پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


با توجه به آیه 88 سوره هود که می فرماید: « ... و ما توفیقی الا بالله ... » آیا می توان گفت که توفیق گریه برای امامان(ع) از قبیل امام علی(ع) و امام حسین(ع) در روز شهادتشان و یا سایر روزها از طرف خداوند شامل حال انسان می شود و اگر شخصی می خواهد برای این عزیزان گریه کند ولی اشکی ندارد به خداوند مربوط می شود؟ (لطفا جواب سؤال من را با بیان یک آیه قرآن و یا حدیث بدهید.)

2 پاسخ 2

اولاً، خود حالت تباکى و حزن و اندوه داشتن در هنگام ذکر مصیبت، امرى ارزشمند است؛ چنان که در روایات بدان تصریح شده است.V}خصائص الحسینیه، ص 142 و وسائل‏الشیعه، ج 4، ص 1121، ص 1124.{V
ثانیاً، منشأ گریه ارزشى، معرفت است؛ ازاین‏رو اگر احساس مى‏کنیم که در هنگام ذکر مصیبت، حالت گریه نداشته و اشکى از چشمانمان جارى نمى‏شود، حتى قلبمان نیز متأثر و اندوهگین نمى‏گردد - البته به شرط آن که مطمئن باشیم نداشتن اشک ریشه در عوارض جسمانى ندارد - باید زمینه‏هاى ایجاد و توسعه معرفت به اهل‏بیت(ع) را در خود تقویت کرده و موانع معرفت را از میان برداریم.
زمینه‏هاى ایجاد و توسعه معرفت به اهل‏البیت(ع) عبارت است از:
1. مطالعه تاریخ زندگانى آنان،
2. مطالعه و تفکّر در سخنان ایشان،
3. شناخت خدا؛ زیرا آنان تجلى‏گاه اوصاف الهى‏اند وبا شناخت خدا و اوصاف او، مى‏توان فضایل آنان را دریافت.V}نگا: آیین مهرورزى، بخش محبت به اهل‏بیت(ع).{V
موانع معرفت؛ عمدتاً به عملکرد ما برگشته، موجب قساوت قلب مى‏شودV}«من علامات الشقاء جمود العین» ، میزان‏الحکمه، ج 1، ص 455، روایت 1845 و قال على(ع): «ما جفت الدموع الا لقسوه القلوب و ما قست القلوب الالکثره الذنوب». . {Vو موجب مى‏گردد که حتى احساسات و عواطف ما در سیطره عقل ما نباشد.
این موانع عبارتند از:
1. زیاد سخن گفتن درغیر ذکر خداV}بحارالانوار، ج 71، ص 281.{V،
2. گناه زیادV}همان، ج 70، ص 55.{V،
3. آرزوى زیادV}همان، ج 78، ص 83.{V،
4. گوش سپارى به امور لهوV}بحارالانوار، ج 75، ص 370.{V،
5. جمع کردن مال‏V}مستدرک‏الوسائل، ج 2، ص 341.{V،
6. ترک عبادات‏V}تنبیه الخواطر، ص 360.{V،
7. همنشینى با افراد گمراه و ستمگرV}بحارالانوار، ج 1، ص 203.{V،
8. همنشینى با افراد فرومایه و پست‏V}همان، ج 77، ص 45.{V،
9. خنده زیادV}همان جا.{V.
براى از بین رفتن قساوت قلب، در روایات امورى ذکر شده که مهم‏ترین آنها عبارت است از:
1. یاد مرگ‏V}همان، ج 14، ص 309.{V،
2. پند و اندرزV}همان، ج 77، ص 199.{V،
3. تفکر در آیات الهى، قیامت و حال خویشتن‏V}همان، ج 78، ص 115.{V،
4. همنشینى با اندیشمندان‏V}همان، ص 308.{V،
5. معاشرت با اهل فضل‏V}معجم الفاظ غررالحکم، ص 863.{V،
6. گفت و گوى علمى‏V}بحارالانوار، ج 1، ص 203.{V،
7. اطعام تهى‏دستان‏V}مشکاهالانوار، ص 107.{V،
8. مهربانى و محبت به ایتام‏V}همانجا.{V،
9. ذکر خداV}نهج‏البلاغه، خ 222.{V،
10. ذکر فضایل و مناقب و مصائب اهل‏بیت(ع)V}همانجا.{V،
11. قرائت قرآن‏V}همان، خ 176.{V،
12. استغفارV}بحارالانوار، ج 93، ص 284.{V.
مهم‏تر از تمامى این امور، آن است که از خداوند متعال عاجزانه بخواهیم: به ما چشم اشک‏بار عنایت کند و در این میان، اهل‏بیت(ع) را واسطه قرارداده و از خود آنان نیز استمداد جوییم.
P}چون زتنهایى تو نومیدى شوى‏{E}زیر سایه یار خورشیدى شوى‏{P
P}رو بجو یار خدایى را تو زود{E}چون چنان کردى خدا یار تو بود{P
V}مثنوى، دفتر 2، ابیات 22 و 23.{V
برخى از روایات در خصوص گریه بر امام حسین(ع) عبارت است از:
1. امام معصوم(ع) فرمود: «هر چشمى در روز قیامت به جهت سختى‏ها، گریان است؛ مگر چشمى که بر امام حسین(ع) گریسته باشد، این چشم خندان و بشاش است».V}الخصائص الحسینیه، ص 140.{V
2. امام رضا(ع) مى‏فرماید: «گریه بر امام حسین(ع) گناهان بزرگ را محو مى‏کند».V}مسند امام رضا(ع)، ج 2، ص 27 .{V
3. امام صادق(ع) مى‏فرماید: «کسى که به یاد امام حسین(ع) به مقدار بال مگسى، اشک از چشمانش جارى شود؛ ثوابش بر خداوند است و خداوند به کمتر از بهشت براى او راضى نمى‏شود».V}بحارالانوار، ج 44، ص 291.{V
4. از امام معصوم(ع) نقل شده است: «هر که بگرید یا بگریاند یا حالت اندوه و گریه داشته باشد، بر مصیبت امام حسین(ع)، بهشت براى او واجب مى‏شود».V}الخصائص الحسینیه، ص 142.{V
5. امام رضا(ع) مى‏فرماید: «... پسر شبیب! اگر مى‏خواهى براى چیزى گریه کنى، پس براى حسین بن على(ع) گریه کن که او را ذبح کردند؛ چنان که گوسفند را ذبح مى‏کنند ... پسر شبیب! اگر براى حسین چنان گریه کنى که اشک‏هایت بر گونه‏هایت جارى شود، خداوند همه گناهان کوچک و بزرگ تو را مى‏آمرزد، اندک باشد یا بسیار ...».V}بحارالانوار، ج 44، ص 285.{V
در مورد حکمت گریه بر امام حسین(ع) مطالبى بیان شده که به نظر مى‏رسد به تنهایى صحیح نباشد؛ از جمله:
الف. گریه ذاتاً خوب و سبب پالایش روح است؛ که این پالایش روحى در مجالس عزادارى امام حسین(ع) بیشترین ثمربخشى را دارد.
ب. گریه بر امام حسین(ع) به عنوان تشکّر و سپاس از او است؛ ولى این مطلب صحیح نیست؛ زیرا اگر ما موظف به تشکر از امام حسین(ع) بودیم، راه دیگرى براى تشکر وجود نداشت که با آه و اندوه و حزن این سپاس را عینى سازیم و اصلاً آیا آن حضرت نیازمند به تشکّر است؟!
ج. امام حسین(ع) از گریه ما بهره‏مند مى‏گردد؛ از آنجا که با گریه به رشد معنوى مى‏رسیم و واسطه این فیض یاد امام حسین(ع) است در نتیجه به مقامات آن حضرت نیز اضافه مى‏شود.
د. برخوردارى از ثواب و شفاعت؛
این فوائد هر چند براساس بعضى تحلیل‏ها و روایات در حد خود صحیح است؛ ولى آیا نمى‏توان حکمت مهم‏تر، با ارزش‏تر و فراتر از معاملات این چنینى، در وراى گریه در نظر گرفت تا مجبور شویم حکمت گریه بر امام حسین(ع) را در یک شفاعت و ثواب و یا تشکر، منحصر و محدود سازیم؟!
با توجه به آنچه که در حقیقت گریه رشد روحانى و تقوا و نیز فلسفه عزادارى امام حسین(ع) مطرح است؛ مى‏توان گفت حکمت گریه بر اباعبدالله(ع) دو امر مهم و اساسى است که هر یک به نوبه خود اثر وضعى خاصى بر جاى مى‏گذارند:
یکم. بُعد اخلاقى؛ چنان که روشن است، گریه ارزشى در فرهنگ شیعى اولاً، گریه‏اى است که موجب تعالى و رشد روح است و ثانیاً سرچشمه آن معرفت است. گریه بر امام حسین(ع)، یا به جهت یاد کردن غم و اندوه از دست دادن عاشق حقیقى خداوند متعال است که تجلى‏گاه اوصاف الهى بود و مؤمنان، بوى گل را از گلاب او استشمام مى‏کردند.
P}چون که گل رفت و گلستان شد خراب‏{E}بوى گل را از که بوییم، از گلاب‏{P
و یا به دلیل عقب‏ماندگى روحى و نداشته‏هاى خود، در مقابل مناقب و فضایل آن بزرگوار و یاران باوفایش است. در واقع گریه بر این است که حبیب‏بن مظاهر که بود و چه داشت و من کیم و چه در کف دارم؟ اشک ریختن بر على‏اکبر، ناله بر خود است که آن جوان رشید چه فضایلى را دارا بود و من تا چه اندازه آن خصلت‏ها را دارم؟ و ...
اگر گریه ما از این منشأ دور است، باید بکوشیم اشک و آه خود را به این سمت سوق دهیم تا بر اثر آن، روحمان تعالى یابد. در حقیقت این گریه، نشان دادن دردى است که انسان را به حرکت و جوشش وامى‏دارد تا خود را به آن درجه از کمالات برساند و این چنین اشکى انسان‏ساز است.
دوم. بعد اجتماعى؛ اگر گریه بر اباعبدالله(ع)، از سر معرفت باشد و منشأ آن نیز بعد اخلاقى این حرکت باشد؛ قطعاً این حزن و اندوه، پس از آن که موجب تحوّل درونى انسان گردید، زمینه را براى تحولات اجتماعى فراهم مى‏سازد. وقتى گریه بر امام حسین(ع)، گریه‏اى در جهت تعالى روح شد و موجب گردید که آدمى در فضایل اخلاقى و فردى خود، تأمل و تجدیدنظر کند؛ قطعاً این تحوّل درونى، زمینه را براى ساختن اجتماعى در راستاى اهداف متعالى اسلام فراهم خواهد ساخت.
زمانى که انسان متوجّه شد که حضرت ابا عبدالله(ع) براى چه، چرا و چگونه دست به قیام زد و آن اثر جاودانه را بر قلم خون، بر صفحه تاریخ نگاشت و با این معرفت بر اثر گریه درونش متحول گردید؛ این تغییر بر عرصه جامعه نیز کشیده مى‏شود و او مى‏کوشد تا جلوى فساد وانحراف دین را گرفته و آزادى، جوانمردى و دیندارى را نه تنها در روح خود، بلکه در جامعه نیز حکم‏فرما سازد.
به بیان دیگر، در واقع گریه بر اباعبدالله(ع)، با یک واسطه زمینه را براى حفظ آرمان‏هاى آن حضرت و پیاده کردن آن فراهم مى‏سازد و به همین دلیل مى‏توان گفت: یکى از حکمت‏هاى گریه بر امام حسین(ع)، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى او است و شاید مراد از این که گفته مى‏شود: H}«ان الاسلام بدؤه محمدى و بقائه حسینى»{H همین باشد که بقاى مکتب اسلام - خصوصاً تشیع - وام‏دار گریه بر امام حسین(ع) است.

برگرفته از پرسمان
سلام
موضوع یک مقدار پیچیده است و در عین حال ساده ست. مربوط به جبر و اختیاره.
در قرآن خداوند فرموده که ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی. یعنی تیری که انداختید شما  ننداختید بلکه خدا انداخت. منظور اینه که هر کاری میکنید قدرتش رو خدا بتون میده.
در عین حال در سوره نجم فرموده لیس للانسان الا ما سعی. یعنی انسان "هیچ چیز" نداره جز سعی خودش. فارسیش اینه، شما باید حرکتی بکنید. اراده کنید. تصمیم بگیرید. البته قدرت همین تصمیم و اراده و حرکت رو هم خدا میده. توفیقش رو خدا میده.
نکته دیگراینه که با اعمال قبلی توفیق اعمال بعدی رو میده خدا. مثلا کسی که در مجلس فسق بوده فورا بیاد مجلس خوب، اگه مثلا اشکش نیاد تقصیر خودشه. انسان با آمادگی قبلی و اعمال نیک قبلی، توفیق اعمال نیک بعدی رو انشاالله نصیب خودش میکنه.


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(شرايط گريه كردن برامام حسين به همراه احاديث) (آیه 88 سوره هود)