و باید توجه کرد که احکام شرع مقدس اسلام طبق مصالح انسان است زیرا این احکام از سوی کسی صادر شده است که به حقیقت و کمال و حقائق انسان و جهان آگاه است و حتی اگر مصلحت یک حکمی برای ما کشف نشد نباید با آن مخالفت کنیم.
البته این سخن به معنی موافقت با هوسبازی برخی مردان و بدرفتاری نسبت به زنان در جامعه نیست.
اما درباره جلوه ندادن نقش واقعی زنان در جامعه ما نیز با شما موافقیم که نقش زن در جامعه و مهمترین نقش او یعنی مادری و همسری چنانکه باید نه توضیح داده شد و نه به صورت صحیح جلوه داده شده است که اهمیت آن روشن شود اهمیت تربیت فرزند و فراهم آوردن بستری مناسب برای رشد فرزند و آسایش افراد خانواده مورد بی مهری واقع شده و کم اهمیت جلوه داده شده است و چنانکه در سؤال شما نیز به آن اشاره شده از آن به آشپزی و رفت و رو یاد می‌شود بطوری که حتی زنانی که نیازی ندارند مشتاق هستند که در اجتماع و بیرون از خانه شغلی داشته باشند تا احساس کنند از پایگاه و موقعیتی برتر برخوردارند در حالی که در خانه ماندن و تربیت صحیح می‌ توانست به عنوان بهترین و مهمترین کار و تربیت نسل آینده جامعه تلقی گردد واقعیت این است که کار مردان در خارج از خانه و کسب و کار اقتصادی به مراتب در برابر کار بزرگ زنان کمتر است. در احادیث معصومین تلاش زن برای فراهم آوردن رفاه و آسایش برای خانواده و محیطی سالم برای فرزندان و تربیت آنها به جهاد در راه خدا تشبیه شده است «جِهَادُ الْمَرْأَهِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ» کاری که اگر سخت ترین کارهای مردان را لیست کنیم دشوارترین آن جهاد در راه خداست بنابراین کار روزمره زنان که ما معمولا در جامعه برای آن ارزش کمتری قائل هستند مساوی با دشوارترین کار مردان است بنابراین کسب و کار عادی مردان در خارج از خانه هیچگاه همسنگ کار زنان و مادران نخواهد بود.
درباره فراهم آوردن امکانات برای زنان همانند ورزش و غیره نیز با شما موافقیم با اینکه در این راه تلاشهای زیادی انجام گرفته ولی بخاطر عقب بودن جامعه ما در این جهات در دهه های گذشته هنوز بطور شایسته زیرساختهای لازم برای بانوان مخصوصا در امر ورزش فراهم نگردیده است که امیدواریم توجه به زنان در جامعه و نیازهای آنان بیش از پیش مورد در دستور کار مسئولان امر واقع گردد و مشکلات آنان رفع شده و نقش مهم آنها در جامعه مورد توجه قرار گیرد.
جهت اطلاعات بیشتر درباره نظر اسلام درباره زنان رجوع کنید به کتابهای:
1. نظام حقوق زن در اسلام شهید مطهری
2. زن در آینه جلال و جمال آیت الله جوادی آملی

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده