پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


توجهلطفا توجه فرمایید

محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

سؤالی دارم که البته در موردش شک دارم یا بهتر است بگویم فکر می کنم اشتباه است می خواستم با شما مشورت کنم. دختری 22 ساله و دانشجوی ترم 4 هستم در شهر غریب درس می خوانم همیشه بر این داشتم که بر اعتقادم پا بر جا بمانم همیشه مراقب خودم باشم که هیچ وقت پا به ارتباطات دوستی دختر و پسر نگذارم. بارها این اتفاق افتاد و بودند پسرهایی که پیشنهاد می دادند و به نتیجه نمی رسیدند با اینکه از قصد آنها آگاه نبودم اما کاری نکردم که پشیمان شوم. قبل از اینکه ماجرای خودم را تعریف کنم می خواهم بگویم من هنوزم بر عقیده خودم استوار هستم و با این عقیده که انسان جایزالخطا است از شما کمک می خواهم فقط به طوری گمراه شده ام و شاید به این خاطر است که زیادی به خود اطمینان دارم اوایل ترم 3 بود که با یک آقای 26 ساله به طور اتفاقی در حالی که شماره یکی از همکارانش را مدنظر داشت با عجله و گرفتن اشتباهی یکی از شماره ها شماره مرا می گیرد متوجه می شود که اشتباه گرفته است ماجرا تمام می شود تا 1 ساعت بعد که او اس ام اس می دهد این رویه تقریبا برایم آشناست چون ممکن است پسری شماره ای بگیرد و چون صدای دختر است مزاحم شود. او خیلی با شخصیت و متین صحبت می کرد اما من گفتم اشتباه گرفته و تماس نگیرد ماجرا ادامه پیدا کرد تا چند روز البته فقط از طرف او و من هیچ جوابی نمی دادم با خودم گفتم شاید اگر جوابی نگیرد خسته شود اما وقتی بعد از 10 روز خودم خسته شدم به او جواب دادم که چرا دست از سر من بر نمی دارد من از همه مردها متنفرم اون لحظه چیزی جز این به ذهنم نرسید که بگم و قطع کردم. از طریق اس ام اس سعی کردم او را قانع کنم که من اهل دوست شدن نیستم او اول فکر می کرد حتما گذشته تلخی دارم یعنی با کسی دوست بودم که اینگونه برخورد می کنم اما اشتباه می کرد. او خودش را معرفی کرد از خودش و کارش برایم گفت همه از طریق اس ام اس صورت گرفت البته دروغ نگویم 1 یا 2 بار به صورت تلفنی همه چیز را برایم گفت. از حرف هایش فهمیدم که هر دو متولد یک شهر هستیم اما او بزرگ شده شمال است. 2 یا 3 سال است که برای کار به زادگاهش (شهر پدریش) آمده و زندگی می کند البته اکنون خانواده اش نیز به اینجا نقل مکان کرده اند. به مرور زمان فهمید کجا درس می خوانم و رشته ام چیست آن موقع بود که گفت حتما به دیدنم می آید من هیچ وقت از خودم برایش نگفتم حتی اسم واقعی ام را نگفتم. بعد از 1 ماه و چند روز او به دیدنم آمد و با من تماس گرفت و گفت من آمده ام. او واقعا آمده بود ولی من باور نداشتم مسخره ام نکنید ولی مطمئن بودم که نمی آید. آخر هیچ پسری حاضر نمی شود بدون اینکه دختری را ببیند به او علاقه مند شود. گفت از تو و اخلاقت خوشم آمده و دوست دارم بیشتر با هم آشنا شویم. باید بگویم آدمی نیستم که با این حرف ها خام شوم واقعا نیستم اگر بودم لازم نبود به خودم دروغ بگویم. منی که تا به حال به پسری نگاه نکرده و در ذهنم تصوری از هیچ پسری نداشتم به یک لحظه مهرش به دلم نشست. او گفت تو همان دختری هستی که در ذهنم و در عشقم منتظرش بودم و تو با همه دخترهایی که تا به حال دیده ام فرق می کنی. من تقریبا می توانم این چیزها را درک کنم و بفهمم چون مدتی است کتاب های مربوط به ازدواج و روابط دختر و پسر و زندگی خوب داشتن می خوانم و بی شک می توانم بگویم پسر خوبی است چون با صداقت کامل از زندگیش گفت از گذشته اش از اینکه نمی خواهد از همین ابتدا چیزی را پنهان کند به قول خودش ماه هیچ وقت پشت ابر نمی ماند. گفت تقریبا 1 سال با دختری دوست بوده که آن دختر او را از همه لحاظ ارضا داشته اما بعدها می فهمد که به او خیانت کرده و او عقد کرده مردی دیگر است بعد از آن از همه دخترها متنفر می شود قسم می خورد که دیگر عاشق نشود تا اینکه با من آشنا می شود گاهی می گوید ای کاش گذشته ای نداشتم او را اذیت می کند ای کاش این اشتباه را نمی کرد شاید به این خاطر است که فکر می کند من با بقیه فرق می کنم گاهی می گوید کاش در گذشته با من آشنا می شد یا زودتر از اینها با من آشنا می شد. شک ندارم که مرد زندگی است در عشقش پایدار است اهل لذت و هوس خواهی نیز نیست همه به من ثابت شده. به مرور زمان مرا شناخت فهمید از چه خانواده ای هستم حتی خانواده پدر و مادرم را نیز می شناسد. از همان ابتدا در مورد من تحقیق می کرد. حرف او این است که اول به یکدیگر ثابت شویم بعد صحبت با خانواده. فکر می کردم هرگز دوستش نخواهم داشت و هیچ چیز به ما ثابت نخواهد شد اما الان بی شک می گویم که دوستش دارم. من به او به عنوان دوست پسر نگاه نمی کنم او برای من کسی است که دوستش دارم این ارتباط هر دویمان را اذیت می کند این از نگاهش از حرف زدنش می فهمم و حس می کنم با اینکه از هم جدا هستیم کیلومترها فاصله داریم و یکدیگر را نمی بینیم حال به گفته او من همان کسی هستم که به دنبالش بود من به او ثابت شده ام و از من راضی است اما موقعیت صحبت با خانواده ها را ندارد تقریبا تا 2 یا 3 ماه دیگر. پایه آشنایی ما دوستی نیست مطمئنم. از این ارتباط پنهانی هر دو اذیت می شویم همینطور به خاطر کابوس های شبانه ای که به سراغش آمده که تقریبا شبیه به داستان های سریالی است که در ماه رمضان پخش می شد که نامش در ذهنم نیست. به همین دلیل به سراغ فردی با ایمان که امام جماعت یکی از مساجد است رفت و همه چیز را برایش از اول تعریف کرد بی کم و کاست. به آن آقا گفته که بر روی من نظر ازدواج دارد نه قصد دیگری. فقط موقعیت مناسب برای صحبت با خانواده ها را تا مدتی کوتاه دیگر ندارد. در اینجا نمی دانم چه شد که امام جماعت به او گفت می توانید محرم شوید تا زمانی که موقعیت به دست آید. به آن آقا گفته که خانواده ها در جریان نیستند اما آن آقا گفته چون هر دو بالغ هستید و سن قانونی دارید و اینکه واقعا از روی قصد نباشد ایرادی ندارد که فقط بین خودتان و خدای خودتان جملات محرم شدن به صورت صیغه (عقد موقت) بیان کنید. این را هم بگویم که هیچ چیز غیر شرعی بین ما نبوده و نیست. حال می خواهم بدانم آیا این موضوع صحت دارد؟ چون برای هر دویمان سؤال است حتی به مرجع تقلید نیز مراجعه کردیم اما جوابمان را نگرفتیم آخر اگر صحت داشت هر دختر و پسری می توانستند به هم محرم شوند؟! آخر برای ازدواج یک دختر مجرد اجازه پدر لازم است چه موقت چه دائم؟! سؤال دیگری نیز دارم که فقط برای خودم پیش آمده طبق حرف هایی که گفتم او به طور کامل مرا می شناسد اما من فقط به طور معمول از خودش اطلاعات دارم. نمی خواهم بی گدار به آب بزنم و خودم را بدبخت کنم. او از موقعیتش حرف زد. به من بگویید چگونه با او صحبت کنم تا بفهمم در چه موقعیتی است شاید توانستم به او کمک کنم. آخر در سنی قرار دارم که خواستگار زیاد دارم و نمی دانم چه کنم. دلم راضی نمی شود آنها را ببینم!به من کمک کنید که چگونه با او صحبت کنم؟ او پسر خوبی است و واقعا عاشق! به دنبال یک عشق واقعی است از خودش هیولایی ساخته که فکر می کند به اجبار تحملش می کنم. ممنون می شوم کمکم کنید.

5 پاسخ 5

در ازدواج با دختر باکره, اجازه پدر یا جد پدری واجب است و اگر بدون اجازه عقد بخوانند, عقدشان باطل است.V}آیت‏الله سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، النکاح، م 70.{V
از چندین منظر فقهی و اخلاقی و روانشناسی و جامعه شناسی می‏توان به این امر پرداخت.
به طور کلی روابط باز و آزاد دو جنس مخالف پیش از ازدواج، دارای آفت‏ها و آسیب‏های روانی و اجتماعی جبران ناپذیری است. در ذیل به چند نمونه از این آسیب‏ها اشاره می‏شود:
1. فقدان شناخت درست و واقع بینانه: معمولا ادّعا می‏شود این گونه روابط و دوستی‏ها به انگیزه ازدواج شکل می‏گیرد، ولی با کمی دقّت فهمیده می‏شود، روح حاکم بر این گونه دوستی‏ها، عشق‏ورزی کور است نه خردورزی. پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام می‏فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»، دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می کند.
در حالی که تصمیم‏گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تکیه بر عقلانیّت و خردورزی ممکن است. دوستی‏های قبل از گزینش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را کور می‏سازد و اجازه نمی‏دهد تا یک تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ها که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف انجام می‏گیرد. به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه، زندگی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می‏سازد.
2. ایجاد جو بدبینی: این گونه دوستی ها نه تنها مشکلی را برای دختران و پسران حل نمی‏کند بلکه بر مشکلات آنان می‏افزاید.
3- خود می دانید که ازدواج ارتباط دو خانواده است این نوع ارتباطها معمولا بدون آگاهی خانوادهها انجام می گیرد و اگر در آینده یکی از دو خانواده با این ازدواج مخالفت کنند این دوستی و ارتباط را چگونه می توان پاک نمود ؟ این شکست روحی را چگونه می توان ترمیم نمود . ؟
این گونه دوستی‏ها و روابط اگر به ازدواج بی‏انجامد پس از مدتی از شکل‏گیری زندگی جو بدبینی و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود می‏گوید این دختر وقتی به راحتی با من پیوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابر این از کجا معلوم پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری طرح دوستی نریخته است. از کجا معلوم که در آینده با این که همسر من است با دیگری ارتباط برقرار نکند؟
دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد.
بر این اساس این گونه ازدواج‏ها دارای پایه واساسی سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که سریع منجر به طلاق و جدایی می‏گردد.
بر اساس یک یافته پژوهشی در آمریکا، زوج‏هایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی می‏کنند زندگی زناشویی آنها با مشکلات عدیده‏ای رو به رو است و منجر به طلاق می‏شود. به گزارش ایسنا، دکتر «کاترین کوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا گفت: طبق آخرین تحقیقات، افرادی که پیش از ازدواج با یکدیگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند. کوهان گفت: طبیعت ارتباطات آزاد این است که زوجین چندان انگیزه‏ای برای حل درگیری‏ها و حمایت از مهارت‏های خود ندارند. وی افزود: به نظر می‏رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی که با یکدیگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق می‏شود. وی در پایان گفت: می‏توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی‏شود. V}(روزنامه جمهوری اسلامی – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5){V
3. افت تحصیلی یا رکود علمی: این گونه روابط باعث می‏شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات‏های حضوری و تلفنی خود بکنند و این بزرگ‏ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل دانش نیازمند تمرکز نیروهای فکری وروحی است.
دل‏مشغولی و اضطرابی که در اثر این گونه پیوندها پدید می‏آید بزرگ‏ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ لذا متصدیان امور علمی مدارس و دانشگاه‏ها توصیه می‏کنند. حتی ایام عقد و نامزدی جوانان نباید در بحبوحه تحصیلات نباشد تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتر فکر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.
4. عدم اسقبال از تشکیل کانون خانواده: این گونه روابط و دوستی‏ها معمولا به انگیزه تفنّن و سرگرمی شکل می‏گیرد و در خلال آن از خود باوری و زودباوری دختران سوء استفاده می شود. متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس تمییز داده نمی‏شود. عشق حقیقی و پاک با هوس‏های آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری دارد. برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی رو به سردی و افول می‏نهد. جاذبه و دل ربایی‏ها مربوط به روزها و ماه‏های اول دوستی است. ولی دیری نمی‏پاید که این روابط عادی شده و به جدایی می کشد. حس تنوع طلبی انسان از یک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر باعث می‏شود برخی سراغ ازدواج و تشکیل خانواده نروند جامعه‏ای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند هیچ‏گونه ضمانتی برای رشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. عمده خوبی‏ها و کمالات والای انسانی در پرتو تشکیل خانواده‏ای سالم، به فعلیت می‏رسد.
5. اضطراب، تشویش و احساس نگرانی:در دوستی‏های موجود بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر یا مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی‏ها وجود دارد، این گونه دوستی‏ها با مخاطرات روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است.
وجود افکار دیگری چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می‏گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
بنابر این وجود چنین دلهره‏ها و اضطراب‏هایی که گاهی لطمه‏های جبران ناپذیری بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسیب‏های این گونه روابط است.
6. محرومیت از ازدواج پاک: هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال پاکی‏ها و نجابت است. دخترانی که در پی این روابط آلوده هستند در حقیقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و این امر باعث می‏شود که آن‏ها به جرم آلودگی به این روابط شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند. البته این گونه روابط ناسالم حتی در ازدواج پسران نیز تاخیر ایجاد شود و دختران بیش از پسران در معرض این آسیب قرار دارند. در پایان به چند پرسش اساسی اشاره می‏شود:
1. به نظر شما یک رابطه و پیوند مطلوب چه ویژگی‏هایی دارد؟
2. آیا روابطی که بر پایه هوسرانی‏ها و سرگرمی‏های زودگذر است، می‏تواند روابطی پایا و پویا باشد؟
3. آیا هر انسانی با هر صفت و ویژگی شایسته ارتباط و دوستی است؟
4. آیا پسندیده نیست که انسان سرمایه عشق و محبت خود را برای زندگی آینده خویش پس انداز کند.
البته خوب است بگوییم که قبل از تمام این آسیبها از نظر شرعی و اخلاقی معمولا این نوع ارتباطها نا مشروع و حرام است مگر اینکه فقط به گفتگو اکتفا شود تا هنگامی که به این صورت تنها حرف های معمولی می زنید، نمی توانیم بگوییم که این رابطه حرام است و یا گناه دارد، یعنی مشکل شرعی ندارد، ولی می تواند آسیب های تربیتی و روانی مهمی در پی داشته باشد. وقتی دو نفر مدت زیادی با هم صحبت می کنند و رابطه دارند، کم کم به هم علاقه مند می شوند و این علاقه به صورت دلبستگی و وابستگی در می آید، بعد از اینکه این حالت به وجود آمد، دیگر قضاوت هایی که در مورد هم دارند تحت تاثیر علاقه قرار می گیرد و نمی توانند کاملا آزاد و فارق از محبت در مورد هم فکر کنند و یکدیگر را به صورت عقلانی و منطقی مورد ارزیابی قرار دهند و چه بسا عیب های هم را نمی بیننند و وارد راهی می شوند که به احتمال قوی پایان خوبی ندارد.
در خصوص ارتباط با جنس مخالف جهت ازدواج چند نکته را یادآور می شود: باید طرفین قبل از ازدواج از یکدیگر شناخت داشته باشند, اما این شناخت باید از راه مناسب و قابل اعتماد بدست آید. بی تردید صحبت مستقیم و تنهایی طرفین راه صحیح و مناسب برای تحصیل شناخت نیست.
از این گذشته ممکن است خانواده با این ازدواج موافق نباشند، و آنها نتوانند ازدواج خود را سامان بدهند، در نتیجه مجبور باشند از هم جدا شوند و بدین وسیله دچار آسیب شدید عاطفی و روانی گردند.
تجربه نشان داده است که این روش، معلومات و اطلاعات صحیح، کامل و بجایی را به دست نمی دهد، لذا این شیوه کمتر راه گشا بوده و در برخی از موارد به واسطه تحت تأثیر قرار گرفتن حقیقت و غلبه احساسات و عواطف بر واقعیت طلبی، موجب زیان هایی شده است . از این روی در حالی که شناخت طرفین را قبل از ازدواج لازم و ضروری می دانیم چند نکته را در این مورد متذکر می گردد: شناخت قابل اعتماد و صحیح آنگاه به دست می آید که :
الف - از راه صحیح و به دور از انگیزه های دیگر, همانند انگیزه های عاطفی و احساسی باشد.
ب - منابعی که جهت کسب آگاهی به آنها مراجعه می شود باید صداقت آنها قبلا تأیید شده باشد. حداقل این است که آنها ذی نفع نباشند.
ج - نوع شناخت و اطلاعات لازم و ضروری که مورد نظر است و زندگی بر پایه آنها بنا می شود باید قبلا زمینه یابی گردد. باید از اموری کسب آگاهی نمود که در آینده برای زندگی شما ضروری است و جهل و ناآگاهی از آنها موجب سردرگمی و یا شکست زندگی می شود. ولی شناخت های غیرضروری به کار نمی آیند.
د - باید تدبیری اندیشید که اطلاعات بدست آمده را محک زند و آنها را از افکار رؤیاگونه، دروغ پردازی های ناخود هشیارانه - و حتی آگاهانه - مبرا سازد، لذا باید از افراد صاحب تجربه و قابل وثوق کمک گرفت و نسبت به برخی امور آن ها را به جمع آوری اطلاعات ضروری یاری طلبید. پی بردن به خصوصیات فرد از راه های مختلفی میسر است:
1- مطالعه بر روی دوستان او.
2- مطالعه رفتار افراد خانواده او.
3- تحقیق از دوستان و فامیل او.
4- استفاده از تست های روان شناسی که در این باره می توان از واحد مشاوره ازدواج استفاده کرد.
ناگفته نمایند گفتگو در محیطهای گردشگاهی معمولا بستر مناسبی برای غلبه عواطف و احساسات است و در صورتی که به ازدواج نینجامد, ضربه روحی شدیدی - به ویژه نسبت به دختران - به وجود می آورد. علاوه بر این که گفتگو در این حد از نظر شرعی گناه محسوب می شود. بنابراین توصیه می شود از راه های تحقیق فوق الذکر استفاده شود تا در پرتو آن به شناختی عمیق تر دست یابید.
بى‏تردید اگر دختر و پسر قبل از آگاهى از اصالت خانوادگى، میزان اعتقاد فردى و خانوادگى و شناخت خصایص جسمى و روانى (سابقه‏هاى بیمارى خانوادگى و ...)، به سراغ شناخت خصایص شخصیتى و فردى یکدیگر بروند و در محیطى که محبت و احساس الفت موج مى‏زند، به گفت وگو بپردازند، به احتمال زیاد به ازدواج نسنجیده منتهى مى‏شوند؛ چرا که ریسمان مودّت و عشق را نمى‏توان بعد از این ارتباط و گفت‏وگو گسست. عشقى که با تعقّل و تفکّر بیگانه است و ثمرى جز سردرگمى ندارد: بنابراین باید ویژگى‏هاى گفت‏وگوى شناختى را به خوبى بازشناخته، بر اساس آن اقدام کنند.
گفت وگوى شناختى، صحبتى است که به منظور شناخت دختر و پسر از یکدیگر صورت مى‏گیرد، تا بر اساس شناخت و آگاهى به دست آمده، در مورد بنا کردن یا بنا نکردن زندگى مشترک، تصمیم گرفته شود. این صحبت‏ها با رعایت شرایط زیر مى‏تواند به هدف خود دست یابد؛ وگرنه در صورت تخلّف، نه تنها هدف خود را تأمین نمى کند؛ بلکه رهزن دختر و پسر نیز خواهد شد.
به منظور دست‏یابى به اهداف این نوع گفت و گوها رعایت نکات زیر بایسته است:
1. سعى شود در این گفت وگو جز پیام شناختى، پیام دیگرى (همانند پیام‏هاى احساسى و عاطفى) مبادله نشود.
2. محور گفت وگوها با طرح سؤالات از پیش تدارک شده، تعیین گردد تا موجب انحراف صحبت‏ها از موضوع مورد نظر نشود. لذا باید تلاش شود تا گفت وگوها از محورهاى تعیین شده تخطّى نمى‏کند.
3. موضوع و منظورتان از گفت وگو را به صورت کلى قبل از جلسه، به اطلاع طرف مقابل برسانید تا با آمادگى قبلى در جلسه حاضر شود و با حالتى غیرمنتظره مواجه نشود.
4. مدت گفت و گوها کوتاه باشد.
5. برخى گفته‏ها یادداشت شده و محور تفکّر بعدى و تصمیم گیرى قرار گیرد.
6. لازم است این گفت وگو با حضور فرد یا افراد دیگرى - که نقش ناظر بر محتوا را داشته و نکات مبهم و مجهول را گوشزد مى‏کند - یا حداقل تحت اشراف و اطلاع آنان انجام گیرد (ترجیحاً یک تن از طرف دختر و یک تن از طرف پسر).
7. محور شناخت از یکدیگر، همانا شناخت از امور اساسى و مؤثر در تصمیم‏گیرى باشد؛ همانند: آگاهى از میزان سواد و سطح اطلاعات یکدیگر، اطلاع از نو ع نگرش همدیگر، شناخت از میزان پایبندى به ارزش‏هاى پذیرفته شده و نوع ارزش‏هاى مورد قبول یکدیگر ... .
8. از تعریف و تمجید مکرر یکدیگر - که روحیه پرسشگرى و دقت نظر را از بین مى‏برد - اجتناب شود.
9. لازم است از پاسخ‏هاى کلى و شناخت‏هاى اجمالى و ابهام آلود پرهیز گردد تا هر چه شفاف‏تر، مجهولات به آگاهى و شناخت تبدیل شود.


در اینجا به برخی ملاک ها و راه های تحقیق در انتخاب همسر اشاره می کنیم امید است مفید باشد.
معیارها و ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است .
الف . آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتما لازم اند.
ب . آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارد.
ملاک های دسته اول عبارتند از:
1. تدین و دین دار بودن فرد. زیرا انسانی که دین ندارد هیچ ندارد انسان بی دین در حقیقت مرده ی متحرک است و کسی که پای بند به دین (که اصلی ترین مسأله زندگی است) نباشد هیچ تضمینی وجود ندارد که پای بند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد. انسان دیندار هرگز نمی تواند با همسر بی دین کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند.
2. اخلاق نیک داشتن که منظور داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دین دو ملاک و معیار اصلی در ازدواج و انتخاب همسر است .
اگر بخواهیم نمونه هایی از اخلاق خوب و بد را اشاره کنیم می توان موارد زیر را ذکر کرد.
الف . خوش زبانی و بدزبانی زبان ترجمان و بیانگر احوال درون است و زبان دریچه ای است از محتویات درون فرد, زبان انسان آینه ی دل اوست
ب . بزرگواری و حسادت
ج . خوش خلقی و کج خلقی
د. حق پذیری و لجاجت
3. شرافت و اصالت خانوادگی که منظور نجابت و پاکی خانواده است زیرا ازدواج دختر و پسر تنها پیوند و ترکیب دو فرد نیست بلکه پیوند دو خانواده است و نمی توان گفت من می خواهم با خود این فرد ازدواج کنم و کاری به خانواده و فامیلش ندارم . زیرا این فرد شاخه ای است از این خانواده و از ریشه های همان درخت خانواده تغذیه کرده است و صفات اخلاقی , روحی عقل و جسمی آن خانواده را از راه وراثت و محیط و عادات به این فرد منتقل کرده است .
4. عقل ; در واقع همان نور افکنی است که جاده زندگی را روشن می کند و باید زن و شوهر برای اداره ی زندگی و تربیت فرزندان از نیروی عقل و فهم برخوردار باشند و رشد عقلی کافی پیدا کرده باشند همان طور که ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و کم عقل نهی فرموده اند.
5. تناسب , همتایی و کفو همدیگر بودن که از حساس ترین نکاتی است که باید در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد همتایی و تناسب از نظر و جنبه های مختلف مثل
الف . تدین و میزان پای بندی به دستورات شرع
ب . همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری
ج . همتایی اخلاقی و پای بندی به آداب اخلاقی
د. کفو همدیگر بودن از نظر تحصیلات علمی، منظور این است که از نظر تحصیلی فاصله خیلی زیاد بین زوجین نباشد مثلا ازدواج یک فرد با تحصیلات ابتدایی با فردی که کارشناسی دارد یا بیشتر توصیه نمی شود.
ه. تناسب در زیبایی
و. تناسب سنی
ز. تناسب مالی و سطح اقتصادی و...، منظور این است که یکی از خانواده فقیر و دیگری از خانواده ثروتمند نباشد.
ملاک ها و معیار و مسائل دیگری که بیشتر مربوط به سلیقه و موقعیت افراد دارد. در دسته ی دوم قرار می گیرد و می توان از آن صرف نظر کرد. ولی برای اینکه بتوانید به یک تصمیم صحیح و عاقلانه ای برسید بهتر است با افراد مورد اعتماد خویش، والدین، یا اقوام نزدیک دلسوز و عاقل و دارای تجربه مشورت کرده و با دقت کافی تصمیم مناسبی اتخاذ فرمایید.
همسر خوب و مناسب ویژگی های متعددی دارد که ان شاءالله شما با یکایک آنها آشنا و نسبت به احراز آن کوشا هستید.
اقدام برای شناسایی ملاک های فوق و اطلاع یافتن از وجود آنها در یک فرد از راه های زیر امکان پذیر است:
1- تحقیق و بررسی از خانواده و چگونگی روابط خانوادگی و فامیلی. چون هر فردی تحت تأثیر محیط خانواده به دنیا آمده و رشد کرده است و از آن فضای فرهنگی و اجتماعی تأثیر پذیر بوده و هست.
2- تحقیق و شناسایی دوستان و نزدیکان و رفقای صمیمی در محل زندگی و سکونت، محل درس و محل کار.
