پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


باسلام دکتر جان من همان ترانه بهاری هستم که با کمک شما و خدای مهربان توانستم بنا بر دلایلی از همان آقایی که هشت سال با ایشان ارتباط داشتم و متاسفانه ضربه های زیادی هم ایشان و هم من از بابت رابطه مان خوردیم . بهر حال بگذریم هر چند که ایشان اکثر اوقات مرا مشکل دار میدانند ولی خدای من فقط آگاه است که مقصر کیست و چگونه . دکتر من با ایشان هیچ ارتباطی توی یک ماه و نیمی که از قطع رابطه گذشته با ایشان ندارم . ولی ایشان با مسئول اداره صحبت کرده اند و اینطور که پیداست قصد دارند از محل کار بروند و از طریق یک نفر پیغام داده اند که من بخاطر فلان شخص ( یعنی من) قصد رفتن دارم و آن شخص به من گفت که چرا با ایشان تماس نمی گیری و بپرسی که چرا میرود که من واقعا" دیگر نمی خواهم با ایشان صحبتی داشته باشم و برایم اصلا" مهم نیست که برود یا نرود ولی با توجه به اینکه این آقا خودش هم نیز بی تقصیر نیست و نبوده پس چرا من را عامل رفتن خود میداندو آیا بنظر شما من باید از ایشان بپرسم که چرا مرا عامل رفتن میداند و یا بپرسم مشکل چیست ؟ با توجه به اینکه من دیگر خسته شده ام و نمی خواهم دوباره مسائل گذشته تکرار شود . آیا در مقام الهی با گفتن و رفتن ایشان از محل کار من چکار کنم ؟ بی خیال باشم ؟ اهمیت ندهم ؟ یعنی واقعا" خدا هم مرا مقصر میداند ؟ چکار کنم دکتر ؟ برخورد من در این مسئله چطور باید باشد؟ آیا من هم باید عکس العملی نشان دهم ؟ یا نه . دکتر مهربان و بزرگوار کمک کنید هر چند که تا حالا هم کوتاهی نکرده اید امیدوارم خداوند سلامتی روز افزونی به شما و خانواده محترمتان در تمام مراحل زندگی بدهد . با تشکر فراوان

1 پاسخ 1

اهميت ندهید

برگرفته از : http://www.drvalipour.ir/ (دکتر محمد والی پور)



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده