پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من دختر هستم با 22 سال سن که در یک خانواده معمولی زندگی می کنم از نظر مذهبی هم خدا را شکر که نماز و روزه و منکرات را رعایت می کنم درست یک سال پیش در محلی مشغول کارورزی بودم که یک نفر به من پیغامی داد که فلانی از شما خوشش آمده و می خواهد با شما صحبت کند من ابتدا شخص مورد نظر را ندیده بودم و نمی شناختم من ابتدا حاضر به صحبت کردن نبودم ولی اصرارهای دوست آن فرد باعث شد که راضی شوم تا با این شخص صحبت کنم این فرد حدود 30 سال داشت و لیسانس مدیریت داشت و اول من از ایشان خوشم نیامد ولی بعد از صحبت هایی تمام معیارهایی که من برای زندگی داشتم را داشت و کم کم ازش خوشم آمد تنها چیزی که ناراحتم می کنه این بود که می گفت اگه من و تو راضی باشیم هیچ کس نمی تونه مانع رسیدن ما بشه ولی به این حرفش پای بند نبود من به خاطر اون با پررویی کامل جلوی پدرم ایستادم. من از همون اول گفتم اول باید خانواده شما منو ببینند بعد با هم صحبت کنیم ولی اون می گفت وقتی من راضی باشم اونا هیچ چیز نمی گن. اون فرد واقعا می خواست ولی مادر ایشان مانع ازدواج ما شد برای خواستگاری هم آمدند و ما پذیرایی گرمی از آنها کردیم ولی مامانش از من خوشش نیامد از چهره اش معلوم بود وقتی من از اون پرسیدم که مادرت نظرش درباره من چی بود حرف رو عوض می کرد بعد از خواستگاری نیز دوست داشت با هم بیرون برویم ولی من دیگر نخواستم با اون بیرون بروم این موضوع باعث شد که من از اون وقت تا حالا که نزدیک یک سال و نیم است فراموشش نکنم ولی با این حال اون الان ازدواج کرده و هیچ کاری از دست من بر نمی آید فقط حلال نمی کنم کسی رو که مانع این کار شد این موضوع باعث شده که من به هیچ کس اعتماد نکنم چه زن چه مرد اصلا دوست ندارم با کسی حرف بزنم زمانی هم که موقعیت جدید ازدواج برام پیش می آید دلهره عجیبی دارم به همه پاسخ منفی می دهم چون از همه مردها بدم می آید حالا این موضوع برای من مشکل اساسی شده خیلی احساس تنهایی می کنم با خودم می گم من چه ایرادی داشتم که منو نپسندیدند منی که هر کسی می بینه خوشش میاد چرا با من این کار رو کردند از خدا می خوام همین بلا را سرشان بیاورد. از شما می خواهم به من کمک کنید که راه زندگیم را پیدا کنم. چون هیچ امیدی به زندگی ندارم. آینده در نظر من پوچه هر کس می پرسه چه آرزویی داری پاسخی برای آنها ندارم چون هیچ آرزویی ندارم؟

1 پاسخ 1

در مورد علاقه ای که مدتی است به فرد مورد نظر پیدا کرده اید به عرضتان می رسانیم که مطمئنا شما خوب مى‏دانید که ازدواج بزرگ‏ترین و مهم‏ترین حادثه زندگى انسان است و موفقیت‏یا شکست در آن سرنوشت‏ساز خواهد بود. به هر حال، دختران و پسران میوه‏هاى باغ زندگى انسان‏هایند و دست آفرینش نوعى جاذبه و کشش درونى در آن‏ها به ودیعت نهاده است . اضطراب و ناآرامى آنان در این سنین از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل مى‏گردد و قرآن که راز آفریدن همسر را (لتسکنوا الیها) مى‏داند، بدین نکته اشاره دارد . البته ازدواج و زندگى مشترک وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است که عقربه روحیه‏ها، غرایز و طرز تفکر دو طرف، همسو و نزدیک باشد . در غیر این صورت، ریسمان وحدت و یگانگى به ضعف و سستى مى‏گراید و سرانجام گسسته مى‏شود . ما در زندگى خود شاهد پدیده‏هاى تلخ و درد آورى هستیم که دختران و پسران و خانواده‏هاشان را مى‏آزارد و کاخ زندگى مشترک زوجین را فرو مى‏پاشد . بى‏تردید محاسبات غلط، احساسات زودگذر، خیالات و توهمات بى‏اساس عامل اصلى تحقق این پدیده‏ها به شمار مى‏آید . بنابراین، اگر در گزینش همسر اصول صحیح رعایت ‏شود، بخش عظیمى از ناگوارى‏ها و نابسامانى‏ها و مشکلات از میان مى‏رود و زندگى جوانان پربارتر و زیباتر مى‏شود .
اسلام درباره ازدواج و انتخاب همسر آن قدر قانون و مطلب و تأکید دارد که انسان در شگفتى فرو مى‏رود . استاد محمد تقى جعفرى مى‏فرمود: «برتراند راسل، فیلسوف مشهور اروپایى، به من نوشت: چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع کرده است؟ در جواب نوشتم: مساله انسان است . با ازدواج مى‏خواهد انسان به وجود آید» .
بنابراین، خواهر گرامى پیش از هرگونه تصمیم‏گیرى توجه به نکات زیر در انتخاب همسر و شریک زندگی تان ضروری است:
1 . اگر اندیشه ازدواج با کسى در سر مى‏پرورانید، قبل از ابراز علاقه به وى، درباره معیارهاى ازدواج و شرایط همسر ایده‏آل شناخت کافى پیدا کنید . بدین منظور مى‏توانید از راهنمایى‏هاى افراد با تجربه و خبره و مشاوران مورد اعتمادتان و یا از کتاب‏هاى زیر کمک بگیرید:
الف) انتخاب همسر، نوشته ابراهیم امینى، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامى .
ب) جوانان و انتخاب همسر، نوشته على اکبر مظاهرى، انتشارات پارسایان .
2 . سعى کنید، بر اساس اطلاعات دقیق، به شناخت کافى و صحیحى از کسی که به عنوان خواستگار به در خانه شما می آید دست ‏یابید و دقت را فراموش نکنید . مبادا عشق چشم اندیشه‏تان را کور سازد و شما را از تحقیق کامل و همه جانبه درباره وى باز دارد .
3 . اگر بر اساس بند 1 و 2 پس از بررسى‏ها و مشورت‏هاى لازم وی را فردى صالح و مناسب تشخیص دادید، به وی پاسخ مثبت دهید. تا ان شاء الله هر چه زودتر با توافق شما و وى و خانواده‏هاى محترمتان مقدمات ازدواج فراهم شود . از هرگونه ارتباط مستقیم و دور از نظارت بزرگ‏ترها جدا بپرهیزید;
4 . به کسی باید دل بست که او نیز به شما علاقه مند است نه آن که علاقه او به شما توهم و خیالبافى است و در واقعیت ریشه ندارد - چنان که خودتان نیز چنین موردی را یک بار تجربه کرده‏اید - بنابراین باید احساسات خود را کنترل و از ابراز محبت‏ خوددارى کرد; زیرا علاقه یک سویه راه به جایى نمى‏برد .
P}خوش آن بى مهربانى هر دو سر بى {E}که یک سر مهربانى درد سر بى {P
5 . اکنون که - تمام فکرهاتان درباره علاقه او به شما نادرست‏ بود، علاقه خویش به ازدواج با وى را نادیده بگیرید . گمان نکنید چیز بسیار گرانبهایى را از دست داده و زیانى جبران‏ناپذیر را تجربه کرده‏اید; زیرا چه بسا خداوند فردى مانند وى یا بهتر از او به شما ارزانى دارد . در این موقعیت، براى کنار آمدن با احساسات خود، مى‏توانید از راهکارهاى زیر بهره جویید:
الف) اوقات خود را، با اشتغالات درسى و خلاقیت‏ها و برنامه‏هاى مورد علاقه تان نظیر کارهاى هنرى و ورزشى، چنان تنظیم کنید که فرصت فکرکردن درباره وى نداشته باشید .
ب) هرگاه یاد او در ذهنتان نقش بست، بى‏درنگ به موضوعات جدید درسى و غیر درسى فکر کنید و از اشتغال ذهنى درباره او بپرهیزید .
ج) با بر شمردن نکات منفى وى که احتمالا در تحقیق و بررسى تان به دست آورده‏اید، از میزان علاقه خود به او بکاهید و سعی کنید او را فراموش کنید و به آینده خوش بین باشید.
ضمن تاکید در دقت در انتخاب همسر و توجه به ملاک‏هاى ازدواج و کمک گرفتن از افراد با تجربه، آرزومندیم خداوند شما را از بهترین شریک زندگى بهره‏مند سازد و خوشبختى را همسر همیشگى تان قرار دهد و مطمئن باشید در آینده نه چندان دور فردی بهتر از وی به سراغتان می آید و چه بسا بهتر از فرد مورد نظرتان باشد. آیا گمان نمی کنید مصلحت شما در این نبوده که با چنین فردی ازدواج کنید همان طور که قرآن می فرماید: «ما انسان ها چون اطلاع و اشراف کافی و کامل از اوضاع و احوال نداریم به چیزی علاقه مند می شویم که به مصلحت ما نیست و بر آن اصرار و پافشاری می کنیم و حال آن که برای ما شر و بد است» بنابراین نگرانی در این مورد و احساس پوچی ناشی از آن نمی تواند ریشه در واقعیت داشته باشد پس با اندکی صبر و تحمل خداوند فردی بهتر از آن را نصیب شما خواهد کرد.
خواهر گرامی مشکل شما آن قدر جدی ولاینحل نیست که شما فکر کنید همه درهای امید به روی شما بسته شده و در یک بن بست جدی قرار گرفته اید که نه راه به پیش دارد و نه راهی برای برگشت. بزرگ جلوه دادن مشکل، منفی بافی، سوء ظن و افکار پوچ انسان را مستأصل و مأیوس می کند و باعث تخریب روح و جسم انسان می شود و باید به طور جد از این وضعیت خود را نجات داد بنابراین روح خود را نیازارید و خودخوری و ناراحتی را کنار بگذارید و به فضل و رحمت بی منتهای خداوند امیدوار باشید چه بسا تأخیر در ازدواج حکمتی داشته و خداوند فرد مناسبتر و بهتری را نصیب شما خواهد کرد. به نظر می آید رعایت راهکارهای زیر برای شادابی و نشاط بسیار مؤثر باشد:
1. از منفی بافی و افکار منفی باید اجتناب شود.
2. از قرار گرفتن در تنهایی باید پرهیز نمود.
3. از بیکاری باید دوری کرد و همواره خود را به کاری مشغول نمود.
4. بیشتر در جمع شرکت کنید و به هیچ وجه خود را از دیگران جدا نکنید و در انزوا قرار نگیرید.
5. ورزش به ویژه ورزش های دسته جمعی بسیار مفید است.
6. اهتمام بیشتر به واجبات دینی و ترک گناه نقش بسیار زیادی در سلامت روان دارد.
7. در پایان با توکل به خداوند و توسل به اولیای الهی از خداوند بخواهید که هر چه زودتر مشکل حل شود.
8. به سر و وضع و آراستگی ظاهری خود بیشتر برسید واز شلختگی اجتناب کنید. البته با رعایت حلال و حرام و اجتناب از خودآرایی در مقابل نامحرم.
9. اگر فردی را پسندیدی به کمک واسطه های آشنا، سرنگهدار و خودی آنها را به سمت خانه خود هدایت کنید.
10. دعا، توکل، توسل و نذر صلوه برای روح اولیاء خدا معمولا مشکل گشا بوده است.
11. تقوا پیشه کنید. قرآن کریم می فرماید: «A}و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب{A؛ کسی که به واجبات عمل و از گناهان دوری نماید, خدای مهربان راه خروجی برایش قرار می دهد و روزیش را از جایی که حساب نمی کند, می رساند».

برگرفته از پرسمان


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(کوس میخوام) (من کوس میخوام) (کوس می خواهم) (من كوس مي خواهم) (من کوس میخواهم) (کس معمولی) (من کوس می خواهم) (کوس معمولی) () (کوس) (كوس ميخوام) (عکس کوس معمولی) (یک کوس می خواهم) (من کوسی هستم) (دنبال خواستگارمذهبی هستم) (ابجی من کوس می خواهم) (من کوس می خواهم) (من یک دختر معمولی هستم) (من کس می خواهم) (من کوس می خوام) (من دختر هستم) (خواستگار) (دختری هستم)