پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


توجهلطفا توجه فرمایید

محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

اگه شما به جای من بودید چه کار می کردید؟ خصوصیات من: 1- از یک خانواده ضعیف. 2- پدر و مادرم سال های پیش فوت کرده اند، ارث و میراثی هم نداریم. 3- حدودا 30 سال دارم ولی هنوز بیکارم. 4- سرمایه ای هم ندارم. 5- سر بار خانواده برادرم هستم. 6- خودم نه خانه دارم نه کار. 7- تازه برادرم که مرا تحمل می کند خودش هم بیکار است. 8- دوست دارم زن بگیرم ولی شرایط زن گرفتن را ندارم مثلا نه پول دارم و نه شغل. 9- تازه آدمی نیستم که از راه های غیر شرعی خودم را ارضا کنم. 10- سال های سال است که فقط به خدا توکل می کنم. 11- واقعا دیگه به تنگ آمده ام.

1 پاسخ 1

دانشجوی گرامی به نظر می رسد که سه گزینه پیش روی شما است.
1- این نیاز را از طریق گناه جواب دهید.
2- ازدواج کنید و راه درست جواب را پیش گیرید
3- شهوت خود را کنترل و مهار نمایید تا امکان ازدواج فراهم شود.
T}توضیح بیشتر:{T
یگانه راه کنترل واقعی شهوت و نجات از تحریکاتی که در اثر روابط در محیط های آلوده و نامناسب عارض انسان می شود, ازدواج است, باید تمام همت خود را در این جهت به کار گیرید ولی اگر به هر دلیل نمی توانید ازدواج کنید, چاره ای جز استفاده از روشهای کنترلی و تقویت معنویت نیست. با این روشها آشنا هستید, ولی در عین حال در ادامه پاسخ مطلبی راتقدیم که تقریبا به صورت جامع کنترل شهوت را برای شما پی ریزی می کند.
پاسخ به غریزه جنسى یکى از ضروریات طبیعى انسان است و انسانى که از نظر جسمى و روحى سالم باشد داراى چنین کششى مى‏باشد و این خود یکى از نعمت‏هاى خدادادى به بشر است. در نتیجه آن چه تا حدى مقدور است کنترل آن و استفاده صحیح و معقول از این میل است و این که انتظار داشته باشیم با رعایت نکات اخلاقى و عرفانى به کلى نسبت به این مسأله بى‏احساس شویم، انتظارى واقع‏بینانه نیست. طبیعت اشخاص هم در سردى و گرمى مزاج و شدت غریزه جنسى متفاوت است و بر همین اساس مقایسه خود با دیگران نیز کار درستى نیست و ممکن است احیاناً به یأس آدمى منجر گردد.
T}قدرت غریزه جنسی:{T
بدون تردید غریزه جنسی و غریزه خوردن و آشامیدن در انسان از قدرت فوق العاده ای برخوردارند و تأثیر فراوان آن ها در چرخه زندگی و نقش بنیادی و بسیاری قوی آنها در رفتار و افکار و فعالیت های فردی و اجتماعی آدمی، امری غیر قابل انکار است و شاید مبنای دو مکتب «فرویدیسم» و «مارکسیسم» حاصل نگرش افراطی این دو رویکرد به این غرایز باشد. مکتب فرویدیسم با مهم جلوه دادن بیش از حد غریزه جنسی و اصالت دادن به آن و مارکسیسم با اصالت دادن به نیازهای طبیعی و مادی مانند غذا و مسکن، بیش از یک قرن در عرصه حیات فکری بشر جولان دادند و در بیشتر عرصه های علمی تأثیرگذار بودند. این دو مکتب سایر نیازهای بشر را متفرع و شعاعی از این دو دسته نیاز می دانند البته هر دو تفکر بدلیل رویکرد افراط گونه خود به غرایز در حال حاضر منسوخ شدند و فاقد اعتبار علمی هستند اما واقعیت این است که قطع نظر از افراط و تفریط هایی که در زمینه غرایز جنسی و غیر جنسی شده است؛ باید اذعان کرد که نیازهای جنسی نقش فوق العاده ای در فعالیت های فردی و اجتماعی بویژه در زندگی مشترک و دوام آن دارد. اما این غریزه اگر رها شود، همچون موریانه که بی‏رحمانه بر درختان تناور هجوم می‏آورد و از درون آن ها را پوک و تهی می‏سازد، جسم و جان آدمی را به تحلیل برده و رفته رفته به ویرانی و سقوط می‏کشاند.
T}توانمندی جوان در حفظ پاکدامنی:{T
بدون تردید اگر خداوند غریزه جنسی را در انسان قرار داده قدرت و توان مقابله با گناه را نیز در وجود وی قرار داده است بنابراین هر انسانی باید با عزم و همتی سترگ به مبارزه با گناه برخیزد و همواره کوشش کند که برای اولین بار که میل به گناه آمد با جدیت تمام در برابر آن مقاومت کند آن گاه به تدریج مبارزه آسان خواهد شد.
گاهی اوقات ممکن است برای بعضی از افراد واقعا امکان ازدواج به هیچ وجه فراهم نشود، در این صورت، قرآن کریم دستور به پاکدامنی و عفاف می دهد و می‏فرماید: «A}ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنهم‏ الله من فضله{A» ، خداوند در این آیه، صریحاً دستور به عفاف و خودنگهداری می‏دهد و این بهترین شیوه و روشی است که با به کار بستن آن روح ایمان و تقوا در انسان پرورش می‏یابد و سبب تقویت اراده و تسلط بر نفس می‏شود و روحیه عفت در انسان زنده می‏گردد.
T}موثرترین راهکار:{T
ازدواج گاهی بر انسان واجب می شود، در این صورت اقدام به ازدواج به صورت یک وظیفه شرعی در می آید که تخطی از آن گناه محسوب می شود. در مورد ازدواج تمامی مراجع عظام تاکید می کنند که اگر چه اصل ازدواج در اسلام واجب نیست و از مستحبّاتی است که به آن بسیار سفارش شده است؛ ولی اگر کسی به واسطه نداشتن همسر، به حرام و گناه بیفتد، ازدواج بر او واجب می‏گردد و حق ندارد مجرد بماند.
ممکن است بگویید: به لحاظ اقتصادی و شرایط تحصیلی و یا خانوادگی فعلا امکان این کار نیست، این ممکن است ناشی از نوعی ترس از فقر منفی باشد. توجه داشته باشید که مؤمن؛ یعنی کسی که به خدا و توانایی او اعتماد دارد و در مشکلات زندگی به او توکل می کند، هرگز نسبت به انجام وظایف شرعی خود به خاطر ترس از فقر و اینکه شاید شغلی گیرم نیاید و یا هزینه آن را چگونه تهیه کنم، کوتاهی نمی کند. شما به وظیفه خود به خاطر خدا اقدام می کنید، خدای متعال هم وظیفه خود را که روزی رسانی به بندگان است می داند و هرگز بنده مؤمن خود را رها نمی کند. کسانی که ازدواج می کنند اکثرا امکانات کاملی برای زندگی نداشته اند، ولی به تجربه دریافته اند که مشکلات حل می شود و حتی به صورتی که شاید قابل محاسبه و پیش بینی هم نبوده، امکانات ازدواج و ادامه زندگی برایشان فراهم شده است.
قرآن کریم در سوره نور پس از اینکه به مؤمنان دستور ازدواج می دهد، می فرماید: اگر فقیر باشند خدای متعال از فضل و کرم خویش ایشان را بی نیاز می کند و خداوند وسعت دهنده و بسیار دانا است. «A}ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم{A» چند نکته و دستور مهم در این آیه شریفه وجود دارد:
1. زنان و مردان مجرد باید ازدواج کنند.
