پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من قبلا یک سؤال از شما پرسیدم من در شرایط روحی بدی هستم لطفا به مشکلم که مفصل تر مطرح کردم پاسخ بیشتری بدهید. من یک دختر 24 ساله هستم دانشجوی پیام نور این تنها دری بود که به رویم باز شد هر چند دیر و با زحمت و با منت اطرافیان با هوش نیستم ولی سعی کردم واحدی را نیفتم. معدلم بین 14-15 است. خدا را شاکرم ولی انسانی تنها هستم بدون محبت خانواده، بدون دوست ، واقعی بدون همراه. خواستگاری نداشتم البته موردی بود ولی وقتی آمدند و رفتند گفتند که دختر خوب و با کمالاتی است ولی ما ظاهر را نپسندیدم خیلی سخته که پسری از هر لحاظ کمتر از خودت باشد ولی فقط به خاطر نداشتن زیبایی ظاهر خوردت کنند و مورد تمسخر این و آن قرارت دهند. شاید هم حق داشتند ولی خدا چرا باید انسانی را زشت و بی هنر بیافریند که لااقل با هنر (نقاشی، شعر و ...) بتواند حسش را بیان کند و خود را تخلیه کند. من از هر کدام بی بهره ام و با فکر کردن خودم را نابود کردم آیا این تنهایی و هزار گناه که درون آن است و نمی توانم خود را رهایی دهم طرف هر کس می روم مرا به خاطر ظاهرم میراند آیا باز هم باید گفت این خواست خداست آخر به چه جرمی چقدر تحمل کنم چقدر باید مورد سوء استفاده افرادی که با استفاده از ضعفم بدتر باعث خورد شدنم می شوند را تحمل کنم. چرا تا کسی را می بینم فقط می گوید تو چرا این قدر لاغری چرا ... دیگر می ترسم از خانه بیرون روم. مجبور شدم به آرایش رو بیارم ولی به خدا خسته شدم بدتر پشت سرم حرف راه انداختند پولدارم نیستم که برم جراحی کنم. من خیلی نیاز به یک همدم دارم ولی شما بگید از کجا؟ من حتی واهمه دارم کسی از درد دلم با خبر شود. راستی راز این چیه که تا من دل کسی را می شکنم یک بلا سرم می آید ولی در مورد من چنین نیست و تازه سر افرازتر هم می شود و تازه مرا کوچکتر می کنند. آیا فکر می کنید باز هم خدا از دوست داشتن این کار را کرده یا به خاطر دوست نداشتن (خدا زیباست و زیبایی ها را دوست دارد) پس ما چی هستیم تا بندگانی که خدا دوستشان دارد با دیدن امثال من خدا را شکر کنند این آیا معنی مهربانی خداست چرا خدا به بعضی ها که چشم نداده یا نقصی دارند یک هنر داده که تحملش کنند ولی مرا بدون یار و یاور گذاشته؟ فقط تنها چیزی که باعث شده تا به حال سر پا بایستم یک رویاست یا شاید بهتره بگم یک امید واهی!

3 پاسخ 3

ایمیل تان را خواندم و از غمى که در قلبتان جاى کرده است متأثر شدم. امیدوارم خداوند مهربان با لطف و عنایتش غصه‏هاى شما را به شادى و رضایت خاطر تبدیل کند. متأسفانه جامعه ما غالباً از رشد فرهنگى مناسبى برخوردار نیست، ظاهربین است و فقط ویژگى‏هاى مادى ظاهرى را ملاک سنجش شخصیت افراد مى‏داند. شما خود بهتر مى‏دانید که در فرهنگ اسلام اساس انسانیت هر فرد به دانش‏ها و بینش‏هاى اوست، نه به ظاهر او. یعنى ارزش هر یک از ما به مقدار معرفت و ادب و ایمانمان است. امام على(ع) مى‏فرماید: قیمت هر انسان به اندازه‏ى خوبى‏هاى اوست(V}نهج‏البلاغه، حکمت 81{V). یعنى اگر کسى داراى صفات خوبى باشد به همان اندازه ارزش دارد. امام صادق(ع) نیز مى‏فرماید: براى زنان نمى‏توان قیمتى گذاشت، زیرا خوبانشان ارزشى بالاتر از طلا و نقره دارند و بدانشان کمتر از خاکند(V}وسائل، ج 20، ص 47{V).
اما چه کنیم که اطرافیان ما معمولاً طور دیگر فکر مى‏کنند، حتى اگر از قشر فرهنگى و تحصیل کرده باشند، آنان در ازدواج فقط به سراغ دخترانى مى‏روند که ظاهرى مناسب داشته باشند و از نظر مالى و تحصیلات در درجه بالا باشند. در حالى که اسلام همیشه با این طرز فکر مبارزه کرده است. به طور مثال پیامبراسلام مردى را که سیاه‏چهره و بدشکل و کوتاه قامت بود به ازدواج زیباترین و ثروت‏مندترین دختر مدینه درآورد و فرمود: اگر مرد مؤمن باشد مى‏تواند با هر زن مؤمنى ازدواج کند(V}قصه ازدواج جویبر، کافى، ج 5، ص 339{V).
و نیز فرمود با دختران زیبایى که از اخلاق درستى برخوردار نیستند ازدواج نکنید زیرا آنان مانند سبزه‏هاى کنار زباله‏دانى‏اند(V}وسائل، ج 20، ص 35{V). با این مقدمه توجه شما را به چند نکته مهم جلب مى‏کنیم:
1ـ سعى کنید ارزش‏هاى واقعى‏تان مسائل معنوى باشد و نگرانى شما بیشتر براى به دست آوردن زیبائى‏هاى باطنى باشد. به عبارت دیگر توجهتان به حسن سیرت باشد، نه حسن صورت.
2ـ گر چه شما به تصور خودتان از زیبایى ظاهرى بهره‏ى کمترى نسبت به دیگران دارید، ولى مگر همه چیز در زیبایى خلاصه مى‏شود. آیا بهتر نیست به آن نعمت‏هایى که خداوند در اختیارتان گذاشته فکر کنید و به جاى افسردگى شکرگذار باشید.
3ـ در روایتى از امامان(ع) رسیده که در مسائل مادى همیشه به کمتر از خودتان بنگرید تا حالت رضایت و شکرگذارى شما بیشتر شود. شما هم همیشه به افرادى فکر کنید که داراى نقص عضوهایى چون نابینایى، فلج و مانند آن هستند ولى بعضاً با روحیه‏اى بسیار بالا زندگى مى‏کنند. درباره لقمان گفته‏اند بسیار زشت و بدشکل بود، ولى بر اثر کسب علم و معرفت به درجه‏اى رسید که بخشى از قرآن از سخنان ارزشمند اوست و سوره‏اى نیز به نام اوست.
پس شما به جای این که به کمبودها، عیب ها و ناکامی های خود فکر کنید، به موفقیتها و آن امکاناتی که در زندگی از آن بهره مند بوده و هستید فکر کنید. به عبارت دیگر امکانات و شرایط ما مانند یک لیوانی است که بخشی از آن پر است و بخشی خالی؛ همه افراد اینچنین هستند. بنابراین سعی کنید به آن بخش پر فکر نگاه کنید و از آن بهره ببرید و غصه آن نیم خالی را نخورید زیرا در این صورت از آنچه در اختیار دارید نمی توانید بهره مند شوید و دائما حسرت دیگران را می خورید.
4. در فعالیت های اجتماعی مثل مسجد، بسیج، کارهای هنری دسته جمعی و مانند آن شرکت کنید و از این طریق با افراد شاداب، فعال، متدین و در عین حال مثبت نگر معاشرت کنید و برای خود دوستان زیادی به دست آورید.
5. ورزش را جزء ضروری ترین فعالیت های خود قرار دهید و هر روز حداقل نیم ساعت ورزش کنید (هر ورزشی که مورد علاقه شماست) ترجیحا ورزش بدن سازی.
6. به تغذیه خود، خصوصا صبحانه اهمیت بدهید و هیچگاه بدون خوردن صبحانه خود را مشغول کار یا مطالعه نکنید.
7. با توجه به نکته 5 و 6 مشکل لاغری خود را از بین ببرید زیرا نه تنها زیبایی شما افزایش می یابد بلکه برای سلامتی و آینده شما به عنوان یک مادر ضرورت دارد.
8. از بیکاری و بی برنامگی اجتناب کنید و اوقات فراغت خود را با مطالعه کتاب های مفید در زمینه های علمی و مذهبی پر کنید.
9. به جنبه های معنوی مثل قرائت قرآن، دعا، نماز و شرکت در مجالس مذهبی توجه داشته باشید و به این طریق رابطه عاشقانه ای با آفریدگار خود برقرار کنید که بهترین دوست و مونس شما در تنهایی خداست و درد و دل های شما را می شنود و دوست دارد.

گفتنی است دغدغه ازدواج در سنین جوانی، برای دختران و پسران جوان امری طبیعی است؛ زیرا ازدواج یکی از مسائل اساسی زندگی است که در دوره جوانی اتفاق می‏افتد. جوان نیز در این دوره ـ علاوه بر مسئله ازدواج ـ با مسائل مهم دیگر مانند ادامه تحصیلات، اشتغال، مسکن و مسائل سیاسی درگیر است. مسئله تمام فکر و وقت انسان را مشغول می‏کند و مانند ابری تیره، بر همه ابعاد زندگی او سایه می‏افکند و آن را تحت‏الشعاع خود قرار می‏دهد. البته اهمیت این مسئله نباید موجب نگرانی شدید جوان شود؛ به گونه‏ای که زندگی او را مختل سازد. و یا حتی در بعضی مواقع، از نظر روانی دچار مشکلات و بیماری شود.

T}چند نکته:{T
1. خواهر محترم زندگى دنیا هرگز بدون مشکل نیست حتى افرادى که گمان مى‏کنید مشکل مادى ندارند اما از مشکلات عاطفى و اخلاقى و دینى سخت رنج مى برند و زندگى همراه با رنج و بلا را مى‏گذرانند. گمان مى‏کنید که زندگى دنیا بر وفق مراد انسانهاست. هرگز هرگز چنین نیست دنیا و زندگى دنیا به بلایا و گرفتارى‏ها همراه و عجین شده است منتهى این بلایا براى هر شخصى به شکلى جلوه مى‏کند و آدمى را به خود مبتلا مى‏سازد بنابراین گمان نبرید که تنها شما فقط مشکل دارید . ما که در این مرکز با نمونه‏هائى از افراد مانند شما آشنا هستیم وقتى زندگى شما را با زندگى بعضی از دختران مقایسه مى‏کنیم بى تردید مى‏گوئیم مشکلات شما در برابر مشکلات بعضی از آنان به مراتب کم و قابل تحمّل است. ای کاش مى‏توانستم چند نمونه از این نوع نامه‏ها را برایتان مى‏خواندیم تا باور کنید که زندگى شما در برابر زندگى دیگران به مراتب مشکلات کمترى دارد به ویژه که نوع مشکل شما مشکل ایمانى و اخلاقى نیست مشکل اجتماعى و مادّى است اگر خداى نکرده افراد بى ایمان و منافق و مفسد شریک زندگى خانوادگی ات مى‏شدند چه کار مى‏کردى؟ اگر مشکلات اخلاقى حاد و به مشکلات اقتصادى گرفتار مى‏گردید چه کارمى‏نمودید؟
در روایتى، امام(ع) مى‏فرمایند: سه گرفتارى ارزشمند است که آدمى را به یاد خدا مى‏اندازد که فقر و مرض و مردن از آن جمله بلایا هستند چون آدمى را به یاد خداوند مى‏اندازد در حالى که گرفتارى‏هاى دیگر آدمى را از خدا غافل و یاد خداوند را از دل آدمى مى‏زداید. پس خود را در برابر این بلایا و گرفتارى‏ها نباخته و تسلیم آنها نسازید.
2. خواهر محترم آدم خردمند آن است که موقعیت‏هاى زندگى را در مسیر نیل به اهداف خود بکار بگیرد نه آنکه خود را تسلیم موقعیت‏ها نماید. اگر شادى و یا گرفتارى هر یک به شکلى موجب طغیان آدمى از مسیر حق گردد و به کنار گذاردن بندگى منتهى شود نشان ساخته نشدن آدمى است و از جانب دیگر آدمى به هدف خوشگذرانى و راحت بودن در دنیا زندگى نمى‏کند و هدف از به دنیا آمدن برخوردار بودن نیست هدف بندگى کردن است و عبادت خدا را سرمشق زندگى ساختن و به مردم خدمت کردن است بنابراین هرگز خود را تسلیم موقعیت زندگى نکنید و منتظر نباشید که روزگار بر وفق مرادتان باشد تا خوشبخت شوید بلکه آدم سعادتمند و خوشبخت آن است که دنیا را بر وفق مراد خود سازد و حتى اگر دنیا به خواست او تن نداد، او از خواست خود دست نکشد و راه و رسم بندگى و بندپرورى را ترک نگوید و بدانید که شخص موفق چنین فردى است نه آنکه در آسایش و راحتى به سر برد هر چند ذره‏اى در فکر اصلاح و تکامل اخلاقى خود نباشد و بندگى نکند.
3- یکی از مشکلات اساسی شما تفکر منفی است و متاسفانه کانون این تفکر نیزخود شما هستید . چرا اینقدر تصویر بدی از خودتان ترسیم می کنید
بطور قطع شما امتیازاتی دارید که خودتان از آن غافلید . مگر این فقط شما هستید که خواستگاری آمده و شما را پسند نکرده . دختران زیادی را من می شناسم که بارها خواستگار آمده و مورد پسند واقع نشده ولی پس از چندی خواستگار بهتری برای او آمده و او را پسند کرده اند و الآن هم زندگی خوبی دارند . ذوق و سلیقه ها متفاوت است . مطمئن باشید اگر شما نجابت , حیا و وقار و سنگینی را پیشه خود سازید افرادی که ارشها براِیان مهم است به سراغ شما خوهند آمد و منتتان را هم خواهند کشید به شرط اینکه شما دست از این افکار منفی تان بر دارید و عزت نفس تان را حفظ کنید .
به خدا توکل کنید که حل همه مشکلات بدست توانای اوست . موفق باشید و دست خدا به همراهتان .


برگرفته از پرسمان
سلام
وقتی خداوند ازدواج رو توصیه میکنه..یقین بدونید روزی برای زن و مرد بی همسر قرار داده
در سوره نور فرموده که بی همسران رو همسر بدید (و انکحوا الایامی منکم )
همینطور نبی اکرم فرموده که ازدواج سنت منه..
یقین بدونید خداوند روزی براتون مقدر داشته
در مورد زیبایی و زشتی ظاهری، باید بگم اشتباه میکنید که فکر میکنید خدای نکرده زیبا نیستید، اگر چنین فکری کسی بکنه یعنی در خلقت خداوند که احسن الخالقین خودش رو نامیده، بحث داره
خداوند متعال هر کسی رو به بهترین شکلش آفریده
البته گناه میتونه باعث خدای نکرده سیاهی دل بشه، اما این هم چاره داره و چارش جبران و توبه است
من صحبتم با شما اینه
صبور باشید، و در تنهاییتون، گناه نکنید و به گناه فکر هم نکنید
گناه اثر وضعی داره
شاید یکی از آثار وضعیش، به تاخیر افتادن ازدواج باشه، یا حتی بعد از ازدواج انسان احساس رضایت نکنه..به هر حال، گناه نکردن هم از توبه آسون تره..این توصیه معصومه
توصیه ام به شما اینه
به عنوان یک مرد میگم
جذابیت یک خانم همه ش به زیبایی چهره ش نیست
که حتی میگم همه انسانها بهره از زیبایی دارند یا بهتر بگم، زیبا هستند
که جذابیت بخواد با آرایش بهتر بشه یا بدتر بشه
اما جذابیت کجاس پس؟
در خلق نیکو و اخلاق خوبه، در پاکدامنیه
مثال میزنم، که اخلاق خوب، صبر، پاکدامنی، دینداری...چه کمکی میتونه بکنه
البته مثاله که میگم
مثلا در جایی وقتی بحث ازدواج پیش میاد میگن فلانی هم هست..معدلش حالا انقدره (چون خودتون گفتین میگم) نقاشی بلد نیست..اما الحق دختر خوبیه..معلومه که همسر دوسته..
مثال زدم
دروغ نمیگم و به من دروغ نگفتند خانم
خوب باشید..روزیتون از جایی که فکرش رو نمیکنید میرسه
انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب
کلام خداونده
صبور باشید
من میفهمم دنیای امروز درش اسباب گناه، پناه میبرم به خدا، فراهمه
اما اسباب گناه نکردن هم فراهمه
این صبر شما و ما، انشاالله بی اجر نمیمونه
گناه و لذتش هیچیش باقی نمیمونه..و اگر توبه نکنه انسان، عذاب و رنج دنیا و آخرتش باقی میمونه اما
حدیثی دارند نبی اکرم به عنوان حسن ختام عرض میکنم
که اگر بنده ای بر گناه قدرت یافت و از ترس خدا ترک کرد..خداوند بهترش رو از طریق حلال روزیش خواهد کرد

اگه مشکلتون فقط زیباییه و بدنتون سالمه، خدا رو هزاران بار شکر کنید که مثلا دست دارید و یا میتونید ببینید و یا بیماری دیابت ندارید و بسیاری موارد و مثال های دیگه که اگه خودتون ببینید با کلی ثروت هم نمیشه به دستشون اورد و برابر پولی ندارند که شما داریدشون، همچنین حواستون باشه از طریق راوی اقدام نکنید چون مثل معامله کننده ها فقط میخواهند معامله را جوش دهند و ازدواج نکردن بهتر از ازدواج بد است همچنین دعا در مفاتیح برای ازدواج کردن موجود است از خدا شوهر مناسب بخواهید که خوش اخلاق و صالح باشد و 70 درصد ملاک های شما را داشته باشد. و تقاضای من از دولت اینه که مراکزی مجهز و توسط مشاوران زبده برای همسان گزینی بوجود اورند که کیس های خوب را به هم معرفی و تحت نظر و بدون مزاحمت زمینه را برای ازدواج اگاهانه ایجاد کنند


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(خواستگار) ()