پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


وصال إلی الله ممکن نیست؛ مگر با بغض نسبت به دشمنان خدا و دشمنان اولیاء خدا و برای همین است که تولی و تبری دو رکن از فروع دین ما بوده و قابل زدودن از دین نیستند. عده ای ادعا دارند که محبت و عشق اهل بیت عصمت علیهم السلام را در دل دارند؛ اما از طرفی هم دشمنی با دشمنان ایشان را کینه ای بیجا و ناشی از هواهای نفسانی می دانند. آیا بی اعتباری این ادعا ثابت نمی گردد؟ چگونه می توان محبت امام معصوم(ع) را در دل نگاه داشت و توأم با آن دشمنی با قاتلین آن حضرت را منکر شد و از لعن و نفرین دشمنان معشوق خویش دست برداشت!؟ آری! از این روست که خدای متعال در قرآن کریم، درباره منافقین فرموده است: «و إذا لقوا الذین آمنو قالو آمنا و إذا خلو إلی شیاطینهم قالوا إنا معکم إنما نحن مستهزئون». یعنی: «و هنگامی که مومنین را ملاقات می کنند می گویند: ایمان آوردیم و هنگامی که با شیطان هایشان خلوت می کنند می گویند: ما با شمائیم؛ (ما فقط آنها را) مسخره می کنیم.» و از اینروست که در زیارت عاشورا، همانطور که بر امام حسین(علیه السلام) و اصحابش درود می فرستیم و تولای خود را نسبت به ایشان ابراز می کنیم، دشمنان ایشان را هم لعن می کنیم و از آنها برائت می جوئیم. من دشمنان و قاتلین امامان معصوم(ع) را لعن تا ابد می کنم اما وسوسه ای در ذهنم ایجاد می شود که آنطور که بخواهم این لعنت باشد نیست می خواهم راهنمایی ام کنید و آن این است که با لعنت بر آنها یاد عذاب بسیار سختی که بر آنها است و می شود می افتم و می گویم که خدا همه چی دستش است و آن آینده آدمها را می سازد (شاید اینجا اشتباه می کنم) بنابراین یک نفر را ابن ملجم (ملعون خدا و ائمه) قرار می دهد. بیچاره ببین چه عذابی باید ببینه! نمی دانم این به خاطر این است که من قوه قهریه ام کم است یا به خاطر این که یک ناآگاهی دارم و یا به خاطر اینکه وسوسه شیطان است؟! به هر حال من از شما می خواهم به من چیزی بگویید که موقعه لعن این شقی ها حسابی و از ته دل لعنتشون کنم و با جواب دادن به این شبه ها بگویم به درک می خواستند این کار را که حتما با اختیار انجام دادن نمی کردند؟ آیا این جواب من درست است که آنها می دانستند چه عمل هولناکی را انجام می دهند و چه عذابی در انتظارشان است ‌‌که این مهمه پس عذاب حقشان است؟ می شه رابطه شقی ها و تقدیر الهی را بگویید من نتونستم منظور خودم را خوب بیان کنم. امیدوارم که منظورم را فهمیده باشید و شبه های من را رفع کنید.

1 پاسخ 1

وصال إلی الله ممکن نیست؛ مگر با بغض نسبت به دشمنان خدا و دشمنان اولیاء خدا و برای همین است که تولی و تبری دو رکن از فروع دین ما بوده و قابل زدودن از دین نیستند. عده ای ادعا دارند که محبت و عشق اهل بیت عصمت علیهم السلام را در دل دارند؛ اما از طرفی هم دشمنی با دشمنان ایشان را کینه ای بیجا و ناشی از هواهای نفسانی می دانند. آیا بی اعتباری این ادعا ثابت نمی گردد؟ چگونه می توان محبت امام معصوم(ع) را در دل نگاه داشت و توأم با آن دشمنی با قاتلین آن حضرت را منکر شد و از لعن و نفرین دشمنان معشوق خویش دست برداشت!؟ آری! از این روست که خدای متعال در قرآن کریم، درباره منافقین فرموده است: «و إذا لقوا الذین آمنو قالو آمنا و إذا خلو إلی شیاطینهم قالوا إنا معکم إنما نحن مستهزئون». یعنی: «و هنگامی که مومنین را ملاقات می کنند می گویند: ایمان آوردیم و هنگامی که با شیطان هایشان خلوت می کنند می گویند: ما با شمائیم؛ (ما فقط آنها را) مسخره می کنیم.» و از اینروست که در زیارت عاشورا، همانطور که بر امام حسین(علیه السلام) و اصحابش درود می فرستیم و تولای خود را نسبت به ایشان ابراز می کنیم، دشمنان ایشان را هم لعن می کنیم و از آنها برائت می جوئیم. من دشمنان و قاتلین امامان معصوم(ع) را لعن تا ابد می کنم اما وسوسه ای در ذهنم ایجاد می شود که آنطور که بخواهم این لعنت باشد نیست می خواهم راهنمایی ام کنید و آن این است که با لعنت بر آنها یاد عذاب بسیار سختی که بر آنها است و می شود می افتم و می گویم که خدا همه چی دستش است و آن آینده آدمها را می سازد (شاید اینجا اشتباه می کنم) بنابراین یک نفر را ابن ملجم (ملعون خدا و ائمه) قرار می دهد. بیچاره ببین چه عذابی باید ببینه! نمی دانم این به خاطر این است که من قوه قهریه ام کم است یا به خاطر این که یک ناآگاهی دارم و یا به خاطر اینکه وسوسه شیطان است؟! به هر حال من از شما می خواهم به من چیزی بگویید که موقعه لعن این شقی ها حسابی و از ته دل لعنتشون کنم و با جواب دادن به این شبه ها بگویم به درک می خواستند این کار را که حتما با اختیار انجام دادن نمی کردند؟ آیا این جواب من درست است که آنها می دانستند چه عمل هولناکی را انجام می دهند و چه عذابی در انتظارشان است ‌‌که این مهمه پس عذاب حقشان است؟ می شه رابطه شقی ها و تقدیر الهی را بگویید من نتونستم منظور خودم را خوب بیان کنم. امیدوارم که منظورم را فهمیده باشید و شبه های من را رفع کنید.

اینکه انسان موجودی است مختار،‌ امری است وجدانی و بدیهی که اگر کسی به وجود خود مراجعه کند با تمام وجود می یابد که افعال ارادی خود را با اختیار و اراده خود انجام می دهد و هیچ کسی او را بر این افعال مجبور نمی کند لذا اگر ابن ملجم یا شمر یا یزید یا ابن زیاد دست به آن جنایات عظیم زدند با اختیار خودشان بوده است. بلی خدا چنین اراده کرده است که انسانها با اختیار خود افعال ارادی خود را انجام دهند، این قضای الهی است که انسان مختار باشد لذا این که افعال اختیاری انسانها مطابق با قضای الهی است منافاتی با اختیاری بدن آنها ندارد. پس کسی که با اختیار خود با خدا و اولیای الهی دشمنی کرده و می کند، مستحق لعن است و مراد از لعن صرفا گفتن عبارت «لعنت الله علیه» و امثال آن نیست بلکه حقیقت لعن این است که انسان در عین اینکه در ظاهر اشقیاء را لعن می کند،  در دل نیز از این گونه افراد و از اعمال زشت آنها متنفر باشد و به خود تلقین کند که مبادا من نیز به این اعمال گرفتار شوم. به عبارت دیگر یکی از حکمت های لعن دشمنان اسلام این است که ما به خودمان تذکر دهیم، بدانیم که اگر مواظب خود نباشیم ممکن است ما نیز گرفتار وساوس شیطان شده با اسلام و اولیای الهی مخالفت کنیم. بنابراین اصل لعن امثلال ابلیس و شمر و ابن ملجم و یزید و ابن زیاد و ... به برائت از اعمال و صفات رذیله ای مثل کفر و نفاق، حسادت و تکبر واستکبار و حق ستیزی،‌ طمع و ... برمی گردد.
بر این اساس کسانی که خود را محب اسلام و اولیای دین می دانند ولی لعن دشمنان اسلام و دشمنان اولیای الهی را جایز نمی دانند یا آن را لغو می دانند،‌ در اشتباهند چون اگر معنای این عقیده این است که برائت جستن از اعمال و صفات و عقائد رذیله غیر مجاز یا لغو است در حالی که تبری از اعمال و صفات و عقائد زشت نه تنها لغو یا باطل نیست بلکه عین دین و سیره اهل بیت(ع) است همان طور که حفظ وحدت مسلمین از اهم واجبات و سیره اهل بیت(ع) است.


برگرفته از پرسمان



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(خدای هندو)