پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من دختری هستم 20 ساله، مادر یک روحانی که نزدیک به خانه ما هستند توسط مادرم مرا برای روحانی خواستگاری کرد. من دوست دارم با یک روحانی ازدواج کنم ولی پدرم می گوید تو درست خوب است فعلا برایت زود است تا می توانی به مدارج بالا برسی. مادرم هم گویی خیلی موافق با ازدواج با روحانی نیست. ولی من الآن با توجه به این که بچه آخر هستم الآن دوست دارم ازدواج کنم درسم را هم می خونم. من سال دوم رشته ریاضی هستم. چی کار کنم؟

1 پاسخ 1


دانشجوى گرامى براى حل این مشکل توجه شما را به چند نکته مهم جلب مى‏کنیم سپس راهکارهایى را براى حل مشکلى که مرقوم داشته‏اید بیان مى‏کنیم. نکته1: ازدواج یکى از مهمترین و سرنوشت‏سازترین مسائل در گستره زندگى انسان است و طبیعى است که اگر این امر مهم با در نظر گرفتن همه‏ى جوانب آن و بر اساس تحقیق، آگاهى و شناخت لازم و با رعایت کردن نکات مهمى که در انتخاب همسر باید مدّ نظر قرار گیرد، انجام شود باعث خوشبختى و سعادت انسان در زندگى مى‏گردد و اگر با این مسئله مهم سطحى و از روى احساسات، که عمرى بسیار کوتاه دارد و در عرض چند هفته یا چند ماه شعله‏هاى کاذب آن فرو مى‏نشیند انجام گیرد پى‏آمدهاى ناگوار و بالاخره موجب خسارات جبران‏ناپذیرى مى‏شود و چه بسا باعث بدبختى و سرنوشتى ناگوار براى انسان شود لذا در امر ازدواج باید دقت کافى بشود. 2. ازدواج فقط پیوند دو فرد با یکدیگر نیست بلکه پیوند دو خانواده است بنابراین وقتى دو نفر مى‏خواهند با یکدیگر ازدواج کنند باید از جهات گوناگونى کفو و همتاى یکدیگر باشند تا تعادل بین آن دو و خانواده آنها برقرار شود و الاّ مشکلات فراوانى را در پى خواهد داشت. منظور از کفو بودن به طور کلى یعنى این دو نفر از نظر فکرى - اعتقادى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، تحصیلى، سنّى، قیافه‏ى ظاهرى و خانوادگى به یکدیگر نزدیک باشند و ناهمگونى در موارد فوق مى‏تواند براى زندگى آینده مسئله ساز باشد. 3. در امر ازدواج نباید قبل از انتخاب، عاشق و دلباخته‏ى کسى شد (نه پسر نسبت به دختر و نه دختر نسبت به پسر) البته علاقه در حدّى که انگیزه‏اى شود براى انتخاب اشکالى ندارد بلکه لازم است اما اگر این علاقه تبدیل به عشق شد مشکلات زیادى را دارد از جمله اینکه عشق‏هاى اینچنین که جنبه‏ى شهوانى و احساسى دارد علیرغم اینکه پایدار نیست اما موجب مى‏شود که ما فرد مورد نظر را بخوبى نتوانیم ارزیابى کنیم و جنبه‏هاى مثبت و منفى او را شناسایى نمائیم چنین عشق‏هایى مى‏تواند بطور کلى قدرت انتخاب را از انسان سلب کند بنابراین علاقه‏هاى اولیه را باید مهار کرد اگر بعد از تحقیقات لازم انسان به این نتیجه رسید که مورد مناسب است آنگاه علاقه‏ها را تقویت کرد ولى اگر مورد مناسب نیست یعنى کفو نیست فقط ظاهر او چشم انسان را گرفته اما سایر شرایط ندارد و حتى اعضاء خانواده نیز موافق نیستند. طبیعى است که در این صورت باید آن علاقه‏هاى خام اولیه را نیز از صفحه‏ى دل زدود زیرا دلیلى ندارد به فردى که همسر آینده ما نیست عشق بورزیم و علاقه‏ى او را در دل خود جاى دهیم. نکته چهارم اینکه پدر و مادر غالباً دلسوز فرزندان خود هستند. با توجه به نکاتى که بیان شد لازم است شما تحقیقات لازم را انجام دهید اگر فرد مورد نظر شرایط لازم فردى و خانوادگى را نداشت و کفو شما نبود بنابراین از دلسوزى پدرتان نسبت به شما تشکر کنید و آن فرد را براى همیشه فراموش کنید چه اینکه قرآن مى‏فرماید چه بسا شما چیزى را دوست مى‏دارید ولى صلاح شما در آن چیز نیست و چه بسا شما نسبت به چیزى کراهت دارید ولى خیر شما در آن چیز است، اما اگر فرد مورد نظر ویژگیهاى لازم را داشت و فردى مناسب بود و فقط خانواده شما یا مثلاً پدرتان فقط مخالف هستند در اینجا اگر امکان دارد خودتان با پدرتان به صورت منطقى گفتگو کنید و او را راضى کنید به اینکه با شما موافقت کند و اگر براى خودتان چنین امکانى فراهم نیست یکى از اعضاء خانواده یا فامیل یا دوست که به او مطمئن هستید و از طرفى مى‏دانید که حرف او روى پدر شما تأثیر دارد بعبارت دیگر پدر شما آن فرد را قبول دارد و به نظرات او اهمیت مى‏دهد به صورت غیرمستقیم از او بخواهید که با پدرتان صحبت کند و او را به این امر راضى نماید.
بنظر می آید موافقت والدین یکی از شرا یط لازم برای انجام یک ازدواج موفق است. چه بدون تحصیل رضایت آن دو هر یک از دختر و پسر در انجام یک عمل خطیر که نیازمند همراهی و تأیید دیگران است، بدون پشتوانه می مانند و این خود آغاز اضطراب ناخواسته و ورود آفت است. چه بسا فرزندانی که با وجود فراهم بودن تمام شرائط یک ازدواج موفق چون رضایت والدین را به همراه ندارند نتوانند یک زندگی شیرین و همراه با پیشرفتی را پیش روی داشته باشند. لذا بهره مندی از عنصر رضایت والدین از نظر ارزشی و فرهنگی حداقل یک پشتوانه روحی برای جوانان در مسیر ازدواج است تا این راه را با اطمینان خاطر و پشت گرمی کامل طی نمایند. از دیدگاه روان شناختی جلب رضایت والدین در ازدواج یک ضرورت بی تردید است و حضور این عامل موجب دلگرمی جوانان به ازدواج و برخورداری آنها از اطمینان به خود و جرأت به عمل و آرامش و سکون گشته و راه بهره مندی از پشتوانه والدینی و تجارب آنها و دلسوزی و نیک اندیشی آنها را هموار می نماید و خرمنی از خوبیها و علم و دانش و تجربه و مصلحت اندیشی دلسوزانه و حتی پشتوانه اقتصادی را فرا روی دو جوان نیازمند تمام این نیکیها می گذارد و مخالفت والدین با ازدواج یعنی محرومیت از تمام این خوبیها و از دست دادن این عناصر ضرری که نمی توان از یکی از آنها حتی چشم پوشید. پر واضح است که ازدواج بی بهره از سرمایه رضایت والدین در واقع به نوعی ازدواج بی بهره از موفقیت کامل خواهد بود. آیا مفهوم این سخن آن است که به محض مخالفت والدین با ازدواج خاصی باید از آن دست شست؟ نه بلکه باید در تحصیل رضایت آنها کوشید. باید بررسی کرد که علت مخالفت آنها چیست؟ آیا آنها دلیلی قانع کننده برای مخالفت خود دارند؟ مخالفت آنها را بجا و مقتضی اندیشه می دانید و محصول عاقبت اندیشی پیران تجربه می شمارید یا نه؟... بهرحال اگر در عمق نهان خانه ی وجدان آنگاه که با خود خلوت می کنید مخالفت آنها را بجا می شمارید پس تسلیم حق شوید و اصرار بر تصمیم غلط خود دست کشید و لیکن اگر مخالفت آنها را بی مورد می شمارید هرگز به دو گروه مخالف و موافق تقسیم نشوید دو جبهه در برابر هم را تشکیل ندیهد و هر یک بر طبل رأی خود مشت مکوبید بلکه در صدد جلب رضایت آنها برآئید. شما باید دو راهکار محبت، اندیشه، عشق ورزی و مصلحت اندیشی خانوادگی والدین خود را نیز به جبهه موافقین دعوت کنید و جملگی یک صدا فریاد موافقت برآورید و آنگاه اقدام نمائید در راه تحصیل رضایت والدین از همکاری و میان جیگری خیر اندیشان و فامیلهای نزدیک و صاحب نفوذ بر روی والدینتان بهره بگیرید و اصرار و سماجت آمیخته به محبت و فرمانبری و دعا به درگاه حضرت حق را فراموش نکنید. بکارگیری تمام راهکارهای ارائه شده قلب والدین را به اعلام رضایت خاطر آنهم از صمیم دل نرم می سازد. لازم به یادآوری است که اگر آنها علی رغم سعی و تلاش شما رضایت ندادند به مصلحت شماست که از این ازدواج دست بکشید و حتی در برخی موارد از گذر زمان به عنوان یک عامل مؤثر و هموار کننده و مسیر نیل به هدف بهره بگیرید. بهرحال بدون رضایت والدین اقدام نکنید مگر آنکه مخالفت آنها را برطرف ساخته و آن را تبدیل به رضایت کنید . و چنانچه احساس کردید لجاجت در کار است نه مخالفت در این صورت از همکاری افراد خیرخواه و آگاه به عنوان واسطه در رفع این حالت کمک بگیرید.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(شهوانى خانه) (خانه شهوانى) (شهوانى خانه) (دختری هستم)