پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


چرا در سوره یوسف گفته شده که خدا به این دلیل که حضرت یوسف(ع) در زندان از مخلوق خدا خواست تا ضمانتش رو بکند و باعث آزادی او بشود مدت حبس ایشان را بیشتر کرد ولی بعد می فرماید شیطان از یاد آن مرد برد که ضمانت او را بکند. آیا اینجا شیطان واسطه خیر شده؟

1 پاسخ 1


توجه به نکات ذیل در رسیدن به پاسخ مفید است.
1-انتظارات از افراد متفاوت است ,برای اولیاء خدا اندک توجهی به غیر عقوبت دارد ولی برای افراد معمولی اینطور دقیق نیست.
2-خداوند ارحم الراحمین وسریع الاجابه وسریع الرضا است وبا کوچکترین توجه خالصانه پاسخ می دهد,البته گاهی هم برای آزمایش وفهماندن ضعف های انسان ,اجابت را به تاخیر می اندازد,مهم خواستن از روی اخلاص است به این معنی که او راهمه کاره عالم بدانیم.
در رابطه با داستان حضرت یوسف گفتنی است که در آیه های 41 به بعد سوره مبارک یوسف آمده است. در آیات مزبور می خوانیم: «یصحبی السجن اما احدکما فیسقی ربه خمرا و اما الاخر فیصلب فتاکل الطیر من رأسه قضی الامر الذی فیه تستفتیان * و قال للذی ظن انه ناج منهما اذکرنی عند ربک فانسیه الشیطن ذکر ربه فلبث فی السجن بضع سنین؛ ای دوستان زندانی من! اما یکی از شما (دو نفر، آزاد می شود و) ساقی شراب برای صاحب خود خواهد شد؛ و اما دیگری به دار آویخته شده و پرندگان از سر او می خورند و مطلبی که درباره آن (از من) نظر خواستید، قطعی و حتمی است و به یکی از آن دو نفر، که می دانست رهایی می یابد گفت: مرا نزد صاحبت یادآوری کن! ولی شیطان، یادآوری او را نزد صاحبش از خاطرش برد و به دنبال آن (یوسف) چند سال در زندان باقی ماند».
همانگونه که در آیه شریفه آمده، حضرت یوسف زمانی که احساس کرده این دو به زودی از او جدا خواهند شد برای این که روزنه ای به آزادی پیدا کرده و خود را از گناهی که نابه حق به او نسبت داده بودند، تبرئه نماید به یکی از آن دو رفیق زندانی، که می دانست آزاد خواهد شد، سفارش کرد که نزد مالک و صاحب اختیار خود؛ یعنی شاه از من سخن بگو تا تحقیق کرده، بی گناهی من ثابت شود. هر چند او هم فراموش کرد چنین اقدامی را انجام دهد V}(آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 9، ص 413، دارالکتب الاسلامیه). {V
پیداست چنین حرکتی از سوی حضرت یوسف، که تلاش برای اثبات بی گناهی خود است، با مقام شریف عصمت، هیچ گونه ناسازگاری ندارد.
نکته دیگر این که اخلاص ورزیدن به درگاه الهی، موجب این نمی شود که نباید به اسباب ظاهری نیز توسل جست؛ چرا که از نهایت نادانی است که انسان انتظار داشته باشد همه اسباب به کلی بی فایده بوده و باید اهداف خود را بدون بهره جویی از آنها انجام دهد، بلکه اخلاص، تنها سبب می شود که انسان به سبب های دیگر، دل بستگی و اعتماد نداشته باشد؛ وانگهی، در جمله «اذکرنی عند ربک» قرینه ای وجود ندارد حاکی از این که حضرت یوسف به غیر خدا دل بستگی داشته استV}(علامه طباطبایی، المیزان، ج 11، ص 181، مؤسسه الاعلمی). {V

در هر صورت چون حضرت یوسف(ع)برای نجات خود متوسل به غیر شد,چند سالی در زندان ماندوکار شیطان هم خیری نداشت چون سبب نجات حضرت نگردید بلکه او فراموش شد وسالها در زندان ماند.

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده