پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


مشکلی که می خواستم باهاتون مطرح کنم مشکل خودم نیست، مشکل نامزدمه. نامزد من دختر خیلی پاکیه، نسبت به خدا و امامان(ع) عشق می ورزه تا آنجایی که خوابشونو می دید و رویای صادقه هم بود، مثلا موردی بود که دزدی شده بود و در خواب بهش گفته شد دزد کیه، این موضوع بعدا در واقعیت تأیید شد و روشن شد خوابش درست بوده. اون تا مدتی پیش اهل زیارت عاشورا، نذر صلوات ... بود اما مدتیه که مشکلات پشت مشکلات براش پیش می آد ... فوت پدر، خوردن اموالشان توسط دیگران، شکست های کاری و اون فکر می کنه خدا بهش بی اعتنا شده و دیگه معنویت براش بی اهمیت شده، خیال می کنه خدا اون و خوانوادش رو فراموش کرده من با معلومات خودم خیلی سعی کردم بهش بفهمونم خدا اینجوری نیست اما لطفا کمک کنید من نمی دونم چی باید بگم تا اون باز به خدا امیدوار بشه، لطفا هر جور صلاح می دونید من رو راهنمایی کنید.

1 پاسخ 1


شخص گرفتار باید توجه داشته باشد که بلاها غالباً از الطاف خاص الهى است و خداوند براى این که عنایت و توجه خاصى به او داشته که او را مبتلا فرموده است. این مطلب قطع نظر از این که در قرآن و روایات ثابت است از مطالعه حالات مردم گرفتار به خوبى استفاده مى‏شود، زیرا بیشتر مردم خوب و صالح مبتلا به گرفتارى و بلاها هستند و بعداز پیغمبران هر کس ایمانش زیادتر باشد بلا و مصیبتش نیز زیادتر است. عبدالرحمن بن حجاج مى‏گوید: ما نزد امام صادق(ع) بودیم صحبت بلا به میان آمد و این که بلاها از الطاف خاص خدا است که به مؤمنین عطا مى‏فرماید. آن‏گاه امام صادق(ع) فرمود: از رسول خدا(ص) سؤال شد که سخت‏ترین بلاها در دنیا براى کیست؟ حضرت فرمود: {Hاَلنَّبِیُّونَ ثُمَّ اْلأَمْثَلَ فَاْلأَمْثَلَ وَیَبْتَلَى الْمُؤمِنُ بَعْدَ ذلِکَ عَلى‏ قَدْرِ اِیمانِهِ وَ حُسْنِ اَعْمالِهِ فَمَنْ صَحَّ اِیمانُهُ وَ حَسُنَ عَمَله اشْتَدَّ بَلائُهُ وَمَنْ سَخِفَ اِیمانَهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلائُهُ‏H}؛ سخت‏ترین و شدیدترین بلاها در دنیا براى پیغمبران است بعد از آنها هر کس ایمانش بیشتر باشد بلایش نیز بیشتر است. مؤمن به قدر ایمان و حسن عملش به بلا مبتلا مى‏شود. پس کسى که ایمانش صحیح و عملش نیکو باشد بلایش نیز شدیدتر است. و کسى که ایمانش ناقص و سست و عملش ضعیف باشد بلایش نیز کمتر است‏، {V(الکافى، ج 2، ص 252)V}. رسول خدا(ص) فرمود: بلای بزرگ به اجر بزرگ پاداش داده می‏شود، و هر گاه خدا بنده‏ای را دوست بدارد، او را به بلای بزرگ گرفتار می‏سازد، پس هرکه به بلا