پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


چرا بعضی از پدرها دختران‌شان را از بعضی کارها نهی می‌کنند و به پسرها کاری ندارند و همیشه دخترها مورد سرزنش قرار می‌گیرند؟

1 پاسخ 1

اسلام والدین را از تبعیض بین فرزندان به شدت نهی کرده است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این خصوص می فرمایند: «اعدلوا بین اولادکم کما تحبون ان یعدلوا بینکم فی البر و الطف»[1]میان فرزندانتان عدالت را رعایت کنید چنان که دوست دارید آنان در احسان و نیکی به شما به عدالت رفتار کنند. پس اصل رعایت عدالت بین فرزندان از نظر اسلام کاملا پذیرفته شده و مورد تأیید است. البته توجه داشته باشید که عدالت بین فرزندان هرگز به این معنا نیست که والدین از لحاظ عاطفی و فراهم کردن امکانات و لوازم زندگی، با تمامی فرزندان برخورد یکسان و مساوی داشته باشند. مثلا همان چیزی را که برای فرزند 15 ساله شان تهیه می کنند، برای کودک 7 ساله نیز تهیه کنند یا برعکس. بلکه والدین باید در برخوردها و فراهم نمودن لباس، وسایل زندگی و ... تفاوت های سنی و ویژگی های جنسیتی فرزندان را مد نظر داشته باشند. نیازهای زیستی و عاطفی دختران با پسران متفاوت می باشد. همچنین محدودیت های پسران و دختران نیز با هم فرق دارد. لذا لازم است پدر و مادرها رفتارهای متفاوتی با پسران و دختران داشته باشند. به عنوان مثال دختر نیاز بیشتری به عاطفه و محبت دارد و... . نمی دانم منظور شما از تبعیض والدین چیست و انتظار شما از آنها چگونه است. اگر پدر و مادر شما با رعایت سن و ویژگی ها و تفاوت های فردی شما، بین فرزندانشان فرق می گذارند و مساوات را رعایت نمی کنند، اشکالی ندارد و باید هم این گونه باشد، اما اگر مسایل تربیتی را مراعات نمی کنند و نسبت به برخی فرزندان توجهی نمی کنند، این نادرست است. اگر این موارد را در نامه خود تذکر می دادید، بهتر می توانستیم شما را راهنمایی کنیم. در بسیاری از موارد برخورد نادرست والدین بخاطر سطح دانش و فرهنگ آن ها است که مربوط به نسل قبل از ما است و امروزه جداً متحول شده است. حتی در این گونه موارد هم، نیت والدین خیر است، هیچ پدر و مادری بد فرزندش را نمی خواهد گرچه ممکن است از نظر رفتار و برخوردها مطلوب نباشد، اما در پشت این رفتارها نیت های پاکی نهفته است و جلوه هایی از مهر و عطوفت موج می زند که شاید باورش برای ما سخت باشد. نکته دیگر آن است که چون اسلام دین فطرت است قوانینی که برای اداره زندگی بشر مطرح کرده طبق ضرورت های فطری و نیازهای روحی اوست و اسلام تلاش کرده که حقوق هر یک از دو جنس مرد و زن را برابر ساختار وجود او تنظیم کند. چون جای تردید نیست که پسر و دختر از نظر خلقت و آفرینش ظاهری و در سطح بدن و جسم دو فرم متفاوت از هم دارند و هر کدام باید برابر جنسیت خود گذشته از احکام مشترک که مربوط به مسایل روحی و معنوی شان است باید از نظر نیازمندی های جسمانی احکام خاصی را مراعات کند تا بتواند از این رهگذر مصونیت و امنیت که همانند آزادی جزء ضرورت های زندگی اوست بدست آورد. بنابراین از آن جا که پسران به لحاظ جنسیت خود نیازی به مراعات برخی محدودیت ها از نظر مثلاًُ پوشش ندارد؛ لذا اسلام آزادی و امنیت او را در قسمت پوشش بگونه ای تعریف کرده که لازم نیست برخی اعضای بدن او نظیر سر، گردن، پا و مانند آن پوشیده باشد؛ چون امنیت او از این طریق تهدید نمی شود و برهنه بودنش پی آمد منفی اجتماعی و اخلاقی نیز ندارد. اما دختران از نظر پوشش باید محدودیت هایی داشته باشند تا از این طریق آزادی همراه با امنیت برای آنها تأمین شود و این نه تنها به معنای سلب آزادی و یا محدودیت در آزادی دختر نیست بلکه تأمین آزادی دختر همراه با امنیت اخلاقی و اجتماعی و معنوی اوست. شهید مطهری در تحلیل مبسوطی در این باره می گوید: اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را به هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند این مسئله با آزادی انسان بخصوص زنان منافات ندارد. مثلاً پوشیده بودن زن موجب کرامت و احترام بیشتر اوست؛ زیرا او را از چشم چرانی بوالهوسها مصون می دارد، شرافت زن اقتضا می کند هنگامی که از خانه بیرون می رود متین، سنگین و باوقار باشد در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ گونه عمدی که باعث تحریک شود به کار نبرد.[2] بنابراین در برخی از مسائل نظیر نحوه پوشش که برای دختران محدودیت بیشتری از پسران در اسلام مطرح شده است، در واقع برای حفظ کرامت و عظمت دختران است و هرگز به مفهوم محدود کردن آزادی آنان نیست. اگر هم باشد، این محدودیت آزادی نیاز زندگی اجتماعی دختران است و پسران نیز به اندازه نیاز این محدودیت را دارند. ممکن است گفته شود که مثلاً در جوامع غربی و یا برخی جوامع و کشورهای اسلامی که حکومت غیر دینی برقرار است مسئله حجاب و حفظ حجاب سبب محرومیت های شغلی و یا تحصیلی و مانند آن می شود. در این باره باید گفت: اولاً: نفی حجاب در کشورهای غربی از جمله فرانسه در واقع سلب آزادی دختران و زنان مسلمان است یعنی آنها به دلیل فرهنگ منحط خود برخی از مردم جامعه خود را از حق انتخاب لباس و نحوه زندگی در واقع محروم کرده و در حقیقت آزادی را از آنان سلب کرده اند. ثانیاً: اگر امنیت شغلی با حفظ حجاب به خطر افتد اسلام به عنوان دینی که در پی تأمین کرامت و شرافت انسان هاست نظرش آن است که زن به عنوان یک انسان برای حفظ کرامت انسانی خود باید حجابش را حفظ کند گرچه دچار مشکل شغلی بشود چون کرامت زن بالاتر از شغل اوست. نکته دیگر آن است آنچه مربوط به اسلام است و به حساب دین می توان گذاشت این است که اسلام، در هیچ مسأله ای از مسایل زندگی میان پسر و دختر (زن و مرد) از نظر آزادی تفاوت قایل نشده و آنچه از قبیل جریان حجاب و مانند آن است مربوط به تفاوت جنسیت زن و مرد است که هر کدام اقتضای حکمی خاص خودش را دارد و اگر در آن گونه امور احکام زن و مرد (دختر و پسر) متفاوت نمی بود سؤال برانگیز بود که چرا اسلام تفاوت تکوینی و اقتضایی و ویژگی آن جنس را در جعل احکام و مقررات در نظر نگرفته و مراعات ننموده است. و از آن اموری که مربوط به تفاوت جنسیت پسر و دختر است اگر بگذریم، در موارد دیگر اسلام از نظر آزادی و مسایل حقوقی میان دختر و پسر تفاوت قایل نشده است. مثلاً دختر در اموری مانند: تحصیل، انتخاب رشته تحصیلی، حضور در مجامع علمی، انجام کارهای علمی و پژوهشی، مسافرت های گوناگون زیارتی تفریحی و مانند آن، تجارت، معامله، گزینش همسر،استفاده از مواهب مختلف طبیعت، زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، انتخاب شغل (اگر همسر دارد با رضایت او) حضور در مراکز مختلف شغلی و کاری، کارهای مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و دینی و صدها نمونه دیگر همانند پسرها دارای آزادی و حق انتخاب است. و هیچ حکم شرعی مانع آزادی و یا سلب آزادی دختران نمی شود مگر در مواردی که شرافت اخلاقی و امنیت اخلاقی دختر مورد تهدید قرار گیرد که در این گونه موارد اسلام برای حفظ حیثیت زن و دختر احکام خاصی را وضع نموده است. خواهر گرامی؛ خلاصه این که برخورد والدین نسبت به پسر و دختر باید متفاوت باشد. والدین نسبت به برخی امور باید دختران را نهی نمایند، و این امر کاملاً به صلاح دختران است. البته اینکه چگونه دختران و پسران را باید تربیت نمود، مبحث دیگری است. کاش اشاره می فرمودید که شما را از چه اموری نهی می کنند که پسران را نهی نمی کنند. شاید روش برخورد پدر شما نسبت به فرزندانش صحیح باشد و شما فکر بکنید که بین شما و برادرانتان تبعیض قائل می شوند. معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: 1. جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال، قم: اسراء، 1391. 2. دال بوم، باربارا، آنچه مردان برای رشد و پیشرفت زنان باید بدانند، ترجمه زهره قایینی، انتشارات بانو، 1377. 3. بداغی، ذبیح الله زنان و مردان نامدار جهان، تهران: جان زاده، 1365. 4. تشکری، زهرا، زن در نگاه روشنفکران، قم: طه، 1381. 5. امامی، محمدتقی، زنان فرمانروای در دولت های اسلامی، تهران: کورش، 1374. پی‌نوشت‌ها: [1]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 104، ص 92. [2]. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، 19، نشر صدرا، 1378 ش. ص 247. منبع: اندیشه قم برگرفته از راسخون(rasekhoon.net)


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()