پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من دانشجوی سال سوم هستم. علی رغم داشتن خانواده ای اصیل و نسبتا مرفه و تحصیلات خانواده و خودم تاکنون خواستگار جدی ای نداشته ام. این موضوع گاهی سبب اضطراب شدید و بروز افکار منفی در من می شود. گاهی نیز باعث ایجاد رفتارهای احساساتی می شود. مثلا گاهی تا حس می کنم آقایی دارد به من نگاه می کند یا مثلا در صف تاکسی ایستاده است (یا هر گونه اشتراک کوچک دیگر) فکر می کنم الان از من خوشش می آید و موضوع به ازدواج می انجامد! با اینکه به احمقانه بودن این تصورات یقین دارم ولی گاهی راه گریز نمی یابم. حس می کنم ازدواج دیگر برایم از حالت آرزو درآمده است و تبدیل به عقده ای بزرگ شده است که نه می توانم به آن برسم و نه می توانم فراموشش کنم. گاهی به داشته هایم شک می کنم و مثلا خیلی زیبا نبودن خودم را دلیل تأخیر در ازدواج می پندارم و گاهی با خودم می گویم: شاید هیچ مردی لایق من نیست (گاهی به خودم شک می کنم گاهی به دیگران). گاهی ازهمه مردهای جوان می ترسم و از آنها متنفر می شوم و دوست دارم به گونه ای از آنها انتقام بگیرم. امیدوارم شما مثل پدری دلسوز مرا راهنمایی بفرمایید و با توجه به حساس بودن من در زمینه عزت نفس و همچنین وجاهت خانوادگی ام از شما می خواهم راهی بسیار لطیف و در شان یک خانم تحصیلکرده جوان در اختیار دختر خود قرار دهید.

1 پاسخ 1

ابتدا درباره نداشتن خواستگار توجه شما را به مطالب زیر جلب مى‏کنیم:
1. وض...">
من دانشجوی سال سوم هستم. علی رغم داشتن خانواده ای اصیل و نسبتا مرفه و تحصیلات خانواده و خودم تاکنون خواستگار جدی ای نداشته ام. این موضوع گاهی سبب اضطراب شدید و بروز افکار منفی در من می شود. گاهی نیز باعث ایجاد رفتارهای احساساتی می شود. مثلا گاهی تا حس می کنم آقایی دارد به من نگاه می کند یا مثلا در صف تاکسی ایستاده است (یا هر گونه اشتراک کوچک دیگر) فکر می کنم الان از من خوشش می آید و موضوع به ازدواج می انجامد! با اینکه به احمقانه بودن این تصورات یقین دارم ولی گاهی راه گریز نمی یابم. حس می کنم ازدواج دیگر برایم از حالت آرزو درآمده است و تبدیل به عقده ای بزرگ شده است که نه می توانم به آن برسم و نه می توانم فراموشش کنم. گاهی به داشته هایم شک می کنم و مثلا خیلی زیبا نبودن خودم را دلیل تأخیر در ازدواج می پندارم و گاهی با خودم می گویم: شاید هیچ مردی لایق من نیست (گاهی به خودم شک می کنم گاهی به دیگران). گاهی ازهمه مردهای جوان می ترسم و از آنها متنفر می شوم و دوست دارم به گونه ای از آنها انتقام بگیرم. امیدوارم شما مثل پدری دلسوز مرا راهنمایی بفرمایید و با توجه به حساس بودن من در زمینه عزت نفس و همچنین وجاهت خانوادگی ام از شما می خواهم راهی بسیار لطیف و در شان یک خانم تحصیلکرده جوان در اختیار دختر خود قرار دهید.

ابتدا درباره نداشتن خواستگار توجه شما را به مطالب زیر جلب مى‏کنیم:
1. وضعیت اجتماعى ـ فرهنگى و اقتصادى جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود بعضى توقعات و انتظارات خانواده‏ها و دامن زدن به فرهنگ تشریفات و نظیر آن، مشکل بیکارى پسران و عدم توانایى آنها براى تأمین نیازمندیهاى زندگى مستقل عواملى است که باعث این مشکل شده بنابراین در چنین فضایى زمینه ازدواج دختران نیز فراهم نمى‏شود در نتیجه دخترانى نظیر شما گمان مى‏کنند اشکال و ایراد در وجود آنهاست. پس یکى از عوامل پدید آمدن این مشکل عاملى است که از اختیار شما و هر کس دیگرى خارج است.
2. گاهى انتظارات بالا و بیش از اندازه خانواده‏ها یا خود دختران به این مشکل دامن مى‏زند که در این صورت این موضوع باید مورد بررسى قرار گیرد و در صورت واقعیت داشتن آن، با تدابیر لازم و مناسب به تعدیل آن پرداخت و بدین وسیله یکى از موانع خواستگارى و ازدواج برطرف شود.
3. گاهى نیز ویژگیهاى شخصیتى و اخلاقى خانواده‏ها ممکن است مانع و سد راهى براى خواستگاران باشد که این امر نیز باید مورد توجه خانواده‏ها قرار گفته و در صورت لزوم تغییرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقى و آداب اجتماعى خود ایجاد نمایند و زمینه ازدواج دختران خود را فراهم نمایند.
4. گاهى نیز ویژگیهاى ظاهرى و جسمانى یا صفات اخلاقى و شخصیتى خود دختران است که باعث مى‏شود دیرتر ازدواج کنند و خواستگار کمترى داشته باشند.
5. شاید ورودتان به دانشگاه این تصور را به ذهن خانواده ها و خواستگاران شما ایجاد کرده که فلانی کلاسش بالا رفته و دانشجو شده و دیگر با امثال ما حاضر به ازدواج نیست و خود را شایسته و لایق دختری همچون شما نمی دانند و دیگر به سراغتان نمی آیند.
6. برخی نیز گمان می کنند دختری که به دانشگاه وارد شد باید فقط درس بخواند و الان دیگر نمی تواند ازدواج کند و باید پس از اتمام تحصیلات و فارغ التحصیل شدن یا در اواخر تحصیل به سراغش رفت.
به عبارت دیگر گمان می کنند تحصیل با ازدواج تنافی و تضاد دارند لذا به سراغتان نمی آیند. بنابراین و با توجه به آنچه ذکر شد، این مسأله را به بخت و عوامل موهوم نسبت ندهید زیرا برخی عوامل نداشتن خواستگار یا حداقل این که پس از ورود به دانشگاه خواستگاران تان کم شده است به عملکرد خودتان و یا صحبت ها و حرف هایی است که ممکن است تصریحا یا به طور اشاره و کنایه خودتان یا والدین تان مطرح کرده اید، مربوط می شود و خانواده ها و خواستگاران را از مراجعه به منزلتان باز داشته است ولی باید اذعان داشت و همانطور که در بندهای اول و دوم به آن اشاره شد.
بعضى عوامل این مشکل در دست شما یا کس دیگرى نیست که در این صورت نباید نگران آن باشید و ذهن خود را به آن مشغول نمایید به گونه‏اى که مانع زندگى روزمره و درسى و تحصیلات علمى و دیگر امور شود. زیرا انسان نمى‏تواند تمام شرائط و امکانات را بر وفق مراد خود فراهم نماید ولى مى‏تواند خود را با شرائط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در صورت اول همیشه نگران و ناراحت و غمگین و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با ابتکار و خلاقیت و بهره‏مند شدن از دیگر توانمندیهاى خود، شاد و با نشاط زندگى خواهد کرد و فعّال و سر زنده با همان امکانات و شرائط موجود، زندگى را بر خود سهل و آسان خواهد گرفت. بنابراین هیچ گاه نباید این موضوع مانع عمده‏اى بر راه ادامه زندگى و تحصیل و... شود.
علاوه بر این مطمئن باشید اگر به خداوند متعال توکل کنید و تمام امور زندگى خود را به او واگذار کنید، خداوند به بهترین وجه و شکل به آن رسیدگى خواهد کرد زیرا او خیر و صلاح بندگانش را بهتر از من و تو مى‏داند. خداوند در سوره بقره آیه 216 مى‏فرماید: «... و عسى ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسى ان تحبوا شیئا و هو شرٌ لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون؛ چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید حال آن که خیر شما در آن است و یا چیزى را دوست داشته باشید حال آنکه شر شما در آن است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید».
خواهر گرامى این زمان بهترین فرصتى است که بتوانید به تحصیلات علمى خود بیشتر توجه کرده و به مدارج علمى بالاتر دسترسى یابید. بنابراین به این نعمت و فرصت غنیمتى توجه کنید و آن را از دست ندهید، و آن را سکوى پرش و رشد و پیشرفت خود قرار دهید.
علاوه بر این شما به جاى این که ذهنتان را به کمبودها، نقص‏هاى خود معطوف دارید و از آن رنج ببرید توانایى‏ها و استعدادها و موفقیت‏هاى گذشته و حال خود را به خاطر خود بسپارید و با تکیه بر آنها یأس و ناامیدى را از خود دور کنید و با نگرشى مثبت به زندگى و آینده اجازه ندهید این گونه مسائل جزئى که در نهایت هم حل مى‏شود، زندگى را بر شما تلخ کند. اگر خواستگار ندارید، هزاران هزار نعمت و توانمندى خداوند در وجود شما و اطراف شما قرار داده است و از آن بهره‏مند هستید چه بهتر است به آنها بیاندیشید و به بهره‏بردارى از آن نعمت‏ها فکر کنید و لذت ببرید. رابطه خود را با خداوند متعال و راز و نیاز با او را فراموش نکنید که یاد خدا آرامش‏بخش است.
از دعا، توسل، نذر و مانند آن غافل نباشید؛ زیرا ازدواج با یک همسر مؤمن و با اخلاق، یکى از توفیقات بزرگ و یکى از نعمت‏هاى با ارزش خداوند است و لازم است براى به دست آوردن آن تلاش کنیم. براى این کار این امور پیشنهاد مى‏شود: 
1. روز جمعه نماز جعفر طیار به جاى آورید (کیفیت آن در مفاتیح الجنان در ضمن اعمال روز جمعه آمده است). این عمل که مورد توجه بزرگان دین بوده، در استجابت دعا بسیار مؤثر است.
2. دعای «اللهم اغننی بحلالک و حرامک و بفضلک عمن سواک» را 114 مرتبه در مکان مقدسی مثل مسجد یا زیارتگاه بخوانید.


برگرفته از پرسمان



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(خواستگار) ()