راضى شود خدا از او راضى است. و هر که به بلا راضى نشود خدا از او راضى نمى‏شود. {Hعَنْ اَبى‏ جَعْفَرٍ(ع) قالَ: اِنَّما یُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ فِى الدُّنْیا عَلى‏ قَدْرِ دِینِهِ اَوْ قالَ: عَلى‏ حَسَبِ دِینِهِ‏H}؛ امام باقر(ع) فرمود: مؤمن در دنیا به اندازه دینش یا فرمود، بر حسب دینش مبتلا و امتحان مى‏شود (یعنى اگر دینش قوى باشد بلایش شدید است و اگر دینش ضعیف باشد بلایش نیز ضعیف و کم مى‏باشد)، {V(الکافى، ج 2، ص 253)V}. {Hعَنْ عَبْدُاللَّهِ بْنِ اَبى‏ یَعْفُورٍ قالَ: شَکَوْتُ اِلى‏ اَبى عَبْدِ اللَّهِ(ع) ما اَلْقى‏ مِنَ اْلأَوْجاعِ وَکانَ مِسْقاماً فَقالَ لى‏: یا عَبْدَ اللَّهِ لَوْ یَعْلَمُ الْمُؤمِنُ مالَهُ مِنَ اْلأَجْرِ فِى الْمَصائِبِ لَتَمَنّى‏ اَنَّهُ اَنْ یُقْرَضَ بِالْمَقَاریضَ طُولَ عُمْرِهِ‏H} {Mعبداللَّه بن ابى یعفور که همیشه مبتلا به بیمارى بود مى‏گفت: از دردهایى که به من مى‏رسد به امام صادق(ع) شکایت کردم، حضرت به من فرمود: اى عبداللَّه اگر مؤمن بداند که چه پاداشى در برابر مصیبت ها دارد آرزو مى‏کند که او را در طول عمرش با مقراض‏ها تکه تکه کنند، {V(الکافى، ج 2، ص 255)V}.
نکته دیگر این که برخى گرفتارى‏ها، کفاره گناهان است. خداوند برخی مؤمنان را به مشکلاتی مبتلا می‏کند تا آنان در همین دنیا تصفیه شوند. در هر صورت حالت پیش آمده ممکن است امتحان الهی باشد و پیروزی در آن بستگی به صبر و پایداری دارد. قرآن کریم برای این دسته از مومنان وعده حتمی پیروزی و خروج از بلا داده و فرموده: و من یتقی الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب. کسانی که از راه تقوا و پرهیزکاری خارج نشوند، خدای متعال راه فراری از گرفتاری ها برایشان پیش خواهد آورد و از جایی روزی شان را می رساند که گمان نمی برند.
اهمیت صبر:
صبر رابطه نزدیکی با ظرفیت وجودی انسان دارد. هر اندازه ظرفیت و شخصیت انسان بیشتر شود، صبر و شکیبایی افزون می گردد. به همین دلیل کودکان و بزرگسالان کودک صفت، در برابر کمترین حادثه ای، بی تابی می کنند؛ در حالی که افراد با ایمان و دارای ظرفیت، مشکلات را در خود هضم نموده و خم به ابرو نمی آورند. یک استخر کوچک با اندک نسیمی متلاطم می شود ولی یک اقیانوس عظیم به آسانی متلاطم نمی شود و اقیانوس کبیر را از این جهت اقیانوس آرام می خوانند که هیجان امواجش به خاطر گستردگی آن کمتر است. امیر مؤمنان(ع) می فرماید: «اصل الصبر حسن الیقین بالله؛ اساس و ریشه صبر، ایمان و یقین خوب و زیبا به خداوند است» (نهج البلاغه، حکمت 31).
بدیهی است هر قدر ایمان انسان به حکمت و رحمت پروردگار بیشتر باشد، صبر او نیز بیشتر خواهد بود و تحمل سختی ها و مشکلات و عوامل نامساعد برایش آسان تر می گردد. پیامبران الهی و اولیای خداوند(ع) که دارای بالاترین معرفت به خداوند و بیشترین ظرفیت وجودی و کامل ترین ایمان و یقین به حکمت و رحمت و مشیت خداوند بوده اند، طبیعتا دارای بالاترین صبر و تحمل در برابر مصائب و بلاها و گرفتاری ها بوده اند به گونه ای که خداوند در قرآن کریم این صفت نیکو را در پیامبرانش ستوده و برخی از آنها را به خصوص به عنوان «صابر» نام برده و از آنها تجلیل کرده است؛ چنانچه حضرت ایوب(ع) را با وصف «صابر» معرفی نموده است: «انا وجدناه صابرا نعم العبد انه اواب؛ ما او (ایوب) را شکیبا یافتیم، چه بنده خوبی که بسیار بازگشت کننده (به سوی خدا) بود» V}(ص، آیه 44). {V
نکته مهم در این میان این است که نباید بی صبری و ناشکیبایی وبی تابی و جزع را با ابراز احساسات طبیعی و معقول اشتباه کرد. قلب انسان کانون عواطف و احساسات است و این برخورداری از عواطف و احساسات نشانه ای از لطف و رحمت الهی و ظهور رأفت خداوند است و برای انسان کمال و فضیلت محسوب می شود و بی بهره بودن از آن نوعی نقص و کمبود انسانی است. بندگان مقرب حق که در همه کمالات و فضایل سرآمد روزگار بوده اند در این صفت و خصلت نیز از همه کامل تر و برخوردارتر بوده اند. انسان متعادل هرگاه عزیزی را از دست بدهد ناراحت گشته و اشک هایش سرازیر می گردد ولی این اظهار تأثر و بروز احساسات و رحمت، غیر از جزع و بی تابی و بی صبری است زیرا قلب انسان در برابر حوادث ناگوار عکس العمل نشان می دهد و چشم انسان نیز که دریچه قلب اوست، ممکن است از تأثیرات قلب، متأثر گردد و این خود نشانه جوشش رحمت و لطف خداوند، در وجود انسان است. بنابراین گریه و سوگواری برای از دست دادن عزیزان امری طبیعی و انسانی است. مهم آن است که انسان در مصیبت سخنی که حاکی از ناشکری و شکایت باشد بر زبان نراند و حرف هایی که دور از شأن یک بنده مطیع پروردگار است، نگوید. در حالت پیامبر(ص) آمده است: «هنگامی که ابراهیم(ع) فرزند آن حضرت، از دنیا رفت، پیامبر(ص) چنان گریست که سیلاب اشک بر سینه اش جاری شد. عرض کردند: ای رسول خدا! شما ما را از گریه منع و نهی کردید اما خود گریه می کنید؟ فرمود: لیس هذا بکاء ان هذه رحمه و من لم یرحم لا یرحم؛ این گریه نیست، این رحمت و اظهار محبت است و کسی که رحم و عاطفه نداشته باشد مشمول رحمت حق نمی گردد»V} (امالی طوسی، ص 388، اخلاق در قرآن، آیه الله، مکارم شیرازی، ج 2، ص 463).{V
و در کتاب بحار الانوار در مورد همین جریان این جمله از پیامبر(ص) نقل شده است که فرمود: «و انا بک لمحزونون تبکی العین و یدمع القلب و لا نقول ما یسخط الرب عزوجل؛ ما به خاطر تو (ای ابراهیم) غمگین هستیم، چشم می گرید و قلب اشک می ریزد ولی چیزی که خداوند متعال را به خشم آورد نمی گوییم» V}(بحار الانوار، ج 79، ص 90). {V
در جریان حضرت یوسف (ع) پدر بزرگوارش، حضرت یعقوب(ع) داغ فراق فرزند دلبندش را با «صبر جمیل» تحمل کرد (یوسف، 18) . یعنی شکیبایی زیبا و پسندیده. یعنی؛ هر چند در این مصیبت و بلا آن قدر گریست که دیده اش نابینا شد ولی پیوسته شاکر و صابر بود و سخنی برخلاف رضای حق بر زبان نراند. برای «صبر جمیل» مفسران معانی مختلفی ذکر کرده اند. برخی گفته اند مراد صبری است که نه بی تابی در آن باشد و نه شکایت نزد مردم. پیامبر(ص) در حدیثی «صبر جمیل» را چنین بیان کرده اند: «هو الذی لا شکوی معه؛ صبری است که شکایتی در آن نباشد» (تفسیر قرطبی، ج5، ص 338).
و به همین دلیل است که حضرت یعقوب(ع) در جواب اعتراض به گریه و ناراحتی اش فرمود: «انما اشکو حزنی و بثی الی الله؛ من غم و اندوهم را تنها به خداوند می گویم نه به دیگران» (یوسف، آیه 86).
برای آگاهی بیشتر به کتاب اخلاق در قرآن نوشته آیه الله مکارم شیرازی، ج 2، بحث صبر و شکیبایی رجوع کنید.


برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده