پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


خیلی حاشیه نمی رم و می رم سر اصل مطلبم. راستش من سنم 22 ساله و از یک ساله پیش تصمیم به ازدواج گرفتم. من و خانوادم در تهران ساکنیم و از نظر مالی هم وضعمون خیلی خوب هست. پدرم هم مهندس هستند و از نظر مالی هیچ مشکلی ندارم. خودم هم دانشجوی کامپیوتر هستم. راستش من دنبال دختری می گردم با شرایط زیر: اولا خیلی مؤمن و چادری، دوما خوش اخلاق، سوما نجیب و چهارم خوشگل و زیبا. راستش خودم هم آدم معتقدی هستم و اخلاقم هم خوب هست و سه سال است که توی دانشگاه درس می خوانم اکثر مواقع سرمو پایین می اندازم که چشمم به دخترای دانشگاه نخوره. با این که خیلی بهم سخت گذشته ولی هر طوری بوده خودمو از این تیپ گناهان حفظ کردم. راستش کسانی رو مادرم و خواهرم بهم پیشنهاد کردند. کسانی که هم شأن خانواده ما باشند ولی تا به حال رسمی بهشون زنگ نزدیم و فقط در حد حرف است. راستش مشکل اصلی من این جاست. یکسال پیش عموی من در حادثه ای فوت کردند. این عموی من یک دختر دارد که 14 سالش هست و یتیم شده است. عموی من ساکن قم بودند. راستش این دختر عموی من هم دختر بسیار مؤمنی هستند و هم چادری و هم خیلی نجیب و خوش اخلاق. البته این نکاتو من نمی دونستم خواهرم گفتند که این نکاتو دارند. (راستش به خاطر این که ما توی خانوادمون خیلی به مسأله محرم و نامحرمی اهمیت می دهیم خیلی دختر عمو و دختر خاله و ... رو نمی بینیم) من وقتی عموم فوت کردند توی این فکر رفتم که دختر عمومو بگیرم هم این که بچه یتیم هستند و بتونم قدم کوچکی بردارم تا غم و غصه فوت پدرش و فراموش کنه. یه چند ماهی با خودم درگیر بودم و تا همین الانم هستم. راستش دختر عموم دو تا مشکل دارند. اولیش اینه که فرهنگ ما با اونا خیلی فرق می کنه. ما اهل تهران و یک خانواده مرفه. اون ها اهل قم و زندگی ساده. راستش مثلا من هر وقت قم میرم خونشون اصلا زیاد نمی تونم قم بمونم خیلی بهم سخت میگذره. چون کلا فرهنگ ها فرق میکنه. ازین می ترسم که بعدا با هم ازدواج کنیم این مشکلمون زندگیمون و بهم بزنه چون مثلا بعد ازدواج هم باید زیاد خونه اون ها بریم هم اون ها خانه ما بیایند و هم این که خود دختر عموم کلا با من از نظر فرهنگ متفاوت است. (راستش پدر و مادرم هم از دو تا فرهنگ مختلف هستند و هر روز ما توی خونمون دعوا داریم. می ترسم من و دختر عموم هم همین طور بشیم. تازه من می خواهم با گرفتن دختر عموم خوشبختش کنم بلکه یک باری از دوشش برداریم. نه این که مشکلش و چند برابر کنم.) نکته دوم این که دختر عموم اون طور که من به زیبایی زن آیندم اهمیت میدم زیبا و خوشگل نیستند. این دو تا مشکل وجود داره و منو زمین گیر کرده. راستش یه دفعه فکر نکنید من از روی ترحم می خواهم خدای ناکرده دختر عمومو بگیرم، نه! اولا حدود 70 درصد دختر عموم شرایط زن آیندمو داره. دوما وظیفه خودم می دونم که یک بچه یتیم حمایت کنم. حالا به نظر شما چه کار کنم؟ (به جز این دو تا مشکل فکر نکنم مشکل دیگه ای داشته باشن مثلا این که با من بیان تهران زندگی کنن و غیره.)

1 پاسخ 1

در پاسخ به سوال جنابعالی به معیارهای کلی انتخاب همسر اشاره می نماییم. معیارها و ملاک هایی که در انتخاب
همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است .
الف . آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتما لازم اند.
ب . آنهایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کاملتر شدن زندگی اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارد.
ملاک های دسته اول عبارتند از:
1. تدین و دین دار بودن فرد. زیرا انسانی که دین ندارد هیچ ندارد انسان بی دین در حقیقت مرده ی متحرک است و کسی که پای بند به دین (که اصلی ترین مسأله زندگی است) نباشد هیچ تضمینی وجود ندارد که پای بند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد. انسان دیندار هرگز نمی تواند با همسر بی دین کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند.
2. اخلاق نیک داشتن که منظور داشتن صفات و خلق و خوهای پسندیده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دین دو ملاک و معیار اصلی در ازدواج و انتخاب همسر است .
اگر بخواهیم نمونه هایی از اخلاق خوب و بد را اشاره کنیم می توان موارد زیر را ذکر کرد.
الف . خوش زبانی و بدزبانی زبان ترجمان و بیانگر احوال درون است و زبان دریچه ای است از محتویات درون فرد, زبان انسان آینه ی دل اوست
ب . بزرگواری و حسادت
ج . خوش خلقی و کج خلقی
د. حق پذیری و لجاجت
3. شرافت و اصالت خانوادگی که منظور نجابت و پاکی خانواده است زیرا ازدواج دختر و پسر تنها پیوند و ترکیب دو فرد نیست بلکه پیوند دو خانواده است و نمی توان گفت من می خواهم با خود این فرد ازدواج کنم و کاری به خانواده و فامیلش ندارم . زیرا این فرد شاخه ای است از این خانواده و از ریشه های همان درخت خانواده تغذیه کرده است و صفات اخلاقی , روحی عقل و جسمی آن خانواده را از راه وراثت و محیط و عادات به این فرد منتقل کرده است .
4. عقل ; در واقع همان نور افکنی است که جاده زندگی را روشن می کند و باید زن و شوهر برای اداره ی زندگی و تربیت فرزندان از نیروی عقل و فهم برخوردار باشند و رشد عقلی کافی پیدا کرده باشند همان طور که ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و کم عقل نهی فرموده اند.
5. تناسب , همتایی و کفو همدیگر بودن که از حساس ترین نکاتی است که باید در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد همتایی و تناسب از نظر و جنبه های مختلف مثل
الف . تدین و میزان پای بندی به دستورات شرع
ب . همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری
ج . همتایی اخلاقی و پای بندی به آداب اخلاقی
د. کفو همدیگر بودن از نظر تحصیلات علمی، منظور این است که از نظر تحصیلی فاصله خیلی زیاد بین زوجین نباشد مثلا ازدواج یک فرد با تحصیلات ابتدایی با فردی که کارشناسی دارد یا بیشتر توصیه نمی شود.
ه. تناسب در زیبایی
و. تناسب سنی
ز. تناسب مالی و سطح اقتصادی و...، منظور این است که یکی از خانواده فقیر و دیگری از خانواده ثروتمند نباشد.
ملاک ها و معیار و مسائل دیگری که بیشتر مربوط به سلیقه و موقعیت افراد دارد. در دسته ی دوم قرار می گیرد و می توان از آن صرف نظر کرد. ولی برای اینکه بتوانید به یک تصمیم صحیح و عاقلانه ای برسید بهتر است با افراد مورد اعتماد خویش، والدین، یا اقوام نزدیک دلسوز و عاقل و دارای تجربه مشورت کرده و با دقت کافی تصمیم مناسبی اتخاذ فرمایید.

اما درباره شرط حسن ظاهر و زیبایی توجهتان را به مطالب زیر جلب می کنم:
زیبایی و حسن ظاهر اگر چه یکی از صفات کاملا لازم و اساسی برای انتخاب همسر است ولی در عین حال تنها معیار ازدواج نیست. در روایتی پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «من تزودج امرأه لمالها و کله الله الیه و من تزوجها لجمالها رأی فیها ما یکره و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک؛ کسی که با زنی (فقط) به خاطر زیبائی اش با او ازدواج کند در او امور ناخوشایند خواهد دید! و کسی که به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج کند، خداوند همه آن (امتیازات) را برایش فراهم خواهد کرد.»V} وسائل الشیعه، ج 14، ص 31{V
فلسفه ازدواج رسیدن به آرامش روانی، کمال یافتن زن و مرد در کنار یکدیگر و تولید نسل سالم و صالح برای اجتماع است و اگر ملاک تصمیم گیری و انتخاب، فقط زیبایی ظاهری بدین توجه به دیگر معیارها باشد و با تمرکز بر جاذبه های ظاهری و به دور از معیارهای اصلی و اساسی است به گزینش بزند، نمی توان تضمینی برای ادامه زندگی مشترک آنها داشت زیرا پس از مدتی معمولا آن طراوت و جاذبه های ظاهری افت کرده، شور و شهوت اولیه نیز فروکش می کند و آن تنها امتیازی که به خاطر آن (زیبایی) ازدواج صورت گرفته بود کمرنگ می شود آن گاه دلسردی ها و ناگواری ها، بهانه ها و ... شروع می شود. و چون از دیگر معیارهای اساسی مثل تدین و ایمان، اخلاق و ارزش های اخلاقی و ... خبری نیست زیربنای زندگی مشترک متزلزل می شود و آن دلگرمی و انگیزه کافی برای زندگی سالم و با نشاط از بین می رود.
اما اگر کسی معیارهای اساسی در انتخاب همسر (تدین، اصالت خانوادگی، اخلاق) را مدنظر قرار داد و تناسب ظاهری و زیبایی را هم در کنار آن ملاک ها قرار داد در زندگی مشترک دراز مدت بخاطر پای بندی آنها به اصول اخلاقی و دینی گرفتار نابسامانی ها نخواهند شد و از لذت آرامش و کمال نیز بهره مند خواهد شد. و با بروز برخی مشکلات در پرتو آموزه های دینی و اخلاقی به راحتی و به سادگی حل خواهد شد.
زیبایی ظاهری و تناسب ظاهری در حفظ و تقویت عفت و ایمان و مقابله با وسوسه های شیطانی تأثیر دارد زیرا اگر همسر از زیبایی همسرش (آن گونه که او می پسندد) از حد نصاب کافی برخوردار باشدو او را پسندیده است، چشم و فکر و عملش متوجه دیگران نخواهد شد و حسرت زیبایان بیگانه را نخواهد خورد و در جامعه به دنبال بیگانگان نخواهد رفت و دچار خیانت به همسر نمی شود.
در اسلام نیز بر همین مطلب تأکید شده است هم به مردان هنگام انتخاب همسر توصیه کرده به ویژگی های ظاهری دختر توجه کنند و هم به مردان لزوم اراستگی را یادآور می شود. و به زنان نیز می فرماید خود را در برابر همسران خود بیارایند و به گونه ای آنها را اشباع و ارضاء کنند که دچار انحراف اخلاقی و جنسی نشوند.
زیبایی یک امتیاز است و در شیرینى و سعادت زندگى زناشویى تأثیر به ‏سزایى دارد. به طورى که لازم است یکدیگر را از نظر اندام و چهره و شکل ظاهرى همدیگر را دوست داشته باشند.مهم این نکته است که باید بین زشت بودن و زیبا نبودن فرق بگذارید .یعنی شما نباید با شخص زشت ازدواج بکنید چون باید یک عمر در کنار او زندگی و از وجود او لذت و بهره ببرید و این اهداف مشروع با شخص زشت فراهم نمی شود اما این که میزان زیبایی چقدر است و باید باشد دیگر سلیقه شما است که قضاوت می کند . لذا می گوییم اگر ایشان در چشم شما زشت می نماید ازدواج نکنید ولی اگر زیبا است ولی بهره ی وی از زیبایی کم است به سلیقه ی خود تان بستگی دارد. چون زیبایى یک معیار و اندازه معین و قانون استاندارد ندارد بلکه تا حدودى به سلیقه افراد بستگى دارد. حتى ممکن است فردى در نظر کسى زیبا باشد و در نظر دیگرى زشت.
مى‏توان گفت زیبایى به اندازه‏اى باید باشد که همدیگر را بپسندند و جذابیت کافى براى همدیگر داشته باشند و متناسب با ویژگى‏هاى خود، دیگرى را انتخاب کند. به عبارت دیگر از نظر ظاهرى نیز باید کفو همدیگر باشند.
اگر انسانى قیافه ظاهرى و اندام همسرش را نپسندد و او را دوست نداشته باشد ممکن است به طور ناخواسته به او ستم و جفا کند و از او بهانه و ایراد بگیرد و زندگى را بر او تلخ نماید.
روش تحقیق:
اقدام برای شناسایی ملاک های فوق و اطلاع یافتن از وجود آنها در یک فرد از راه های زیر امکان پذیر است:
1- تحقیق و بررسی از خانواده و چگونگی روابط خانوادگی و فامیلی. چون هر فردی تحت تأثیر محیط خانواده به دنیا آمده و رشد کرده است و از آن فضای فرهنگی و اجتماعی تأثیر پذیر بوده و هست.
2- تحقیق و شناسایی دوستان و نزدیکان و رفقای صمیمی در محل زندگی و سکونت، محل درس و محل کار.
3- گفتگوی مستقیم (ولی تحت نظارت خانواده های دو طرف) با یکدیگر و اطلاع یافتن از نقطه نظرات همدیگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آینده می تواند در زندگی مشترک تان تأثیرگذار باشد و کسب اطلاع از میزان اهتمام وی نسبت به ملاک ها و معیارهای معرفی شده.
اما در مورد دختر عموتان که تا حدودی فکر شما را مشغول کرده باید عرض کنیم که طبق آنچه خودتان بیان کردیدایشان حدود هفتاد درصد امتیازات لازم را دارا هستند آنهم امتیازاتی که مربوط به معیارهای اصلی انتخاب همسر هستند . بنابراین در این مورد بیشتر فکر کنید و با خانواده هم مشورت کنید اگر موافق بودند گزینه خوبی می تواند باشد و آن دو مطلبی هم که اشاره کردید یکی در مورد وضعیت اقتصادی- فرهنگی آنها و دیگری در مورد زیبایی و قیافه ظاهری باید عرض کنیم که اولا ساده بودن زندگی آنها عیب نیست البته شما باید توقع خودتان را از آنها کم کنید و در رفت و آمدها ملاحظه آنها را بکنید و باعث به زحمت افتادن انها نشوید با توجه به اینکه فامیل نزدیک هم هستید و صله رحم اقتضا می کند رعایت حال آنها بشود و بنظر می آید این تفاوت در سطح اقتصاد دو خانواده الزاما به معنای اختلاف در سطح فرهنگ نیست . اما مساله قیافه ظاهری به نظر می آید مجددا شما او را ببینید چون شرایط سنی او به گونه ای است که قیافه او ممکن است کمی تغییر کند یعنی ممکن است زیباتر شود یا بالعکس . در هر حال دیدن دوباره او آنهم با یک دقت بیشتر لازم است .
در پایان توصیه می شود جهت اطلاعات بیشتر و دقیق تر و تصمیم گیری واقع بینانه تر برای مهمترین تصمیم دوران زندگی و نقطه عطف عمر خود بهتر است در این زمینه هم تفکر بیشتری داشته باشید و هم با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازید و هم از نظرات مشورتی افراد با تجربه استفاده نمایند و کتاب های معرفی شده را نیز مطالعه فرمایید.
1- جوانان و انتخاب همسر على اکبر مظاهرى
2- ازدواج آسان و شیوه همسردارى محمد محمدى اشتهاردى
3- ازدواج آسمانى على اکبر مظاهرى


برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()