2. در راه ازدواج از فقر نترسند؛ زیرا خداوند آنها را از فضل خودش غنی و بی‏نیاز خواهد ساخت.
بدون شک کسی که برای حفظ ایمان و پاکی نفس خود اقدام به ازدواج نماید امدادهای الهی به کمک او می آیند و خداوند گره از مشکلات او خواهد گشود «من یتق الله یجعل له مخرجا». و باز تجربه نشان داده تا زمانی که شخص مجرد است احساس مسؤولیت نمی‏کند و ابتکار و نیروی خود را به اندازه کافی برای کسب درآمد مشروع به کار نمی‏گیرد و همچنین اگر درآمدی پیدا کرد در راه حفظ و بارور ساختن آن و مصرف صحیح نمی‏کوشد اما بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می‏شود و خود را شدیدا مسؤول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین وسایل زندگی می‏بیند و بدین سبب است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «رزق همراه زنان است زن بگیرید تا روزی شما فراوان گردد.» و ازدواج بر خلاف تصوراتی که در ذهن وجود دارد کار چندان مشکلی نیست مشروط به اینکه از آداب و رسوم دست و پاگیر و هزینه‏های تشریفاتی پرهیز شود و برای این منظور می‏توان همسر خود را از خانواده‏های مؤمن و عفیف و متوسط اجتماع و کم توقع انتخاب کرد و به طور قطع انتخاب همسر شایسته و با ایمان و عفیف هیچ گاه پشیمانی به دنبال نخواهد داشت پشیمانی وقتی پیش می‏آید که ازدواج از روی هوا و هوس و با معیارهای غیرمنطقی انجام گیرد. و چنان چه ازدواج الآن و در شرایط کنونی مقدور نباشد می توان با اجرای عقد امر عروسی و ازدواج را تا فراهم شدن شرایط مساعد به تأخیر انداخت و از مزایای دوران شیرین نامزدی بهره مند شد و راه حل دوم در آیه شریفه این است که اگر به هر دلیلی قدرت بر ازدواج فراهم نشد باید عفاف را پیشه خود ساخت و خود را از آلوده شدن به گناه حفظ کرد تا خداوند گشایشی در کارها حاصل نماید.


رسول اکرم(ص) مى‏فرمایند: یا معشر الشباب! من استطاع منکم الباه فلیتزوج...اى جمعیت جوانان هر کس از شما توانایى ازدواج دارد ازدواج کند...(مستدرک الوسائل، چاپ قدیم، ج 2، باب مقدمات نکاح، ص 531، ح 21).
از حضرت صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: «جاء رجل الى ابى علیه السلام فقال له: هل لک من زوجه؟ قال: لا فقال ابى: ما احب ان لى الدنیا و ما فیها و انى بت لیله و لیست لى زوجه. ثم قال: الرکعتان یصلیهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب یقوم لیله و یصوم نهاره. ثم اعطاه ابى سبعه دنانیر ثم قال: تزوج بهذه. ثم قال ابى: قال رسول الله صلى الله علیه و آله: اتخذوا الاهل فانه ارزق لکم. مردى به محضر پدرم - که درود خدا بر او باد - رسید، آن حضرت به او فرمود: آیا همسرى دارى؟ عرض کرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنیا و آنچه در آن است از آن من باشد در حالى که یک شب را بى‏همسر، سر به بالین گذارم! سپس فرمود: دو رکعت که مرد زن‏دار به جاى آورد بهتر است از مرد بى‏همسرى که شبش را به نماز قیام کند و روزش را با روزه تمام کند. آن گاه پدرم هفت دینار داد و گفت: با این پول ازدواج کن. سپس پدرم از رسول اکرم(ص) نقل کرد که فرمود: براى خود تشکیل خانواده دهید که براى روزى شما بهتر و مفیدتر است(وسائل‏الشیعه، انتشارات مکتبه‏الاسلامیه، ج 14، ص 7).
اما اگر براى کسى به هر دلیلى امکان ازدواج نباشد، چنین شخصى تحت هیچ عنوان مجاز نیست روى به گناه آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنى بسیار فراتر از فشارها و رنج‏هاى عزوبت و بى‏همسرى است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب مى‏شود و لذا چنین کسى یا باید خود را کنترل کند و دست به گناه نیالاید و یا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن فراهم آورد.
قرآن کریم مى‏فرماید: ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحاو باید آ ن کسانى که ازدواج برایشان مقدور نیست عفت بورزند(نور، آیه 33).
کنترل این غریزه به دو صورت ممکن است تحقق پذیرد:
1- کنترل منفى: غالبا وقتى سخن از کنترل غریزه جنسى به میان مى‏آید، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مى‏شود و آن این است که کسى با وجود تحریکات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریک شده‏اش مبارزه و مقابله کند و به سوى ارتکاب جرم نرود، چنین کارى گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم است، ولى پیامدهاى سوء و مخرب آن بر کسى پوشیده نیست. این کار هم به غایت دشوار است و هم زیانبار و بدین جهت هرگاه شخصى به کنترل غریزه سفارش مى‏شود با چنین برداشتى از آن و تصور دشوارى و زیانبارى آن، از پذیرفتن چنین توصیه‏هایى سرباز مى‏زند.
2- کنترل مثبت: غریزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‏ترین راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است و آن پرهیز از صحنه‏ها و کارهایى است که به تحریک این غریزه مى‏انجامد.
این نوع از کنترل، که در حقیقت جنبه‏ى پیشگیرى دارد هم راحت است و هم بى‏زیان و بلکه مفید. راحت است، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه‏اى است با سرعت معمولى و قانونى که در مواجهه با خطر، مهار حرکت آن زحمت چندانى ندارد، برخلاف ماشینى که با سرعتى بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود سیر مى‏کند که چه بسا به کلى اختیار آن از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبت‏ها به بار آورد و کنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسیله و صاحب آن به همراه دارد. و بى‏زیان است، زیرا با این حال کنترل غریزه فشارى بر جسم و روان تحمیل نمى‏کند تا به آن صدمه‏اى وارد شود و مفید است چون موجب مى‏شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند وانرژى و سرمایه‏هاى جسمى و روحى او بیهوده مصرف نشوند.
پیش از این نیز از قرآن کریم نقل کردیم که باید کسانى که قدرت و وضعیت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پیشه کنند وعفت در این آیه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصى منافى با آن را دارد ولى با تأمل بیشتر معلوم مى‏شود که آیه کریمه معنایى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است و اکنون طرق کنترل مثبت را به اختصار برمى‏شمریم:
1- پرهیز از فکر و ترسیم صحنه‏هاى محرک در ذهن و خیال. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى‏کند که حضرت(ع) فرمود: «ان عیسى قال للحواریین:... ان موسى امرکم ان لا تزنوا و انا آمرکم ان لاتحدثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا کان کمن او قد فى بیت مزوق فافسد التزاویق الدخان و ان لم یحرق البیت؛ عیسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد که زنا نکنید و من به شما دستور مى‏دهم که فکر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به این که زنا کنید زیرا کسى که خیال زنا کند مانند کسى است که در خانه‏اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنین کارى گرچه خانه را نمى‏سوزاند ولى زینت و صفاى آن را مکدر کرده و فاسد مى‏کند» ، V}(وسائل‏الشیعه، ج 14، ص 240).{V
2- دورى از نگاه‏هاى مسموم و مناظر تحریک‏آمیز. قرآن کریم در دو آیه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس‏آلود داده است. در آیه اول مى‏فرماید: قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم...به مؤمنان بگو دیدشان - را از نامحرمان - فرو شنانند و نهانگاه‏هاى خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند و در آیه بعدى مى‏فرماید: و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن...به زنان مؤمن بگو - چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاه‏هاى خویش را محافظت کنندV}(نور، آیه 30 - 31).{V
جالب این است که در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم مى‏دهد و آن گاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اکرم(ص) مى‏فرمایند: «النظره سهم مسموم من سهام ابلیس فمن ترکها خوفا من الله اعطاه الله ایمانا یجد حلاوته فى قلبه ؛ نگاه هوس‏آلود - تیرى است مسموم از تیرهاى شیطان - هر کس آن را به جهت خوف الهى ترک کند، خداوند ایمانى به او مى‏بخشد که حلاوت آن را در قلب خود احساس مى‏کند» ، V}(الاخلاق، سید عبدالله شبر، قم، انتشارات بصیرتى، ص 127).{V
3- گوش ندادن به آوازها و موسیقى‏هاى تحریک‏کننده و مبتذل. در حدیثى از حضرت صادق(ع) آمده است: ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهى عنه و تلا قول الله عز وجل: «ان السمع والبصر والفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤولاً» V}(اسراء، آیه 36).{V
«و قال یسأل السمع عما سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر» مردى از آن حضرت درباره شنیدن آواز محرک پرسید. حضرت از آن نهى کرده و این آیه را خواندند: «به یقین گوش و چشم و دل هر یک مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنیده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه دیده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد.
4-مستدرک‏ الوسائل، چاپ قدیم، ج 2، ص 459، ابواب یکتسب به، باب 80.
اجتناب شدید از گفتگوهاى دوستانه و نشست‏هاى غفلت‏زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریک‏آمیز.
از حضرت امام باقر(ع) این‏گونه روایت شده است: «من اصغى الى ناطق فقد عبده، فان کان الناطق یؤدى عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان کان یؤدى عن الشیطان فقد عبد الشیطان ؛ هر کس به سخن گوینده‏اى گوش فرا دهد او را بندگى کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانى بر زبانش جارى کند قطعا بندگى شیطان کرده است» V}(وسائل‏الشیعه، چاپ ایران، کتابفروشى اسلامیه، ج 12، ص 236).{V
5- اعتدال در خوردن. بى‏تردید پرخورى و بى‏نظمى در خوردن در ذخیره‏سازى و انباشتن موادى که نیازمند تفریغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و کم‏خورى سهم ناچیزى از آن صرف تهیه آن مواد مى‏شود.
در حدیثى که قبلاً از پیامبر گرامى(ص) نقل کردیم، آن حضرت پس از آن که جوانان را به ازدواج ترغیب مى‏کنند مى‏فرمایند: «و من لم یستطع فلیصم فان الصوم به وجاء؛ هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقینا روزه نیروى غریزه او را تضعیف مى‏کند» V}(مستدرک الوسائل، ج 2، ص 531).{V
6- اشتغال، ورزش و سرگرمى‏هاى مفید. زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایى در تقویت غریزه به مصرف مى‏رسد و هم‏فکر و خیال مصروف چاره‏سازى در تفریغ آن مى‏شود و لذا در روایات بر اشتغال و کار و پرهیز از فراغت تأکید بسیار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حدیث پردامنه «مفضل» مى‏فرمایند: «... وهکذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الى ما یعظم ضرره علیه و على من قرب منه..؛ ... و همین‏گونه انسان اگر بى‏کار و فارغ باشد، به بیهودگى و سرمستى دچار مى‏شود و بر اثر آن به مسایلى مبتلا مى‏شود که زیان آن هم بر خود و هم بر نزدیکان او سنگینى خواهد کرد...» V}(بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، ج 3، ص 87).{V
7- تلاوت قرآن. بى‏شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامین آن، خود شفاى هر دردى است که به سرعت کار هر پریشانى را رو به سامان مى‏برد و زخم‏هاى پنهان را التیام مى‏دهد و همت‏ها را تا آسمان‏ها بالا مى‏برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حیوانات را نجات مى‏بخشد.
امیرمؤمنان(ع) مى‏فرمایند: «و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص ؛ قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرض‏ها و دردهاى خود مرهم بگذارید زیرا آن داروى شفابخش سینه‏هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه‏هاست» V}(وسائل‏الشیعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائه القرآن، باب 1، ح 7).{V
خلاصه این که: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غریزه جنسى نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحى که بیان شد و سپس کنترل منفى با وجود همه زیان‏هاى آن، ولى هیچ‏گاه به بى‏بند و بارى و افسارگسیختگى و آلودگى به گناه رضایت نمى‏دهد و زیان آن را به مراتب خسارت‏بارتر و ویرانگرتر از ضرر کنترل منفى مى‏داند.
خداوند با حکمت و دانش گسترده خویش همراه با غرایز و نیروهاى دیگر، «غریزه جنسى» را نیز در انسان آفریده است که به هنگام بلوغ شکوفا مى‏شود و اگر به درستى رهبرى نشود، ناگزیر طغیان مى‏کند و شخص را به راه‏هاى انحراف و سقوط مى‏کشاند و براى کنترل و هدایت درست این غریزه راه‏هاى متعددى وجود دارد که از جمله آنها، ازدواج بدون تشریفات است. چنان که قرآن کریم در این مورد مى‏فرماید: «وانکحوا الایامى منکم والصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنیهم اللّه‏ من فضله واللّه‏ واسع علیم؛ مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏سازد خداوند گشایش دهنده و آگاه است.»، V}(نور ، آیه 32).{V
در این آیه ابتدا جوانان را بر ازدواج آسان و ساده و پرهیز از تشریفات دست و پاگیر ترغیب و به آنان امید داده که مسأله فقر را مطرح نکنند؛ زیرا با اتخاذ شیوه صحیح و منطقى در زندگى، این مشکل به راحتى حل مى‏گردد.
باید توجه داشته باشید که در حال حاضر ترس از مشکلات، بیش از خود مشکلات، جوانان را از ازدواج دور مى‏سازد. واقع مطلب این است که در هیچ مسأله‏اى نمى‏توان نشست تا مشکلات حل شود و سپس اقدام نمود. همه پیشرفت‏ها و موفقیت‏هایى که بشریت تاکنون به دست آورده مرهون اقدامات انسان‏هاى مصمم، جدى و با پشتکار قوى است که خود را به آب و آتش زده و قهرمانانه از انبوه مشکلات استقبال کرده و با عزم و اراده و تلاش بر آن فائق آمده‏اند. به قول شاعر:
P}زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو {E}نیست هنگام تأمل بى‏درنگ آماده شو {P
بسیارى از جوانان همین که ازدواج کرده‏اند و خود را ناچار به کاریابى دیده‏اند، به تلاش مضاعف پرداخته و پس از چندى، زندگى خود را رو به سامان برده‏اند. در حال حاضر توصیه ما به جوانانى چون شما این است که براى حل مشکل خود، فردى مناسب که هم مورد علاقه شما و هم با شرایطتان سازگار باشد را پیدا کنید و با توافق طرف مقابل و خانواده‏اش او را به عقد رسمى خود درآورید. ولى زمان ازدواج را دو یا سه سال به تأخیر بیندازید. این کار مزایاى زیر را در بر دارد:
1- از شیرینى دوران نامزدى که دلپذیرترین دوران زندگى است بهره‏مند مى‏شوید.
2- مخارج سنگین ازدواج بر دوش شما سنگینى نمى‏کند.
3- به تدریج در برخورد با مشکلات و تلاش براى حل آنها، پختگى بیشترى براى زندگى کسب مى‏کنید.
4- در طى این مدت، کم کم در جستجوى کار برمى‏آیید تا بتوانید در کنار تحصیل، کارى نیز دست و پا کنید و بدین صورت بر مشکلات اقتصادى فائق آمده و زمینه‏هاى ازدواج را فراهم مى‏کنید.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده