پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من دانشجوی یکی از دانشگاه ها در رشته عمران هستم شما شاید بدانید اوضاع و جو دانشگاه چه جوری است. این که بیشتر دختر و پسرها دنبال همدیگر هستند چند روز پیش یکی از پسرها از من خواست در مورد پسری تحقیق کنم به قول دانشجوها آمارش را در بیاورم که آیا دوست دختری دارد یا خیر؟ ولی من به یاری خداوند دنبال دختربازی و دنبال این که چه کسی چه کاری کرده یا غیره تا حالا نبوده ام و نیستم یعنی اصلا خوشم نمی آید. حالا نمی دانم آیا من مشکل دارم از لحاظ روحی و روانی که مثل آنها دنبال آمار در آوردن و رفت و آمد با دخترها نیستم یا آنها مشکل دارند که دنبال همدیگرند چون پسر خاله ام هم در همان دانشگاه مان درس می خواند و مسئولیت سایت دانشگاه رو با دوستانش به دست گرفته و با دختر هایی که به آنجا می آیند خوش و بش دارند و حتی کنارش می شینند و خیلی صمیمی با هم صحبت درسی و غیر درسی می کنند حالا سؤالم اینجاست که آیا واقعا من مشکل دارم یا آنها؟ آیا این یک سیر طبیعی است که باید در دانشگاه داشته باشیم یا خیر؟ چون همه می گویند می رویم به دانشگاه که دختر بازی کنیم ولی من اصلا از دانشگاه و محیطش خوشم نمی آید و آیا مگر همین رفت و آمد ها با دختر ها گناه محسوب نمی شود؟ و باعث انحرافات بعدی؟ این یک موضوع و موضوع دوم این که من در پاسخ دوستم چه به او بگویم چون فکر می کنم تحقیق در مورد کسی که نمی دانم کی هست و به چه منظوری اطلاعات از او می خواهند گناه است و حتی فکر می کنم تحقیق و تفحص در مورد زندگی کسی برای کسب اطلاعات شخصی هم گناه باشد و آیا این اطلاعات حالا در مورد او درست باشد یا خیر؟

1 پاسخ 1


وقتی نامه شما را خواندم به یاد داستانی افتادم. حکایت از این قرار بود که روزی فرد سالمی وارد روستایی شد که تمام اهالی آن دچار بیماری خارش بدن بودند و مرتب خود را می خواراندند. وقتی اهالی روستا آن فرد سالم تازه وارد را مشاهده کردند و دیدند که او خود را نمی خواراند، به یکدیگر گفتند، آهای مردم این آقا مریض است و خود را نمی خواراند و به مسخره او پرداختند و ... . اکنون، حکایت آن مرد سالم در این روستا که همه دچار بیماری بودند، حکایت شما و محیط دانشگاه شماست. آن قدر یک رفتار ضدارزش و غیراخلاقی فراوان شده و فراگیر، که اگر کسی آن عمل را انجام ندهد، متهم به نقص و ناتوانی و ضعف می شود، واقعا جای تعجب است. متأسفانه به همین سادگی الگوها و هنجارهای اخلاقی و دینی رنگ باخته و به ضدارزش تبدیل شده است. دوست گرامی سلامت فکری و روانی شما را می ستاییم و مطمئن باشید نه تنها شما دچار ضعف و بیماری نیستید بلکه وجدان سالم و حیاء و عفت اخلاقی نشان از کمال روح و روان تا دارد.
آنهایی که دچار مشکل و نقص و بیماری هستند که محیط علمی دانشگاه را به محیط ارضاء غرایز جسمانی و جنسی تبدیل کرده اند و به جای دانش افزایی در فکر تأمین ناصحیح و غیرمتعارف غریزه جنسی هستند. در واقع آنها برخلاف مسیر طبیعی و سالم در حرکت اند. این روح سالم و پاک و پاکدامن شماست که از حرکات زشت و غیراخلاقی دیگران زجر می کشید. حال اگر بپرسید آیا این گونه رابطه ها بین دختر ها و پسرها به چه دلیل کار خلاف و ناصحیحی است باید به عرضتا برسانیم که:
این نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستی بین دختر و پسر و اینگونه روابط نهی کرده است زیرا عفت عمومی جامعه با اینگونه روابط آسیب جدی می بیند پایه های ازدواج و خانواده سست می شود و صدها مفسده اخلاقی برای دختر و پسر و جامعه دارد. بدون تردید اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهی کرده اند اینطور نیست که این نهی کلی و مطلق باشد بلکه سیره عملی آنها به این امر مطلق تخصیص می زند و نشان می دهد که منظور ائمه این نیست که زنان مطلقا نباید در امور اجتماعی مشارکت داشته باشند بلکه منظور آنها این است که زنان اولا، بدون دلیل موجه نباید در میان مردان و مقابل چشم آنها قرار گیرند. ثانیا، در صورت لزوم باید حضورشان در حد نیاز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نیست چه این که مفسده های زیادی می تواند داشته باشد.
نکته دیگری که باید به آن توجه نمود این است که اجتماعی بودن زنان و داشتن جایگاه اجتماعی مستلزم حضور بی رویه و بدون دلیل در میان مردان نیست بلکه خود زنان می توانند تشکل های اجتماعی - فرهنگی داشته باشند و در این تشکل ها حضور فعال در زمینه های گوناگون داشته باشند. بنابراین اسلام از حضور و مشارکت زنان در مسائل اجتماعی نهی نمی کند و صرفا ضوابط و قوانین و حدود این حضور را مشخص می نماید و این به خاطر مصونیت زنان از آسیب های اجتماعی است و از سوی دیگر به خاطر مصون ماندن جامعه از آسیب هایی است که از ناحیه زنان و مردان فرصت طلب به وجود می آید بنابراین هیچ تناقضی بین آموزه های دینی وجود ندارد بلکه همه آنها هماهنگ با یکدیگر و متناسب با نیاز جامعه انسانی است.
قرآن در دو جا یعنی یکی در سوره مائده آیه 5 و دیگری در سوره نساء آیه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آیه 25 سوره نساء به مردان می گوید با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید... A}«فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان»{A یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید پاکدامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند.
در آیه 5 سوره مائده نیز به مردان خطاب می کند و می فرماید شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید و خود نیز پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید A}«... ولا متخذی اخدان ...»{A
چند توصیه:
با توجه به شرایط خاص دوران جوانی , طولانی بودن دوران تجرد غالب دانشجویان و خطرات جدی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانی , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر کمی و کیفی تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند. بنابراین , توصیه اکید ما این است که : اولا, اگر ضرورتی ایجاب نمی کند حتی الامکان چنین روابطی با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم , رفتاری متکبرانه داشته باشند نه رفتاری صمیمانه . اینکه در احکام شرعی می فرمایند در غیر ضرورت مثلا مکروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا مرد و زن جوان , به این دلیل است که چه بسا همین هم صحبت شدن ها, غرایز جنسی افراد را تحریک کند و یک الفت و محبت شهوانی بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازی برای غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال انسان باید دقیقا درون خود را بکاود و باطنش را عمیقا مطالعه کند که مثلا صحبت کردن با افراد نامحرم چه ضرورتی برای او دارد. ثانیا: در صورت ناچاری و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حریم احکام الهی منجر نشود, اشکالی ندارد. بنابراین , گفتگو و نگاه های متعارف بدون قصد لذت و ریبه , اشکالی ندارد. اما با این حال , حتی الامکان لازم است در کلاسها به گونه ای باشند که کمترین اختلاط پدید آید و در برخورد و گفتگو, هنجارهای شرعی رعایت شود.
بنابراین ارتباطهای دختر و پسر عواقب و پیامدهای منفی زیادی دارد که ما در این جا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
پیامدهای روابط دختر و پسر پیش از ازدواج
از دو منظر روانشناسانه و جامعه شناسانه می‏توان به این امر پرداخت.
به طور کلی روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پیش از ازدواج، دارای آفت‏ها و آسیب‏های روانی و اجتماعی جبران ناپذیری است. در ذیل به چند نمونه از این آسیب‏ها اشاره می‏شود:

1. فقدان شناخت درست و واقع بینانه: معمولا ادّعا می‏شود این گونه روابط و دوستی‏ها به انگیزه ازدواج شکل می‏گیرد، ولی با کمی دقّت فهمیده می‏شود، روح حاکم بر این گونه دوستی‏ها، عشق‏ورزی کور است نه خردورزی. پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام می‏فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»، دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می کند.
در حالی که تصمیم‏گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تکیه بر عقلانیّت و خردورزی ممکن است. دوستی‏های قبل از گزینش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را کور می‏سازد و اجازه نمی‏دهد تا یک تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ها که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف انجام می‏گیرد. به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه، زندی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.

