پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


اول لازم می دونم که تا حدودی وضعیت خودم رو معرفی کنم. من پسر هستم، 21 ساله که الان دانشجوی یک رشته مهندسی در یکی از دانشگاه های سراسری شهر تهران هستم. خانواده ای دارم خیلی مذهبی و مقید. همه نماز خون و روزه گیر و مادر و خواهرهایم هم چادری و مقید هستند. در دانشگاه هم دوستانی مؤمن (که ما بهش می گیم ریش دار!) دارم. از بیرون که به من نگاه کنی موجودی هستم مقید و مذهبی. مطالعات محدودی داشتم راجع به اسلام مثلا تعدادی از کتاب های شهید مطهری رو خوندم. قرآن هم خیلی کم می خونم. الان با مشکلی مواجهم که بهش میگم بی ایمانی. در واقع به همه مؤلفه های ایمانی و اعتقادی ام شک کردم و دلیل اصلی این شک رو هم ناتوانی در جلوگیری از گناه هام می بینم. یعنی وقتی به یه خواسته نفسانی می رسم، اصلا خدایی اونجا وجود نداره. البته خیلی وقت ها خیلی کارها رو هم به اسم برای خدا انجام میدم. مثل نماز خوندن یا صدقه دادن که کسی هم لزوما نمی بینه. ولی وقتی به یک سری از مشکلات بر می خورم و یاد خدا نمی تونه جلوی انجام گناه و خودخواهی ام رو بگیره، اونوقته که به این فکر می کنم که خب اگه کارات برای خدا بود، می شد این کارت رو هم برای خدا ترک کنی. ولی می بینم که شاید اون کارها رو هم برای خودم و خودخواهی خودم انجام دادم و این وسط اعتقاد خاصی به خدا و وجود و تأثیرگذاری اش توی زندگی و بهشت و جهنم و امام ها(ع) و پیامبر(ص) که کارهامون رو می بینن و این طور چیزها ندارم و بیشتر این کارهای خوب رو انجام میدم چون فکر می کنم اگه این کار رو بکنم به نفعم خواهد بود و یه چیزی بهم میرسه. مثلا اگر صدقه میدم فکر می کنم که هم از بلاها و چشم زخم ها و ... در امان می مونم و هم با یه ضریب زیاد و با برکتی این پول همش دوباره بر می گرده توی زندگی خودم و هم اینکه احساس خوبی بهم دست میده که تو آدم خوبی هستی و میری بهشت و این طور چیزا. ایمان به خدا و حق عبادت و درست یا اشتباه بودن یک کار و از خود گذشتگی توش اصلا وجود نداره. یا وقتی که به یه رفیق کمک می کنم و مرام میذارم براش برای اینه که اون هم بعدا برای من مرام بذاره و یا حداقل نشینه و پشت سر من بگه فلانی عجب آدم فلانیه! یا بشینه بگه چقدر آدم خوبیه یا جلوی روم ازم تعریف کنه و چاکرم مخلصم بگه. تا حدود بسیار خوبی می تونم بگم کارهای خوبم از این ترس ها و یا این پاداش های دنیایی منشأ می گیره. یا اگر نماز می خونم به خاطر ترس از اون حس بدیه که موقع نماز نخوندن گریبانم رو می گیره و نمیذاره زندگی کنم و یا ترس از حقانیت اسلامه که اگه یه روز بفهمم اسلام راست بوده دوباره مجبورم این نمازها رو قضا کنم و صاف میشم به قولی. و یا شاید علت اصلی اش این باشه که ممکنه اطرافیانم بپرسن نماز خوندی یا نه و من هم چون موقع دروغ گفتن حس خیلی بدی هم خودم و هم اطرافیانم بهم پیدا می کنن و برای همین دوست ندارم که دروغ بگم، مجبورم که نمازهام رو بخونم که وقتی میگن نماز خوندی سرم رو بگیرم بالا و بگم: آره! یا اگر ریش می ذارم برای اینه که اگر نذارم، اطرافیانم یک طور دیگه ای بهم نگاه می کنن و اذیت میشم. بهم به عنوان یه موجود مثبت و دوست داشتنی دیگه نگاه و اعتماد نمیشه. یعنی در مجموع همه اعمال دینی من رو این اطرافیانم هستند که باعث میشن انجام بدم. من خیلی خود خواهم. برای همینه که وقتی پای یه کار سخت و مخفیانه بین خودم و خدا می افته که هیچ کس دیگه ای هم نه ازش مطلع میشه و نه میتونه نظرش با اون کار راجع به من عوض بشه، پام می لرزه و گند می زنم. مثلا اگر خانواده برن مسافرت و من خونه تنها باشم میشه گندترین روزهای زندگیم. به قول سعدی نمی ماند از معاصی منکری که نمی کنم. نمازهام قضا میشه، تا می تونم می خورم و می خوابم و کارهای دیگه ای که روم نمیشه بگم رو انجام میدم. نمی دونم چی کار باید بکنم؟ یه حس درونی بهم میگه حتی اگر برام اثبات هم بشه همه اعتقاداتم، باز هم ممکنه پام بلرزه و گناه بکنم. می دونم توقع زیادیه که بخوام راهنماییم بکنین و شاید سؤالم خیلی سخت باشه. ولی ازتون خواهش می کنم اگر میتونین من رو راهنمایی کنین.

1 پاسخ 1

به نظر می رسد شما مشکل اساسی ندارید,لکن در ایجاد تعادل بین خواسته های مختلف وارضای آنهامسیر صحیح را نمی توانید انتخاب کنید.
اینکه کارها را به انگیزه های غیر الهی انجام می دهید ومنافع ظاهری را ملاحظه می کنید,نباید سبب بد بینی ورها کردن آنها شودبلکه باید تلاش کرد ضمن انجام آنها قصد خود را خالص کنید ورنگ الهی بدهید,ضمن اینکه بعضی از انگیزه هائی که گفتیدمشکلی نداردمثلا انفاق بخاطر اینکه اجر به شما بدهند ,این می تواند یکی از انگیزه ها باشد لکن تلاش کنید کم کم ,نیت خود را خالص کنید وخوشامد دیگران را مد نظر قرار ندهید.
همین که این اعمال را انجام می دهید نشان می دهد این گونه کارها مطابق فطرت است وهمه عقلای عالم این کارها را خوب وپسندیده می دانند,بنا براین شک به خود راه ندهید,اراده خود را محکم کنید تردیدها را کنار بگذارید راه درست همان است که می رویدلکن با انگیزه بهتر وشناخت بیشتر,
این که در هنگام خلوت سراغ گناه می روید ,باید مراقبت را بیشتر کنیدوبداند کسی مواظب شما است واو از سّر افراد با خبر است.
جوانی وبیکاری ووسوسه های شیطان وغریزه طبیعی,دست بدست هم می دهند ومشکل آفرین می شوند,واین احتیاج به تمرین ومراقبت دارد تا در حالات مختلف خود را کنترل کنید وزمام امور را در اختیار بگیرید.
شما تنها نیستید بلکه بسیاری هستند که آشکاراولو جلوی یک کودک هم گناه نمی کنند ولی در خلوت تصور می کنندکسی مراقب نیست,دست به هر کاری می زنند,در هر صورت تامی شود تنها نمانید ودر تنهائی هم خود را به کار مثبت مشغول سازید بدیهی است اوقات فراغت اگر درست برنامه ریزی نشود,مشکل ساز است.
امید است هر چه زودتر امکان ازدواج برای شما فراهم شودوتا آن هنگام خود را از صحنه های تحریک امیز دور کنید.
وهر زمان دچار خطائی شدید بلافاصله در صدد جبران برآئید ونگوئید کار از کار گذشته است.
ودائما به خود تلقین کنید که غیر خدا هر که باشد در معرض زوال ونا بودی است ومثل من ضعیف است ونباید کار را بخاطر آنها انجام دهم وخداست که قابل اتکا است وجاودانه است ومی تواند مشکلات مرا حل کند دیگران کاره ای نیستند ومانند من وبلکه ضعیفترند.
راهی که همه دانشمندان رفته اند راه خداست وبقیه راهها سر انجام خوبی ندارد.
ریشه مشکلات شما در ناآگاهی است. شما در برخی زمینه های اساسی زندگی آگاهی کافی را بدست نیاورده اید و به همین دلیل رفتارهایی از شما سر می زند که عقل طبیعی و فطرت شما از آنها گریزان است. آدمی دارای عقل و فطرت هست ولی این امور نیاز به شکوفایی دارند. علم و آگاهی عقل انسان را بارور می کند و فطرت را شکوفا می سازد. برای این منظور حتما باید سیر مطالعاتی داشته باشید.
زمینه های مطالعه برای شما عبارت است از:
1- انسان شناسی و خودشناسی.
2- شناخت زندگی و هدف آن.
3- شناخت معاد و سرانجام انسان.
4- خدا شناسی و عرفان.
5- دین شناسی و راه کمال انسان.
بعد از سیر مطالعاتی و یا بهتر بگوییم همراه با آن شما نیاز به برنامه خودسازی و بازسازی شخصیت دارید.
توضیح بیشتر:
مشکل شما خدای ناکرده بحث کفر و شرک و مانند آن نیست. مشکل شما در حقیقت در ضعف شناخت و به تبع آن ضعف ایمان و ضعف اراده عملی است. مثل شما مانند کسی است که ساختمانی ساخته ولی چون پی ریزی محکم و ثابتی نکرده, ساختمان او در حال لغزش و حرکت است و دائم ترک می خورد و حالت ثبات ندارد.
هدف زندگی چیزی جز خدا شناسی و قرب به خداوند نیست. قرآن کریم می فرماید: و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء(سوره بینه، آیه 5 ). مردم هیچ ماموریتى ندارند جز این که دستورهاى دین را مخلصانه براى‏ خدا انجام دهند; یعنى فهمشان و عملشان براى خدا باشد و محصول اخلاص نیز لقاى بهشت است. خلاصه پیام این آیه شریفه آن است که ما جز عبادت خدای متعال و قرب به او کاری در این دنیا نداریم. چه قدر این آیه زیبا است و چه مقدار تکلیف انسان را روشن می کند. دلیل آن هم این است که ما مخلوق مظهر خداوند هستیم و مظهر خدا کاری جز شناخت خدا و کسب رضایت خدا و ارتباط با خدا و قرب به خداوند ندارد. البته کمال و سعادت او هم در همین رابطه با خداوند است و از همین طریق به همه چیز می رسد. حتی ارتباط با خود و ارتباط با طبیعت و جامعه نیز در همین راستا، یعنی در راستای ارتباط با خدا و پرستش او توجیه می شود.
برای تحقق این منظور پیشنهاد می کنیم ابتدا روی شخصیت خودتان یک بازنگری داشته باشید (خودشناسی) و بعد برنامه ای را برای بازسازی خود (خودسازی) تنظیم نمایید و با تمام نیرو آن را در زندگی خودتان عملی کنید و در این مسیر از عالمان اخلاقی و اهل راه هم استفاده کنید.
اجمالا مهمترین اموری که در خودسازی و پی ریزی ساختمان وجودی انسان مومن و سالم دخالت دارند عبارتند از: آگاهی و شناخت، ایمان به خدا، دین و رستاخیز، تقویت ارتباط معنوی با خداوند و تقید به وظایف واجب عبادی و اجتماعی.
برای رفع نگرانی شما پیشنهاد می کنیم ابتدا در گذشته خودتان بازنگری داشته باشید و ببینید اگر مراحل ساخت خود را به طور سازمان یافته و مرتب طی نکرده اید نواقصی را که به نظر می رسد جبران کنید, انشاالله به حیاط طیبه، سالم و آرامی دست خواهید یافت.
بهترین کارهایی که می شود انجام داد عبارت است از:
1- سیر مطالعاتی و افزایش اطلاعاتی که منتهی به آگاهی و بیداری شما می شود. برای آشنایی با این سیر لازم است دوباره سوال مطرح نمایید تا برایتان پاسخ ارسال شود. در این زمینه شرکت در جلسات مذهبی و استماع سخنرانی ها و مواعظ و همچنین تلاوت مداوم قرآن کریم و خواندن روایات اسلامی و شرح زندگی بزرگان و اهل عرفان و سلوک و مباحث مربوط به معاد و رستاخیز نیز بسیار مفید است.
2- پاکسازی و تهذیب نفس از عادت های بد و دلبستگی ها و وابستگی ها و اموری که مانع کمال و سیر و سلوک انسان به سوی خدا تلقی می شود.
3- اصلاح صفات شخصیتی و پاک سازی دل و درون از رزایل اخلاقی و آراسته شدن به فضایل اخلاقی از طریق راهکارهای علم اخلاق و تمرین آن ها در معاشرت با مردم و رعایت اخلاق اجتماعی.
5- تفکر شخصی در سوال های اساسی انسان که در بینش دینی مطرح می شود مانند, خداشناسی و انسان شناسی و هستی شناسی و دین شناسی و معاد شناسی.
6- انجام وظایف عبادی و تحصیل صفت تقوی و پرهیزکاری, از طریق آشنایی با واجبات دینی و گناهان و پایبندی به احکام دینی .
7- تقویت ارتباط عاشقانه با خداوند و اولیای معصومین(ع) و مومنان اهل ولایت و محبت, از طریق انجام مستحبات و زیارات و مانند آن.
8- خدمت به خلق و دستگیری فقرا و کمک به توسعه و پیشرفت جامعه و آبادانی زمین و تقویت حکومت اسلامی و کمک به اجرای دین و فرهنگ دینی در سطح جامعه.
در صورتی که این مسیر به درستی و عالمانه طی شود, به طور قطع حالات انسان دارای ثبات خواهد بود و دگرگونی ها و تحولات سامان یافته تر می شود و نگرانی ها رفع خواهد شد.

T}روش تقویت ایمان و عمل صالح:{T
در ابتدا لازم است مطالبی پیرامون زمینه و جایگاه ایمان خدمتتان بیان کنیم. انسان با ذهن خود می اندیشد و علم به دست می آورد. پس جایگاه علم و شناخت، ذهن آدمی است. اما قرآن کریم، جایگاه ایمان را قلب معرفی می کنند. این کتاب آسمانی درباره عده ای که ادعای ایمان می کردند می فرماید: «بادیه نشینان خدمت پیامبر آمدند و گفتند ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاورده اید بلکه بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است» «قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا ولما یدخل الایمان فی قلوبکم..» V}(حجرات، آیه 14).{V
از این رو شناخت هدف و راه سعادت، زمانی به حرکت در آن راه منجر خواهد شد که قلب به آن هدف و آن راه ایمان آورد. ایمان قلبی محرک انسان برای حرکت خواهد بود. به تعبیر دیگر بین «ایمان» و «عمل» رابطه ای ضروری هست و این دو از هم جدا شدنی نیستند.
به این ترتیب درس بزرگی که از قرآن کریم می آموزیم این است: اگر می خواهیم به هدفی که برای زندگی خود شناخته ایم، ایمان بیاوریم و به سوی آن حرکت کنیم، ابتدا باید قلب خود را برای پذیرش آن هدف آماده سازیم.

T}آْمادگی قلب برای ایمان{T
قلب در صورتی برای پذیرش حقیقت و راه زندگی آماده می شود که به زیبایی هایی آراسته و از زشتی هایی دور گردد. قرآن کریم این زیبایی ها و آلودگی ها را به ما نشان می دهد که در اینجا به مواردی اشاره می کنیم:
در زمین سیر کنید، آن گاه حقیقت زیبایی دینی را به وسیله قلب خود درک کنید. V}(حج، آیه 46).{V
در قلب خود را به وسیله تفکر و تدبر در قرآن باز نگه دارید. V}(محمد، آیه 24) {V
قلب خود را از آلودگی ها و تعلق های دنیایی مانند دوستی مال و فرزند، پاک سازید. V}(شعرا، آیه 89){V
قلب خود را از پلیدی ها پاک نگه دارید تا منزلگاه نیکی ها و زیبایی ها گردد. V}(بقره، آیه 283){V
از غفلت بپرهیزید و قلب خود را متوجه زیبایی های زندگی سازید تا سیر شما راحت و هموار شود. V}(کهف، آیه 28){V
توانایی قلب خود را برای تعقل و درک عمیق حقایق افزایش دهید. V}(حج، آیه 46){V
قلب خود را در مقابل درستی ها و خوبی ها نرم و خاضع نگه دارید. V}(مائده، آیه 13){V
ایمان همچون درختی است که در قلب جوانه می زند، تناور می گردد و بر شاخه های آن اعمال شایسته پدیدار می شود.

T}تقویت آگاهی{T
اولین و مهمترین راه تقویت ایمان، تحصیل و تقویت آگاهی از طریق مطالعه، تامل و تفکر است . ریشه ایمان قلبی در معرفت و اندیشه قرار دارد. آگاهی و تفکر، بیدار کننده قلب از خواب غفلت وزنده کننده دل انسان است. کسی که آگاهی ندارد، در حقیقت مرده ای است که میان زندگان راه می رود. مولوی در بیتی می گوید:
P}ای برادر تو همه اندیشه ای {E} ما بقی تو استخوان و ریشه ای {P
اگر در روایات اسلامی آمده است که «تفکر ساعه افضل من عبادت سبعین سنه؛ یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت بهتر است» V} (بحارالانوار، ج 69، ص 293).{V
به خاطر اهمیت و تاثیری است که آگاهی در انسان شدن انسان دارد. ایمان راه انسان شدن است و تفکر رکن اصلی وصول به این هدف می باشد.
حوزه های شناخت و آگاهی فراوانند. مهمترین آگاهی برای تقویت ایمان به خدای ،تحقیق، مطالعه و تفکر در ذات ، صفات و افعال الهی و در نهایت توحید هستی است .
برای انجام اینگونه مطالعات و تحقیقات، سه روش عمده وجود دارد . روش کلام، روش فلسفه و روش عرفان.
روش کلام مبتنی بر نقل و منابع نقلی از کتاب و سنت است و روش فلسفی مبتنی بر تفکرات محض عقلی است و روش عرفانی مبتنی بر مشاهده قلبی است که البته عرفا علاوه بر شهود، به برهان عقلی و آیات و روایات اسلامی نیز به شدت وابسته اند ، زیرا شهود عرفانی نیازمند منطق و ملاک صدق است و منطق وملاک صدق آن را مطابقت آن قرآن ، گفتار معصومین (ع) و عقل تامین می کند.
به خصوص مطالعه و تفکرات عرفانی باعث آن می شود که انسان به مرور حضور خدای متعال را در سراسر هستی و در درون خود حس کند و خویش را در محضر او ببیند و در هنگام عبادت ارتباط بسیار عمیق و سازنده ای با او برقرار نماید.

T}تقویت اراده عملی{T
پس از تقویت شناخت و آگاهی ، اکنون نوبت عمل و تقویت ایمان به وسیله اراده عملی است. منظور از عمل در این مسیر ، رفع موانع و ایجاد شرایط ارتباط و توجه عملی به خداوند است. عبادت و پرستش شاهراه ارتباطی بنده با خداوند و تقویت ایمان به او است ، منتهی برای رسیدن به آن و انجام عبادت به صورتی که حقیقتا موثر باشد ، طی مراحل زیر ضروری است.
1- مبارزه با ریشه های گناه: گناه رفتار نابهنجاری است که ناشی از خود خواهی و هوی پرستی انسان است. رفتاری که ایمان آدمی را تضعیف می نماید و زمینه شرک و کفر را در او تقویت می نماید. برای پاکسازی از گناه ریشه ای ترین کار مبارزه با خواستگاه و زمینه های نفسانی آن است؛ یعنی صفات و ملکاتی که انگیزه این رفتار را در آدمی بوجود می آورند.
برای مثال آدم حسود ، همیشه در معرض غیبت، تهمت ، آسیب رساندن به محسود و انواعی از گناهان است، این شخص اگر بخواهد گناه نکند ، اساسی ترین راه این است که با خیر خواهی که ضد حسد است، ریشه گناه را از دل خود بیرون نماید و خویش را از خطر شرک و خود خواهی برهاند.
2- مبارزه با عادت هایی که مانع رشد انسان و عمل هستند: برخی عادتها در انسان مانع حرکت او در جاده ایمان تلقی می شود . به عنوان مثال کسی که به پرخوری ، پرخوابی و پر گویی عادت نموده است ، قادر نخواهد بود به انجام وظایف واجب و مستحب خود اقدام کند . عادتهای مذموم در برخی موارد حتی زمینه انجام گناه و تخلف از بندگی حق تعالی را در انسان فراهم می کنند و باعث تضعیف ایمان در او می شوند.
3- مبارزه مستقیم با خود گناه و ترک و جبران آنها: علاوه در مبارزه با زمینه های گناه ، مبارزه مستقیم با گناه و ترک و جبران آن از طریق روش توبه ، زمینه تقویت ایمان و پاکی انسان را از آلودگی و تاریکی فراهم خواهد نمود.
4- انجام وظایف واجب شرعی : یکی از مراحل بسیار مهم و سرنوشت ساز در تقویت ایمان ، انجام وظایف واجب و اطاعت از فرامین خداوند است . این مرحله که در عرفان اسلامی از آن به قرب فرایض تعبیر می کنند، در نهایت به حصول ملکه تقوی و بهره مندی از آثار و ارزشهای ناشی از آن، خواهد انجامید .
5- انجام نوافل و مستحبات: نهایی ترین مرحله در جاده ایمان که به محبت و عشق الهی می انجامد، مرحله انجام مستحبات و نوافل است ، مرحله ای که عرفا از آن تحت عنوان قرب نوافل و راه عشق تعبیر می کنند. قرب نوافل، پایانی ترین مقصد دین و موثر ترین راه نزدیکی انسان به خدای و کسب مقام ولایت و خلافت الهی است.
در کلام امام صادق (ع) آمده است: مهمترین چیزى که ایمان را در قلب پا برجا و مستحکم مى‏کند ورع است. «H}سئل الصادق (ع) ما الذى یثبت الایمان. قال: الذى یثبته فیه الورع والذى یخرجه منه الطمع{H؛ از حضرت سؤال شد چه چیزى ایمان را در قلب تثبیت مى‏کند؟ فرموند: چیزى که ایمان را در قلب تثبیت مى‏کند ورع (پرهیز از دنیا طلبی وگناه) مى‏باشد و چیزى که ایمان را از قلب خارج مى‏کند طمع (نسبت به دنیا و گناه) مى‏باشد».
البته انجام این مراحل خود مستلزم آن است که انسان با محتوای دین آشنا باشد و از راهنمایی اساتید اخلاق و عالمان دینی سود جوید.
برای آگاهی بیشتر مطالعه کنید: شهید مطهری، انسان و ایمان (ج 2 از مجموعه آثار)

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(اوللازم) () (ریش)