پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


امروز بی حرمتی به مجلس امام حسین(ع)، به اسلام حمایت از انقلاب و امام چه حکمی دارد؟ و با این افراد چه می توان کرد؟ برای این که سؤال شفاف تر باشد به ذکر مصداقی بسنده می کنم: در یکی از مساجد قم که به مناسبت دهه دوم محرم از یک حاج آقا برای سخنرانی دعوت به عمل آورده بودند با یک حرکت منسجم و برنامه ریزی شده از ایشان با پرخاشگری و داد و بیداد و رفتاری زشت انتقاد کردند که چرا از انقلاب و امام نمی گویید و بدین ترتیب مجلس امام حسین(ع) را عملا تعطیل نمودند ایشان هم در جواب گفتند چرا حرکت انقلاب را از حرکت امام حسین(ع) جدا می دانید این در حالیست که سخنران قبل از من راجع به انقلاب صحبت کرده اند و ضرورت لزومی احساس نکردم. پس از اتمام مجلس مردم بالاتفاق احساس بدی داشتند و برخی متأثر از این رفتار زشت به ایشان ناسزا می گفتند و از اینگونه حامیان انقلاب ابراز تنفر و بیزاری می نمودند. اکنون چه تدبیری برای این افراد که به اسم اسلام و نظام و انقلاب مردم را نسبت به همه چیز بدبین می کنند اندیشیده اید و اساسا در رابطه با این افراد چه حکمی صادق است؟ امروز که ما خودی ها را از خود می رانیم چگونه انتظار داریم که نسل جوان به ما اعتماد کنند و مردم که از اینگونه حامیان انقلاب بیزارند متأثر از رفتار ایشان به نظام و انقلاب بدبین شده و به راستی چه عاقبتی در انتظار انقلاب ماست؟ و آیا درست است که تا ظهور آقا امام زمان(عج) دست بر روی دست هم گذارده و به شنیدن و نظاره کردن بسنده کنیم؟ سؤال بنده به طور واضح این است وظیفه ما در مقابله با این افراد چیست و آیا مشاهده چنین خیانتی و سکوت آن برای ما جایز است یا خیر؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.

1 پاسخ 1

بسم الله الرحمن الرحیم
در رابطه با سوال جناب عالی اگر مسئله به همین صورت باشد که بیان کردید به نظر می‌آید اعتراض کنندگان وجهی برای اعتراض نداشته اند و باید به عرض شما برسانیم که در رابطه با امام و انقلاب و از طرفی ائمه و خود ذات اقدس الهی دو مسئله باید مورد نظر قرار گیرد یکی درباره شناخت و معرفت آنهاست که معرفت باید از بالا به پایین باشد یعنی معرفت خداوند سپس ائمه و سپس اولیای الهی به عبارت دیگر بدون شناخت خداوند شناخت پیامبر از آن جهت که نبی خدا و فرستاده اوست ممکن نیست و نیز شناخت ائمه بدون معرفت به پیامبر ممکن نبوده ونیز شناخت جانشینان او نیز در زمام غیبت بدون شناخت ائمه ممکن نخواهد بود و این عین دعایی است که امام صادق (علیه السلام) به زراره آموختند ایشان به زراره که از شاگردان حضرت است فرمودند: در زمان غیبت چنین دعا بکن «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی» (اصول کافی جلد 2، صفحه 564 چاپ اسوه) پروردگارا خودت را به من بشناسان که اگر خودت ما به من نشناسانی نبی و فرستاده تو را نخواهم شناخت پیامبرت را به من بشناسان که اگر چنین نشود حجت تو را نخواهم شناخت خداوندا حجت خود بر روی زمین را بر من بشناسان که اگر من او را نشناسم این دین خود گمراه خواهم شد. از این دعا به خوبی برمی‌آید که اگر کسی خداوند را نشناسد رسول او را هرگز نخواهد شناخت زیرا پیامبر رسول و فرستاده از سوی خداوند است و انسان ابتدا باید آن فرستنده را بشناسد تا عظمت فرستاده و پیام او را بشناسد شناخت انقلاب و امام راحل نیز جدای از این کل نیست ما وقتی امام و انقلاب را خواهیم شناخت که بدانیم حرکت و قیام و روش او بر روش اهل بیت علیهم السلام بوده است و به تبع و فرمان آنها انجام گرفته بنابراین بطور کلی شناخت ائمه مقدم بر شناخت یاوران اوست. البته در ایام و روزهای خاصی که مناسبت با دهه فجر و انقلاب است برای روشن کردن آنچه که ائمه می خواهند و مطلوب خداوند است و نشان دادن مصداقها و موارد عینی دستورات الهی و مجاهدان در راه خدا بهتر است که از مصادیق روز و انقلاب صحبت شود که وقتی مردم آن کلیات را در مورد خداوند و ائمه دانستند به مصادیق عینی و مشخص روز نیز آگاه شوند و اگر معرفت این سیر را داشته باشد اندک اشاره ای کافی خواهد بود که مستمع راه خود را پیدا کند و این بیان مصادیق فقط از جهت روشنگری خواهد بود که بیگانه خود را مصداق آنچه که خداوند و ائمه میخواهند نداند ولی چنین نیست که اگر کسی در ایام دهه فجر و یا مناسبتهای دیگر درباره امام حسین (که این ایام اتفاقا محرم نیز بوده و با ایشان نیز مناسبت دارد) یا در باره هر موضوع دیگری که خود صلاح می داند صحبت می کند مجوز برای به هم زد ن مجلس او را داشته باشیم . علاوه بر اینکه بر هم زدن مجلس و برخورد غیر اخلاقی حتی در جایی که اعتراض کننده بر حق نیز باشد موجب رنجش دیگران و از هدف دور شدن است. حرف خوب را باید با بیان خوب ارائه کرد که موثر باشد. خیر خواهانی مانند شما نیز باید برخوردی داشته باشید که همان اعتراض کننده گان به اشتباه خود پی ببرند و بهترین راه تشریح جایگاه هر کدام از ائمه معصومین و امام راحل است.
بنا بر روش معرفتی که سیری که در فوق ذ کر شد کسانی که از امام و انقلاب به اسلام و ائمه می‌رسند درک درست و معرفت درستی از آنها نخواهند داشت و چنین افرادی از افراطکاری خواهد خود موجب ضرر خود انقلاب و اسلام خواهند بود.
آنچه ذکر شد سیر معرفتی بود نکته دوم این است که پس از شناخت آنها و دانستن اینکه هرچه که ائمه و پیامبر می‌فرمایند از خود نیست بلکه بر اساس ﴿وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْیٌ یُوحى﴾ 3-4 نجم. «پیامبر سخن از روی هوس نگوید آنچه که می‌گوید نیست مگر وحی الهی » آنچه می گویند از جانب خداوند است تبعیت از این ذوات مقدسه اطاعت از خداوند خواهد بود در اینجا سیر صعودی است چه اینکه در بخش معرفت سیر نزولی بود چراکه خود در کتاب عزیزش فرمود ﴿قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ﴾ 31 آل عمران « بگو اگر دوستدار خدائید مرا پیروى کنید تا دوست دارد شما را خدا و بیامرزد از گناهان شما و خدا است آمرزنده مهربان» پس از شناخت رسول و فرستاده خدا و جانشینان او تحقق عبودیت الهی و نشان بندگی در این است که انسان از آنها اطاعت کند و بدون اطاعت از آنها اطاعت خداوند ممکن نیست پس در مقام معرفت و شناخت بدون شناخت خداوند شناخت پیامبر و جانشیان ممکن نیست و در مقام اطاعت بدون اطاعت پیامبر و اطاعت ائمه یعنی جانشیان او اطاعت پروردگار عالمیان تحقق پیدا نمی کند.
اما در رابطه با قسمت پایانی و اصلی سوال شما که وظیفه در این موارد چیست باید گفت:
اولا نهایت سعی دلسوزان اسلام و انقلاب باید بر این باشد که اختلاف در بین دوستداران نباشد مخصوصا در سالی که به نام اتحاد و انسجام نامیده شده است از اختلاف کسی جز دشمن سود نخواهد برد فراموش نکنیم که پیدایش تفرقه و خطوط عقیدتی مختلف عمدتا از یک اختلاف کوچک نشأت گرفته است ما باید نهایت سعی خود را در جلوگیری از اختلاف و مدارا کردن با یکدیگر به کار گیریم که خداوند فرمود «وَ أَطیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست شوید و مهابت شما از بین برود. انفال/46»
با توجه به این اصل و با توجه به مطالبی که در فوق ذکر شد اولین وظیفه این است که با توجه به مطالبی که ذکر شد به آگاه کردن آنها بپردازیم. و نیز اگر چنین اعتراضاتی شد این مدیریت مجالس و شخص سخنران است که با برخورد خود که بسته به موقعیتهای مختلف می‌تواند جلسه را آرام کند زیرا هر برخورد تندی در این موقعیتها موجب به هم خوردن مجلس و به سود اعتراض کنندگان خواهد بود. در چند مورد از اساتید دروس سطوح عالی حوزه دیده شد که وقتی سوال کننده ای بر سوال خود پافشاری داشت ایشان می‌فرمودند به کلام شما اشاره خواهد شد و به ادامه بحث خود می‌پرداختند. در اینجا نیز سخنران می‌تواند به طوری صحبت کند که هر دو موضوع را در بر گیرد. یا قول بدهد که بقیه سخنرانی یا شبهای آینده را در این باره صحبت کند که این برخوردها با توجه به موقعیتهای گوناگون و تعداد افراد اعتراض کننده می تواند مختلف باشد.
دوم که مربوط برگزاری جلسات است که سعی کنیم در جلسات عمومی کسانی را دعوت کنیم که خط سیاسی خاص و مشهور به امور سیاسی خاصی نباشند که مورد قبول توده مردم نیست تا چنین برخوردهایی پیش نیاید منظور این است که وقتی در محل چنین افرادی وجود دارند سعی کنیم بهانه ای دست آنان نداده به مقصود خود از برگزاری مجالس نائل شویم.

برگرفته از پرسمان




عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(حکومت لائیک چیست)