2. ایجاد جو بدبینی: این گونه دوستی ها نه تنها مشکلی را برای دختران و پسران حل نمی‏کند بلکه بر مشکلات آنان می‏افزاید.
این گونه دوستی‏ها و روابط اگر به ازدواج بی‏انجامد پس از مدتی از شکل‏گیری زندگی جو بدبینی و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود می‏گوید این دختر وقتی به راحتی با من پیوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابر این از کجا معلوم پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری طرح دوستی نریخته است. از کجا معلوم که در آینده با این که همسر من است با دیگری ارتباط برقرار نکند؟
دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد.
بر این اساس این گونه ازدواج‏ها دارای پایه واساسی سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که سریع منجر به طلاق و جدایی می‏گردد.
بر اساس یک یافته پژوهشی در آمریکا، زوج‏هایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی می‏کنند زندگی زناشویی آنها با مشکلات عدیده‏ای رو به رو است و منجر به طلاق می‏شود. به گزارش ایسنا، دکتر «کاترین کوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا گفت: طبق آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج با یکدیگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند. کوهان گفت: طبیعت ارتباطات آزاد این است که زوجین چندان انگیزه‏ای برای حل درگیری‏ها و حمایت از مهارت‏های خود ندارند. وی افزود: به نظر می‏رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی که با یکدیگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق می‏شود. وی در پایان گفت: می‏توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی‏شود

3. افت تحصیلی یا رکود علمی: این گونه روابط باعث می‏شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات‏های حضوری و تلفنی خود بکنند و این بزرگ‏ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل دانش نیازمند تمرکز نیروهای فکری وروحی است.
دل‏مشغولی و اضطرابی که در اثر این گونه پیوندها پدید می‏آید بزرگ‏ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ لذا متصدیان امور علمی مدارس و دانشگاه‏ها توصیه می‏کنند. حتی ایام عقد و نامزدی جوانان در بحبوحه تحصیلات نباشد تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتر فکر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.

4. عدم اسقبال از تشکیل کانون خانواده: این گونه روابط و دوستی‏ها معمولا به انگیزه تفنّن و سرگرمی شکل می‏گیرد و در خلال آن از خود باوری و زودباوری دختران سوء استفاده می شود. متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس تمییز داده نمی‏شود. عشق حقیقی و پاک با هوس‏های آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری دارد. برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی رو به سردی و افول می‏نهد. جاذبه و دل ربایی‏ها مربوط به روزها و ماه‏های اول دوستی است. ولی دیری نمی‏پاید که این روابط عادی شده و به جدایی می کشد. حس تنوع طلبی انسان از یک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر باعث می‏شود برخی سراغ ازدواج و تشکیل خانواده نروند جامعه‏ای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند هیچ‏گونه ضمانتی برای رشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. عمده خوبی‏ها و کمالات والای انسانی در پرتو تشکیل خانواده‏ای سالم، به فعلیت می‏رسد.

5. اضطراب، تشویش و احساس نگرانی:در دوستی‏های موجود بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر یا مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی‏ها وجود دارد، این گونه دوستی‏ها با مخاطرات روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است.
وجود افکار دیگری چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می‏گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
بنابر این وجود چنین دلهره‏ها و اضطراب‏هایی که گاهی لطمه‏های جبران ناپذیری بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسیب‏های این گونه روابط است.

6. محرومیت از ازدواج پاک: هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال پاکی‏ها و نجابت است. دخترانی که در پی این روابط آلوده هستند در حقیقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و این امر باعث می‏شود که آن‏ها به جرم آلودگی به این روابط شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند. البته این گونه روابط ناسالم حتی در ازدواج پسران نیز تاخیر ایجاد شود و دختران بیش از پسران در معرض این آسیب قرار دارند.
اما درباره موضوع دوم:
اگر دوستتان که از شما تقاضا کرده درباره فردی تحقیق کنید، برای امر خیر ازدواج یا واگذاری کاری به وی که باید از تعهد، دلسوزی و کارآیی او اطمینان پیدا کنید، اشکالی ندارد و به تفحص و بررسی دست زنید. زیرا اهمیت آن کار زیاد است و برای شناخت فرد است نه به منظور روحیه جستجوگری و تجسس در زندگی شخصی بدون دلیل و نیاز. زندگی مشترک و ازدواج با فردی به عنوان شریک زندگی برای مدت زمان طولانی مثل یک عمر یا واگذارکردن یک مسئولیت مهم دیگر به فرد نیازمند اطمینان داشتن از سلامت فکری و عملی اوست که در پرتو تحقیق و تفحص و آشنایی از گذشته و حال وی است. در واقع نمی خواهیم از خلاف ها و لغزش های فرد آگاهی یافته و آن را علنی کرده و زمینه آبروریزی را فراهم نمایید و این مشکلی را ایجاد نمی کند. اما اگر این آمارگیری و کشف رفتارهای خلاف گذشته زمینه برای علنی کردن و آبروریزی فرد باشد، همان طور که گفتید حرام و غیرمنطقی است و باید از آن پرهیز کرد.باید دید چه قصدی از این کار دارد،آیا می خواهد تصمیمی در مورد آن فرد بگیرد یا می خواهد برای او پرونده سازی کند وباج گیری کند.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()