پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من خودم را در این دنیا حس نمی کنم مانند انسانی که در این دنیا غوطه ور شده است نه از لحاظ پول و شغل که هر دوی آن را نیز ندارم بلکه ازگناهان. طوری شده ام که نمی توانم ذهن خود را به خوب بودن معطوف کنم یا به صورت بهتر بگویم گمراه شده ام و هر چه می خواهم به اعتقادات برسم آنها را درک نمی کنم طوری شده ام که حتی خودم می دانم مانند انسان های دو رو شده ام اما افکار پریشان در ذهنم نمی گذارد زندگی را بفهمم، نمی توانم فکر کنم که زنده هستم حتی دیگر نمی توانم نماز بخوانم چرا که در نماز هم فکرهای منفی و مشوش جریان دارد به طور کلی امیدی برای رهایی از این اعمال و تفکرات پیدا نمی کنم و نمی توانم این احساس را داشته باشم که بتوانم توبه واقعی کنم از این همه ناراحتی فکر می کنم زنده نیستم؟

1 پاسخ 1

فکر گناه تا به عمل حرامى منجر نشود، حرام نیست؛ ولى باید در نظر داشت که شیطان با همین انحرافات کوچک انسان را به تباهى مى‏کشاند. فکر گناه، گناه نیست؛ ولى ممکن است زمینه گناه را فراهم سازد و موجب سلب توفیق گردد؛ چنان که دود چیزى را نمى‏سوزاند ولى در و دیوار را سیاه مى‏کند. کنترل فکر راه‏هاى متعدد دارد؛ ولى نباید پنداشت با نخستین گام همه چیز درست مى‏شود. کسى که مى‏خواهد زمام افکار خویش را به کف گیرد، باید با تمام توان به خودسازى روى آورد و با جدیت این راه را دنبال کند تا تدریجاً به هدف نزدیک گردد. بخشى از راه‏هاى کنترل فکر عبارت است از:
1. راه دل و عشق: ذهن و فکر انسان همواره متوجه چیزى است که به آن عشق مى‏ورزد؛ چنان که عاشق آنى از فکر معشوقش بیرون نمى‏رود. این که مثلاً ما همیشه در نمازهاى خود به یاد دیگر مسائل مى‏افتیم، به جهت تعلق نفس به آن‏ها و عدم آشنایى با محبوب حقیقى است؛ ولى عاشق دلباخته ذات جمیل على الاطلاق در همه حال به یاد خدا است؛ چنان که گویا همیشه در نماز است. پس باید دل را از تعلق به کثرت پالایید و منزلگه عشق ربوبى ساخت تا اندیشه نیز بدان سوى توجه یابد.
2. ضبط قوه خیال: پرنده لجام گسیخته خیال هر دم بر سرشاخسارى مى‏نشیند. از این رو، افکار انسان خود ناساخته قرار و آرام ندارد. اگر آدمى با دقت در کنترل خیال بکوشد؛ یعنى همواره از آن مراقبت کند و هر گاه به این سوى و آن سوى گریخت، بلافاصله آن را به امور شریف متوجه گرداند، کم کم رام و مطیع مى‏گردد.
3. انس دادن ذهن: با داشتن برنامه منظم و پیوسته مى‏توان ذهن را به سمتى خاص جهت داد. داشتن برنامه‏هاى منظم همه روزه دعا و قرآن، مطالعه کتاب هایى پیرامون اخلاق، معاد، خداشناسى، عواقب گناه و حداقل روزى یک ساعت شرکت منظم و پیوسته در مجالس دینى‏در این مسیر سودمند است. V}(جهت مطالعه بیشتر ر.ک: آداب الصلوه یا پرواز در ملکوت، امام خمینى و مراحل اخلاق در قرآن، آیت الله جوادى آملى){V
4- کنترل حواس: گرچه ذهن انسان این توانایی را دارد که حتی بدون استفاده از حواس ظاهری افکاری را تولید کند ولی عمده آن چیزهایی که انسان در مورد آن فکر می کنیم اعم از چیزهای خوب یا بد. داده های حواس ظاهری اوست لذا باید مجاری ورودی ذهن را که همان حواس ظاهری است کنترل کرد؛ یعنی چشم، گوش، زبان و لامسه و... قرآن در این زمینه می فرماید: «ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولا؛ و هرگز بر آنچه علم و اطمینان نداری دنبال مکن که (در پیشگاه حکم خدا) چشم و گوش و دل ها همه مسؤولند» V} (اسراء، آیه 36).{V بنابراین یکی از مهمترین راه های کنترل فکر، کنترل حواس ظاهری است.
5. ریشه فکر گناه در نیازهای غریزی انسان است. برای اینکه بتوانید واقعا از دست این فکرها خلاص شوید لازم است ازدواج کنید. هیچ درمانی مانند ازدواج شما را از این افکار خلاص نمی کند.
برای آگاهی بیشتر ر.ک :
1- فلسفه اخلاق، شهید مطهرى
2- فلسفه اخلاق، استاد مصباح یزدی
3- آداب الصلوه یا پرواز در ملکوت امام خمینی
4- مراحل اخلاق در قرآن , آیت الله جوادی آملی
یکى از تفاوت‏هاى اساسى میان انسان و حیوان این است که حیوان فقط در زمان حال زندگى مى‏کند و انسان در سه زمان: گذشته، حال و آینده. گذشته محمل تجارب است، حال منزلگاه تصمیم‏گیرى است، و آینده سکوى رشد و ارتقاء. انسان با تجزیه و تحلیل رویدادهاى گذشته، دست به برنامه ریزى زمان حال مى‏زند و آینده را رقم مى‏زند.
متخصصان برنامه ریزى مى‏گویند:
نگرش انسان نسبت به آینده باید از زاویه سه افق صورت گیرد: افق باز؛ افق دور و افق روشن.
افق باز: افق باز ضامن مانورِ فکرى آدمى نسبت به مصالح و مسائل پیرامونى و یکى از عوامل دورى آدمى از اندیشه‏هاى محدود و برنامه‏هاى جزئى نگرى است. هر انسانى که از افق باز بهره‏مند است، در برابر معادلات زندگى، به صورت خطى نمى‏اندیشد؛ بلکه نگرش او حالت شبکه‏اى و گسترده دارد و راه‏حل‏هاى مختلف را فقط از زاویه یک راه نمى‏بیند و به اصطلاح پژوهش‏گران، به ورطه تک سبب بینى نمى‏افتد، لذا راه‏هاى مختلف را آزمایش مى‏کند. افق باز روش مؤثرى در نگرش است و در همه فعالیت‏هاى هدفمند به کار مى‏آید.
T}افق دور:{T یکى از خصلت‏هاى ممتاز انسان، خصلت دور اندیشى (Proridence) است. افق دور در نگاه و نگرش آدمى، ضامن شفاف شدن ابهامات آینده است و تصمیمات آتى را رقم مى‏زند. افراد دور اندیش در مقایسه با دیگران، تصویرى شفاف‏تر در مسائل، رفتارها، عکس العمل، رویدادها و اتّفاقات دارند.
T}افق روشن:{T بهره مندى انسان از زاویه روشن و کم ابهام، با استفاده از دو افق قبلى میسّر است. افق روشن محصول دو افق دور و باز است. افقِ روشن، میوه انسان در اصل برنامه ریزى بهینه و کارآمد براى آینده در حال اتّفاق است.
محصول این سه افق، بحث شناخت (Recognition) است. بنابراین سه افق، اساس برنامه ریزى عبارت است از:
1. خودشناسى.
2. جهت بخشى فعالیت‏ها.
3. بهبود کیفیت زندگى در ظرف زمان.
تا شناخت موجود نباشد، ضمانتى براى آینده وجود ندارد.
مى‏توان آینده را به زمان حال منتقل نمود، یعنى مى‏توان زمینه ساختن پله‏هاى آینده را در زمان حال بررسى نمود و آن‏ها را شکل داد.
تعداد بسیار اندکى از مردم وقت کافى در اختیار دارند. همه از کمبود وقت مى‏نالند. طبق تخمین‏ها و برآوردهاى انجام شده، حدود 30 الى 40 درصد توان انسان‏ها به کار گرفته مى‏شود و محاسبات نشان مى‏دهد که افراد 60% از زندگى کارى خود را هدر مى‏دهند. بیشتر وقت‏ها، انرژى‏ها، توانایى‏ها و استعدادها به هدر مى‏روند، چون شناخت کافى وجود ندارد، هدف‏ها روشن نیست و برنامه ریزى‏ها و اولویت گذارى‏ها دقیق نمى‏باشد.
عمر ما محدود است. ما یک‏بار فرصت زندگى کردن داریم. امروزه طبق محاسبات انجام شده، یک انسان با امید به زندگى طولانى، حداکثر 200/000 ساعت از زمان را، به عنوان وقت قابل استفاده، در اختیار دارد.
T}استفاده از سرمایه عمر:{T استفاده بهینه و بهتر از «زمانِ» محدود و ارزشمند، تنها از طریق برنامه ریزى و «مدیریت زمان» که هوشیارانه، مستمر و پایدار تدوین شده باشد، فراهم مى‏شود. مدیریت زمان که در واقع، همان برنامه ریزى است، به معناى تسلط و کنترل بر فرصت‏ها و جهت دادن به فعالیت‏هاست.
T}برنامه ریزى فرصت‏ها:{T براى طراحى برنامه مناسب جهت استفاده از فرصت‏ها، لازم است که هر فرد شبانه روز خود را به سه بخش تقسیم نماید:
بخش اول: صبح تا ظهر
بخش دوم: بعد از ظهر
بخش سوم: شب‏
باید هر کدام از این بخش‏ها را دو قسمت کرد و هر قسمت را به فعالیت‏هاى دو ساعته تقسیم کرد.
بهتر است فعالیت‏هاى علمى، اجرایى، شغلى و تفریحى خود را در قالب این زمان‏ها تعریف کنیم و هر قسمت را بین یک الى یک‏ونیم ساعت و حداکثر تمام شش قسمت را در 9 ساعت تقسیم نماییم. افراد شاغل یا در حال تحصیل ممکن است کل صبح یا بعد از ظهر یا صبح و بخشى از بعد از ظهر را به شغل و تحصیل خود اختصاص دهند. آن‏ها روى وقت باقیمانده مى‏توانند برنامه ریزى نمایند.
با این تقسیم بندى، در هر هفته ما مى‏توانیم 42 قالب زمان را احیاء کنیم و فعالیت‏هاى خود را در قالب آن تعریف کنیم و اگر این قالب‏ها یک ساعتى باشند، باز هم در هر شبانه روز 18 ساعت از 24 ساعت آزاد خواهد ماند؛ یعنى با احتساب این‏که 2 ساعت صبح، 2 ساعت عصر و 2 ساعت شب را براى فعالیت‏هاى علمى، پژوهشى و... خارج کرده باشیم، باقیمانده هر روز 18 ساعت و در هفته 126 ساعت آزاد خواهد ماند. لذا مى‏بینیم که در هفته، چقدر ما زمان را قربانى و فدا کرده‏ایم. و این یعنى ذبح زمان! یعنى نابودى فرصت‏ها؟
سرمایه عمر آسان به کف نیامده است، که آسان از دست رود. برنامه ریزى کمک مى‏کند که به فعالیت‏هاى خویش، نظام یافته بنگریم و این نکته را مد نظر داشته باشیم که:
«زمان در عصر ما، ساعت‏ها و روزها و هفته‏ها نیست؛ بلکه زمان، با دقیقه و ثانیه و لحظه مورد بحث و بررسى قرار گرفته و فعالیت‏ها در قالب آن تعریف مى‏شوند».
یک جوانِ پشت کنکورىِ رشته ریاضى سؤال‏هاى متعددى از من پرسید. از او سؤال کردم: چند وقت دیگر به کنکور باقى‏مانده است؟ او پاسخ داد: 75 روز، یعنى 1700 ساعت که با ساعت‏هاى باقیمانده امروز تا شب که 11 ساعت است، مى‏شود 1711 ساعت.
ضمن تشویق، به نگرش او آفرین گفتم و اضافه کردم: انشاءا... از این به بعد، زمان را در قالب دقیقه و ثانیه ببین و بنگر چه فرصت‏هایى‏دارى و چه فرصت‏هایى را هر روز ما از بین مى‏بریم.
باید در «امروز»، فرداها را دید و ماه‏هاى بعد را به تصویر کشید، حتّى سال آینده را در قالب زمان حال به تماشا نشست.
بعد از شهادت آیت ا... دکتر بهشتى، که به وقت تقویم ایشان نگریستند، فهمیدند که او برنامه ریزى خود را تا 6 ماه آینده ترسیم کرده بود.
از آن‏جا که قصدمان این است که سخن به درازا کشیده نشود، پیش در آمد این مقاله را در این‏جا به پایان مى‏رسانیم و امیدواریم که در فرصت‏هاى دیگر، ادامه بحث را در خصوص:
سارقین زمان؛
برنامه ریزى زخمى؛
برنامه ریزى بیولوژیک؛
تکثیر زمان تا 2 برابر
و غیره ادامه دهیم.
منابعى براى مطالعه بیش‏تر:
1. مدیریت برتر زمان، راجیو ستى، ترجمه نازلى سید گرگانى.
2. چگونه برنامه ریزى کنیم، کیت کنان، ترجمه قاسم کریمى.
3. مدیریت زمان، لوتارجى بسى ورت، ترجمه منصور توکلى‏نیا.
برادر گرامی! نگرانی شما از وضعیت پیش آمده امری طبیعی است؛ زیرا عمر آدمی محدود است و باید با برنامه ریزی دقیق، از لحظه به لحظه آن استفاده کند و آن را در راه رسیدن به کمال، که بندگی خداست، صرف نماید. در مورد پریشانی ذهنی که به آن مبتلا شده اید، چند نکته وتوصیه را یادآور می شویم:
1- سعی کنید خود را محصور در قالب های درسی دانشگاهی نکنید و اگر فکر می کنید توان بیشتری برای فراگیری علم داری، از تمام این ظرفیت استفاده کنید. فقط لازم است برنامه ریزی دقیقی برای آن داشته باشید.
2- فرصت های ادمی گاهی مقطعی و کوتاه است و قابل برنامه ریزی طولانی نیست. برای استفاده از این گونه فرصت ها باید برنامه ریزی کوتاه مدت داشته باشید، همان طور که برای فرصت های دائمی باید برنامه دراز مدت داشته باشید.
3- انسان موجودی است که همزمان دارای نیازهای مادی و معنوی است. هم باید به وضعیت مادی خود بیندیشد و اسباب و وسایل راحتی خود را فراهم کند و هم باید به وضعیت معنوی خود بپردازد و از آن غافل نباشد. گرچه اصالت با نیازهای معنی است. بنابراین از نظر اسلام هر شخصی باید دارای شغل و درآمدی باشد که با آن نیازهای مادی خود را برطرف کند و بار زندگی خود را بر دوش دیگران نیندازد ونیز از درآمد حاصل از شغل خود برای آباد کردن جنبه معنوی اش استفاده کند.
4- منظور از فرمایش پیامبر گرامی اسلام(ص) در این روایت این است که انسان باید مواظب باشد در استفاده از مادیات و تلاش برای به دست آوردن و استفاده شخصی از آن به حداقل اکتفا کند و زیاده روی نکند، و الا به موجودی که همیشه نیازمند و فقیر، تبدیل می شود که هیچگاه از جمع کردن مال سیر نمی شود و همیشه فقر را جلوی چشمش می بیند زیرا انسان موجودی سیری ناپذیر است و این استعداد سیری ناپذیری او را نمی توان با جمع کردن مال دنیا و فراهم کردن لذت های مادی محدد، ارضا کرد. تنها راه درمان این است که نفس را به طرف معنویات سوق دهیم و در جنبه های مادی قناعت پیشه کنیم و به قدر حاجت اکتفا کنیم. اگر کسی نسبت به مادیات احساس سیری کند و زیاده طلبی را کنار بگذارد به خیر و خوبی زیادی دست پیدا کرده است. در تفسیر ایه شریفه «فلنحیینهم حیاه طیبه» که به منای این است که هر کس ، چه زن و چه مرد، ایمان و عمل صالح داشته باشد او را حیات و زندگی پاک می بخشیم، امامان فرموده اند: «منظور از حیات طیبه و زندگی پاک، قناعت است.» این نشان دهنده اهمیت قناعت است. V}(تفسیر المیزان){V
البته نباید تنبلی و بی حالی را با قناعت یکی بدانیم. آن چه در آموزه های دینی به آن تشویق شده این است که در مصرف و استفاده شخصی از مادیات، قناعت پیشه کنیم، اما در تولید و تلاش برای رفاه مادی دیگران هرگز قناعت وجود ندارد، بلکه این عمل خیر است که هر چه زیادتر باشد بهتر است، همان طور که امام علی(ع) در استفاده شخصی از مادیات مثل کمترین افراد جامعه بود ولی در تولید و کار و تلاش از همه بیشتر کوشش می کرد. چنان چه در روایات آمده که آن حضرت بیش از پانزده قنات که هر کدام ده ها چاه دارد به وجود آورد و همه را وقف فقرا و نیازمندان کرد.
5- در مورد 5 یا 6 ساعت وقت خالی، اگر می توانید یک برنامه دقیق برای آن در نظر بگیرید. این برنامه می تواند شامل کارهای مختلفی چون مطالعه آزاد، نوشتن خاطرات، ورزش، تفریحات سالم، کارهای هنری، داستان نویسی، و به طور کلی هر کار نشاط آور باشد. خیلی طبیعی است که اگر کسی چند ساعت وقت خالی داشته باشد و هیچ برنامه ای برای آن نداشته باشد، خسته می شود و روحیه ملال آوری پیدا کند. شاید بگویی حوصله هیچ برنامه ای را نداری. ما هم قبول داریم که فعلا وضعیت روحی شما شاید اجازه ندهد یک برنامه جدی برای خود طراحی کنید.
پس بهتر است برای این که نشاط و انگیزه کافی برای خود به دست آورید و احساس های منفی قبلی در شا کمتر شود، به کارهای تفریحی و نشاط آور روی آورید. شما می تونید لابلای برنامه های تفریحی، برنامه های عملی و مذهبی هم بگنجانید. مثلا حفظ قرآن، گوش دادن به قرائت های زیبا از قرآ«، مطالعه خاطرات و داستان های آموزنده، تحقیق و بررسی موشوعات علمی مورد علاقه از اینترنت، گوش کردن به رادیو معارف و ده ها برنامه شاد و مفید دیگر.
این نکته را هم فراموش نکنید که حداقل فعلا هیچ برنامه ای را به خود تحمیل نکنید و برنامه های تان بر اساس نیازها و توانایی هایتان باشد و این کار را به تدریج جلو ببرید.
اشخاص منظم، حتى براى کوچک‏ترین کارهاى زندگى خود داراى برنامه هستند؛ مثلاً چگونه خوابیدن، چگونه لباس پوشیدن، چگونه نماز خواندن، چگونه ناخن گرفتن، چگونه موها را شانه کردن و...
موفقیت در هر کارى مرهون سه امر است: 1- شناحت هدف، 2- برنامه‏ریزى، 3- همت و تلاش.
با توکل بر خداوند و اجراى سه رکن فوق یقینا به هدف خواهید رسید.
هدف شما فعلا به صورت کلان و اساسی درس خواندن و رشد علمی و معنوی است لذا برای رسیدن به این هدف باید برنامه ریزی کرده و تلاش کنید و تمام برنامه ها و فعالیت های خرد و کلان دیگر را در مسیر این هدف قرار دهید از این رو:
اولا؛ عزم و همت خود را جزم کنید.
ثانیا؛ با تدبیر و مطالعه و مشورت با افراد خبره نحوه درس خواندن خود را اصلاح کنید. براى اوقات شبانه روز خود برنامه‏ریزى نمایید. ساعات اولیه صبح را نخوابید و سعى کنید در آن ساعات درس بخوانید. براى خود هم بحث انتخاب کنید و برخی دروس را با او بحث و گفت و گو کنید.
ثالثا؛ حتى الامکان در میان افراد قوى و خوش استعداد کسى را پیدا کنید که با شما در درس‏هایى که ضعیف هستید همکارى کند و با برنامه‏ریزى حساب شده هر هفته یک یا چند جلسه به شما آموزش دهد و اگر مشکل شما در چند درس مختلف باشد مى‏توانید در مورد هرکدام یک نفر را برگزینید که موجب تضییع وقت زیاد یک نفر نشود. حتى‏الامکان باید بکوشید دوستانى براى انجام آن پیدا کنید.
- در کلاس با تمرکز و دقت به درس گوش دهید.
- قبل از شرکت در کلاس درس مورد نظر را مطالعه کنید.
- یادداشت برداری را فراموش نکنید.
- یک جدول برای 24 ساعت روز خود طراحی و کار خود را در هر ساعت معین کرده و طبق همان عمل کنید و در پایان روز عملکرد خود را با برنامه طراحی شده بسنجید و هر روز به میزان پایبندی خود به برنامه بیافزایید.
- در صورت خسته شدن از یک درس به درس دیگر مشغول شوید.
- ورزش صبحگاهی و افزایش سطح انگیزه را به عنوان دو نیاز اساسی و موتور عملکرد مطلوب هرگز فراموش نکنید.
- با برشمردن ثمرات تحصیل و جایگاه آن در جامعه و... انگیزه خود را تقویت کنید.
- سعی کنید برنامه ریزی شما واقع بینانه باشد و آن قدر برنامه را سنگین طراحی نکنید که امکان اجرای آن دشوار باشد.
- در تقویت اراده خود کوشا باشید. برای تقویت اراده، مقاله ذیل را (پرسمان، پیش شماره پنجم، ص 14)مطالعه نمایید.
T}الف) ایجاد تغییر و اصلاح در شناخت‏خود از خویشتن {T
باید شناخت‏خود از توانایى‏ها، استعدادها، ویژگى‏هاى شخصیتى خویش را اصلاح کنید و با واقعیت تطبیق دهید . پس:
1 . در برابر آینه ایستاده، جلوه‏هاى رفتارى خوشایند، حالات بدنى و برداشت‏هاى مثبتى که از وضعیت ظاهرى خود دارید، یادداشت کنید.
2 . فهرستى از ده لغت‏یا عبارت که بیانگر ویژگى‏هاى مثبت‏شخصیت‏شما است، تهیه کنید و روزى چند بار آن‏ها را در قالب جمله کاملى که با «من‏» شروع مى‏شود، بخوانید; مثلا من باهوش هستم .
3 . به مرور و بازگویى خاطرات و تجارب جالب خود در فعالیت‏هاى عمومى و شخصى روى آورید و حتى گاه آن‏ها را براى دوستان صمیمى تعریف کنید .
4 . هرگز به اندیشه و شناخت‏هاى آزار دهنده مانند احساس حقارت، ناتوانى، بى کفایتى، شرمندگى و . . . اجازه ندهید فضاى ذهن شما را بگیرند . به محض ورود این افکار، ذهنیت‏هاى مطلوب و ویژگى‏هاى مثبت‏خود را با صداى بلند تکرار کنید .
5 . هرگز تصور کمرو بودن را به ذهن خود راه ندهید و واژه‏ها و عبارت‏هایى چون «من خجالتى هستم‏» ، «من کمرو هستم‏» و «من جرات بیان ندارم‏» را به زبان نیاورید . به خود شهامت را تلقین کنید . و با صداى بلند در طول روز، چندین نوبت‏بگویید من شهامت این سخن، عمل و فعالیت را دارم . اجازه ندهید خاطره شکست‏هاى قبلى به اندیشه تان راه یابد . موفقیت‏هاى گذشته را به خاطر آورید .
شناخت‏خود از جنس مخالف را تصحیح کنید . او نیز شخصى مانند شما و همه انسان‏هاى دیگر است . انسان‏ها در همه امور برابرند و معیار برترى آن‏ها تقوا است . این حقیقت را همواره به خاطر آورید .
T}ب) اصلاح رفتار و تغییرات رفتارى {T
بکوشید در جهت مخالف کمرویى رفتار کنید:
1 . هرگز خود را سرزنش نکنید .
2 . بر اساس شناختى که از خود دارید، براى خویش هدفى در نظر بگیرید و براى رسیدن به آن برنامه ریزى کنید; مثلا بر اساس شناخت از خود، ارائه یک گزارش را به عهده گیرید; براى تهیه و کیفیت ارائه آن برنامه ریزى کنید و با تمرین در خلوت و نیز ارائه آن نزد دوستان صمیمى و گروهاى کوچک خود را براى ارائه در کلاس آماده سازید .
3 . هنگام سخن گفتن، خود را گرفتار آداب و رسوم و تکلف‏هاى بى مورد نسازید . ساده، راحت و عارى از هرگونه آداب خاص هدفتان را بیان کنید . در فعالیت‏هاى آغازین، خواسته و هدف خود را به صورت یک جمله بنویسید و نوشته را بخوانید .
4 . پرسش‏ها و مطالب اولیه را کوتاه و مختصر انتخاب کنید .
5 . ارتباط بصرى با مخاطب را حفظ کنید .
6 . همیشه سخن را با مقدمه، کلام یا یک کلمه جالب آغاز کنید، از به کارگیرى کلمات پیچیده بپرهیزید . کلمات آغازین باید متدوال و جذاب باشند .
7 . قبل از سخن گفتن، مطلب مورد نظر را نوشته، در ذهن مرور و تمرین کنید و شکل بیان و مهارت لازم را فراهم آورید .
8 . به درستى علمى سخنى که مى‏گویید و به جا بودن آن یقین داشته باشید و با مطالعه و پشتوانه علمى قبلى به میدان گفتار گام نهید .
امید واریم با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع، با همت عالى و بلند، راهکارهاى عملى و روش‏هاى تغییر شناخت اهتمام کامل و دقیق و مستمر داشته باشید . تا به هدف نائل آیید.
گفتنی است با توجه به اولویت بندی در برنامه ها و استفاده بهینه از فرصت ها پیشنهاد ما این است که تلاش بیشتر خود را برای گذراندن واحدهای درسی دانشگاه کنید تا انشاءالله با موفقیت این دوره را به پایان برسانید و فعالیت های فرهنگی دیگر را به حداقل برسانید و برای جبران نمازهای قضا نگران نباشید پس از دوره دانشگاه می توانید جبران کنید. اکنون فکر خود را مشغول نکنید و از نظر شرعی نیز وقت آن نماز قضا توسعه دارد و می توانید به تأخیر بیاندازید.
برای حفظ روحیه مذهبی تنها نماز اول وقت و خواندن یک صفحه قرآن مجید در روز را برای شما توصیه می کنیم و برنامه های معنوی گسترده تر را برای بعد از دوره دانشگاه برنامه ریزی کنید.
همچنین مطالعات متفرقه را به حداقل برسانید و بدانید آنچه در رشد معنوی مؤثر است کیفیت اعمال است، لذا از فراوانی نادانسته ها نگران نباشید بلکه معصومان(ع) فرموده اند «اعمل ما تعلم یکفیک مالا تعلم؛ به آنچه می دانی عمل کن از آنچه نمی دانی کفایت می کند».
منتظر مکاتبات بعدی شما هستیم.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(ذهن) ()