3- گفتگوی مستقیم (ولی تحت نظارت خانواده های دو طرف) با یکدیگر و اطلاع یافتن از نقطه نظرات همدیگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آینده می تواند در زندگی مشترک تان تأثیرگذار باشد و کسب اطلاع از میزان اهتمام وی نسبت به ملاک ها و معیارهای معرفی شده.
در پایان توصیه می شود جهت اطلاعات بیشتر و دقیق تر و تصمیم گیری واقع بینانه تر برای مهمترین تصمیم دوران زندگی و نقطه عطف عمر خود بهتر است در این زمینه هم تفکر بیشتری داشته باشید و هم با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازید و هم از نظرات مشورتی افراد با تجربه استفاده نمایند و کتاب های معرفی شده را نیز مطالعه فرمایید.
1- جوانان و انتخاب همسر على اکبر مظاهرى
2- ازدواج آسان و شیوه همسردارى محمد محمدى اشتهاردى
3- ازدواج آسمانى على اکبر مظاهرى
4- ازدواج پایدار کاظمى حقیقى
5- ازدواج در اسلام مصطفى کاشفى خوانسارى
6- ازدواج و روابط زن و مرد نجفى یزدى
7- پیوند دو قلب یا راهنماى ازدواج مهدى پاکزاد
8- جوانان و ازدواج - زندگى بهتر سید احمد واحدى
9- جوانان، ازدواج و مسایل جنسى روح اللّه‏ خالقى
10- راهنمایى ازدواج بهزاد رحمتى
11- همسران برتر، غلامعلى افروز
12- انتخاب همسر، ابراهیم امینى
13- ازدواج مکتب انسان‏سازى، دکتر پاک‏نژاد

برگرفته از پرسمان
من یک مرد هستم. به عنوان یک مرد باید به شما عرض کنم که این داستان بسیار مشکوک است. اوج شک و تردید اونجایی هست که این آقا ادعا کرده به امام جماعتی موضوع را گفته و او گفته اشکالی ندارد که با هم عقد کنید!!! یا اون امام جماعت تقلبی بوده و یا این مرد فکر پلیدی در سر داره. ابتدای شک من، چگونگی شروع آشنایی هست. یک مرد درست و با اخلاق هیچ وقت به خود اجازه نمیدهد که مزاحمتی برای کسی ایجاد کنه. چه برسه به اینکه اون شخص یک بانو باشه. پس دور اخلاقش رو خط بکشید. اگر یکبار توسط تلفن بتونه ازدواج کنه، چه تضمینی هست که باز هم تکرار نشه؟!؟! اصولا یک مرد با شخصیت، طوری خواستگاری میکنه که در حد شخصیت خودش باشه. نه با تلفن و پیله شدن و یواشکی!!! تمام این داستان پر از اشکال است. و البته تمام احساسات شما پر از صداقت و سادگی است. نکنه یکی از سادگی و صداقت شما سوء استفاده کنه! البته این رو هم بگم که اگه حتی محکم بهش جواب رد بدید، پیله خواهد شد، پس این پیله شدن رو دلیل صداقتش ندونید. اگه همچنان به اون چشم امید دارید (که امیدوارم نداشته باشید)، من پیشنهادم اینه که، با یکی از اعضای خانواده که به او نزدیکتر هستید، این موضوع رو درمیان بذارید. راه رو باز کنید که بتونه بیاد خواستگاری. ادامه ماجرا رو در این روند دنبال کنید و اجازه بدین بقیه بزرگترها و تجربه دارها کمکتون کنن. کلام آخر، خواهر من، خدا میدونه انگار دارم به خواهرم مشورت میدم، من اگر جای شما بودم حتما این مورد رو بی خیال می‌شدم. به عنوان یک خواننده شخص سوم که ماجرای شما رو خوندم، مطمینم که به یک کلاه برداری برخوردید و حتما انتظار ندارید که یک کلاهبردار ساده عمل کنه!!! یک کلاهبردار کارش رو خوب بلده... بلده چی بگه و چه موقع بگه و چکار بکنه و صبر داشته باشه تا طعمه خودش رو شکار کنه ... و بعد هم یهو ناپدید میشه!!! صبر داشته باشید و تحمل و به خدا توکل کنید. امیدوارم خدای متعال همیشه یار و یاورتان باشه
سلام. با احترام به جواب کامل و بی نقص دوستان. بگم که جواب سوال بسیار ساده ست که هرنوع صیغه ای بی اجازه پدر حرام است. ودر مورد شناخت. اینکه اگر قصد ازدواج است. با تحقیقات محلی و دانشگاهی و محل کاری از طرف خیلی موارد شفاف میشه و مدتی آشنایی سالم و بی گناه کمک زیادی به شناخت میکنه. یا حق.
