پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من پسری هستم متولد 26/4/1362 که از اعتبار اجتماعی خوبی برخوردارم و اکثر افراد شهر نسبتا کوچک ما به دلیل شغلی که دارم من را می شناسند، من در دانشگاه تحصیل می کردم و 28/6/1386 فارغ التحصیل شدم. از تاریخ 4/9/1385 به طور اتفاقی و شاید غیر منتظره با دختری که متولد 4/10/1361 است آشنا شدم و این آشنایی تا جایی ادامه پیدا کرد که من و او عاشق یکدیگر شدیم. بعد از مدتی متوجه شدم که او قبلا ازدواج کرده و هنوز درگیر مسائل مربوط به طلاقش می باشد. او در تاریخ 11/9/1380 عقد کرده و 2 سال بعد ازدواج کرده و سال 1383 جدا شده اما هنوز طلاق نگرفته است. من و او آن قدر با هم هستیم که همه ما را زن و شوهر می دانند، او در شهر ما دانشجو می باشد و کسی را در این شهر به جز من ندارد. هر کجا که بخواهد برود با من می رود و هر کاری که بخواهد انجام دهد با مشورت من است و انگار با هم زندگی می کنیم. از طرفی خانواده من با او به علت بزرگتر بودنش و اینکه قبلا عقد کرده مخالفند (آنها نمی دانند که او ازدواج کرده.) من در یک دو راهی قرار گرفته ام: از جهتی به یکدیگر وابسته شده ایم و بدون هم نمی توانیم کاری بکنیم از طرف دیگر با این مشکلات روبرو هستیم و نمی دانیم چه کنیم؟! لازم به ذکر است که من و او هر دو متدین، ساده و سر و سنگین هستیم و این را می دانیم که این عشق یک هوس زود گذر نیست و جوانی و نادانی هم نیست، لطفا به صورت کاملا محرمانه من را راهنمایی بفرمایید.

1 پاسخ 1

دانشجوى گرامى! ازدواج بزرگترین و مهم ترین اتفاق در زندگی هر انسان است. موفقیت یا شکست در آن، در سرنوشت هر یک از زن و مرد اثری ژرف و تعیین کننده بر جای می نهد و چه بسا اصلی‏ترین و برجسته‏ترین خطوط سیر زندگی ایشان را رقم می زند. پیوند ازدواج میثاقی است که دامنه آن می تواند تا جهان آخرت گسترده باشد، به شرطی که بر اساس دستور خدا و همراه با تفکر و دوراندیشی باشد و هر یک از زوجین در انجام وظایف خود کوتاهی نکنند.
اهمیت ازدواج ایجاب میکند توجه شما را به چند نکته مهم جلب ‏کنیم سپس راهکارهایى را بیان مى‏کنیم.
نکته اول: ازدواج یکى از مهمترین و سرنوشت‏سازترین مسائل در گستره زندگى انسان است و طبیعى است که اگر این امر مهم با در نظر گرفتن همه‏ى جوانب آن و بر اساس تحقیق، آگاهى و شناخت لازم و با رعایت کردن نکات مهمى که در انتخاب همسر باید مدّ نظر قرار گیرد،انجام شود باعث خوشبختى و سعادت انسان در زندگى مى‏گردد و اگر با این مسئله مهم سطحى و از روى احساسات، که عمرى بسیار کوتاه دارد و در عرض چند هفته یا چند ماه شعله‏هاى کاذب آن فرو مى‏نشیند انجام گیرد پى‏آمدهاى ناگوار و بالاخره موجب خسارات جبران‏ناپذیرىمى‏شود و چه بسا باعث بدبختى و سرنوشتى ناگوار براى انسان شود لذا در امر ازدواج باید دقت کافى بشود.
2. ازدواج فقط پیوند دو فرد با یکدیگر نیست بلکه پیوند دو خانواده است بنابراین وقتى دو نفر مى‏خواهند با یکدیگر ازدواج کنند باید از جهات گوناگونى کفو و همتاى یکدیگر باشند تا تعادل بین آن دو و خانواده آنها برقرار شود و الاّ مشکلات فراوانى را در پى خواهد داشت.منظور از کفو بودن به طور کلى یعنى این دو نفر از نظر فکرى ـ اعتقادى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، تحصیلى، سنّى، قیافه‏ى ظاهرى و خانوادگى به یکدیگر نزدیک باشند و ناهمگونى در موارد فوق مى‏تواند براى زندگى آینده مسئله ساز باشد.
3. در امر ازدواج نباید قبل از انتخاب، عاشق و دلباخته‏ى کسى شد (نه پسر نسبت به دختر و نه دختر نسبت به پسر) البته شناخت و آگاهی در حدّى که انگیزه‏اى شود براى انتخاب اشکالى ندارد بلکه لازم است اما اگر این علاقه تبدیل به عشق شد مشکلات زیادى را دارد از جمله اینکه عشق‏هاى اینچنین که جنبه‏ى احساسى دارد علیرغم اینکه پایدار نیست اما موجب مى‏شود که دختر وپسر بخوبى نتوانند یکدیگر را ارزیابى کنند و جنبه‏هاى مثبت و منفى طرف مقابل را شناسایى نمایند . چنین عشق‏هایى مى‏تواند بطور کلى قدرت انتخاب را از انسان سلب کند بنابراین علاقه‏هاى اولیه را باید مهار کرد اگر بعد از تحقیقات لازم انسان به این نتیجه رسید که مورد مناسب است آنگاه علاقه‏ها را تقویت کرد ولى اگر مورد مناسب نیست یعنى کفو نیست فقط ظاهر او چشم انسان را گرفته اما سایر شرایط را ندارد و حتى اعضاء خانواده نیز موافق نیستند. طبیعى است که در این صورت باید آن علاقه‏هاى خام اولیه را نیز از صفحه‏ى دل زدود زیرا دلیلى ندارد به فردى که همسر آینده ما نیست عشق بورزیم و علاقه‏ى او را در دل خود جاى دهیم.
4- نکته چهارم اینکه پدر و مادر غالبا دلسوز فرزندان خود هستند. موافقت و مخالفت والدین در ازدواج، از دیدگاه‏هاى مختلف قابل بررسى است . از دیدگاه روان‏شناختى، تأثیر موافقت و مخالفت والدین در ازدواج موفّق، به جایگاه والدین در نزد فرزندان خانواده بستگى دارد. بر اساس فرهنگ دینى و ایرانى ما ، والدین یک تأثیر عمیق و مهمی دارند زیرا بعد از تشکیل خانواده، پشتوانه و استوانه خانواده تازه شکل گرفته محسوب مى‏شوند؛ لذا همراهى نکردن آنها با زو جین بویژه براى فرزندان آنها ، یک شکست محسوب می شود . حال با عنایت به این جایگاه برجسته والدین و وابستگى روحى و عاطفى فرزندان در تمام سنین به والدین، نه تنها عدم مخالفت؛ بلکه موافقت والدین یک عنصر ضرورى در ازدواج موفق است و چه بسا شرط انجام یک ازدواج موفق، رضایت و همراهى مستمر والدین با فرزندان است؛ چه اینکه بدون تحصیل رضایت آن دو، آنان در انجام یک عمل خطیر، بدون پشتوانه مى‏باشند و این خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. T}فرزندان ایرانى و مسلمان، با وجود فراهم بودن تمام شرایط یک ازدواج موفق، چون رضایت والدین را به همراه خود ندارند؛ کمتر مى‏توانند یک زندگى شیرین و همراه با پیشرفتى را پیش روى داشته باشند. از منظر روان‏شناختى، این قضیه را باید با نگاه به پیامدهاى ناشى از نبود رضایت و همراهى صمیمانه والدین بررسى کرد که آیا ازدواج بدون موافقت والدین و حتى همراه با مخالفت آنان موفق خواهد بود؟ آیا این ازدواج از پیامدهاى منفى مصون است؟ در یک کلام مخالفت والدین با ازدواج چه تأثیرات مثبت و یا منفى بر موفقیت‏آمیز بودن آن ازدواج دارد؟{T
میزان تأثیر این پدیده در موفقیت یک ازدواج، به نظام ارزشى و فرهنگ خانوادگى وابسته است و در این بین، هرگز نمى‏توان نظام و فرهنگى را یافت که مخالفت والدین یا حتى بیگانه فرض کردن آنها، شرط موفقیت یک ازدواج باشد. از این‏رو بهره‏مندى از عنصر رضایت والدین، از نظر ارزشى و فرهنگى، حداقل یک پشتوانه روحى براى جوانان در مسیر ازدواج است؛ تا این راه را با اطمینان خاطر و پشت گرمى کامل طى کنند. ازدواج کردن - بدون توجه به عوامل دیگر مرتبط با آن - خود به خود همراه با دل نگرانى و اضطراب است و به واسطه مبهم بودن آینده آن و ناآشنا بودن دو طرف براى همدیگر، عملى رازآلود و معماگونه است. کمترین تأثیر روان‏شناختى این نوع مخالفت، آن است که به میزان دلبستگى روحى و روانى به والدین، به نگرانى و اضطراب یک جوان جویاى اطمینان و سکون مى‏افزاید و در صورتى که در نهان‏خانه اعتقادات خود براى دعا و نفرین والدین تأثیرى ماوراى اسباب طبیعى قائل شود، این پدیده ژرف‏تر خواهد شد. پس با تکیه بر جایگاه والدین در خانواده‏هاى ایرانى و مسلمانان از دیدگاه روان‏شناختى، جلب رضایت آنان در ازدواج یک ضرورت بى‏تردید است و حضور این عامل، موجب دلگرمى جوانان به ازدواج و برخوردارى آنها از اطمینان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سکون مى‏گردد. همچنین راه بهره‏مندى از پشتوانه‏اى محکم و تجارب آنها و دلسوزى و نیک‏اندیشى آنان را هموار مى‏کند و خرمنى از خوبى‏ها و علم، دانش، تجربه و مصلحت‏اندیشى دلسوزانه و حتى‏پشتوانه اقتصادى فراروى دو جوان نیازمند مى‏گذارد. مخالفت والدین با ازدواج، یعنى، محرومیت از تمام این خوبى‏ها و از دست دادن این عناصر ضرورى که نمى‏توان حتى از یکى از آنها چشم پوشید. روشن است که ازدواج بى‏بهره از سرمایه «رضایت پدر و مادر» در واقع به نوعى ازدواج بى‏بهره از موفقیت کامل خواهد بود.
آیا مفهوم این سخن آن است که به محض مخالفت والدین با «ازدواج خاصى»، باید از آن دست شست؟ نه بلکه باید در تحصیل رضایت آنان کوشید. باید بررسى کرد، علت مخالفت آنها چیست؟ آیا آنان دلیلى قانع کننده، براى مخالفت خود دارند؟ آیا شما جوابى منطقى و منصفانه براى مخالفت آنها دارید یا نه؟ مخالفت آنها را بجا و مقتضى اندیشه و محصول عاقبت اندیشى «پیران تجربه» مى‏دانید یا نه؟ به هر حال اگر در عمق نهان خانه وجدان، مخالفت آنها را بجا مى‏شمارید، پس تسلیم حق شوید و از اصرار بر تصمیم غلط خود دست بکشید؛ اما اگر مخالفت آنها را بى‏مورد مى‏شمارید، هرگز به دو گروه مخالف و موافق تقسیم نشوید و در برابر هم جبهه‏اى تشکیل ندهید و هر یک بر طبل رأى خود مکوبید؛ بلکه درصدد جلب رضایت آنان برآیید. شما باید با تکیه بر دو عنصر محبت و اندیشه، عشق‏ورزى و مصلحت‏اندیشى خانوادگى، والدین خود را نیز به جبهه موافقان با این ازدواج خاص دعوت کنید و جملگى یک صدا «فریاد موافقت» برآورید و اقدام کنید. پس تا زمانى که رضایت آنان را به دست نیاورده یک صدا نشده‏اید، اقدام نکنید. براى تحصیل رضایت والدین از چند راه‏کار مى‏توانید بهره گیرید:
1. صحبت همراه با احترام و محبت با والدین بدون اصرار و سماجت؛
2. استفاده از همکارى و میانجى‏گرى خیراندیشان و خویشاوندان نزدیک و صاحب نفوذ بر روى آنان؛
3. اصرار و سماجت، آمیخته به محبت و فرمانبرى و دعا به درگاه حضرت حق باشد.
4. گاهى اوقات صبر و تحمل و گذر زمان، خود به عنوان یک عامل مؤثر، مى‏تواند شما را در رسیدن به هدفتان یارى دهد. پس صبر و تحمل داشته باشید و عجولانه عمل نکنید؛ بلکه اجازه بدهید مدتى بگذرد.
با این، حال اگر پدر و مادرتان - به رغم سعى و تلاش شما - رضایت ندادند، به مصلحت شما است که از این ازدواج دست بکشید و بدون رضایت آنان اقدام نکنید، مگر آنکه مخالفت آنان را برطرف و تبدیل به رضایت کنید. و چنانچه احساس کردید لجاجت در کار است - نه مخالفت - در این صورت از همکارى افراد خیرخواه و آگاه، در رفع این حالت کمک بگیرید.
5- توجه داشته باشید که اگر مساله طلاق ایشان قطعی نشده باشد و عده بعداز طلاق نیز سپری نشده -سه بار دوره قاعدگی بعد از طلاق - ارتباط فعلی شما نامشروع و حرام میباشد و باید هرچه زودتر این ارتباط قطع شود.


برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (طلاق) (دختری هستم)