پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


من دختری بیست ساله هستم از خانواده ای بسیار مذهبی و فرهنگی پدرم استاد دانشگاه هستند و به طبع در این خانواده من هم آدمی مذهبی هستم. مدتی است در یک سایت کتاب خوانی عضو بودم در این سایت افراد راجع به کتاب های مختلف بحث و تبادل نظر می کردند. مدتی پیش با پسری 21 ساله بحث هایی راجع به اسلام، تقلید در اسلام، فقه در اسلام، نقش عقل و فلسفه و از این دست مسائل را شروع کردیم. البته به صورت ایمیل. و شروع به خواندن یکی از کتاب های آقای نصر کرده بودیم و راجع به آن با هم بحث می کردیم و هیچ گونه مسائل خارج از موضوع مطرح نمی شد تا اینکه ایشان در کمال ناباوری من و البته با ادب کامل از من خواستند خوب فکر کنم و با خانواده مشورت کنم تا زمینه اشنایی بیشتر برای ازدواج فراهم شود ولی من نمی دانم باید چه کنم و فکر نمی کنم از طرف خوانواده پذیرش این موضوع وجود داشته باشد. به همین دلیل از شما می خواهم به من کمک کنید. قسمتی از نامه ایشان را در اینجا می گذارم تا شما بیشتر با ایشان آشنا شوید: ما به سببی با هم وارد بحثی شده ایم. و در این بحث ها به شناخت نسبی از هم رسیده ایم. شک نیست که این یک شناخت کاملا مجازی و ناقص است. اما با تمام این حرف ها با کلیت روند تفکر هم آشناییم. شما نحوه حرف زدن من و نوشتن من و نوع نگاهم را به جهان تا حدی می دانید. من می بینم که ما حرف هم را می فهمیم و می توانیم بی دغدغه ای با هم حرف بزنیم و از هم چیزی یاد بگیریم و در من به این سبب احساسی ایجاد شده. حالا می توانم چند حرکت انجام دهم. یکی اینکه به بحث ادامه دهم بی آنکه به آنچه در من رخ داده توجهی کنم. دوم اینکه به بهانه ای بحث را تمام کنم و خود را خلاص. سوم اینکه به خود توجه کنم اما به شما نگویم چه رخ داده و زیرکانه اطلاعات و شناخت بیشتری از شما بدست آورم. و چهارم اینکه نگذارم این احساس مرا طعمه ای کند به دست شیطان. و صاف و پوست کنده و صریح و بی شرم مطلب را به خود شما بگویم. من صواب ترین راه را به گمان خود انتخاب کردم. مگر احساس چگونه به وجود می آید و مگر انتخاب ها چگونه رخ می دهد؟ یا پیشنهاد می شود از سوی دوستی و یا خانواده وبررسی می شود. یا کسی کسی را می بیند و انتخابی می کند و یا حالات دیگری. من گمان نمی کنم که در انتخاب اولیه هر کدام از شیوه های دیگر آشنایی دو طرف از هم اطلاع بیشتری داشته باشند. آنها اول به هم پیشنهادی می دهند و سپس آن را اخلاقا بررسی می کنند. موضوع غامض و پیچیده این است که چنین آشنایی که ما دچار آن شده ایم مرسوم و معمول نیست. اما آیا سبب این می شود که بگوییم خطا آمیز است؟ سوم اینکه من به محض درک چنین حالتی (البته این به معنای شتابزدگی نیست بلکه من بسیار به آن فکر کردم) آن کار را که اخلاقی تر بود انجام دادم. حال می توان چند کار کرد. یکی اینکه به هر سبب شما با این مسأله کنار نیایید و بگویید که از همین جا حرف ما با هم تمام است. دوم اینکه اگر خانواده قابلیت درک این موضوع را دارد در زیر حصار خانواده این موضوع مطرح شود و ما وضعیت خود را نسبت به هم مشخص کنیم. سوم اینکه ما ملاقاتی با هم داشته باشیم و مسائل کلی را پیش خود حل و فصل کنیم و و سپس اگر به نتیجه ای رسیدیم به طریقی و راهی آن را هر چه سریعتر به عرصه خانواده منتقل کنیم. خوب من سعی کردم با مؤدبانه ترین و عاقلانه ترین و اخلاقی ترین وجه ممکن مسأله ای ساده را تشریح کنم. امیدوارم شما این را دلیلی بر بی عقلی، بی شرمی و بی اخلاقی من تلقی نکنید. می دانم مسأله بزرگی است و تصمیم گیری مشکل. اما من آنچه شرح بلاغ بود با شما گفتم. خوب فکر کنید. با انسان معتمد و آگاهی مشورت کنید. به خدا توکل کنید و جواب مرا بدهید. مطمئن باشید که من هر گونه برخوردی از سوی شما را بهترین تصمیمی می دانم که اتخاذ کرده اید.

2 پاسخ 2

ازدواج یکی از مهمترین حوادثی است در زندگی انسان رخ می دهد و نقش تعیین کننده ای در رشد و تکامل و آینده او دارد لذا باید با دقت کامل انجام گیرد چه اینکه ازدواج نه تنها در سرنوشت زوجین نقش تعیین کننده دارد در شکل گیری نهاد خانواده به عنوان بنیادی ترین نهاد اجتماعی نیز نقش مهمی دارد بنابراین در شکل گیری یک جامعه ای سالم یا ناسالم تأثیر تعیین کننده دارد. عوامل مهمی در یک ازدواج موفق نقش دارد که شما قطعاً با مطالعه کتابهایی که در این زمینه تدوین شده با آگاهی کامل از آن عوامل اقدام به ازدواج خواهید نمود این عوامل بعضاً از اهمیت خیلی زیاد برخوردارند که به هیچ وجه نباید از آنها چشم پوشی کرد مانند مسائل اعتقادی، فرهنگی، خانوادگی، سلامت جسمانی و روانی اما بعضی از شرائط از جمله شرایط سنی از اهمیت کمتری برخوردار است و بیشتر جنبه توافقی دارد به عبارت دیگر مسئله سن یا قیافه ظاهری بستگی به نوع سلیقه افراد و توافق یکدیگر دارد اما توجه به این نکته ضروری است که همین مسائل دست دوم نیز اگر در ازدواج لحاظ شود بهتر است چه بسا اگر زن و شوهر از جنبه هایی نیز کمی ناسازگاری داشته باشند این عامل ظاهری نیز بر عمق اختلافات بیفزاید و زمینه مسائل ناگواری را در زندگی مشترک آنها فراهم کند.
نکته دیگر این که احساسات و عواطفی که در آدمی در سنین جوانی نسبت به جنس مخالف به وجود می آید، به دلیل این که ریشه غریزی دارد، سطحی و غیر قابل اعتماد است و نمی توان به آنها دل بست چه بسا با گذشت زمان و با کوچکترین اتفاقی از بین برود و نیز هر چند به ظاهر بسیار سوزناک و قوی باشد، زیرا سن جوانی سن غلبه احساسات بر تعقل و شناخت است ولی به مرور زمان که افراد شناخت و تجربه بیشتری پیدا می کنند، ممکن است از احساسات گذشته خود دست بردارند. به همین دلیل در احادیث اسلامی آمده است: «الشباب شعبه من الجنون؛ حالات و احساسات جوانی شعبه ای از جنون (احساس بدون تعقل) است».
بنابراین نباید به سادگی تسلیم احساسات خود شوید و درباره زندگی و آینده تان تصمیمی عجولانه بگیرید، بلکه باید به این مسأله خوب فکر کنید و با توجه به مطالب فوق و نیز با توجه به این که در انتخاب همسر ملاک هایی چون ایمان و تقوا و نیز پایبندی به اخلاق اسلامی اهمیت ویژه ای دارد، تصمیم مناسبی بگیرید که به صلاح دنیا و آخرت شما باشد، ضمنا در این تصمیم گیری حتما باید این مسئله مهم را با خانواده خود در میان بگذارید و بدون اجازه و مشورت خانواده ها هیچ گونه ملاقاتی با هم نداشته باشید زیرا این گونه ملاقاتها عواقب خوبی ندارد اگر نیاز به آشنایی بیشتر بود در جلسه ای رسمی و با حضور خانواده این آشنایی انجام بگیرد. ودقت کنید هرگز خودسرانه به هم قول یا وعده ای ندهید، و به یک دیگر دل نبندید زیرا دل بستن و عاشق شدن مانع از تصمیم گیری و انتخاب درست می شود.
توصیه نهایی ما این است که از ایشان بخواهید به صورت رسمی و با خانواده از شما خواستگاری کند. در صورتی که به طور کلی توافق طرفین حاصل شد، به معیارهای لازم برای ازدواج توجه کنید و پس از تحقیق و مشورت و تشکیل جلسات خانوادگی و ملاقات و صحبت کردن دو طرف در حضور خانواده اقدام به پاسخ نمایید.
البته در اینجا باید از دقت خوب شما و کمک گرفتن از نظرات مشورتی افراد با تجربه و مشاوران مختلف از سوی شما، تقدیر کنیم و آن را می ستائیم. امید است این روحیه حق جویی، کمال طلبی و دقت در این امر مهم و سرنوشت ساز شما را در انتخاب شریک زندگی کمک کند.

برگرفته از پرسمان
سلام. خواهرم من پسری هستم که سنی ازم گذشته و دوره بیستو هشت را هم سپری کرده دوره ای که میگن سنی است مکه پسرها بی احسا و با تعقل تصمیم میگیرند به هر حال بنده سن سی را سپری میکنم و به شما میگم بهتر است همین الان کات کنید نه طرف مقابل گرفتار احساسات شدید شود نه شما و هیچ عقده ای به بار ننشیند چرا که این علاقه و این بحثها برای شما اون شناخت مناسب از همدیگر رو که برای ازدواج مناسب باشند رو ایجاد نمیکند و مطمئن باشید ممکن است د آینده دچار مشکل شوید و اگر این نحوه ارتباط شما فاش شود آیا حرفهای مردم و حتی ممکن است به کنایه حرفهای همسرتان را تحمل کنید که اینگونه همسردار شدید در ضمن این دوران دوران عجیبی شده انواع سلیقه ها دخالتها و بیماریهای مختلف عفونی بر روند ازدواج مناسب تاثیر میزارند و اگر قرار باشه احساساتتان با ادامه این روند تقویت شود روحیه شما در آینده خوب نخواهد بود و اینکه توجه توجه توجه توجه:::تحت هیچ شرایطی حتی مومن ترین فرد دنیا که باشند بدون اطلاع و حظور خانواده آنهم پدر و مادردر راس اولویت هستند نه خاله نه عمه اصلا و ابدا قرار نداشته باشید به من باشد بیخیال این قضیه شوید و کات کنید کات کات کات


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (لغوکارت اهدای عضو)