با عرض سلام و خسته نباشی من تازه عضو پرسشکده شدم و سوال شما خواهر گرامی رو مشاهده کردم. خواهرم میخوام بی رودرواسی نظر خودمو در مورد سوال شما عرض کنم. خواهرم به گفته دوست عزیز منم به ماجرای اون آقا کاملا مشکوکم. آخه خواهر من نوکرتم چرا انقد ساده ایی و خام حرفای اون آقا شدی. آقایی ک با یک شماره گیری اشتباه پیله میکنه و بعدشم عاشق دلسوخته میشه مشکوکه دیگه. اونم از طریق پیامک بعد صحبت بعد دیدار. خداوکیلی ساده نباشین و دم به تله اینجور افراد ندین. کسی که میگه بیا بدون اجازه خونواده محرم بشیم و صیغه یا عقد کنیم معلومه که مشکل اخلاقی داره وگرنه چه لزومی داره بگه این کارو کنیم؟ من خودم پسر هستم و خوب میدونم چی در سر داره. بخداوندی خدا تا حالا برا هیچ دختری گرگ بازی درنیاوردم ولی زبون گرگارو خوب میفهمم. نخوردیم نان گندم ولی دیدیم دست مردم. این آقا کلا مشکوک میزنه. وگرنه چه لزومی داشت که بعد از اینکه فهمید شماره رو اشتباه گرفته مجددا پیله کنه . پیام بده و با حرفای دلسوزانه و داستان ساختگی دل شمارو به سمت خودش بکشونه بعدش به قول قدیمیا حاجی حاجی مکه. بخدا قسم مثل خواهر خودم فرض میکنم شمارو. ببخشیدا جسارت نشه ولی اگه من اینجا بیام به شما بگم من به شما علاقه پیدا کردم باز قابل توجیحه چون حداقل شما یخورده از اخلاقیات و خصوصیات خودتون اینجا توضیح دادین ولی اون آقا از کجا میدونسته که شما این خصوصیاتو دارین که بخواد پیله کنه و به قول خودش عاشق بشه؟ پس معلومه طرف داره گرگ بازی درمیاره. بخدا تو این دوره زمونه خیلی باید حواستون جمع باشه. شما اولین کاری که باید انجام بدین اینه که برا یکی از اعضای خونوادتون ماجرارو تعریف کنین و در جریان بزارین. بعد به اون آقا بگین هر صحبتی دارین تو مراسم خواستگاری بگین لطفا. در غیر اینصورت من هیچگونه ارتباطی نمیتونم با شما داشته باشم. ببخشید خیلی حرف زدم فقط توروخدا حواستون باشه . حیفه برا دختر پاک و نجیبی مثل شما گرفتار اینجور افراد بشه. حسبی الله و نعم الوکیل.
با سلام دختر خانم نازنین و باصفا، غیر از اینکه همانطور که دوستان گفتند نحوه علاقه مند شدن ایشان به شما مشکوک و در واقع یکی از رلهای افرادی است که نیت شان خیر نیست مطالب دیگری هم : - همانطور که خودت گفتی اطلاعات شما از ایشان همان است که خودش گفته پس صحت آنها مورد تردید است - در عین حال حرفهایشان با هم تناقض دارد اینکه قبلا با کسی در ارتباط بود و حتی ارتباط جنسی داشته اما حالا فقط به دلیل ثحبت کردن پنهانی با یک خانم دچار کابوس می شود و عذاب می کشد خیلی عجیب است. - اگر ایشان تا چند ماه دیگر نمی تواند به خواستگاری بیاید مدت زیادی نیست که برای ان به فکر صیغه باشد این هم مورد شک است. -اگر شما برادر یا فرد مورد اعتمادی داری بهتر است برای تحقیق از ایشان بفرستی در اخر با توجه به اینکه تقریبا یک سال از زمان پست شما می گذرد خوبه که نتیجه موضوعتون رو بگید غیر از اینکه خوشحال میشیم اگه بدونیم مشکل شما حل شده ممکنه به درد یه بنده خدای دیگه هم بخورده البته اگه صلاح میدونید. موفق باشید . سپاس


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (چگونه با دختری که دوستش دارم صحبت کنم) (چگونه به یک زن ثابت کنیم که در اشتباه است) (چگونه با کسی که دوستش دارم دوست شوم؟) (خود ارضایی) (اهل ثروت نشود تا نشود) (ارضا)