پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


برای این که بتونم وقتم رو تنظیم کنم بیشتر درس بخونم اعتماد به نفسم افزایش پیدا کنه چه کار کنم؟ (دانشجوی ترم دوی مهندسی شیمی هستم.)

1 پاسخ 1

زندگی و سرمایه عمر برای انسان نعمتی بی بدیل و فرصتی بی نظیر است که اگر از دست برود هرگز قابل بازگشت نیست. ما باید برای ثانیه های عمرمان حساس باشیم و آن را مفت و رایگان از دست ندهیم. بخش هایی از این سرمایه ارزشمند و خدادادی، مثل جوانی و دوران تحصیل، اهمیت بیشتری دارد. زیرا آمادگی و فراغت انسان برای بهره برداری مناسب و سودمند بیش از مواقع دیگر است. به همین جهت ما به سؤال شما که حاکی از حساسیتتان به این موضوع است ارج می نهیم و نشانه هوشیاری و توجه شما می دانیم گرچه بسیاری از افراد از این موضوع غافلند و دنبال این هستند که هر طور شده وقت خود را بگذرانند و روزشان را شب کنند.
اولین قدم برای استفاده بهینه از فرصت و اوقات فراغت، داشتن یک برنامه کارآمد و درست است. زیرا از یک سو به ما شیوه صحیح به کار گرفتن فرصت‏ها را مى‏آموزد و از سوى دیگر با نیل به هدف‏هاى کوتاه‏مدت و میان‏مدت، رضایت خاطرمان را فراهم مى‏سازد. برای اینکه چگونه یک برنامه‏ریزى مناسب براى نیازهاى خود تنظیم نماییم منوط و مشروط به تحقق موارد ذیل است:
1. تعیین هدف. هدف ها دو قسمند. گاهی کلی اند مثل رضای خدا، خدمت به مردم، بالا رفتن سطح آگاهی و امثال آن و گاهی جزئی اند مثل تخصص در یک رشته خاص مثل حساب داری، مطالعه یک کتاب، نوشتن مقاله یا امثال آن.
لازم است هر دو هدف را مشخص کنیم؛ یعنی همان طور که یک هدف کلی در نظر داریم، اهداف جزئی را هم دقیقا مشخص کنیم و آن را محور فعالیت هایمان قرار دهیم.
2. تشخیص نیازها وکاستی ها و نواقص احتمالی. باید خواست‏ها و احتیاجات اساسى خود را در آن زمینه به خصوص روشن کنیم. به عنوان مثال: در یک مقطع مشخص، چه درسى را نیاز داریم بیاموزیم تا تسلط بر آنها پیدا کنیم.
3. فرصت‏ها و اوقاتى که باید صرف تحقق اهداف برنامه شود، چه میزانى است؟
4. چه روشى مطلوب‏ترین شیوه براى دست‏یابى به اهداف مورد نظر مى‏باشد.
5. در مرحله اجرا نیازمند به چه ابزار و کاربرد چه وسایلى هستیم؟
6. پس از اجرا به ارزیابى فعالیت‏هاى انجام شده مى‏پردازیم تا میزان دسترسى به اهداف مشخص شود و میزان عدم موفقیت در رسیدن به برنامه را نیز معلوم نماییم. این مرحله که تحت عنوان بازخورد(فیدبک) نامیده مى‏شود، فرصتى به ما مى‏بخشد تا بتوانیم عوامل ناکامى احتمالى را نیز بشناسیم و از بروز مجدد آن در برنامه مورد نظر پیشگیرى نماییم.
از آفات برنامه‏ریزى، فقدان تلاش و پشتکار در دستیابى به هدف برنامه است. و شاید در ابتداى فعالیت به همه موارد مورد نظر دست نیافته و دلسرد شویم و از ادامه راه باز بمانیم. و بی تردید عمل به برنامه، مستلزم چشم‏پوشى از برخى فرصت‏هاى فراغت، سرگرمى‏ها و تفریحات مى‏باشد، در این صورت باید خود را سازگار با برنامه مى‏نماییم تا بتوانیم به نتیجه مطلوبى دست یابیم.
ممکن است در ابتدا، برنامه‏ریزى با کندى مواجه شود ولى در جریان عمل به برنامه به آن عادت مى‏کنیم و به مرور زمان جزء شخصیت ما مى‏شود. برنامه‏ریزى علاوه بر صرفه‏جویى در وقت و فرصت‏هاى زندگى، موجب مى‏شود تا خود را و نیازهایمان را بهتر و بیشتر بشناسیم. لازمه برنامه‏ریزى موفق، انعطاف‏پذیرى در عمل به برنامه است و نیز نگاه واقع‏بینانه به کاستى‏ها و ضعف‏هاى موجود در زمینه‏اى است که برنامه تنظیم مى‏کنیم. برنامه‏ریزى تفکر ما را نسبت به زندگى شکل مى‏دهد و تفکّر منسجم منتهی به عمل در زندگى ایجاد می کند.
به منظور داشتن یک برنامه منظم، لازم است جدولى تهیه نمایید و ساعات شبانه روز و ایام هفته را (به ترتیب در ستون افقى و عمودى) یادداشت کرده و براى هر ساعتى در هر روز از ایام هفته کار و برنامه مناسب را در آن یادداشت نمایید. مثلاً چه ساعتى از خواب بیدار شوید؟ ساعتى را به نماز و نرمش و صرف صبحانه و دیگر کارها اختصاص دهید، ساعات درس و کلاس و مطالعه و استراحت و نظافت و... را نیز دقیقا در جدول بنویسید و خود را موظف کنید طبق جدول تهیه شده که متناسب با توانایى‏هاى خودتان است عمل نمایید. در این مسیر نیاز به یک عزم و اراده جدى هست که انشاءالله در شما وجود دارد.
