پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


توجهلطفا توجه فرمایید

محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

من دختر بیست و سه ساله مجرد هستم ... خیلی زود بلوغ شدم و مادرم متوجه این موضوع به خوبی نشدند ... مادرم فرهنگی بودند و مدت زیادی من همیشه با خواهرم کوچکم در خانه تنها بودیم ... تا همین یک سال و نیم پیش نمی دانستم اسم کاری که می کنم خودارضایی است... فقط حالت بد روحی بر من مستولی می شد ... تا اینکه خیلی اتفاقی فهمیدم که این کار استمناء است و به آن خودارضایی گفته می شود ... از کلاس دوم و سوم راهنمایی این کار را انجام می دادم ... چیزهایی که در قسمت پیامدهای خودارضایی خواندم شامل من نمی شود ... مثلا اینکه ضعف حافظه، ریزش مو، استرس و از این علائم در من نیست فقط چون خیلی پایبندی مذهبی داشتم و دارم از نظر روحی در عذابم ... طوری شده که گاهی در خواب و نیمه شب به صورت ناخودآگاه اندام جنسی ام را لمس می کنم ... ظاهر کاملا مذهبی دارم و تا به حال اصلا نتوانستم که ترک کنم ... حتی محل خواب خود را تغییر دادم و از تنهایی خانه هم بیرون رفتم ولی باز نشد که ترک نکنم ... اصلا هم در ارتباط با جنس مخالف ناتوان و بی میل نیستم ... خیلی از خدا خواستم که راه حلال (ازدواج) را برایم مهیا کند ... الان طوری شده این وضع من که حاضرم با اولین خواستگار که از این به بعد خواهد آمد ازدواج کنم که فقط از گناه نجات پیدا کنم ... من شخصیت اجتماعی خوبی دارم و جایگاه خانوادگی بسیار خوبی ... اما از درون از بین رفته شدم ... احساس گناهی که نمی دانم باید کجا ببرم من را احاطه کرده ... از طرفی فکر می کنم که اگر برای این گناه خودم شریک خودم باشم و کسی را آلوده گناه نکنم چه با نگاه چه با دوستی های معمول خیلی بهتر است ... احساس می کنم وقتی میل جنسی در من فریاد می زند نگاهم را نمی توانم کنترل کنم ... وقتی خودارضایی می کنم انگار این انرژی تخلیه می شود و چشم و زبانم کنترل می شود ... ولی احساس گناه ... می دانم که تنها درمان این درد ازدواج است ... ولی من دخترم و از یک خانواده مذهبی، باید بمانم تا کسی که به قول پدر و مادرم لایق است در بزند ... باور کنید تا حالا خواستگار مذهبی داشته ام ولی مطمئنم که به خاطر این گناه خدا نمی گذارد که بندگانش با من کثیف و روح سیاه من پیوند برقرار کنند ... نمی دانم ... خسته ام ولی چون به فضل پروردگارم امید دارم خواستم شما واسطه ای باشید تا من را راهنمایی کنید ... واقعا در عذاب روحی ای هستم که دیگر هیچ چاره ای برایش ندارم ... هیچ راهی دیگر نمی شناسم ... دعا و راهنماییم کنید.

2 پاسخ 2

حساسیت و دل نگرانی شما در مورد اعمالی که قبلا داشته اید و به اعتقاد شما ناشایست و خطا بوده است، بشارت دهنده وجود روح تقوا و خداترسی در شما است. این گونه نگرانی ها و اندوه ها نسبت به خطاها و سستی ها به ویژه در یک جوان بیانگر لطف خداوند و عنایت او به شما است و این مطلبی است که بسیار قابل توجه می باشد و باید از این فرصت طلایی بهره برداری کنید و انگیزه دینداری و دانش دینی خود را افزایش دهید.
حسرت بر اعمال بد و نادرست گذشته و اندوهگین بودن به خاطر آن ،امری مطلوب و پسندیده است البته به شرط آن که از حد و اندازه معمول تجاوز نکند. معیار این مرز شکنی این است که این حالت شما را از زندگی عادی خود باز ندارد و به زندگی شما آسیب نرساند هدف از ندامت و پشیمانی از برنامه ها و کارهای گذشته و غصه دار بودن این است که چنین اشتباهی در آینده تکرار نگردد و خطاها و کاستی های گذشته را با عزم و اراده ای مستحکم در آینده جبران نماییم و با عبرت آموزی از گذشته و دستیابی به عوامل خطاهای گذشته، راه آینده را با استواری و صلابت بپیماییم و به سعادت حقیقی در دنیا و آخرت نائل گردیم. ولی اگر غصه و تأسف و اندوه برگذشته، افق آینده را در نظر ما تیره و تار سازد و پای رفتن و حرکت ما را سست نماید این دور شدن از هدف و تسلیم دام شیطان شدن و از چاله به چاه افتادن است. خداوندی که خالق و آفریننده ما است و از ضعف و ناتوانی و جهالت ما از همان ابتدای افرینش و قبل از آن آگاه بوده و می دانسته ما انسان های خدا باور و معتقد به او دچار لغزش و خطا می شویم و گاه گاهی در دام خدعه و فریب شیطان می افتیم،و لذا بابی به نام توبه رافرا روی ما گشوده است و ما را دعوت نموده که بعد از لغزش و افتادن با توبه و پشیمانی و عذرخواهی بلند شویم و قد راست نماییم و عجز و نیاز را به پیشگاه او ببریم و رشته اتصال بین خود و خدا را که با گناه و خطا پاره کرده ا یم دوباره گره بزنیم و با آب اشک و توبه، چهره خویش را از گناهان بزداییم و او وعده پذیرش توبه و آمرزش داده است.
حال اگر انسانی دچار خطا و گناه گردید و متوجه خطای خود شد و پشیمان و نادم گردید وعذر تقصیر به پیشگاه با عظمت خداوند آورد ولی به آمرزش و لطف حق اعتمادی نداشت و تصورش این بود که مورد مغفرت و رحمت حق قرار نگرفته، معلوم است که وعده های الهی را باور نکرده و خداوند را به غفور بودن و رحمان و رحیم بودن نشناخته و یا گناه خود را که با همه بزرگی محدود است بزرگتر از صفات رحمت و مغفرت الهی که بی حد و بی کرانه است می بیند. توجه داشته باشید که دام های شیطان بسیار متنوع و رنگارنگ است. شیطان که استاد مکر و فریب است برای هر فردی دامی ویژه او دارد برای بندگان با تقوای الهی دامی و برای بندگان فاسق دامی دیگر دارد. هدف شیطان بازداشتن از یاد خداوند و فاصله انداختن بین بندگان و خداوند به هر طریق ممکن است. اندوه بر گذشته اگر باعث تباه شدن فرصت های آینده و حال ما گردد و حال و آینده مان را با تأسف و تحسر و اندوه بر اعمال گذشته سپری سازیم، در واقع شاد کردن شیطان و کمک به او در پیاده کردن اغراض شوم اوست.
آیا شما تصور می کنید همه بندگان خوب و لایق خداوند که به مقام قرب او رسیده اند و سر بر آستانه با عظمت او ساییده اند همگی از ابتدای عمر، پاک و بی خطا و بی جرم بوده اند؟ خیر، این ویژگی تنها مخصوص بندگان معصوم خداوند یعنی انبیا و اولیا(ع) است و دیگران کم و بیش از خطا و اشتباه در برهه ای از دوران عمر خویش و به ویژه دوران نوجوانی و جوانی که دوران اوج غریزه و غلبه سستی قدرت و نیرو در انسان است، دچار خطا و اشتباه و گناه بوده اند.
بزرگانی مثل فضیل بن عیاض و بشر حافی و افراد فراوان دیگری که عمری را در فساد و آلودگی و گناه به سر بردند ولی بالاخره لطف حق و هدایت الهی شامل حالشان گردید و نه تنها خود راه هدایت را یافتند بلکه راهنمای دیگران در ظلمت ها و تیرگی ها شدند و با جبران گذشته و پا گذاشتن در جاده بندگی، پله های قرب حق را پیمودند و در مقام صدق و راستی و در جوار خداوند آرمیدند، الگوها و نمونه های روشنی برای ما می باشد که مراقب باشیم از راهی که فکر می کنیم درست و مطلوب است و ناخواسته در دام شیطان گرفتار نگردیم و آینده مان را به سرنوشت گذشته مان دچار نسازیم. به لطف و عنایت و رحمت و پرده پوشی و مغفرت الهی ایمان بیشتری داشته باشیم و به وعده های حق و بشارت های او خوش گمان تر باشیم که خداوند همان گونه که درباره او گمان می کنیم با ما رفتار می کند و او را همان گونه که تصور می کنیم می یابیم.
دوست عزیز ریشه بسیاری از مشکلات شما احساس گناه است. در این باره خداوند می فرماید: ((و لا تیائسوا من روح الله یعنی از رحمت خدا نا امید نشوید...)) به قول شاعر: این در گه ما درگه نومیدی نیست ==صد بار اگر توبه شکستی باز آی == اینکه هرگاه انسان به خود نظر می افکند معمولا صحیفه اعمال خود را آلوده و مشوب به رذایل اخلاقی می بیند در این حال اگر راهی و روزنه ای برای پالایش وجدان از بدی ها نباشد انسان در سراشیبی سیه روزی و شقاوت کامل قرار می گیرد و به سمت نومیدی و غرقه شدن در مرداب رذایل فرو می رود افزون بر این از جنبه روحی و روانی گناه و خطا در انسان حالتی پدید می آورد که اگر زایل نشود آمادگی بیشتری برای ارتکاب خلاف در فرصتهای آینده خواهد داشت . ازاین رو:
اولا) توجه به ریشه های ناخود آگاه اعمال از جهت انگیزشی و انتخابهای بعدی ضرورت دارد.
ثانیا) اگر این احساس گناه بر روح انسان غالب شود و تداوم یابد زمینه ساز افسردگی خواهد شد که انسان را از هر گونه باز سازی معنوی و حرکت به سوی کسب فضایل اخلاقی باز می دارد به همین خاطر دین اسلام توبه را مطرح می سازد توبه به معنای بازگشت دوباره برای نوسازی خویشتن است و شخصیتی نو, مصمم , متحول و امیدوار به رحمت خدا با صحیفه ای صاف و روشن برای تجدید اعمال بنا می کند و این توجه در حقیقت همان لطف و رحمت الهی است . در مورد خودارضایی توصیه می کنیم سعی کنید با راهکارهای ارایه شده در سایت هر چه می توانید تعداد و تکرار آن را کنترل کنید و به تدریج دفعات آن را محدود سازید، از این طریق عوارض آن نیز کاهش می یابد و زمینه برای ترک کلی آن پس از مدتی فراهم می شود.
گناه عملی است که انسان با اختیار و آگاهی انجام می دهد و بیشتر نسبت به کسانی صادق است که می توانند از طریق حلال زندگی کنند ولی در اثر غفلت و سرکشی و طغیان، در مقابل خداوند می ایستند و با فرمان او مخالفت نموده و عملی را انجام می دهند که خدای متعال از انجام آن راضی نیست، ولی کسی که تحت فشار شدید شهوت تمام سعی خود را می کند که به گناه نیافتد ولی گاهی توان خود را از دست می دهد و ناخواسته آلوده می گردد، وضعیت اش مانند کسی که از روی سرکشی گناه می کند نیست، مانند دزدی که ثروت مند است و دزدی می کند و کسی که از روی ناچاری و فقر مفرط دست به سرقت می زند. از نظر شرعی سارق اولی اگر دزدی اش اثبات شود، دست اش قطع می شود، ولی در مورد دومی که از روی ناچاری سرقت کرده، حکم به قطع دست نمی شود.
بنابراین اگر چه این عمل گناه است و باید آن را ترک کرد ولی در صورتی که مقاومت در برابر آن از طاقت انسان خارج باشد و کاملا از روی فشار و اضطرار صورت گیرد، با گناه اختیاری فرق می کند، بنابراین نباید احساس گناه افراطی کنید و از خودتان ناامید شوید و شخصیت خود را نادیده و کوچک بیانگارید و خود را فردی آلوده دامن و پست حساب کنید. سوال شما حاکی از وجود روح تقوا در شما است و به نظر ما شما را فردی متدین و صالح هستید که طالب نیکویی و حرکت در مسیر خداوند است. راه اصلی درمان آن هم در صورتی که امکان ازدواج نباشد، تقویت معنویت و انس با خدا است. اگر با خدا انس داشته باشید آن چنان لذتی از این رابطه خواهید برد که تمام لذت های دنیا در نظر شما کوچک و ناچیز می شود و در نتیجه آن توجه و انس شما با دنیا و لذت های آن کم خواهد شد. البته راهکارهای دیگری هم وجود دارد که در سایت بدان اشاره شده است. می توانید خودتان مطالعه کنید.
برای آشنایی با روش درمان خودارضایی توصیه می کنیم به آدرس زیر مراجعه کنید. ما در سایت پرسمان ارگ دو مقاله داریم که در رابطه با عوارض خودارضایی و درمان آن است. مطالعه و عمل به توصیه ها و راهکارهای ارایه شده در این زمینه موثر است. موفق باشید.
http://www.porseman.org/archview.aspx?grp=7

برگرفته از پرسمان
خواهر عزیز سلام، آیه ۲۴ و ۲۵ سوره مبارکه نساء را از تفسیر صوتی قرآن ( آقای محسن قرائتی) گوش کنید. از طریق اینترنت میتوانید دانلود کنید و یا از مغازه ای سی تفسیر صوتی آقای قرائتی میتوان تهیه کرد. ایشان در تفسیر میفرمایند خدا در قرآن همه راه حل را به بشر ارائه نموده. اینکه باید بمانید تا کسی که لایق است در بزند فکر پسندیده ای نیست. پیامبر دختر عمه اش را همسر یک برده کرد. ۶ تن از امامان ما از فرزندان کنیز هستند. برده و کنیز عیب نیست. مهم ایمان است. زمانیکه یک مرد و یک زن ایمان داشته باشند (حتی لفظی، خدا خودش از دل انسان ها آگاه است) کفایت میکند که به عقد همدیگر در آیند. نیاز جنسی مانند نیاز به آب و غذا در بشر یک نیاز طبیعی است و باید در همان ابتدای نیاز، پاسخ داده شود از مسیری که خداوند گفته. این ۲ آیه تفسیر را به پدر و مادر خود بدهید و امید است خداوند دل ایشان را آماده کند تا شما زودتر با فرد با ایمانی پیوند آسمانی داشته باشید. التماس دعا دارم


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (بیست و سه سال) (خودارضایی) (استمناء) (خواستگار)