پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من دانشجوی رشته ریاضی محض دانشگاه یزد هستم من تا سال دوم دبیرستان درس هایم خیلی خوب بود معدل آن سال من 8/19 بود اما از سال سوم به بعد دچار افت تحصیلی شدم من خودم قبل از دبستان در سن 4 یا 5 سالگی همراه با برنامه های نهضت آواد اموزی تلویزیون خواندن و نوشتن را یاد گرفتم به طوری که در کودکستان می توانستم بنویسم و بخوانم اما کلا آدم کندی هستم یعنی کارهایم را به کندی انجام می دهم در سال سوم دبیرستان خداوند به ما یک خواهر کوچک داد که من خیلی او را دوست دارم و من خیلی به مادر و فاطمه کوچولو وابسته هستم با وجود اینکه سه سال است که دانشگاه می آیم و از خانواده دور هستم باز هم نسبت به خانواده احساس دلتنگی می کنم. تقریبا از همان سالی که فاطمه به دنیا آمد دچار وسواس شدم به طوری که در دستشویی یک ساعت یا بیشتر معطل می شدم پارسال به دکتر رفتم و با مصرف دارو تقریبا خوب شدم حالا من دو مشکل اساسی دارم: یکی اینکه وقتی می خواهم درس بخوانم انواع فکرهای جورواجور به ذهنم می آید و اصلا تمرکز ندارم و یکی هم آنکه خیلی زود تحریک می شوم مثلا تا کسی به جاهایی از بدنم مثل شکم دست می زند تحریک می شوم یا وقتی با یک مرد صحبت می کنم حالا که پایان ترم پنجم است و من تا ترم چهارم 59 واحد پاس کرده ام و این ترم حتما مشروط می شوم و بیشتر دروسم را می افتم من این ترم دو بار بیشتر خانه نرفتم یعنی تقریبا چهل روز یزد بودم نمی دانم باید زود به زود به خانه بروم یا بمانم و مقابله کنم و البته گریه. اما من آرزوهای زیادی در سر دارم دوست دارم ادامه تحصیل بدهم و پدر و مادرم را خوشحال کنم و با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در مورد تولید علم بومی دوست دارم در پیشرفت ایران نقشی داشته باشم من به درس خواندن و علوم روز علاقه دارم اما گاهی ناامید می شوم. ضمنا به علوم دینی نیز علاقه دارم ولی نمی دانم تا چه حد لازم است آنها را فرا بگیرم؟ فکر می کنم حافظه ام ضعیف شده آیا در اثر همان نشستن های طولانی در دستشویی می شود هوش و حافظه من کم شده باشد اصلا ممکن است هوش کسی در اثر دلایلی کم شود؟ من خیلی ناراحت هستم می ترسم از دانشگاه اخراج شوم لطفا مرا راهنمایی کنید خودم فکر می کنم دوای درد من حفظ قرآن است قبلا مقداری حفظ بوده ام.

1 پاسخ 1

الف )-تقویت تمرکز در هنگام مطالعه:
مشکل مطرح شده «عدم تمرکز حواس» موضوعى است که بسیارى از دانشجویان از آن رنج مى‏برند و دلایل مختلف و متعددى مى‏تواند داشته باشد. همان طور که خود مى‏دانید تمرکز حواس در هر کارى از جمله مطالعه ودرس خواندن از ضروریات قطعى است. تمرکز حواس حالتى ذهنى و روانى است که در آن حالت تمام قواى حسى، روانى و فکرى انسان روى موضوع خاصى متمرکز مى‏شود و تضمین کننده امر یادگیرى و انجام صحیح کارها و رهاییدن از خطرات احتمالى است. به هر حال در یک
جمع‏بندى کلى مى‏توان گفت اکثر افراد به دلایل عمده زیر با عدم تمرکز فکر و حواس مواجه مى‏شوند:
1- کسانى که خود را به انجام کار یا مطالعه درسى مجبور مى‏کنند که تمایل درونى چندانى به آن ندارند که در این صورت تمام قواى ذهنى و روانى‏شان به طور خودکار از آن موضوع پرت مى‏شوند و دچار حواس‏پرستى مى‏شوند. چنین افرادى ممکن است مدت‏ها با بى‏علاقه‏گى کارهایى انجام مى‏دهند یا به دنبال درس یا رشته تحصیلى خاصى تلاش‏هایى صورت مى‏گیرد و به عبارت دیگر خود را مجبور به انجام آن کار یا مطالعه مى‏بینند.
2- فشارهاى روانى نیز از عوامل عمده تشتت فکرى است. بیشتر افراد زمانى که با مسأله‏اى مواجه مى‏شوند اگر معتقد باشند زمان کافى براى حل آن ندارند و یا توانایى حل مسأله و کسب توفیق را در خود نبینند دچار نگرانى و اضطراب مى‏شوند و در نتیجه این نگرانى‏ها، ترس از شکست، افکار منفى عدم اعتماد به نفس و خیال‏بافى‏هاى منفى‏گرایانه توان عمل و ابتکار و خلاقیت را از
شخص سلب مى‏کند و به جاى این که روى موضوع خاص تمرکز کنند، بر ترس و احتمال شکست خود تمرکز مى‏کند و یأس و ناامیدى بر او چیره شده و موجب حواس‏پرتى مى‏شود.
3- گاهى نیز برخى حوادث و اتفاقات که فضاى روانى فرد را دچار اختلال مى‏کند (نظیر آنچه در زندگى شخصى، تحصیلى، خانوادگى، اجتماعى و اقتصادى و... رخ مى‏دهد) امکان تمرکز حواس را از بین مى‏برد.
4- گاهى عدم رعایت بهداشت مطالعه و اصول و قوانین آن و بهره نگرفتن از روش مناسب مطالعه باعث خستگى جسمى و روانى شده و آمادگى روانى لازم براى مطالعه و درس خواندن از بین رفته و احساس بى‏علاقه‏گى و به دنبال آن عدم تمرکز حواس بر او مستولى مى‏شود.
5- تکثر و تعدد فعالیت‏هاى فرد مخصوصا اگر در توان انسان نباشد باعث عدم تمرکز حواس مى‏شود.
T{راه‏هاى مقابله با عوامل حواس‏پرتى:}T روشن است براى مقابله با هر یک از عوامل فوق که هر کدام به گونه‏اى مانع تمرکز حواس مى‏شود، باید به راه‏کار خاص و مناسب با آن توجه نمود. در عین حال نکات زیر مى‏تواند به عنوان راه‏کارهاى کلى مؤثر واقع شود که امیدواریم با عمل کردن بر آنها به نتیجه
مطلوب و ثمربخش آن دست یابید:
1- در ابتدا و قبل از هر چیز براى تمام فعالیت‏هاى درسى و غیردرسى برنامه‏ریزى کنید. اوقات شبانه‏روز را در یک جدول زمان‏بندى شده از هنگام بیدارى تا موقع خواب یادداشت نموده و براى هر کارى، زمان خاصى و مناسب آن را معین نمایید و سعى کنید طبق همان برنامه تنظیم شده به انجام همان فعالیت مشخص (کلاس، مطالعه، استراحت، عبادت، ورزش و...) بپردازید. حتى زمان معین و مشخصى را در طول روز براى اندیشیدن درباره موضوعات مختلف با تخیلات و افکار مزاحم اختصاص دهید. این کار
حداقل 2 فایده مهم دارد:
الف) نظم و انضباط در تمام فعالیت‏ها حتى در اندیشه‏ها و افکارتان راه پیدا مى‏کند که خود بسیار ارزشمند است.
ب ) اگر افکار مزاحم در غیر زمان معین به سراغتان آمد و باعث حواس‏پرتى شما مى‏شود مى‏توانید به خود وعده بدهید که زمان اندیشیدن در این باره فلان زمان خاص و معین شده است و بدین‏وسیله از آن عامل مزاحم نجات پیدا کرد. تأکید مى‏کنیم براى هر کار و فعالیتى وقت مشخص معین گردد و در آن وقت به هیچ امرى غیر از آن کار نپردازید.
2- اصول و قوانین لازم براى یک مطالعه سودمند را بشناسید و آن را به دقت رعایت فرمایند ما نیز در اینجا به چند مورد اشاره مى‏کنیم:
الف) با مد نظر قرار دادن هدف خود از مطالعه و درس خواندن احساس نیاز به مطالعه را در خودتان شعله‏ور سازید.
ب ) به هنگام مطالعه یا حضور در کلاس از افکار ناامیدکننده کسل کننده و غیرمنطقى بپرهیزید و همواره امید و قدرت و توانایى را در ذهن خود حفظ کنید.
ج ) همیشه براى مطالعه یا سر کلاس، کاغذ و قلمى داشته باشید و نت‏بردارى کنید یا خلاصه‏اى از مطالب را یادداشت کنید تا در فضاى روانى درس و مطالعه قرار داشته باشید نه این که به دنبال افکار و ذهنیات خود باشید.
د ) با پیش‏مطالعه وارد کلاس شوید و پرسش‏هایى که درباره درس به ذهنتان مى‏رسد بلافاصله از استاد بپرسید و به خود اجازه ندهید سؤال مطرح شده، ذهنتان را به خود مشغول نموده و به تدریج از فضاى روانى کلاس خارج شوید. با این روش ساده مى‏توانید فرایند تدریجى و محتواى درسى کلاس را پى‏گیرى کرده و خود را در فضاى درسى یا مطالعه قرار دهید.
ه ) زمان و مکان مطالعه باید از نظر فیزیکى و روانى از شرایط مناسب برخوردار باشد و هرگونه عاملى را که مى‏تواند باعث حواس‏پرتى شود (نظیر سر و صداها، سرما و گرما، نور کم یا خیلى شدید و...) از محیط مطالعه خود حذف کنید.
3- در صورتى که تعدد کارها و فعالیت‏هاى غیردرسى باعث عدم تمرکز مى‏شود آنها را به حداقل ممکن برسانید و به خود بگویید در این دوره و زمان مهمترین وظیفه و کار من مطالعه و درس‏خواندن و ارتقاء سطح علمى است و فعالیت‏هاى جانبى متعدد مزاحم وظیفه اصلى من است و با آنها خداحافظى کنید.
4- اگر مشکلات شخصى، اجتماعى، خانوادگى و... یا آنچه شما آن را یک شکست عاطفى نامیدید، باعث عدم تمرکز حواستان مى‏شود، بدانید که:
الف) زندگى فردى هیچ‏کس خالى از مشکل نیست و ذهن هیچ فردى خالى محض نیست و از طرف دیگر با صرف فکر کردن و مشغولیت ذهنى درباره چنین مشکلاتى، هیچ دردى دوا نخواهد شد پس به خود تلقین کنید که هنگام درس یا مطالعه ذهن خود را از آن مسایل برهانید.
ب ) به هنگام مزاحمت آن افکار به خود قول بدهید در این باره خواهم اندیشید (و زمانى را براى این کار در شبانه‏روز اختصاص دهید).
ج ) در صورت امکان به اتفاق یکى از دوستان خود مطالعه کنید و یا مباحثه کنید.
5- در صورتى که موضوع یا موضوعات خاص و محدودى باعث حواسپرتى‏تان شده به دنبال راه حل مناسب آن باشید چرا که آن موضوع خاص در حکم علت عدم تمرکز حواس شماست. پس براى مقابله با آن باید ابتدا علت و عامل اصلى را شناسایى کرده و در پى حذف یا تقلیل آن برآمد ولى اگر موضوعات متعدد مختلف باعث حواس‏پرتى مى‏شود به نکات چهارگانه فوق توجه فرمایید.
ب )- جلوگیری از تحریک سریع:
در مورد موضوع مطرح شده توجه شما خواهر گرامى را به توصیه‏هاى زیر جلب مى‏کنیم و قبل از پاسخ متذکر مى‏شویم که تنها ره رهائى از آنچه بیان نموده‏اید توکل به خداوند و استعانت از مقام اهل بیت و بعد عمل کامل و دقیق به توصیه‏ها مى‏باشد و الاّ اگر عمل نکنید و یا به آنها به شکلى کم بها دهید نه ما معجزه گرى مى‏دانیم و نه هماى سعادت و تاج پاکى و طهارت بى‏زحمت در کف شخصى قرار مى‏گیرد.
1. ذهن و محتواى ذهن خود را کنترل کنید لذا همیشه براى تفکر و تصور و خیال‏پردازى موضوعات خوب، مناسب و مورد علاقه در دسترس داشته باشید. به محض ورود افکار زشت و باطل به ذهنتان سریع از دنبال نمودن آن و پر و بال دادن به آن ممانعت کنید و خود را به کارهاى دیگر به خصوص کارهایى که بیشتر به آن علاقه دارید خود را مشغول سازید و ذهن خود را بیکار رها نکنید و با برنامه‏ریزى قبلى فرصت‏هاى ذهنى را بشکلى مطلوب پر سازید و مجال را براى ورود افکار باطل و انحرافى باز نگذارید. و لذا نه تنها دیگر صحنه‏هاى قدیمى مشاهده شده را در ذهن خود مرور نکنید بلکه به افکار جدید انحرافى نیز اجازه ورود به ساحت ذهنتان را ندهید.
2. از نگاه کردن به مناظر و رفتارها و... تحریک‏کننده جلوگیرى کنید. در این لحظه چشمان خود را بسته و یا به زمین یا آسمان خیره شوید.
3. از گوش سپردن به کلمات و سخنانى که موجب بروز این افکار مى‏گردد جدا اجتناب کنید و همیشه براى گوش خود غذا مطلوب آماده داشته باشید. مانند کتب مورد علاقه، نوارهاى مذهبى و...
4. ورزش مانند پیاده‏روى، دویدن، نرمشهاى سخت و آرام ـ را هرگز در طول روز فراموش نکنید بگونه‏اى ورزش کنید که بدن شما عرق کرده و نیروى ذخیره شده را مصرف کند و موجب نشاط روحى و جسمى شما گردد. البته در روزهاى آغازین شاید شما را خسته کند ولى بعداز یک هفته استمرار نشاط‏آور خواهد بود. مدت ورزش نباید از 30 دقیقه کمتر باشد.
5. رژیم غذایى خود را کنترل کنید. از مصرف غذاهایى که از چربیهاى حیوانى سرشار است حتى‏المقدور اجتناب کنید و همینطور در مصرف ویتامینهاى محرک نیروى جنسى که نیاز جنسى را افزایش مى‏دهد میانه‏روى را پیش گیرید.
6. از شرکت در محافل و مجالسى که یادآور این گونه افکار است و حتى رفاقت با دوستانى که این نوع سخنان و افکار نقل دوستى آنهاست اجتناب کنید و یا بصورتى شرکت کنید که میزان تأثیر آن به حداقل برسد.
7. از مطالعه کتب اخلاقى و کتبى که یادآور مرگ، حساب آخرت، فضل و رحمت و عقاب الهى است غفلت نکنید لذا بر اساس برنامه طراحى شده روزى 20 صفحه از کتب مربوطه به این موضوعات را مطالعه کنید. ما به شما مطالعه کتب شهید دستغیب به ویژه کتب معاد، سراى دیگر، قلب سلیم، گناهان کبیره و کتب اخلاقى عرفا مانند کتب میرزا جواد آقاى تبریزى، صراط سلوک نوشته آقاى حسن زاده، نامه‏هاى عرفانى و... را توصیه مى‏کنیم.
8. براى مدت 24 ساعت خود برنامه‏ریزى کنید و بگونه‏اى با اعمال و کارهاى خوب، پسندیده خود را مشغول سازید که فرصت براى بروز افکار و اعمال ناروا باز نباشد و لذا باید برنامه شما افزون بر فشردگى داراى محتواى خوب و مورد علاقه و رغبت برانگیز باشد البته پایان روز عملکرد خود را با برنامه طراحى شده بسنجید و روز به روز بر میزان موفقیت خود بیافزایید. همین طور بر طبق این برنامه شما باید اوقات فراغت خود را کشف و براى لحظه لحظه عمر خویش برنامه‏ریزى داشته باشید.
9. نسبت به انجام عبادات و بخصوص نماز با حضور قلب و رعایت آداب آن سخت اهتمام داشته باشید و بدانید که هر چه بر انجام عبادت بیشتر توجه داشته باشید به همان میزان از گناه دور شده و طى کردن مسیر پاکى برایتان راحت‏تر خواهد شد و در رسیدن به اهداف خود بیشتر موفق خواهید بود.
نکته مهم اینکه اکنون که به لطف خداوند ودقت و توجه کافى شما توانسته‏اید مشکل خود را دریابید و در صدد حل آن برآمده‏اید که بخش مهم از راه و حل مسأله است باید شدیدا شکرگذار خداوند متعال باشید چرا که بسیارى افراد از درک این مشکل و مسأله غافل و ناتوان هستند. بنابراین مطمئن باشید اگر تصمیم جدى به حل آن گرفته و تلاش کافى داشته باشید خداوند هم به شما کمک خواهد کرد و هرگز مأیوس نشوید.
ج )- درمان وسواس:
واژه وسواس در اصطلاح به معنی حدیث نفس است به طوری که گویی کسی آهسته از درون با انسان سخن می گوید و او را به دقت فراوان و بی مورد در انجام امور دعوت می نماید. کار شیطان را نیز وسوسه گویند، زیرا با چنین پیامی از درون، آدمی را به کار بد دعوت می نماید.
در حدیثى از امام صادق )علیه‏السلام‏( مى‏خوانیم : ما من مؤمن الا و لقلبه اذنان فى جوفه : اذن ینفث فیها الوسواس الخناس ! و اذن ینفث فیها الملک ! فیؤید الله المؤمن بالملک ، فذلک قوله و ایدهم بروح منه : هر مؤمنى قلبش دو گوش دارد ، گوشى که در آن وسواس خناس (شیطان) می دمد ، و گوشى که فرشته در آن مى‏دمد ، خداوند مؤمن را به وسیله فرشته تقویت مى‏کند ، و این همان است که مى‏فرماید : و ایدهم بروح منه .

بیماری وسواس
وسواس یک بیمارى عصبى و روانى است و روانشناسان و روانپزشکان امروزى آن را فکر و اندیشه مداوم و مکررى مى‏دانند که فرد مبتلا به آن على‏رغم کوشش فراوان خود قادر نیست آن را از ذهن خویش خارج سازد این افکار مزاحم که بدون اختیار فرد به سراغ وى مى‏روند گاهى او را به تکرار برخى کارها و اعمال بى‏فائده وا مى‏دارد. هر چند وى به بیهودگى و عدم ضرورت و غیرمنطقى بودن آن عمل واقف است ولى نمى‏تواند از انجام آنها خوددارى کند و زندگى عادى و عملکرد فرد را مختل مى‏کند و بسیار وقت‏گیر است. و گاهى بخاطر تمسخر یا مخالفت علنى یا ترحّم دیگران عمل تکرارى خود را مخفى مى‏کند
وسواس از قدیمی ترین اختلالات شناخته شده روانی است که بین مردم از شیوع نسبتا بالایی( حدود دو درصد جامعه ) برخوردار است . این بیماری به لحاظ عوامل آن بسیار پیچیده و متنوع است و درمان آن ممکن است ، ولی نیز دشوار می نماید، مگر اینکه شخص مبتلا واقعا بخواهد علاج شود و به روش درمانی آن پاسخ صحیح دهد.

الگوهای وسواس
در این اختلال چهار الگوى عمده علائم را مى‏توان یافت:
1- شایع‏ترین الگو، وسواس آلودگى و متعاقب آن اقدام به شست‏وشوى مکرر براى رفع آلودگى و یا کسب طهارت است. بنابراین عمل وسواس به شکل شستن یا تمیز کردن است.
2- دومین الگوى شایع وسواس، وسواس تردید و متعاقب آن اقدام جبرى براى امتحان کردن است. مثلاً احتمال باز ماندن شیرگاز، کلید برق و. به سراغ فرد مى‏آید و به دنبال آن چندین بار براى مطمئن شدن از بسته بودن شیرگاز و یا. به خانه برمى‏گردد و به اجاق گاز مثلاً سر مى‏زند.
3- افکار وسواسى سومین الگوى وسواس است این افکار که به طور تکرارى و ناخواسته به سراغ فرد آمده و ذهن او را به خود مشغول مى‏کند محتواى این افکار معمولاً عمل جنسى یا پرخاشگرى یا آسیب‏رساندن است و از نظر بیمار غیرقابل تحمل و شرم‏آور است.
وسواس فکری می تواند مشکلات متعدد و مسایل آزاردهنده بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد . در این حالت شخص مبتلا ممکن است تصاویری ذهنی به شکل صحنه های وحشتناک و ناراحت کننده بسیاری داشته باشد که هر چه بیماری سعی در مقاومت در مقابل آنها دارد ، نمی تواند از آنها خلاص شود این وسوسه فکری از موضوعات بسیار کلی؛ مانند سوال ذهنی درباره اینکه : چه کسی خدا را آفریده ؟ هدف از زندگی چیست ؟ گرفته تا افکار گناه آلوده جنسی و ترسهای مرضی و ..... متفاوت است و تقریبا همه این افکاتر بیمار را در وضعیت وحشتناکی قرار می دهند .
4- چهارمین الگو، کندى وسواس است. این بیماران ساعتها وقت خود را صرف خوردن غذا یا اصلاح سر و صورت، مسواک یا آماده شدن براى خواب یا مرتب کردن لباسها مى‏کنند.
لازم به ذکر است گاهى ترکیبى از دو یا چند الگوى فوق به سراغ فرد مى‏آید.

عوامل بروز بیماری وسواس
عوامل مختلفى ممکن است باعث بروز این بیمارى شود:
1- گاهى ترشح ناموزون بعضى مواد شیمیایى در مغز باعث به وجود آمدن این بیمارى مى‏شود که شرح آن در کتب علمى قابل پى‏گیرى است.
2- اضطراب نیز یکى از عوامل این بیمارى است که البته گاهى علت آن اضطراب نیز براى فرد مبتلا به وسواس معلوم نیست.
3- گاهى بر اثر یک اتفاق مشکل آفرین و پرفشار مثل مرگ یکى از نزدیکان یا بعضى مسائل جنسى یا بیمارى وسواس رخ مى‏دهد.
4- عقده‏هاى فرو خورده، ناکامى‏هاى درون ریخته شده نیز گاهى باعث این بیمارى مى‏شود.
5- گاهى نیز احساس گناه‏کار بودن باعث وسواس شدن است.
6- نا آگاهی و برداشت نادرست و افراطی از احکام شرعی علت دیگر بیماری وسواس است.
7- گاهی وسواس از روی تقلید از نزدیکان به فرد منتقل می شود مانند والدین و دیگر فامیل.

و-عوامل دیگرى که در این نوشتار نمى‏گنجد.

ضررهای بیماری وسواس
همان گونه که مى‏دانید مشکل وسواس، موجب اختلال در بسیارى از کارهاى انسان مى‏شود. در ابتدا براى این که شما به صورت جدى‏تر به فکر درمان این بیمارى باشید و راه‏کارهاى ارائه شده را، دقیقاً به کار گیرید به بعضى از اثرات و پیامدهاى وسواس در زندگى انفرادى و اجتماعى اشاره مى‏شود:
1- یکى از ضررهاى جبران‏ناپذیر وسواس، اتلاف وقت و از دست دادن سرمایه ارزشمند عمر است و این خسارت بزرگى است زیرا بازیابى زمان از دست رفته امکان‏پذیر نیست.
2- اسراف در مصرف آب یا چیزهاى دیگر
3- صرف انرژى زیاد براى انجام کارهاى تکرارى
4- بازماندن از انجام کارهاى مهم زندگى از جمله تحصیل یا کارهاى دیگر
5- از دست دادن تمرکز فکرى
6- منزوى شدن و کم رنگ گشتن هویت و شخصیت اجتماعى
7- روبه رو شدن با تمسخر و استهزاى دیگران
8- ایجاد مشکل در خانواده و آزار و اذیت براى آنها و یا کسانى که به نحوى با شخص ارتباط دارند (مانند هم اتاقى‏ها و.) گفتنى است که خوشبختانه این مشکل با جدیت و همّت والاى شما و کسب آگاهى لازم در این رابطه قابل حل است. البته باید با پشتکار و حوصله، به راه کارهاى ارائه شده عمل کنید تا ان شاء الله، مشکل به زودى برطرف گردد.

روش درمان وسواس

این بیماری از آن جهت که هم به عنوان یک بیماری روان تنی شناخته شده است و هم زمینه ساز بسیاری از انحراف های دینی در انسان است ، دارای روشهای درمانی متعدد است؛ مانند درمان دارویی، مشاوره و درمان روانی و توصیه های دینی.

مشاوره و درمان روانی: در درمان غیردارویى، از الگوهاى مختلف براى کاهش این اختلال بهره مى‏گیرند که به برخى از آنها به طور اجمال اشاره مى‏کنیم زیرا از این تکنیک‏ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بیمارى استفاده مى‏شود:

1- شناخت درمانى، در این روش طى جلسات مکرر و متعدد، بینش بیمار درباره تعارضهاى درونى خود به کمک روان‏درمان‏گر تغییر مى‏یابد.

2- رفتار درمانى: روشهاى متعدد و متنوعى است از کارشناس مربوطه بیمار را به کارها و فعالیت‏هایى جهت کاهش سطح اضطراب و در نتیجه فکر یا عمل وسواس او وا مى‏دارد.

3- گاهى نیز روانشناس با ایجاد ارتباط با خانواده بیمار به کاهش ناهماهنگى‏هاى احتمالى در خانواده و تصحیح ارتباطات خانوادگى آنها مى‏پردازد.

روشهای کلی درمان:

برای علاج و درمان این بیماری ابتدا باید نوع آن را شناخت و روش درمانی مناسب با آن را انتخاب نمود . ما در این قسمت به برخی از روشهای کلی مبارزه با این حالت اشاره می نماییم.

1- عدم پاسخ دهی: مهمترین و کلی ترین راه درمان وسواس، بی توجهی به پیام های آن و عدم پاسخ دهی عملی به آن است . این بیماری در صورتی ادامه می یابد و تشدید می شود که به نداهای درونی آن که مبتنی بر تکرار عمل ، یا دقت بی مورد و یا قضاوت غیر منطقی و افراطی نسبت به امور است، پاسخ دهی عملی شود. برای مقابله با این حالت بهترین راه بی اعتنایی به این پیامها و ترتیب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتی این روش عملی شود ، به طور قطع از شدت ابتلا به آن کاسته خواهد شد.

2- تقابل به ضد: برای کسانی که از آلودگی و نجاست هراس دارند و این هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازی عمدی شخص توسط خود او یا دیگران ، از راههای درمان و رفع حساسیت به این امر است . اگر این روش با تکرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.

3- فرمان ایست: در منابع علمی جدید ، برای متوقف کردن افکار وسواسی ، علاوه بر درمانهای دارویی و قبل از آن درمانها ، از روشهای خاصی استفاده می شود که مهمترین آنها روش توقیف فکر نام دارد، بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده ، فریاد می زند : ایست !؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند .

درمان دارویی: بیماری وسواس چون دارای ریشه های هورمونی است و با فعالیت های هورمونی بدن نیز در ارتباط است ، پزشکان با تجویز داروهایی سعی می نمایند فعالیت های هورمونی بدن را متعادل سازند و از این طریق کمک می کنند تا فرد بتواند راحت تر با این مشکل طرف شود و آن را از خویش براند.

پیشنهاد های دینی:

در منابع اسلامی و وسواس پدیده شناخته شده ایست و به آن به عنوان وسوسه ای از سوی شیطان اشاره می شود . به عنوان مثال در کتاب اصول کافی ( باب عقل و جهل ) آمده است : در نزد امام صادق (ع) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد ، حضرت فرمود : چگونه عاقل است که شبطان را اطاعت می کند؟

توصیه های عملی

1. رساله عملیه مرجع تقلید خود را دقیقاً مطالعه کنید (به خصوص بخش‏هاى مربوط به طهارت، نجاست، غسل و وضو) وخود را ملزم کنید که براى غسل و وضو یا آب کشیدن بدن، لباس و یا چیزهاى دیگر، به همان کیفیتى که در رساله آمده عمل نمایید و از زیاده‏روى جدّاً پرهیز کنید و بعد از این که طبق رساله غسل کردید یا چیزى را با آب شست و شو دادید و آب کشیدید، هیچ گونه شکى در طهارت آن به دل راه ندهید و اگر احساس مى‏کنید، هنوز پاک نشده و یا غسل و وضو تحقق پیدا نکرده، اعتنا نکنید و با همان وضع نماز بخوانید و سایر کارهاى خود را انجام دهید.

2- اگر مبتلا به وسواس در شست و شو هستید، خود را در معرض چیزهاى آلوده و نجس قرار دهید و یا به تجسّم چنین موقعیت‏هایى بپردازید و از انجام دادن آن کار خوددارى نکنید. ، از فردى بخواهید خودش را در معرض این موقعیت‏ها یا موضوع‏هاى ذکر شده قرار دهد بدون این که «واکنش بى اختیارى» از خودش نشان دهد. سپس شما نیز همان کار را انجام دهید. این کار باعث مى‏شود موضوع‏ها یا موقعیت‏هاى اضطراب آور، کم کم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما کاهش پیدا کند. در واقع ریشه و علت اصلى وسواس (اضطراب) از بین برود.

3- به لحاظ شرعی هر چیزی که قبلا پاک بوده ، تا یقین به نجاست آن نداشته باشیم ، پاک است و نباید آن را نجس فرض کرد ، زیرا مخالف شریعت است .

4- اصولا هر چیزی که نمی دانیم نجس یا حرام است ، پاک و حلال است، زیرا اصل در اشیاء بر پاکی و حلیت است و نجس و حرام بودن دلیل می خواهد. حال درباره چیزهایى که به آنها دست زده‏اید (مثل ظروف و لباس‏ها و یا پا گذاشتن روى فرش‏ها و چیزهایى از این قبیل) در مورد همه اینها حکم طهارت جارى کنید، یعنى، همه آنها را نادیده بگیرید. لازم نیست شما هیچ کدام از آنها را آب بکشید و اگر اشکالى دارد به گردن ما. شما فعلاً موظّف هستید، فقط به راه‏کارهاى ارائه شده، عمل کنید و به حکم طهارت و نجاست، فقط و فقط بر اساس آنچه در رساله آمده عمل کنید.

5- به خودتان تلقین کنید که «وسواس» یک نوع کار شیطانى است و باید هر چه زودتر دست از آن بردارم.

6- به خدا توکل کنید و از او استعانت بجویید تا هر چه زودتر بر این مشکل فایق آیید.

دعا، ذکر و عبادت

در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (ع) روشهای متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد کرده اند ، که از آن جمله، بهره از ادعیه و اذکار خاصی از جمله (لا اله الاالله) و ( لاحول و لا قوه الابا الله) می باشد که در حقیقت ماحصل همه آن روشها را می توان در ذکر خدا خلاصه کرد .

مذهب و شکوهمندترین جلوه آن؛ یعنی نماز می تواند در زدودن وسواس فکری نقش بسیار مهمی بازی کند. برخی از اذکار و توجهات حین نماز نه تنها با روشها ارایه شده توسط رون شناسان قابل مقایسه است ، بلکه حتی بسیار مؤثر تر به نظر می رسد.

استفاده زبان و ذهن از ذکر غیر المغضوب علیهم و الضالین که جدایی راه مومن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد دست کم ده بار ، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سوره مبارکه ناس بعد از حمد ، بخصوص توجه آیات شریفه من شر وسواس الخناس الذی یوسوس فی الصدور الناس به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افکار وسواسی مطرحند .

همان طور که اشاره شد ائمه معصوم (ع) که پزشکان حقیقی بشرند ، برای دوری از وسواس ذکر خدا را پیشنهاد کرده اند و این فرمان الهی است که برای ذکر من نماز را به پا دارید (اقم الصلوه لذکری ) .
راه‏کارهاى عملى جهت مقابله با وسواس فکرى و درمان آن عبارت است از:
1. غرقه‏سازى؛ بدین صورت که فرد مبتلا به آن، با اختیار خود آن قدر خود را در معرض همان موضوعى که از آن رنج مى‏برد قرار دهد تا از آن فکر خسته و متنفّر شود. بنابراین هر روز، زمانى را به فکر کردن درباره موضوع وسواس فکرى خود اختصاص دهید و آن چنان وآن قدر درباره آن فکر کنید که از آن متنفّر شوید. در نتیجه هرگاه بدون اختیار هم ذهنتان به آن معطوف شد و خواستید از روى اجبار تکرار کنید، اراده و اختیارتان در دور کردن آن فکر و اجتناب از آن، چیره و حاکم شود.
2. هرگاه ذهنتان بدون اختیار مشغول همان اوهام و افکار بیهوده وسواسى شد، مشت خود را محکم روى زمینى بکوبید با گفتن ذکر H}لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم{H از جاى خود بلند شده، تغییر حالت دهید تا بدینوسیله از آن فکر تکرارى و وسواس رهایى یابید.
3. کش نازکى را دور مچ دست خود بندید. هرگاه افکار وسواس به سراغ شما آمد، با کشیدن کش و رها کردن آن روى دستتان و ایجاد درد مختصرى روى مچ خود، از آن فکر رهایى خواهید یافت.
4. با خودتان عهد ببندید و برنامه‏ریزى کنید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد (مثلاً 5/4 تا 5 بعدازظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهنتان شد، به خودتان بگویید زمان فکر کردن فلان ساعت مقرر است و در زمان مقرّر نیز مدتى رابه فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهید و ذهنتان را به آن مشغول سازید تا این که در طول روز و به طور پراکنده، ذهنتان مشغول آن نباشد. ضمنا آن زمان اختصاصى را به تدریج در طى (مثلاً 30 روز) روزى یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.
5. هر روز به خود تلقین کنید که «من قادرم افکار وسواسى‏ام را کنار بگذارم»؛ زیرا تلقین یکى از راه‏هاى مبارزه با افکار منفى است و وسواس فکرى نیز چیزى جز یک فکر منفى مزاحم نیست.
گفتنى است که براى درمان وسواس فکرى نیاز به صبر و حوصله و پشتکار در به اجرا درآوردن راه‏هاى فوق است تا این که به تدریج از آن افکار رهایى یابید و انتظار حل و درمان یک شبه آن را نداشته باشید. بنابراین با عمل به راه‏کارهاى ارائه شده و ارزیابى نتیجه آن، میزانپیشرفت خود در مهار وسواس در مکاتبه بعدى براى ما بفرستید تا در صورت لزوم، مطالب دیگرى برایتان ارسال گردد. ضمنا بعضى از این راه‏کارها در عرض همدیگر قرار دارد و هر کدام را که بهتر مى‏توانید انجام دهید یا بهتر جواب مى‏دهد، آن را اجرا و پى‏گیرى کنید.{J
6- یکی از راه های مبارزه با وسواس فکری دعا و ذکر است. هر وقت دچار وسوسه شدید بدانید که این حالت از شیطان است و به خدا پناه ببرید. در روایات هست که ذکر لا حول و لا قوه الا بالله برای دفع وسوسه نفس وارد شده. V}(بحارالانوار، ج90، ص 186).{V در روایتی نیز نقل شده است شخصی به امام صادق(ع) از وسوسه شکایت کرد، حضرت فرمود دستت را بر سینه ات بکش و بگو بسم الله و بالله محمد رسول الله و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم اللهم امسح عنی ما احذر، سپس دستت را بر شکمت بکش و سه مرتبه همین ذکر را بگو.
راوی می گوید من به جهت وسوسه زیاد نمازم را قطع می کردم، با خواندن این دعا خداوند مشکل من را برطرف کرد. V}(بحارالانوار، ج 92، ص 138).{V
همچنین از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است شخصی از انصار از وسوسه در نماز به پیامبر شکایت کرد، حضرت فرمود: هر گاه خواستی نماز بخوانی با انگشت اشاره دست راست به ران پای چپت فشار بده و بگو بسم الله و بالله توکلت علی الله اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم V}(بحارالانوار، ج 85، ص 238).{V
خواندن دعای خضر(ع) نیز وارد شده ر.ک: V}(بحارالانوار، ج 92، 174).{V


منابع:

1- «شناخت و درمان وسوسه و وسواس» نوشته محمود ارگانى بهبهانى از انتشارات مجمع ذخایر اسلامى.

2- «درمان رفتارى وسواس» نوشته گیل اس‏استکتى ترجمه عباس بخشى‏پور رودسرى و مجید محمود علیلو از انتشارات نشر روان پویا (سال 1376)

3- وسواس و درمان آن نوشته آیه الله مظاهرى.

4- وسواس و درمان آن نوشته آقاى زمانى.


برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(من و فا طمه بازی فکری را خیلی دوست داریم ) (بهترین دانشگاه برای رشته ریاضی محض) (بهترین رشته ریاضی در دانشگاه) (خواهر)