پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


توجهلطفا توجه فرمایید

محتوایات این صفحه برای افراد زیر 18 سال نامناسب است.

سلاام لطفا کمکم کنید.من پدرم فوت شده و بعدازفوت ایشون یه داداش کوچیک دارم که برای هممون خیلی عزیزترشده ومن به شخصه عاشقشم.واین داداشم 18سالشه وداره براکنکور درس میخونه ولی متاسفانه خیلی مغروره و وقتی قهرمیکنه تا یکسال شایدم بیشترقهره مثلا دونفردیگه تو خونه بحث میکنن این با کل خانواده قهرمیکنه حتی بامامانم خیلی هم ایرادگیره.الانم چندوقته بیخودی قهرکرده باهمه هرچی هم مامانم باهاش حرف میزنه جواب نمیده فقط تو اتاقش درس میخونه.ولجبازه.واقعا دیگه کلافه شدیم مامانم همش نگرانشه وناراحتشه.لطفا بگین چیکارکنم بتونم آشتی کنم باهاش.باتشکر

10 پاسخ 10

معلومه زیادی بهش رو دادید .....یه کم بهش بی توجهی کنید که متوجه شه دنیا حول ایشون نمیچرخه ......ورزش هم خوبه براش
سلام، انشاالله روح ایشون شاد باشه و خداوند رحمتشون کنه، و به شما و خانواده محترمتون هم صبر بده..صحبتی که کردید یک مقدار زیادیش اقتضای سن برادرتونه، به اعتقاد من اقلا این یک سال رو سر به سرش نذارید و دورادور مواظبش باشید..اجازه بدید با خودش کنار بیاد، انشاالله از استرس هاش یک مقداری کم بشه خود به خود حل میشه موضوع..نگران نباشید
با سلام.به نظر من اطرافیان رابطه ی عادی خود را بهتر است به فرد مورد نظر داشته باشند و طوری برخورد کنند که فرض کنند آقا پسر گل خانواده هم رابطه عادی با آنها دارد و حد اعتدال را نگه دارند و در محبت کردن و توجه نه تفریط داشته باشند و نه افراط . البته باید علت اصلی این رفتار مشخص شود تا راه حل مناسب تری داده شود.
بنده متخصص نیستم و لی دو تا داداش دارم که خیلی با کاراشون سرو کله زدم ... یادش بخیر اونموقع ها که داداش کوچکم قهر میکرد بهش میگفتیم هر کی قهر کنه نامزد میخات... هه هه واونم فوری این حرف بهش بر میخورد و آشتی میکرد...البته شما هم بهتره از یه مرد جوون که از خودش بزرگتره و کمی هم بهش نزدیکه کمک بگیرید که از در شوخی کردن و غیره بهش بفهمونه که کارش عذاب آوره و لی شما بهتره خودتونو بزنید به بیتفاوتی نسبت به قهرش... اگه بازم جواب نداد به غذا خوردن یا نخوردنش هم بیتفاوت باشید... اگر هم غرورش بیش از این حرفاست به یکی از دوستاش بگید به داداشتون پیشنهاد بده که به یه باشگاه ورزشی بره ... البته اون رشته ورزشی بهتره تیمی باشه چون داخل کار تیمی درک کردن دیگران و کنار گذاشتن غرور از خصوصیات اولیه این نوع ورزش هاست
سلام. اگه آدم عاقلی هست حدیث هایی رو که در مورد قهر کردن هست رو نشونش بده حما اثر میکنه.
با عرض سلام این رفتار داداش تون ممکنه چندین راه حل داشته باشه اما همه این راه حل ها ازمون و خطاست و ممکنه باعث بدتر شدن موقعیت و وضعیت بشه برای شناخت روحیات و علایق و مشکلات داداش تون تلاش بیشتر کنید و بقولی اونو به عنوان یک مرد و نه یک بچه باهاش رفتار کنید.اگه به یک گل بیش از اندازه اب داد اون پژمرده میشه پس محبت هم اندازه و حدودی داره.باید نسبت به خونواده ی خود احساس مسولیت کنه و هم اونا رو در تصمیماتش در نظر بگیره و هم احساس علاقه و خصایص مردونه به خونواده اش پیدا بشه. این رفتار معمولا فرزندان پسر از والدین و دوستان خود یا میگیرند. اگه متوجه شدید من راه حل معلومی بهتون ندادم چون نه اطلاعات کافی داشتم و میدونم روابط در خونواده تون چطوری هست اما یه دیده های و نگاه های براتون گفتم که از نظر من باید به اونا توجه داشته باشید. اخرین راه کار پیشنهادی اینه که با یک مشاور تماس بگیرد.
سلام خواهر عزیز...ضمن تسلیت خاطر پدر گرامیتان. برادر شما شاید در خانه جانشینی و واضح تر بگم مرد خونه باشه ولی بنده 26سال دارم دانشجوی دکترای ریاضیات هستم مادری بیسواد دارم و پدرم 11سالم بوده فوت شدن ...بنده بعد از سالها از خانومی خوشم اومد و فکر ازدواج به کلم زد مدت طولانی باهم بودیم واحساس میکردم خیلی ایشونو دوس دارم ولی مادرم راضی نبودبخاطر مادرم بخاطر زحمات مادرم بازم به خاطر بدبختی هاش ختمش کردم بعدها این خانم ازدواج کرد خبر به گوشمون رسید که باکره نبودن و کارشون به دادگاه و اینا رسید....داداشتون ضمن عرض ادب و احترام براشون ولی هیچ حقی برای قهر کردن رنجوندن مادرتون و صدا بلند کردن واینا نداره 18سال سنی نیس که بخواد از این اوایل لات بازی دربیاره شماهم سعی کنید مدتی به حال خود ولش کنید تا اون به سمت شما بیاد بزار یه روز تو خیابون برا هزارتومان گیر کنه بفهمه که کسی بجز خواهر ومادرش نیس که ازشون کمک بخواد بعد سرش به سنگ میخوره برمیگرده. آشتی رو ول کن الان درست نشه بعدا باهمسرش هر روز شر و دعواس...دلخوری بی مورد مفهوم و معنی نداره بیرون خوش میگذرونه همه جوره نازش میدید میاد خونه برا رنجوندن شما اشتباه از او نیس اشتباه از رفتار شماست. بدبختی و کارگری ایران رو کشیده ام حتی یکبارم با اخم مادرمو نگا نکردم.وقتی کنارمون نمونن یه ثانیه خدای نکرده فک کنین به داداشتونم بگید.... زندگی گذر لحظه هاست قدر باهم بودن را بدانیم... شاخه گل هارا سرقبر ها نبریم.
سلام برادرتون بر اثر توجه زیاد از حد کمی لوس شده فقط و به خاطر فقدان محبت پدر همیشه در پی جلب محبت بی اندازه دیگر اعضائ خانواده و پر کردن این جای خالیه راهش نه افراطه و نه کم محبتی مثل همیشه با تعقل و تدبر و البته با محبت باهاش رفتار کنید و متذکر بشید که دلتون میشکنه و به محبتش و نوازشش شما هم نیاز دارید ؛ مطمئنا وقتی بدونه شما هم متقابلا محبت اونرو نیاز دارید و از هم فکری و مشاوره اون در کارها ی روزمره و امور شخصی و خانوادگیتون کمک میگیرین به جمع خانواده نزدیکتر میشه و جمع گریزی رو ترک میکنه
داداشت جلقیه
این یک نوع سیستم دفاعیه که آسیب روانی کمتری ببینه. این موضوع برای من هم پیش اومده بود البته در 16 سالگی. هرچند من به خاطر فوت یکی از اقوام نبود. بهتون می گم چه حسی داشتم شاید کمکتون کنه. دقیقا می شه بهم گفت ضد و نقیض. می خواستم از مستقل باشم ولی نمخواستم تنها بمونم. به همه ایراد می گرفتم. دوست نداشتم کسی زیاد با من صحبت کنه ولی وقتی کسی سراغم نمیومد عصبانی می شدم. از محبت افراط خانواده هم بیزار بودم. هر چه بیشتر به من ابراز علاقه می کردن بیشتر ازشون فراری می شدم. مهم بودن خیلی برام اهمیت داشت. برای همین همیشه درس می خودم یا احترام و اهمیت کسب کنم. سنی بودم که نیاز ها اجتماعی مثل رقابت، مشارکت، چالش و خیلی چیزای دیگه توی وجودم موج می زد ولی در گیر و گرفتار خونه و خونواده بودم. تا این که دانشگاه قبول شدم. یه شهر دور. یه جورایی رسم زندگی یاد گرفتم وتقریبا همه اون مشکلات اخلاق های بدم تو وجودم حنثی شدن. این رفتار مقتضی سنشه. گذریه! راستی منم بچه کوچیکه خونمون بودم درست مثل داداش شما.


من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده