پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من 20 سالمه. سال دوم دانشگاه. هر وقت راجع به ازدواج حرف می زنم پدر و مادرم ناراحت میشن و میگن از این حرفا نزن الان زوده. من چی کار کنم؟ آخه همه فکر می کنن کسی که تو این سن دنبال ازدواجه برای دفع شهوت این کارو می کنه در حالی که من برای راحت شدن افکارم و اینکه یه کمکی داشته باشم این کارو می خوام بکنم. تازه می خوام الان اگه موقعیتش جور بشه نامزد کنم و بعدا که پول دستم اومد ازدواج کنم. من چی کار کنم؟

1 پاسخ 1

ازدواج بزرگترین و مهم ترین اتفاق در زندگی هر انسان است. موفقیت یا شکست در آن، در سرنوشت هر یک از زن و مرد اثری ژرف و تعیین کننده بر جای می نهد و چه بسا اصلی‏ترین و برجسته‏ترین خطوط سیر زندگی ایشان را رقم می زند. پیوند ازدواج میثاقی ابدی است که دامنه آن می تواند تا جهان آخرت گسترده باشد، به شرطی که بر اساس دستور خدا و همراه با تفکر و دوراندیشی باشد و هر یک از زوجین در انجام وظایف خود کوتاهی نکنند.
در ازدواج علاوه بر بلوغ جسمانی، روانی و اجتماعی، تمکن و قدرت اقتصادی نیز لازم است. یعنی مردی که می خواهد ازدواج کند، باید دارای حداقل امکانات مالی و نیز شغل و درآمدی برای تشکیل خانواده باشد؛ در غیر این صورت نباید اقدام به ازدواج کند. اما اگر توان کار کردن و امکان یافتن شغل مناسبی را دارد و می تواند حداقل امکانات زندگی را، (ولو اینکه مجبور شود بعضی از مخارج غیر ضروری را نادیده بگیرد) فراهم کند، باید بر خدا توکل کند و اقدام به ازدواج کند که خداوند وعده یاری و کمک به او داده است. V}(سوره نور: آیه 32 و 33 ){V
در باره لزوم ازدواج باید بگوییم، ازدواج یک سنت اسلام است که رسول خدا(ص) فرموده است: کسی که از سنت ازدواج روی گردان باشد از (امت) من نیست. همچنین در روایتی آمده است که اگر کسی حداقل امکانات ازدواج را دارد ولی به خاطر ترس از اینکه شاید نتواند بار اقتصادی زندگی را بر دوش کشد، ازدواج نکند، بر خدا بدگمان شده و قدرت خدا را دست کم گرفته است. علاوه بر اینکه هر جوان پاک و مؤمنی چون شما اگر بخواهد در این اوضاع و احوال جامعه که بی بندوباری و تهاجم فرهنگی دشمن از هر سو جوانان پاک ما را هدف گرفته، سالم زندگی کند و آلوده به گناه نشود، هر چه زودتر باید ازدواج کند و خود را در سنگر آن قرار دهد که در روایات زیادی آمده است: هر گاه جوانی ازدواج کند نیمی از ایمانش را حفظ کرده است.
برادر گرامی؛ اگر تشخیص داده اید که ازدواج برای شما ضرورت دارد یعنی در صورت ازدواج نکردن به حرام می افتید در صورت امکان باید ازدواج نمایید و در این مورد رضایت پدر و مادر و خانواده در این مورد شرط نیست و مسأله تحصیل، خدمت نظام وظیفه و شغل نباید مانع این کار باشد زیرا خداوند خودش در قرآن سوره نور آیه 32 فرموده در صورتی که ازدواج نمایید خداوند شما را از فضل و کرمش بی نیاز می کند و این چیزی است که به تجربه ثابت شده که بسیاری از افراد بعد از ازدواج هم شغل پیدا کرده اند و هم خداوند مخارج آنها را تأمین کرده است. البته سعی کنید ایمان و خلوص خود را تقویت کنید و تا آنجا که ممکن است اگرچه با کمک افراد دیگر رضایت پدر و مادر را هم جلب نمایید.
هرچند قبلا نیز تلاش کرده اید و در صدد جلب رضایت آنها بوده اید ولی باز هم با احترام کامل و تواضع و فروتنی و بیان منطقی و ذکر دلایل خود برای آنها، در جهت جلب رضایت شان تلاش کنید و خسته نشوید.
به عنوان راهکارهای عملی به نکات زیر عمل نمایید:
1- ابتدا باید دلیل مخالفت خانوادهتان را بدانیم چیست لذا با فرض هر دو حالت عرضه می داریم که اگر دلیل انها برای مخالفت یک دلیل درست و عاقلانه است پس از انها حرف شنوی داشته باشید . اما اگر دلیل والدینتان قانع کننده و درست نبود به ر اهکارهای زیر عمل نمایید.
2- در اولین گام از افراد آشنا و داردی نفوذ کلام و مورد اعتماد به عنوان واسطه کمک بگیرید تا از کانال ایشان رضایتوالدینتان فراهم گردد.
3- در این مدت خودتان با والدینتان چک و چونه نزنیدو با تمام ارادت قلبی به انها احترام بگذارید و کار را به واسطه ها واگذار نمایید تا آنها به شکلی قطعی و یا مشروط رضایت انها را بدست آورند.
4- قبل از تمام این امور از وجود شرایط همسر ایده ال در خانم موردنظر اطمینان پیدا کنید برای آگاهی از شرایط همسر خوب از کتاب جوانان و انتخاب همسر کمک بگیرید. دوستی های قبلی را رها و در صدد بررسی شرایط در ایشان برایید.
5- تا رضایت والدین فراهم نشده و قبل از ان از وجود شرایط در او اطمینان پیدا نکردید هیچ قول و قراری نداشته باشید و به هم وعده هم ندهید و حتی ارتباط را هم قطع کنید که در فضای ارتباط عاطفی نمی توان تصمیم عاقلانه گرفت.
6- اگر اختلاف شما و خانواده در مشخصات سلیقه ای بود نه اساسی سعی کنید انها را راضی نمایید و اگر در شرایط اساسی اختلاف داشتید تابع نظر انها باشید چرا که نمی توان ازدواج کرد و والدین را از خود راند.
به هر حال برای این کار شخصی چون عمو، دایی و یا هر کس که بزرگ فامیل است را واسطه کنید تا با والدینتان صحبت کنند و آنها را راضی کنند تا امکان ازدواج شما را فراهم نمایند. اگر هم از جهت اقتصادی شرایط امکان پذیر نیست، می توانید فعلا با مراسم ساده ای عقد ازدواج را اجرا کنید و عروسی را به سال های بعد موکول نمایید. لازم است واسطه فردی کاردان و دلسوز باشد که هم مشکل شما را خوب درک کند و هم بتواند خانواده تان را برای این کار قانع سازد.
دانشجوی گرامی انسان موجودی است که سر تا پا نیازمند است، در حالی که راه های رفع نیاز همیشه برای او میسر نیست. در این مواقع دو کار باید انجام دهد: اول این که در صدد یافتن راه مناسبی برای رفع نیازش باشد و دوم این که بکوشد احساس نیازش را به طریقی کاهش دهد یا حداقل آن را تشدید نکند. اگر بخواهد غیر از این دو را انجام دهد، دچار درد سر می شود و مشکلاتش را بیشتر می کند. نیاز به ازدواج نیز از این قانون مستثنی نیست و باید دو کار فوق برای آن انجام شود.
ما در اینجا راه کارهایی که می تواند دو هدف بالا عملی سازد اشاره می کنیم:
اول: راه کارهای ازدواج آسان:
1. باید سعی کند شرایط لازم را برای ازدواجش فراهم کند، منظور این است که اگر خانواده ها کمی توقعات را پایین بیاورند و به برگزاری مراسمی ساده برای ازدواج رضایت دهند مشکل امثال شما حل می شود. پیشنهاد ما این است که برای این کار شخصی چون عمو، دایی و یا هر کس که بزرگ فامیل است را واسطه کنید تا با والدینتان صحبت کنند و آنها را راضی کنند تا امکان ازدواج شما را فراهم نمایند. اگر هم از جهت اقتصادی شرایط امکان پذیر نیست، می توانید فعلا با مراسم ساده ای عقد ازدواج را اجرا کنید و عروسی را به سال های بعد موکول نمایید. لازم است واسطه فردی کاردان و دلسوز باشد که هم مشکل شما را خوب درک کند و هم بتواند خانواده تان را برای این کار قانع سازد.
2. از دعا و توسل مأیوس نشوید و از خداوند بخواهید شما را یاری کند. بهتر است دو رکعت نماز بخوانید و بعد از نماز، آن چهارده معصوم(ع) را واسطه قرار دهید و با خدا این طور راز و نیاز کنید: «خدایا! تو از وضع من خبر داری و می دانی که من توان ازدواج ندارم و می خواهم با این کار خود را از گناه حفظ کنم، پس تو را به آبرومندان درگاهت قسم می دهم که کمکم کنی و حاجتم را برآورده گردانی زیرا تو آفریدگار منی و من غیر از تو پناهی ندارم». مطمئن باش اگر با اخلاص به در خانه خدا بروی، مشکلت حل خواهد شد.
پس در ابتدا سعی کنید خانواده را با خود همراه سازید و در صورت عدم همکاری با ارائه اخرین تذکر با آنها از طریق فامیلها اقدام نمایید. یعنی باز هم تنها نباید اقدام نمود چون خانواده دختر به شما جواب نخواهند داد لذا با کمک فامیلهای نزدیک اقدام نمایید ابتدا آنها را نزد خانواده بفرستید تا نظر مساعد خانواده را جلب نمایند و برای شما وساطت نمایند
دوم: راه کارهای کاهش احساس جنسی: از آنجایی که انسان به دلایلی همیشه نمی تواند نیاز جنسی خود را از طریق حلال بر طرف کند و گاهی در فشار شدیدی قرار می گیرد که امکان گناه برای او زیاد می شود، لازم است کاری کند که این نیاز ضعیف شود تا صبر بر آن آسانتر گردد. این کارها عبارتند از:
1. از مصرف غذاهای پر کالری اجتناب کند.
2. با ورزش و تفریح سالم انرژی های خود را تخلیه کند.
3. وعده های غذا را کم کند و از پر خوری اجتناب کند.
4. سعی کند هفته ای یک یا دو روز، روزه بگیرد.
5. از دیدن عکس ها و فیلم های مبتذل و مناظر وسوسه انگیز اجتناب کند.
6. در برخورد با جنس مخالف به شدت مواظب نگاهش باشد و از برقرار کردن روابط عاطفی با آنها هر چند به بهانه درس و بحث علمی، شدیدا اجتناب کند.
7. با عبادت و نماز و طولانی کردن سجده ها و شرکت در مراسم دعا و زیارت عاشورا به تقویت جنبه معنوی و رابطه با خدا و امام زمان (عج) بپردازد.
8. همیشه در عواقب گناه تفکر کند و این که امام علی (ع) فرمود: «به یاد آورید که لذت شهوت های حرام کوتاه است ولی آثار معنوی و اخروی آن پایدار است».
بار دیگر در پایان یادآور می شویم والدین گرامی تان به شما علاقه مند هستند و دلسوزترین افراد به شما، لذا اگر اصرار کنید و با برخوردی با نشاط و با احترام و متواضعانه، موضوع را پیگیری کنید، به نتیجه خواهید رسید. و اگر چنانچه تقاضای شما مبنی بر ازدواج با فرد مورد نظر به جایی نرسید زیاد نگران نباشید و اگر آن فرد از دست برود و ازدواج کند، انشاءالله فردی بهتر از او پیدا خواهد شد.
در گام نخست باید والدین خود را راضی کنید چرا که ازدواج، پیوند 2 نفر نیست بلکه پیوند دو خانواده است و رضایت والدین و آمادگی های مختلف آنها نیز شرط است پس با صبر و تحمل امیدوار باشید.



باید توجه داشت که موافقت و مخالفت والدین در ازدواج از دیدگاههای مختلف و در چندین علم و دانش مورد بررسی قرار گرفاه است و هر یک از این علوم نیز به غرضی خاص و از دریچه ای ویژه به آن می نگرند. به تعبیری دیگر این موضوع یک بحث بین رشته ای است و در علم فقه، حقوق و روان شناسی و جامعه شناسی خانواده مد نظر دانشمندان هر یک از این علوم است و در این میان آنچه هم اکنون مورد توجه است بررسی ضرورت، تأثیر روان شناختی این عنصر در تشکیل خانواده و انجام یک ازدواج موفق می باشد. از دیدگاه روان شناختی نه تنها عدم مخالف و یا موافقت والدین ضرورت یک ازدواج موفق است بلکه شرط انجام یک ازدوج موفق رضایت و همراهی مستمر والدین است. چه بدون تحصیل رضایت آن دو هر یک از دختر و پسر در انجام یک عمل خطیر که نیازمند همراهی و تأیید دیگران است، بدون پشتوانه می مانند و این خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. چه بسا فرزندانی که با وجود فراهم بودن تمام شرائط یک ازدواج موفق چون رضایت والدین را به همراه ندارند نتوانند یک زندگی شیرین و همراه با پیشرفتی را پیش روی داشته باشند. در واقع در بررسی روان شناختی این قضیه به پیامدهای ناشی از نبود رضایت و همراهی صمیمانه والدین می پردازیم که اگر ازدواجی بدون موافقت والدین و حتی همراه با مخالفت والدین بنا گذارده شود آیا یک ازدواج موفق است؟ و از پیامدهای منفی مصون می باشد؟ و در یک کلام مخالفت والدین با ازدواج چه تأثیرات مثبت و یا منفی بر روند موفقیت آمیز بودن آن ازدواج دارد؟ مجدداً تکرار می کنیم که نگاه به این قضیه از زاویه روان شناختی است نه فقهی و حقوقی و در این بررسی به تأثیر مخالفت بر ازدواج موفق می پردازیم: بدون تردید تأثیر مثبت ندارد چه مخالفت والدین شرط موفقیت یک ازدواج نیست و یا موافقت والدین شرط شکست و عامل ناموفق بودن ازدواج نیست تا حال که این موافقت به مخالفت بدل شده است پس موفقت یقیناً بدست می آید و جای شکست را می گیرد. البته میزان تأثیر این پدیده در موفقیت یک ازدواج سخت به نظام ارزشی و فرهنگ خانوادگی وابسته است و در بین تمام نظامهای ارزشی و فرهنگهای خانوادگی هرگز نمی توان نظام و فرهنگی را یافت که مخالفت والدین یا حتی بیگانه خو بودن آنها شرط موفقیت یک ازدواج باشد. لذا بهره مندی از عنصر رضایت والدین از نظر ارزشی و فرهنگی حداقل یک پشتوانه روحی برای جوانان در مسیر ازدواج است تا این راه را با اطمینان خاطر و پشت گرمی کامل طی نمایند. ازدواج کردن بدون توجه به عوامل دیگری که در کنار آن قرار می گیرد خود به خود یک عمل همراه با دل نگرانی و اضطراب است و بواسطه ناآشنا بودن ماهیت عملی و مبهم بودن آینده آن و ناآشنا بودن دو طرف برای همدیگر عملی رازآلود و معماگونه است و لذا هرگز کسی را نمی توانید پیدا کنید که از ابتدا اقدام به ازدواج خود موفقیت آن را برای خویش تضمین کرده باشد. یعنی بگوید چون تمام شرائط را رعایت کرده ام و این فرد همان شخص مورد درخواست من است لذا با اطمینان صد در صد به موفقیت آمیز بودن اقدام می کنم بلکه با وجود رعایت تمام شرائط مورد نظر همچنان از ته دل احساس ابهام و تاریکی _ اگر نگوئیم احساس تردید و دودلی _ می کند. حال آنگاه که یکی از پشتوانه های خود یعنی والدین را و یکی از همراهان اصلی خود یعنی پدر و یا مادر را و یکی از مطمئن ترین پناهگاههای خود یعنی خانواده والدینی را از دست می دهد به اطمینان او می افزاید یا به اضطراب و دل نگرانی او؟ آیا به جرأت او می افزاید و او را در برابر مشکلات تشکیل خانواده مقاوم می سازد یا نه؟ آیا توان او را در حل مشکلات زیاد می سازد و یا اینکه او را ناتوان تر ساخته و تسلیم ناملایمات زندگی می نماید؟ کمترین تأثیر روان شناختی این نوع مخالفت آن است که به میزان دل نگرانی و اضطراب یک جوان جوایی اطمینان و سکون می افزاید. جوانی که از ازدواج آرامش و سکون را می خواست همان میزان آرامش دوران تجرد خود را نیز از کف می دهد و همیشه در حال دل نگرانی، اضطراب به سر می برد و این اضطراب هم خود شکننده است و هم استمرار آن موجب سست شدن بنیان وجودی فرد می گردد و او را اندک اندک تا مرز نابودی پیش می برد چه اضطراب های آنی و گذرا رفتار آدمی را مختل می نماید و اضطراب طولانی مدت و مزمن خود آدمی را نابود می کند و از پای در می آورد. پس از دیدگاه روان شناختی جلب رضایت والدین در ازدواج یک ضرورت بی تردید است و حضور این عامل موجب دلگرمی جوانان به ازدواج و برخورداری آنها از اطمینان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سکون گشته و راه بهره مندی از پشتوانه والدینی و تجارب آنها و دلسوزی و نیک اندیشی آنها را هموار می نماید و خرمنی از خوبیها و علم و دانش و تجربه و مصلحت اندیشی دلسوزانه و حتی پشتوانه اقتصادی را فرا روی دو جوان نیازمند تمام این نیکیها می گذارد و مخالفت والدین با ازدواج یعنی محرومیت از تمام این خوبیها و از دست دادن این عناصر ضرری که نمی توان از یکی از آنها حتی چشم پوشید. پر واضح است که ازدواج بی بهره از سرمایه رضایت والدین در واقع به نوعی ازدواج بی بهره از موفقیت کامل خواهد بود. آیا مفهوم این سخن آن است که به محض مخالفت والدین با ازدواج خاصی باید از آن دست شست؟ نه بلکه باید در تحصیل رضایت آنها کوشید. باید بررسی کرد که علت مخالفت آنها چیست؟ آیا آنها دلیلی قانع کننده برای مخالفت خود دارند؟ اگر شما باشید و عقل فارغ از محت کور و عشق عاری از فهم آیا جوابی برای مخالفت آنها دارید یا نه؟ مخالفت آنها را بجا و مقتضی اندیشه می دانید و محصول عاقبت اندیشی پیران تجربه می شمارید یا نه؟... بهرحال اگر در عمق نهان خانه ی وجدان آنگاه که با خود خلوت می کنید مخالفت آنها را بجا می شمارید پس تسلیم حق شوید و اصرار بر تصمیم غلط خود دست کشید و لیکن اگر مخالفت آنها را بی مورد می شمارید هرگز به دو گروه مخالف و موافق تقسیم نشوید دو جبهه در برابر هم را تشکیل ندهید و هر یک بر طبل رأی خود مشت مکوبید بلکه در صدد جلب رضایت آنها برآئید. شما باید دو راهکار محبت، اندیشه، عشق ورزی و مصلحت اندیشی خانوادگی والدین خود را به نیز به جبهه موافقین دعوت کنید و جملگی یک صدا فریاد موافقت برآورید و آنگاه اقدام نمائید در راه تحصیل رضایت والدین از همکاری و میان جیگری خیر اندیشان و فامیلهای نزدیک و صاحب نفوذ بر روی والدینتان بهره بگیرید و اصرار و سماجت آمیخته به محبت و فرمانبری و دعا به درگاه حضرت حق را فراموش نکنید. بکارگیری تمام راهکارهای ارائه شده قلب و والدین را به اعلام رضایت خاطر آنهم از صمیم دل نرم می سازد. لازم به یادآوری است که اگر آنها علی رغم سعی و تلاش شما رضایت ندادند به مصلحت شماست که از این ازدواج دست بکشید و حتی در برخی موارد از گذر زمان به عنوان یک عامل مؤثر و هموار کننده و مسیر نیل به هدف بهره بگیرید. بهرحال بدون رضایت والدین اقدام نکنید مگر آنکه مخالفت آنها را برطرف ساخته و ه رضایت بکشانید. و چنانچه احساس کردید لجاجت در کار است نه مخالفت در این صورت از همکاری افراد خیرخواه و آگاه به عنوان واسطه در رفع این حالت کمک بگیرید. پس از آنکه رضایت والدین را به دست آوردید راه ابراز محبت و بیان حرف دل نیز گشوده می شود. آنگاه مادر و خواهر شما همچون کبوتران پیام آور عشق و محبت پیام شما را به معشوق می رسانند و با رعایت آداب و رسوم فرهنگی و شرائط دینی و شرعی مسیر عشق ورزی سالم را به روی شما می گشایند چه حرف دل را جز به آنکه مأنوس دل است نتوان گفت و گوش نامحرم محرم اسرار غیب و نهان نیست ابتدا باید احراز نمود که او این قابلیت را داراست و آنگاه بی دغدغه و بی ریا ابراز کردن دوستت دارم ولی اگر شما گفتی و او نپذیرفت و یا حتی جواب منفی داد می توانی تخمین بزنید که چه از دست داده اید؟ خودت، قلبت، محبتت را ارزان عرضه داشته اید و این در قاموس عزیزان و صاحب عزتان جای ندارد.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()