به جهت تأکید بر نقش نظم در پیشرفت و تکامل علمی و انسانی و... توجه شما را به سخنان علی(ع) پس از ضربت خوردن به دست ابن‏ملجم «لعنه ‏الله» به فرزندان خود حسن و حسین(ع) جلب می کنم که حضرت چنین فرمود: H}«اوصیکما و جمیع ولدى و اهلى و من بلغه کتابى بتقوى الله و نظم امرکم؛{H شما و همه فرزندان و کسانم و هر کسى را که نوشته‏ام به او مى‏رسد، به تقواى خدا و نظم داشتن در کارتان سفارش مى‏کنم».
نکته مهم این است که اولین جمله‏اى که در وصیت‏نامه خود به فرزندان خود در آن حالت خاص پس از توصیه به تقوا و دورى از گناه، توصیه به نظم در امور و کارها فرمود و این نشانه اهمیت نظم و نقش آن در سعادت و موفقیت انسان است و بدون آن کسی به جایی نمی رسد.
بعد از طرح و برنامه آنچه اهمیت دارد و باید عملیاتی گردد پر کردن برنامه و طرح تهیه شده است محتوای برنامه براساس دو عامل پر و به اصطلاح تعیین می شود:
1. هدف.
2- نیازها، کاستی ها و نقص ها.
شما باید براساس هدف خودعمل کنید و در صدد مرتفع ساختن نیازها و کاستی ها باشید و در این راستا گام برداید و ما چون از هدف شما خبر نداریم و یا با نیازها و کاستی ها و نواقص زندگی فردی و اجتماعی و تحصیلی و خانوادگی و اقتصادی و... شما آگاهی نداریم نمی توانیم محتوای برنامه شما را تدارک نماییم اما یکی دو چیز را می دانیم. اولین نکته ای که می دانیم آن است که شما یک مسلمان هستید و این مسلمانی مسؤولیتی را متوجه شما می کند لذا بخشی از این برنامه باید مطابق آنچه مسلمانی اقتضا می کند پر شود. برخی از این محتوا همانا اعمال عبادی شماست مانند این که باید بخشی از برنامه شما به خواندن نماز، قرآن، اطلاع از احکام دین و عمل به آنچه دین بر دوش شما گذارده است اختصاص یابد. البته مسلمانی فقط در عبادت جلوه نمی کند و تمام زندگی ما باید متکی بر اسلام باشد.
نکته دوم آن است که شما یک دانشجو هستید لذا باید بخش دیگری از برنامه شما با مطالعه مواد درسی رشته تحصیلی شما پر شود شاید بیشترین نیازها، کاستی ها و اساسی ترین اهداف شما همین تحصیل باشد و باید بیشترین محتوای برنامه شما نیز امور درسی و تحصیلی باشد کار را از مواد درسی ضروری، مواد درسی که در آنها احساس ضعف می کنید وکاستی را در تحصیل شما ایجاد کرده است شروع کنید. گمان نمی کنیم جز دو برنامه فوق برنامه اساسی دیگری وجود داشته باشد مگر برنامه های ریز و جزئی البته خوب می دانید وجود تفریح و گردش و برنامه های نشاط آور نیز یکی از ضرورت های زندگی انسانی است. آنچه گفته شد از محتوای برنامه برگرفته از حدیثی است از امام کاظم(ع) که می فرمایند بکوشید برنامه و ساعت زندگی خود را در چهار بخش تنظیم کنید:
1- بخشی را به مناجات.
2- بخشی را به کسب معاش و روزی.
3- بخشی را نیز به معاشرت با برادران دینی مخلص و مورد وثوق که عیب شما را می نمایانند، اختصاص دهید.
4- بخشی را نیز به تفریح بپردازید.
در مورد شما معاش و روزیتان در ادامه تحصیل نهفته است.
برنامه عبادى زیر را نیز عمل کنید که براى یاد خدا بسیار مؤثر است:
1- مراقبه و محاسبه: در آغاز هر کارى کمى مکث کنید اگر واجب است حتما انجام دهید اگر حرام است حتما ترک کنید و اگر نه حرام است نه واجب در انجام و ترک آن مختارید این سه چیز را قبل از انجام هر کارى مشخص کنید سپس انجام دهید. اصل این توجه و مراقبه چندین فایده دارد اولاً انسان به حرام نمى‏افتد و نیز واجبى از او ترک نمى‏شود. ثانیا: انسان را از غفلت شبانه‏روزى مى‏گیرد. ثالثا: ترک حرام و فعل واجب به قصد قربت خود عبادت به حساب مى‏آید مى‏توان فعل تمام واجبات و ترک تمام محرمات را به قصد قربت انجام داد حتى افعالى که نه واجب هستند نه حرام مى‏توان با قصد قربت آنها را عبادى کرد مثلاً خوابیدن با این قصد باشد که تجدید نیرو شود تا انسان عبادت خدا کند و... شب به محاسبه بنشیند که آیا مراقبه طول روز را خوب انجام داده یا نه. اگر خوب انجام داده و نه تنها در اول هر کارى مراقبه‏اش را انجام داده بلکه آن کار را طبق مراقبه انجام داده مثلاً اگر در اول فهمید فلان کار حرام است در عمل هم آن را ترک کرده یا اگر در اول فهمید واجب است در عمل آن را انجام داده اینجا شکر خداى را هر چند زبانى به جا آورد و اگر خوب انجام نداده علت‏یابى کند تا به مرور نقص‏ها و علت عدم موفقیت را کشف کند تا بعد از سال‏ها به جایى برسد که حتى یک گناه از او صادر نشود و خلاصه این که مدار مراقبه و محاسبه شما انجام واجبات و ترک محرمات مى‏باشد.
حضرت على(ع) مى‏فرمایند: «ان هذه النفس لاماره بالسوء فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ همانا این نفس پیوسته به بدى و زشتى امر مى‏کند پس هر کسى آن را مهمل به حال خود واگذارد (ولى او انسان را رها نمى‏کند و) او انسان را به سمت گناهان مى‏کشاند»، (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سر الاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 305، روایت 20). بنابراین مراقبه و محاسبه را باید جدى گرفت که از اساسى‏ترین دستورات اخلاقى و سازنده مى‏باشد.
1- نماز اول وقت: اگر کار اهمى با نماز اول وقت در تعارض نباشد نماز اول وقت را ترک نکنید. روایات و نیز بزرگان نماز اول وقت را اکیدا سفارش کرده‏اند. امام صادق(ع) مى‏فرمایند: «لکل صلاه وقتان: اول و آخر، فاول الوقت افضله و لیس لاحد ان یتخذ آخر الوقتین وقتا الا من عله و انما جعل آخرالوقت للمریض والمعتل و لمن له عذر و اول الوقت رضوان الله و آخر الوقت عفوالله؛ براى هر نمازى دو وقت است: اول وقت و آخر وقت پس اول وقت برتر و با فضیلت‏تر است و براى کسى نشاید که آخر وقت را وقت (نماز) اتخاذ کند مگر از روى علتى و آخر وقت فقط براى شخص بیمار و ناتوان و کسى که داراى عذرى است مى‏باشد و اول وقت خشنودى خدا را دربردارد ولى آخر وقت عفو خدا را»، (میزان‏الحکمه، ج 5، ص 401، روایت 10390).
3- مستحبات نشاط‏آور: از میان مستحبات از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى کمیل و ندبه و... فقط و فقط آنهایى را انجام دهید که براى شما نشاط‏آور است و از تحمیل نفس بر مستحبات پرهیز کنید فقط به اقبال قلب بنگرید هر عمل مستحبى که قلب بدان اقبال داشت و برایتان نشاط‏بخش و حال‏آور بود به همان اکتفا کنید، حتى نسبت به نماز شب که سفارش زیادى شده است اگر نشاط نداشتید یا اصلاً نخوانید یا خیلى خیلى خلاصه در ظرف ده دقیقه تمام یازده رکعت را با حذف مستحبات بخوانید.
4- توسل به ائمه معصومین(ع): گاه گاهى مخصوصا به اقتضاى حال و اقبال قلب به ائمه معصومین(ع) توسل جویید و توفیق و حاجات خود را از آن معادن کرم بخواهید.
5- دائم‏الوضوء: سعى کنید همیشه وضودار باشید واگر براى شب قبل از خواب وضو بگیرید کافى است و چنانچه نیمه‏شب براى کارى برخاستید و خواستید دوباره بخوابید وضو لازم نیست اگر آب وضو را با حوله خشک کنید از جهتى بهتر است.
6- زیارت اهل قبور: هفته‏اى یک بار به زیارت اهل قبور مؤمنین و شهداى عزیز بروید و اگر وقت خلوتى را انتخاب کنید تا تأمل بیشترى کنید و گذرا بودن دنیا بیشتر در دلتان جا افتد خیلى بهتر است هدف این است که دل تکان بخورد و رغبت خود را به دنیا کم کند و به فکر آخرت و عالم قبر و قیامت بیفتد.
===========================
یک دانشجوی جوان، جهت استفاده‏ى بهینه از پتانسیل جوانى و بکارگیرى آن در مسیر رشد و توسعه خود و جامعه اش باید به تدبیر زیر عمل نمایید.
T}1. شناخت هویت فردى و شخصى: {T
دانشجویانی که دقیقا مى‏دانند در چه موقعیتى از زمان، جامعه، تاریخ و عمر خود واقع شده‏اند، تدبیر مناسب‏ترى براى رشد و توسعه‏ى زندگى خواهند داشت.
شناخت هویت ملى، فرهنگى و اسلامى نیز مکمّل هویت فردى و شخصى است، در این مقطع، دانشجو، عارف به فرهنگ، مکتب و ملت خویش است و به مبانى فرهنگ اسلامى و ملى و آسیب‏ها و دردهاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سیاسى جامعه‏ى خویش، معرفت قابل قبولى پیدا مى‏کند. چنین معرفتى که مولد درک فرهنگ خودى (اسلامى و ملى) و شناخت دردهاى اجتماعى است، راه را به روى عامل نفوذ بیگانه و فرهنگ و سیاست مهاجم مى‏بندد و مصونیت پذیرى از آسیب‏هاى فرهنگى و اجتماعى به وجود مى‏آورد، البته نیل به این مرحله، مستلزم درک بهتر جامعه نسبت به هویت جوانان و دانشجویان است.
T}2. دانش‏اندوزى: {T
تحصیل علم، اولین و مهم‏ترین تکلیف شب و روز یک دانشجو است. اگر شرح حال زندگانى مردان بزرگ و خلاّق روزگار را مورد مطالعه و بررسى قرار دهیم. خواهیم دید که تلاش در راه تحصیل دانش، چه میزان در سعادت و نیک‏بختى جامعه و جاودانگى آنان تأثیر داشته است.
در گذشته دانشمندان بزرگى نظر ادیسون، مخترع برق و گالیله، مخترع تلسکوپ و کاشف مسایل مهمى در علم هیئت و رازى کاشف الکل و هشام در علم شیمى و گوتمبرگ مخترع چاپ و... گام‏هاى مؤثرى در راه رفاه، آسایش و خدمت بشر برداشته‏اند. بنابراین، اساسى‏ترین وظیفه‏ى دوره‏ى دانشجویى، تلاش بى‏حد و اندازه در مسیر کسب سرمایه‏ى دانش است و دانشجو باید تلاش کند تا سطح دانش خود را افزایش دهد و تحصیلات خود را در ترم‏هاى مختلف و مقاطع بالاتر و تخصّصى‏تر، بدون هیچ وقفه‏اى ادامه بدهد و هرگز این احساس را به خود راه ندهد که قادر به ادامه‏ى تحصیل در مقاطع بالاتر نیست و در این خصوص با افراد آگاه مشورت کند.
شایسته است که یک دانشجو در کنار متون درسى و امتحانى خویش، سایر منابع را مورد مطالعه قرار دهد تا اندوخته‏هاى خویش را غنى‏تر سازد و سعى کند در پایان هر هفته ایده‏هاى جدیدى که بدست آورده است مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار دهد و سعى کند از آن چیزهاى آموزنده فرا گیرد و سپس به نحو جالبى آنها را به صورت کاربردى آماده کند.
T}3. وقت‏شناسى:{T
اگر جوانى، بهار عمر است، وقت سرمایه‏ى همه فصول عمر است. و به تعبیرى، وقت طلاست بلکه وقت فراتر از طلا و طلاساز است. پروین اعتصامى، در باب ارزش وقت چنین مى‏سراید:
P}گهر وقت، بدین خیرگى از دست مده{E}آخر این درّ گرانمایه، بهایى دارد{P
از منظر دین نیز، اولین پرسش‏هایى که در قیامت از انسان مى‏شود از چند چیز است از جمله:
1. از عمرش که در چه راهى فنا کرده است،
2. از جوانی که در چه چیزى گذرانده است،
3. از مال که از چه طریقى بدست آورده است،
4. از محبّت اهل بیت (امام‏شناسى). V}(خصال صدوق، ج 1، ص 253){V
با نگاهى اجمالى به سخن گران‏سنگ معصومین(ع)، جایگاه و اهمیت دو سرمایه‏ى جوانى و عمر به خوبى، آشکار مى‏شود و هر کس که بتواند در دریاى زندگى شنا کرده و این دو گوهر گرانبها را صید کند، قطعا به ساحل نجات و رستگارى دست خواهد یافت. بزرگان چون چنین بودند، گشتند آنچنان.
البته در ارج گذارى به وقت، علاوه بر وقت خویش باید براى وقت دیگران نیز ارزش قایل شد، و همه‏ى این مراحل به سرانجام نمى‏رسد مگر این که فرهنگ‏سازى کنیم و همگان به این نکته برسند که وقت‏سوزى، گناهى است بس بزرگ و نابخشودنى، و این شعار جا بیفتد که: وقت‏سوزى یعنى خودسوزى.
3.فراگیرى روش تحقیق: یک دانشجوى کارآمد باید اصول روش تحقیق در علوم مختلف، مخصوصا روش مطلوب و مناسب براى تحقیق در عالم طبیعت را فرا گیرد.
در اهمیت و ارزش روش تحقیق همین بس که امروزه پیشرفت علوم و توسعه‏ى جوامع پیشرفته، مرهون آن است و هر روز بر ابعاد آن افزوده مى‏شود.
گرچه امروزه در بسیارى از رشته‏هاى دانشگاهى، روش تحقیق به صورت چند واحد گنجانده شده است اما این مقدار قطعا براى موفقیت‏هاى راهبردى کافى نیست و باید در این زمینه چاره‏اى اندیشید.
4 . برنامه‏ریزى صحیح: برخى از مردم و به ویژه دانشجویان عزیز، در تنظیم زندگى و فعالیت‏هاى تحصیلى خویش دچار ابهام و سرگشتگى هستند و نمى‏توانند تعادل لازم را میان خواست‏ها و امکاناتشان بوجود بیاورند. اصولاً، برنامه‏ریزى، زمینه ساز کامیابى و موفقیت‏هاى همگان به ویژه جوانان و دانشجویان است، زیرا از یک سو به آنان شیوه صحیح به کار گرفتن فرصت‏ها را مى‏آموزد و از سوى دیگر با نیل به هدف‏هاى کوتاه مدت و میان مدت، رضایت خاطرشان را فراهم مى‏سازد. برنامه‏ریزى مناسب مشروط به تحقق موارد زیر است:
1. هدف‏هاى ما مشخص شود و این که هدف اصلى ما چیست؟
2. نیازهاى ما کدامند؟ به عنوان مثال: در یک مقطع مشخصى، علاوه بر متن درسى، چه کتاب‏هایى را بخوانیم تا تسلّط بر آنها پیدا کنیم.
3. فرصت‏ها و اوقاتى که باید صرف تحقق اهداف برنامه شود، چه میزانى است؟
4. چه روشى، مطلوبترین شیوه براى دست‏یابى به اهداف مورد نظر مى‏باشد؟
5. در مرحله اجرا نیازمند به چه ابزار و کاربرد چه وسایلى هستیم.
6. پس از اجرا به ارزیابى فعالیت‏هاى انجام شده بپردازیم تا میزان دسترسى به اهداف مشخص شود و میزان عدم موفقیت در رسیدن به برنامه را نیز معلوم نماییم. این مرحله که تحت عنوان باز خورد (فیدبک) نامیده مى‏شود، فرصتى به ما مى‏بخشد تا بتوانیم عوامل ناکامى احتمالى را نیز بشناسیم و از بروز مجدد آن در برنامه مورد نظر پیشگیرى نماییم.
البته، برنامه‏ریزى آفاتى هم دارد که از جمله آن، فقدان تلاش و پشتکار در دستیابى به هدف برنامه است. و یا آنکه در ابتداى فعالیت منطبق با برنامه، چنانچه به همه موارد مورد نظر دست نیافتیم، ممکن است دچار دلسردى شویم و از ادامه‏ى راه باز بمانیم. و یا اینکه عمل به برنامه‏ریزى جدّى، مستلزم چشم‏پوشى از برخى فرصت‏هاى فراغت، سرگرمیها و تفریحات مى‏باشد، در این صورت خود را سازگار با برنامه مى‏نماییم تا بتوانیم به نتیجه‏ى مطلوبى دست یابیم.
از مزایاى برنامه‏ریزى این است که بر حس اعتماد به نفس مى‏افزاید و هسته مرکزى اطمینان به شخصیت را رشد مى‏دهد و موجب مى‏شود با نگاهى امیدوارتر به جهان بنگریم. از نگاه دیگر، برنامه‏ریزى در ابتدا با کندى ممکن است مواجه شود ولى در جریان عمل به برنامه به آن عادت مى‏کنیم و به مرور زمان ملکه شخصیت ما مى‏شود. برنامه‏ریزى علاوه بر صرفه‏جویى در وقت و فرصت‏هاى زندگى، موجب مى‏شود تا خود را و نیازهایمان را بهتر و بیشتر بشناسیم. همچنین برنامه‏ریزى، تفکر ما را نسبت به زندگى شکل مى‏دهد و تفکّر منسجم منجر به عمل موفق در زندگى فردى و اجتماعى مى‏شود.
البته عوامل دیگرى وجود دارند که در رشد و کارآمدى یک دانشجو و در نتیجه رشد و کارآمدى جامعه نقش دارند از جمله:
شناخت راه‏هاى اعتماد به نفس، اصول نویسندگى و سخنورى، با دقت گوش کردن به سخن اساتید و سایر افراد، توسعه‏ى روابط مفید با دیگران و پیدا کردن دوستان قابل اعتماد و ایجاد یک رابطه‏ى بسیار دوستانه با آنان، رعایت نظم در رفت و آمدها و نشست و برخاست‏ها بویژه در محیط دانشگاه و سرکلاس درس، تقویت راه‏هاى تفکر و افزایش خلاقیت خویش، انتقادپذیرى و خود انتقادى (انتقاد از خود = Autocritics)، همچنین انتقاد درست و سازنده از دیگران، برخورد منطقى با مخالفان خود، پذیرش عیوب دیگران، کنترل خشم خود، ورزش عاقلانه به صورت منظم و افزایش نیرو و توان خویش از راه ورزش عاقلانه و به صورت منظم و کسب سلامتى جسمى و انبساط روحى و تداوم آن، خود را به طور مؤثر نشان دادن و هدایت جلسات مفید و ثمربخش و در نهایت و مهم‏تر از همه تداوم سلامتى روحى و هدایت معنوى خویش از طریق رعایت حقوق خداوند حکیم و بندگى او که همه راه‏هاى توفیق و کارآمدى فردى و اجتماعى به او ختم مى‏شود.
به راستى، اگر یک دانشجو، یا جمعى از آنان، یا اکثر دانشجویان و یا... این گونه باشند، آیا جامعه شاهد مدیران موفق، کارآمد و خدمتگذار و در نتیجه شاهد جامعه‏ى پیشرفته نخواهیم بود؟ حتما چنین هدفى با شرایطى که مطرح شد قابل تحقق است.
به طور کلى در رابطه تقسیم ساعات و فراغت، اعتقاد ما بر این است که آن چه در راستاى هدایت انسان لازم است باشد، در کتاب گفتار و روش زندگى معصومین آمده است. مثلاً امام على(ع) در تفسیر آیه‏ى شریفه‏ى: «A}لاتنسَ نَصیبَک من الدّنیا{A»؛V}(قصص، آیه‏ى 77؛ بهره خود را از دنیا فراموش نکن){V مى‏فرماید: «H}لاتنسَ صِحّتک و قوّتک و فراغک و شبابَک و نشاطک ان تَطلُبَ بهاالآخره؛ ...{H». پیام‏هاى این سخن عرشى این است: قدر چند چیز را بدان و در جهت رسیدن به آخرت که بهترین چیزهاست، از آن‏ها بهره بگیر.V}(معانى الاخبار، ص 325){V
1ـ صحت بدن و عافیت.
2ـ قوّت و نیرو.
3ـ فراغت: اوقاتى که در آن مشغول به کارى نیست.
4ـ جوانى.
5ـ نشاط و شادابى.
پیامبر خدا(ص) فرمود: «در صحف ابراهیم آمده است که خردمند، مادامى که خردش از او گرفته نشده، باید ساعاتى را براى خود در نظر بگیرد. زمانى براى مناجات با پروردگارش و زمانى براى حساب کشیدن از خویش و زمانى براى اندیشیدن در نعمت‏هایى که خداى عزّ و جلّ به وى ارزانى داشته است و زمانى براى بهره‏مند ساختن نفس خود از حلال. زیرا این زمان کمکى است به آن سه زمان دیگر و مایه آسودگى و رفع خستگى دل‏ها».V}(الخصال، ص 525، ح 13){V
مشابه این تعبیر از دیگر امامان نیز به ما رسیده است. امام کاظم(ع) فرمود: سعى کنید اوقات خود را به چهار قسمت کنید: «زمانى براى مناجات با خدا، زمانى براى کسب و کار، زمانى براى معاشرت با برادران و افراد مورد اعتمادى که عیب‏هایتان را به شما گوشزد مى‏کنند و در باطن، خیرخواه شما هستند و زمانى براى بهره‏مند شدن از لذت‏هاى غیرحرام».V}(بحارالانوار، ج 78، ص 321، ح 18){V
از مجموع این فرمایشات این بهره را مى‏بریم: همین ساعت آسایش است که موجب استفاده‏ى بهینه از بقیه ساعات مى‏شود، هم عبادت را نشاط مى‏بخشد، هم مانع اشتباه در محاسبه نفس مى‏شود و هم قوه تفکر را از خطا باز مى‏دارد و هم نیروى لازم را براى فعالیت و کار فراهم مى‏سازد.
به قول سعدى علیه الرحمه:
P}غنیمت شمار، این گرامى نفس{E}که بى‏مرغ، قیمت ندارد قفس{P
P}مکن عمر ضایع به افسوس و حیف{E}که فرصت، عزیز است: الوقتُ ضیف!{P
اصل برنامه ریزی و تقسیم ساعت های شبانه روز و مراقبت از خود کار خود را خود شما انجام می دهید. کمکی که از ما برمی آید برشماری اصولی است که لازم است در برنامه ریزی رعایت شود. این اصول به قرار زیر است:
1. برنامه باید در حد توان باشد نه خارج از توان، همانطور که گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است. پس باید مطابق طاقت و توان جسمی و روحی تان برنامه را طرح ریزی و اجرا کنید و از حد تعادل خارج نشوید.
2. هر روز فعالیت های روزانه خود را ارزیابی کنید و پایان روز و قبل از آن که به بستر بروید بررسی کنید که کدام یک از کارها و وظیفه های مقرر شده را انجام دادهاید و کدام یک را نیمه کاره رها کرده و انجام نداده اید، نسبت به فعالیت های انجام شده خود را تشویق کرده و به خود آفرین بگویید و پاداشی را در نظر بگیرید و نسبت به انجام نداده ها خود را تنبیه کرده مثلا خود را جریمه مالی کنید و صدقه ای را به مستمندان بدهید و یا ....
3. ایده آل نگر و مطلق گرا نباشید، یعنی نخواسته باشید تمام خواسته ها و آرزوهایتان فوری و به شکل کامل و تمام برآورده شود هر چند در راه به دست آوردن آن تلاش می کنید ولی اگر از دسترسی به برخی از آنها ناتوان بودید و شرایط فراهم نبود، نگویید به طور کلی باید آن را رها کرد بلکه در تلاش های بعدی در پی نیل به آن باشید و خسته نشوید.
4. اراده خودتان را تقویت کنید این امر هم نیازمند رعایت برخی نکاتی است که مقاله ضمیمه (پیش شماره پرسمان 5) را بخوانید و به راهکارهای آن عمل کنید. امید است به شما کمک کند.
دوست عزیز! به نظر می رسد مشکل شما در ضعف اراده باشد تجربه نشان داده است، براى حل این مشکل نمى‏توان تنها به رهنمودهاى کتبى و غیابى بسنده کرد و این مسأله، مانند بسیارى از مشکلات روانى دیگر، به ارتباط مستمر با مشاور نیازمند است; ولى اجراى توصیه‏هاى زیر در نابود سازى این پدیده سودمند مى‏نماید.
1. باید علل و عوامل ضعف اراده خویش را بشناسید . توجه کنید ضعف اراده غالبا در عدم اعتماد به بینش و تفکر، عدم شناخت‏خویش، با ارزش تلقى نکردن خود، عدم امنیت روانى، عدم تدبیر عقلانى در تشخیص امور و تمیز اهم و مهم، شکست‏هاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محرومیت، سرزنش و رنج‏هاى مستمر ریشه دارد. زدودن هر یک از این عوامل در پرتو سرمایه گزارى و برنامه ریزى ممکن است.
2. باید باور کنید چون دیگر انسان‏ها از توانمندى‏هاى بسیار برخوردارید و از دیگران کم‏تر نیستید. فراموش نکنید نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بیش‏تر است و نباید خود را دست کم بگیرد. تصمیم خوب در پرتو تکیه بر قوت‏ها، جبران ضعف‏ها و احساس توانمندى شکل مى‏گیرد.
3. پس از مشورت با افراد ذى صلاح، با توجه به امکانات و توانمندى‏هاى واقعى خود، براى زندگى تان برنامه ریزى کنید و بکوشید هرگز بى جهت از آن برنامه و نظم سر نپیچید. اوقات استراحت و تفریح و عبادت و همه‏فعالیت‏ها را در این برنامه بگنجانید تا زمانى خالى نماند و توجه به فرصت‏ بیکارى شما را سمت تأخیر انداختن کارها سوق ندهد.
4. بکوشید براى هر رفتارى انگیزه‏اى قوى داشته باشید و به ویژه از آثار مثبت تصمیم‏گیرى‏ها و رفتارهاى خاص خویش به طور کامل آگاه شوید.
5. محیط زندگى و موقعیت کارى خود را تغییر دهید و موانع بروز اراده و فعالیت را نابود سازید; براى مثال در موقعیتى که به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى مى‏انجامد، قرار نگیرید . براى تصمیم‏گیرى‏ها و اقدامات خویش امنیت روانى فراهم آورید تا بتوانید به آرامى در برابر دیگران یا همراه آنان ابراز وجود کنید و برجستگى فکرى و فعالیت‏به جا را از طریق تصمیم آشکار سازید .
6. هر کارى را آسان تلقى کنید; زیرا در برابر اراده پولادین انسان همه سختى‏ها آسان مى‏گردد . به استقبال کارهاى به ظاهر دشوار بروید و به خود تلقین کنید مى‏توانید در این امور درست تصمیم بگیرید و افتخار موفقیت در انجام آن‏ها را به دست آورید.
7. رضایت‏خداوند را ملاک هر رفتار و گفتار قرار دهید و از تسلیم شدن در برابر تمایلات پوچ و هواهاى نفسانى بپرهیزید. این تسلیم شدن‏ها اراده را ضعیف و متزلزل مى‏سازد. تقوا و رعایت‏حرمت دستورهاى پروردگار براى آرامش روانى و تقویت نفس و اراده بسیار سودمند است.
8 . مدتى برنامه ریزى و تصمیمات خود را با فردى ذى صلاح در میان بگذارید و از وى بخواهید مراقب باشد تا در شما دو دلى پیش نیاید و اجراى تصمیمات خویش را به تاخیر نیندازید.
9. از خواب زیاد، پرخورى و دیگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهیزید و نگذارید دیگران به جاى شما تصمیم بگیرند.
10. با کسانى که روحیه و اراده قوى دارند، دوست‏شوید تا اراده شما نیز قوى گردد.
11. بکوشید تصمیم‏هاتان را با فردى با تجربه در میان نهید تا از قوت و درستى شان اطمینان یابید. پس از مشورت با این فرد، بر اساس تدبر و اندیشه خود تصمیم بگیرید و بدون از دست دادن فرصت اقدام کنید.
تصمیم باید بر تدبیر و اندیشه و آگاهى‏هاى لازم استوار باشد و به عمل بینجامد . تخلف از این امر جز تلف کردن وقت، پیروى از افکار پوچ و سستى در عمل دستاوردى ندارد و فرد را با زیان‏هاى مادى و معنوى روبه رو مى‏سازد. از این رو، امور یاد شده گناه به شمار مى‏آید.
تردید در تصمیم‏گیرى و تاخیر در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مى‏شود و زیان‏هاى بسیار را به ارمغان مى‏آورد.
12 . تصمیمات به جا و پر ارزش گذشته‏خود را به یاد آورید و توجه کنید که چون گذشته براى انجام دادن کارهاى مهم آمادگى دارید.
13. در تصمیم‏ها و فعالیت‏هاى اسوه‏ها دقت کنید، در همسان سازى و الگوپذیرى جدى باشید تا جرات انجام کار یابید و توان تصمیم‏گیرى و اجرا در شما تقویت‏شود.
14. ورزش مستمر و منظم را که در تقویت اراده بسیار مؤثر است، فراموش نکنید.
15. با تصمیم‏هاى آسان در کارهاى ساده، به تدریج‏خود باورى و توانمندى را در خویش پدید آورید و راه را براى تصمیم‏گیرى در امور مشکل و پیچیده هموار سازید.
16. در موضوع مورد نظر تمرکز پیدا کنیدو از اشتغالات ذهنى متعدد بپرهیزید تا تصمیم‏گیرى آسان‏تر صورت پذیرد.
17. پس از تدبیر و مشورت از عواقب تصمیم‏هاى خود هراسناک نباشید و به خدا توکل کنید . پیامدهاى تصمیم‏هاتان را که از قلمرو اندیشه‏تان بیرون است و با سامان دادن احتمال‏هاى ضعیف سبب تردید و تزلزل شما مى‏گردد، به خداوند متعال که به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذارید و به آنچه پروردگار پیش مى‏آورد، خشنود باشید. خداوند شما را سمت صلاح و مطلوب واقعى‏تان رهنمون شود.

در رابطه با اعتماد به نفس گفتنی است اعتماد به نفس، توجه فرد به توانایى‏هاى خود و استفاده از آن‏ها است و شجاعت، عدم ترس در برخورد یا سختى‏ها و قوت نفس در مبارزه با مشکلات. انسان در ابتدا لازم است اعتماد به نفس به دست آورد؛ یعنى، توانایى خود را باور داشته باشد و در مرحله بعد با استفاده از توانایى‏ها با مشکلات برخورد کند. از این رو، شجاعت در مرتبه بعد از اعتماد به نفس قرار مى‏گیرد. اعتماد به نفس دو رکن دارد:
1. شناخت استعدادها و توانایى‏ها ى خود
2. باور کردن این توانایى‏ها
در مرحله اول باید فرد به خودشناسى پردازد و ابعاد وجود خویش را به خوبى ارزیابى کند. خداوند به هر کس استعدادى خاص داده است. سید بن طاووس بر این عقیده بود که هر انسان در زمینه‏اى نابغه است. هر فرد باید استعداد ویژه خود را بشناسد و آن را به کار بندد. پس از شناخت توانایى‏ها، طبعاً فرد آن‏ها را باور مى‏کند. مرحله بعدى براى کسب اعتماد به نفس، استفاده از این توانایى‏ها در حل مشکلات و پیشبرد امور است. در این جا قوت نفس لازم است. روان شناسان این امر را بُعد انگیزشى فرد مى‏نامند. امور زیر در تقویت انگیزه فرد مؤثر است:
الف) ورزش‏هاى پر تحرک
تحقیقات روان‏شناسى نشان مى‏دهد افراد پر تحرک که به طور پیوسته ورزش‏هاى بدنى مى‏کنند، در برخورد با مشکلات موفق‏ترند.
ب) به عهده گرفتن کارهاى سنگین و تلاش در جهت انجام آن سبب قوت نفس مى‏گردد.
ج) به دست آوردن تکیه گاهى که قدرتى مافوق همه نیروهاى مادى داشته باشد. چنین پناهگاهى خداوند متعال است که قدرت مطلق حاکم بر هستى است. توکل بر خداوند قدرتى به انسان مى‏دهد که در مقابل قوى‏ترین افرد مى‏ایستد و در سخت‏ترین شرایط، به حل مشکلات مى‏پردازد.
همان طور که آگاهى از خویشتن مى‏تواند انسان را از هرگونه خیالبافى و افکار منفى درباره خود رهایى دهد و سمت کمال واقعى و اصلاح کاستى‏ها رهنمون گردد، عدم اعتماد به نفس مى‏تواند مانع شکوفایى قابلیت‏ها و خلاقیّت‏ها و ایفاى مسئولیت‏ها شود.
اعتماد به نفس انسان را مستقل و دور از هرگونه وابستگى بار مى‏آورد و براى انجام دادن مسؤولیت‏هاى فردى و اجتماعى، با توجّه به تواناهاى، خویش به میدان عمل مى‏کشاند. اعتماد به نفس سبب مى‏شود فرد مسؤولیت‏هاى خویش را با اطمینان کامل انجام دهد و با افزایش قابلیت‏ها و توانایى هایش از هرگونه توقف و سکون بپرهیزد. در واقع اعتماد به نفس به معناى باور کردن قابلیت انسانى خویش، روبه‏رو شدن فعال با رویدادهاى زندگى و انجام دادن درست وظایف است. بنابراین، اعتماد به نفس از درون فرد سرچشمه مى‏گیرد نه از بیرون. افرادى که از اعتماد به نفس کافى برخوردارند، استقلال عمل دارند و مسؤولیت پذیر و پیشرفت گرایند؛ ناکامى‏هاى زندگى را مى‏پذیرند؛ بر ایجاد رابطه با دیگران توانایند و از هرگونه گوشه‏گیرى دورى مى‏جویند.
از طرف دیگر، آنان که ضعف اعتماد به نفس دارند از مشکلات زیر رنج مى‏برند:
1. احساس خود کم بینى‏
در اکثر اعمال و نگرش‏هاشان احساس عدم اطمینان و درماندگى مى‏کنند؛ خود را در مواجهه با مشکلات ناتوان مى‏بینند و جملاتى چون نمى‏توانم این کار را انجام دهم، هرگز قادر به یادگیرى در سطوح عالى نیستم، توان نیل به مراتب عالى ندارم، همیشه ذهن این افراد را به خود مشغول مى‏کند.
2. بروز احساسات و عواطف منفى‏
رفتارشان حاکى از نوعى خشونت، بى‏قیدى و بدخلقى است. به سبب عدم پذیرش محورى به نام «خود» همواره در انعکاس علایق خویش با تردید و تغییر رو به رویند و توان ابراز رفتار عاطفى مناسب ندارند.
3. گریز از موقعیت‏هاى نگران‏زا
در برابر فشارهاى روانى، به ویژه ترس و خستگى و آنچه موجب آشفتگى‏اش شود، بسیار کم تحمّل‏اند؛ حتّى موردى مانند امتحان ممکن است برایشان بحران‏هایى اضطراب زا فراهم آورد و به عدم موفقیتشان انجامد.
4. نومیدى‏
یأس از دستیابى به اهداف، رایج‏ترین ویژگى این افراد است.
5. کمرویى‏
یکى از شایع‏ترین صفات این افراد کمرویى است و معمولاً در برقرارى ارتباطات اجتماعى در صحنه‏هاى مختلف با مشکل جدى روبه‏رو هستند.
اکنون در پرتو شناخت مختصرى که درباره اعتماد به نفس و ویژگى‏هاى افراد معتمد به نفس به دست آمد، اشاره به بعضى از راهکارهاى عملى جهت تقویت این پدیده سودمند مى‏نماید. امید است رعایت این موارد به کاهش مشکلتان بینجامد؛ زیرا همان طور که خودتان نیز نگاشته‏اید، مشکل شما در عدم اعتماد به نفس یا ضعف آن ریشه دارد. بى تردید با تقویت اعتماد به نفس و به دست آوردن درکى درست از خود و توانایى‏هاتان بر مشکلات چیره مى‏شوید و به تدریج احساس عدم کفایت تان به احساس سربلندى تبدیل مى‏شود.
1. استعدادهای خود را هر چه بیش‏تر بشناسید.
شناخت استعدادها و قابلیت‏هاى خویش مى‏تواند در کسب اعتماد به نفس مفید واقع شود و انسان را از دام نومیدى رها سازد. بدین منظور، استعدادها و توانمندى‏هاى مختلف علمى، ورزشى، هنرى، کلامى و... خویش را یادداشت کنید و هر روز آن را براى خود بخوانید.
2. بر توانایى‏ها و موفقیت‏هاى گذشته‏تان تکیه کنید.
باید بر توانایى‏هاى خویش تکیه کنید و ضمن مرور موفقیت‏هاى گذشته، آن‏ها را در کانون تمرکز و توجّه خود قرار دهید.
3. گذشته ناموفق و شکست‏ها را فراموش کنید.
اگر تصورى نامطلوب از گذشته دارید، به دست فراموشى سپارید. تصور نامطلوب اجازه نمى‏دهد به تغییرات خویش پى برید و حقیقت کنونى‏تان را دریابید.
4. خود را مثبت ارزیابى کنید.
درباره خویش مهربان باشید و شخصیت تان را با دید مثبت ارزیابى کنید. در شایستگى خویش تردید نکنید و خود را با صفات خوب تفسیر کرده، در انجام کارها توانا بدانید.
5. ریسک کنید.
روى تجربیات جدید، با دید یادگیرى بیش‏تر فعالیت کنید و از شکست نهراسید. چنانچه این گونه عمل کنید، امکانات جدیدى براى شما فراهم مى‏آید و حس خویشتن پذیرى‏تان تقویت مى‏شود.
6. از خواهش‏هاتان بکاهید.
عزّت و سربلندى انسان در گرو عدم درخواست‏هاى مکرّر از دیگران است. تا مى‏توانید به خود متکى باشید و به آنچه هستید و دارید، اکتفا کنید تا اعتماد به نفس بیش‏تر به دست آورید.
7. خود را با دیگران مقایسه نکنید.
هرگز خود یا موفقیت‏هاتان را با دیگران مقایسه نکنید. همواره به رقابت با خویش بپردازید؛ زیرا هر کس از شرایط و امکانات خاص خود برخوردار است.
8. ارتباط با خدا را حفظ و تقویت کنید.
مهم‏ترین روش کسب اعتماد به نفس، ارتباط با خداوند ونیایش با او است. وقتى بتوانید حضور در محضر خالق هستى و کمال مطلق را احساس و به او تکیه و اعتماد کنید و بزرگى‏اش را دریابید و به او بپیوندید، به بزرگى شخصیت خویش واقف خواهید شد. بنابراین، در نمازها حضور قلب بیش‏تر پیدا کنید و خود را با ذات اقدس الهى مرتبط بدانید.
9. از هدف های کوچک و متوسط شروع کنید.
یکی از علل شکست های مکرر افراد که منجر به احساس خودکم بینی و از دست دادن اعتماد به نفس می شود، در نظر گرفتن هدف های بزرگ و دست نیافتنی است. چنانچه در مثال گفته اند: سنگ بزرگ نشانه نزدن است. برای این که به خودباوری و اعتماد به نفس برسیم، لازم است ابتدا از هدف کوچکتر شروع کنیم تا با دست یافتن به هدف و چشیدن طعم موفقیت، اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی در ما تقویت شود
مطالعه کتاب‏هاى زیر در زمینه‏هاى فوق سودمند است
1- قدرت تفکر، ژوزف مورفى، ترجمه هوشیار رزم آرا
2. قدرت اراده، محمد حسین سرورى
3. غلبه بر ترس و خستگى، ادوارد اسپنسرث

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()