پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من می خواستم به من کمک کنید سر دوراهی گیر کرده ام من پسری بیست ساله هستم حدود پنج سال پیش عاشق دختری شدم که یک سال از من کوچکتر است. تا حالا نتونستم موضوع را بهش بگم چون مشکلات زیادی دارم. من اونو خیلی دوست دارم و مطمئن هستم که این یه عشق واقعی، نه هوس. چون بارها خواستم فراموشش کنم ولی نتونستم و اما مشکلاتی که من دارم. 1- من شناختی در مورد او ندارم. 2- اون از طایفه ای که خانواده ما به شدت از اونها بدشان می آید و به قول خودشان آدماهای خوبی نیستند! 3- تا حدودی حجاب را رعایت نمی کند. 4- من فوق دیپلم عمران دارم ولی برای کارشناسی (تربیت معلم) شرکت کردم و چون اختلاف سنی ما کم است و خدمت هم نرفتم. خیلی زود که بخواهم ازدواج کنم حداقل هفت یا هشت سال دیگر طول خواهد کشید. 5- اشتباه بزرگی که کردم اون اوایل که دیدنش خیلی بچه گانه فکر کردم و با خودم گفتم این دختر حتما با من ازدواج می کند (بدون اینکه به این مشکلات فکر کنم) و همیشه و هر شب به اون فکر می کردم که یه روزی با هم زیر یه سقف زندگی می کنیم. بعد از چهار سال از خواب بیدار شدم و فهمیدم به همین راحتی نمی توانم با اون ازدواج کنم. بعد از چهار سال این عشق بزرگ شد (مثل یه نهال) و من الان به اون وابسته شدم. یه روز میگم هر طور شده بهش میگم که دوسش دارم ولی روز بعد میگم اون دختر خوبی نیست. بیش از ده بار سعی کردم فراموشش کنم ولی وقتی می دیدمش باز هم همان آش و همان کاسه، از بس به اون فکر کردم خسته شدم از همه چیز و گاهی وقت ها، اینقدر عصبانی می شم که می زنم زیر گریه. من اونقدر دوسش دارم که وقتی نمی بینمش گریه ام می گیرد ولی همیشه فکر می کنم که هیچ وقت نمی تونم باهاش ازدواج کنم. از بس عقل و احساستم با هم دعوا کردن دیگه کلافه شدم نمی دونم چی کار کنم؟ نه می تونم فراموشش کنم، شرایطم برای ازدواج مناسب نیست. امسال خواستم فراموشش کنم واسه همیشه به خودم گفتم اون تصادف کرده و مرده و بیست روز براش سیاه پوشیدم و در روز بیستم اونو دیدیم که در خونه همسایشون ایستاده بود با پیراهن آستین کوتاه و شلوار بدون روسری، خیلی بهم برخورد و گفتم این دفعه دیگه واقعا و حتی چهل روز دیگر هم لباس سیاه پوشیدم، اما حدود ده روز بعد یعنی حدود پنجاه روز بعد از این اتفاق برای یک لحظه قیافه اش اومد جلوی چشام و باز هم گریه کردم و باز هم روز از نو روزی از نو . دیگه نمی دونم چی بنویسم من این نامه رو نوشتم تا یه خورده آروم بشم امیدوارم یه راه خوب برام پیدا کنید.

1 پاسخ 1

برادر عزیز ازدواج پیوند دو نفر بریده از خانواده ها نیست بلکه ازدواج پیوند دو خانواده است . لذا فرهنگ و اخلاق و نظام ارزشی و برنامه تربیتی هر خانواده تاثیر خود را بر روی فرزندش خواهد گذارد اگر فرهنگ و نظام ارزشی خانواده ها متفاوت است در رفتار و اخلاق و ... فرزندانش تاثیر خواهد گذارد و این تاثیر در ادامه ، زندگی مشترک شما را تحت تاثیر قرار می دهد و اختلاف فرهنگی متفاوت موجب از دست دادن برخی سطوح کفویت خواهد شد و زمینه ی بروز اختلاف خواهد شد.
بدون تردید ازدواج یکی از حوادث مهم زندگی است و نقش آن در پیشرفت یا عدم پیشرفت انسان بر کسی پوشیده نیست بنابراین در انجام این امر مهم دقت کافی لازم است. انسان چه پسر و چه دختر وقتی به سن بلوغ می رسد و هرمون های جنسی او شروع به ترشح می کند، در احساس و روان او تغییراتی ایجاد می شود. یکی از این تغییرات آن است که نسبت به رابطه عاطفی با جنس مخالف احساس نیاز پیدا می کند و نیرویی او را به طرف جنس مخالف سوق می دهد، این در حالیست که قبلا چنین احساسی در او وجود نداشت.
این احساس یکی از مواهب الهی به بشر است، سبب تشکیل زندگی و بقای نسل آدمی است. اگر احساس ازدواج در آدمی به وجود نمی آمد، کمتر کسی تن به ازدواج می داد. اما از آنجایی که این احساس همچون دیگر احساس های ما نیاز به تعدیل و کنترل و قرار گرفتن در یک چهار چوبه معین دارد، لازم است با برنامه ریزی و تحت شرایط ویژه ای به آن پاسخ داده شود. چنانچه در احساس گرسنگی یا احساس ترس و مانند آن باید واکنشی مطابق با اصول عقلانی داد. این طور نیست که هرگاه گرسنه شدیم هرچه دلمان خواست بخوریم، بلکه این عقل و اندیشه ماست که طریق صحیح سیرشدن را به ما می آموزد.
در مورد ازدواج نیز باید از اندیشه و فکر کمک گرفت. باید ابتدا شرایط را در نظر بگیریم و اگر شرایط مورد تأیید عقل نبود، احساسات مان را کنترل کنیم، هر چند این کار خوشایند احساس نباشد.
به نظر می رسد بین عقل و احساسات تان هماهنگی وجود ندارد. احساس شما با دیدن دختری تحریک شده و به شدت ارتباط و وصلت با او را خواستار است، ولی تفکر و اعتقاد شما او را مناسب نمی بیند. چه باید کرد؟ به نظر می رسد در مرحله اول باید ببینید آیا می توان این کشمکش را تبدیل به صلح کرد یا نه؟ برای این کار لازم است ابتدا درباره آن دختر و خانواده اش تحقیق کنید که آیا بدحجابی او نوعی سهل انگاری و غفلت است، اما در واقع شخصی عفیف است و التزام عملی به اسلام دارد؟ در این صورت عقل به شما اجازه می دهد برای خواستگاری از او اقدام کنید و به مرور سعی کنید ظاهر او را تغییر دهید. ولی اگر متوجه شدید حجاب برای او اهمیت ندارد و به طور کلی از ایمان محکمی برخوردار نیست، در اینجاست که باید جلوی احساساتتان را بگیرید و او را فراموش کنید، زیرا برای یک مسلمان مهمترین چیز عقیده و ایمان است و چیزهای دیگر باید تابع ایمان او باشد.
بنابراین آنچه در این بین اهمیت دارد زیر ساختهای فکری دختر مورد علاقه تان در برابر آموزه های دینی است که حجاب یکی از آنها است همسر آدمی باید همان گونه که حق است تربیت شده باشد نه آنکه در منزل شما بخواهد تربیت شود آنهایی که همسر مناسب تربیت یافته انتخاب نموده اند در ادامه زندگی با مشکل مواجه می شوند تا چه رسد که بخواهیم او را در منزل خود تربیت نماییم.
انسان به طور طبیعی انتظارات و خواست های فراوانی از همسر خود دارد بنابراین بیشتر کسانی که در انتخاب تک متغیری هستند. مثلا فقط به زیبایی تکیه می کنند در نهایت از انتخاب خود پشیمان می شوند چرا که پس از ازدواج احساس می کنند که نیازهای فراوان آنها پاسخ داده نمی شود. پس عاقلانه ترین راه این است که شما ویژگی ها و معیارهایی که از همسر آینده خود در نظر دارید را بر روی کاغذ بیاورید و هر گاه به مورد خاصی همچون این خانم بر می خورید شرایط آن مورد را با معیارهای مد نظر خود مقایسه کنید. اگر آن مورد در هیچ خصوصیتی نمره تک نداشت - مثل پایبند نبودن به دین - و معدل ویژگی های او در حد متوسط و بالاتر از آن بود این فرد می تواند مورد مناسبی برای ازدوج با شما باشد، اما اینکه آن معیارها چیستند؟
به طور کلی معیارها و ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است .
الف . آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتما لازم اند.
ب . آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارد.
T}ملاک های دسته اول عبارتند از:{T
1. تدین و دین دار بودن فرد. زیرا انسانی که دین ندارد هیچ ندارد انسان بی دین در حقیقت مرده ی متحرک است و کسی که پای بند به دین (که اصلی ترین مسأله زندگی است) نباشد هیچ تضمینی وجود ندارد که پای بند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد. انسان دیندار هرگز نمی تواند با همسر بی دین کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند. 2. اخلاق نیک داشتن که منظور داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دین دو ملاک و معیار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است .
3. شرافت و اصالت خانوادگی که منظور نجابت و پاکی خانواده است زیرا ازدواج دختر و پسر تنها پیوند و ترکیب دو فرد نیست بلکه پیوند دو خانواده است و نمی توان گفت من می خواهم با خود این فرد ازدواج کنم و کاری به خانواده و فامیلش ندارم . زیرا این فرد شاخه ای است از این خانواده و از ریشه های همان درخت خانواده تغذیه کرده است و صفات اخلاقی , روحی عقل و جسمی آن خانواده را از راه وراثت و محیط و عادات به این فرد منتقل کرده است. علاوه بر این که نقش خانواده ها در زندگی مشترک پسر و دختر بسیار عمیق است. در روایات نیز از ازدواج با دختر زیبای فاقد خانواده اصیل و مذهبی نهی شده است.
4. عقل ; در واقع همان نور افکنی است که جاده زندگی را روشن می کند و باید زن و شوهر برای اداره ی زندگی و تربیت فرزندان از نیروی عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلی کافی پیدا کرده باشند همان طور که ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و کم عقل نهی فرموده اند.
5. تناسب , همتایی و کفو همدیگر بودن که از حساس ترین نکاتی است که باید در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد همتایی و تناسب از نظر و جنبه های مختلف مثل
الف . تدین و میزان پای بندی به دستورات شرع
ب . همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری
ج . همتایی اخلاقی و پای بندی به آداب اخلاقی
د. کفو همدیگر بودن از نظر تحصیلات علمی
ه. تناسب در زیبایی
و. تناسب سنی
ز. تناسب مالی و سطح اقتصادی و...
T}ملاک های دسته دوم:{T
ملاک ها و معیارها و مسائل دیگری که بیشتر مربوط به سلیقه و موقعیت افراد دارد در دسته ی دوم قرار می گیرد و می توان از آن صرف نظر کرد. ولی برای اینکه بتوانید به یک تصمیم صحیح و عاقلانه ای برسید بهتر است با افراد مورد اعتماد خویش، والدین، یا اقوام نزدیک دلسوز و عاقل و دارای تجربه مشورت کرده و با دقت کافی تصمیم مناسبی اتخاذ فرمایید.
اما اقدام برای شناسایی ملاک های فوق و اطلاع یافتن از وجود آنها در یک فرد از راه های زیر امکان پذیر است:
1- تحقیق و بررسی از خانواده و چگونگی روابط خانوادگی و فامیلی. چون هر فردی تحت تأثیر محیط خانواده به دنیا آمده و رشد کرده است و از آن فضای فرهنگی و اجتماعی تأثیر پذیر بوده و هست.
2- تحقیق و شناسایی دوستان و نزدیکان و رفقای صمیمی در محل زندگی و سکونت، محل درس و محل کار.
3- گفتگوی مستقیم (ولی تحت نظارت خانواده های دو طرف) با یکدیگر و اطلاع یافتن از نقطه نظرات همدیگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آینده می تواند در زندگی مشترک تان تأثیرگذار باشد و کسب اطلاع از میزان اهتمام وی نسبت به ملاک ها و معیارهای معرفی شده.
در پایان توجه شما را به چند نکته مهم جلب می کنیم:
1. در انتخاب همسر کمتر اتفاق می افتد که یک فرد تمام حسن ها و ویژگی های مثبت را داشته باشد؛ چنانچه ما درباره خودمان هم نمی توانیم ادعا کنیم که هیچ عیب و نقصی نداریم. پس بهتر است ویژگی همسر ایده آل را امتیاز بندی کنیم با این فرض که بالاترین امتیاز را به ایمان و اخلاق بدهیم و در مجموع کسی را که از امتیازات بیشتری نسبت به بقیه است انتخاب کنیم.
2. در تحقیق و شناخت از همسر آینده هرگز نباید به گفتگوهای مستقیم با طرف مقابل یا شخصیت و تیپ ظاهری او اکتفا کرد. زیرا معمولا کشش و جاذبه جنس مخالف، مانع از این می شود که افراد بتوانند درک صحیحی از یکدیگر داشته باشند. غیر از این که در این گونه برخوردها هر یک از طرفین سعی می کند بهترین تصویر را از خود نشان دهد و نقطه ضعف هایش را پنهان کند.
3. توصیه می شود جهت اطلاعات بیشتر و دقیق تر و تصمیم گیری واقع بینانه تر برای مهمترین تصمیم دوران زندگی و نقطه عطف عمر خود بهتر است در این زمینه هم تفکر بیشتری داشته باشید و هم با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازید و هم از نظرات مشورتی افراد با تجربه استفاده نمایند و کتاب های معرفی شده را نیز مطالعه فرمایید.
- جوانان و انتخاب همسر، علی اکبر مظاهری، انتشارات پارسایان
- انتخاب همسر، آیت الله ابراهیم امینی، سازمان تبلیغات اسلامی
- تشکیل خانواده از سری آموز خانواده، جمعی از مؤلفان، انجمن اولیاء مربیان.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(به من کمک کنید) ( وقتی سر دوراهی گیر کردی) (بین دو نفر گیر کردم) (سر دوراهی گیر کردن) (سعی کردم فراموشش کنم) ()