پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


آقای دکتر سلام .هر رابطه ای که از کودکی تا حالا با دیگران داشتم خیلی صادقانه بوده وهمیشه هم ضربه خوردم اگر کسی ناراحتم میکرد یا اذیت میشدم هیچوقت به طرف نمی گفتم کلی ناراحت میشدم شاید هفته ها ولی اصلا طرف مقابلم رو ازخودم نمی رنجوندم ولی به اون رابطه ودوستی پایان میدادم طوریکه اصلا حاضر نیستم به قیافه اون شخص نگاه کنم و ترکش میکنم هیچوقت نتونستم به دیگران بفهمونم من از دستتون ناراحتم حالا هم با اینکه سنی ازم گذشته هنوزم هم از دست هرکس ناراحت بشم بطور کل به دوستیم پایان میدم من خودم خیلی مراقبم به دیگران چیزی نگم که ناراحت بشن خب من نمیدونم اگه قراره آدمی با کسی دوست بشه که مدام برنجه که این چه دوستی ایه؟ بدبختانه انگار این مشکل همیشه باید توزندگیم باشه عذر میخوام ولی مردم وحشی شدند انگار باید تو هم اونها رو بدری وگرنه پاره پاره ات میکنن چه میدونم باید گرگ باشی وگرنه میخورنت ولی اینطوری هیچ آرامشی نمیمونه چند وقت پیش با خانمی که در واحد روبرویی ماست آشنا شدم که شدیدا زن فضولی است وخیلی به خانه ما آمدو رفت میکنه از همه چیز ما آماربرداری میکنه وچند روز بعد حاصل برداشتهاشو وتحلیلاتشو از زندگیم به سمع من میرسونه اینکه چه خانواده سردی هستین ء چرا بابات اینجوری کرد ء چرا مامانت اینجوری گفت چرا خوابی چرا بیداری چرا این لباس تنته چرا اینقد ر لاغری چرا این قد قیافه ات غمزده اس کجا رفتی با کی رفتی چرا رفتی غذا چی دارین چرا بیرون نمیرین چرا بیرون میرین خواهرت چقدر بد هیکله فامیلاتون چقدر افسرده ان مامانت از فک به بالا قشنگه از فک به پایین زشته داداشات با خودشون قهرن ما خیلی صمیمی هستیم شما چرا اصلا باهم حرف نمیزنین عمه ات شیرین میزنه خاله ات عین این گشنه هاس .... نمیدونم چرا با اینکه اون اینقدر بی ادبه من خیلی محترمانه و مودبانه به تک تک سوالاتش جواب میدم تا چند وقت پیش که دوباره یه چیزی گفت که آتیشم زد ولی بازنتونستم چیزی بگم هرچند فهمید از دستش عصبانی شدم ولی نه عذر خواست نه به روی خودش آورد با خونسردی خیلی کامل بلند شد ورفت . من نمیدونم اون تو چه محیطی بزرگ شده وآدمها اطرافش چطوری بودن ولی مطمئنم در یک محیط بی نهایت متشنجی بوده اونطور که برای هر حرفی چهار تا نیش تو آستین داره طرف مقابلشو مدام میخواد تحقیر کنه مدام از آدمها بدگویی میکنه همه یه جورایی ایراد دارن واینکه خیلی وقیحه با اینکه میدونه خیلی ازبابت حرفی که زده ناراحت شدم مدام خودشو جلوم آفتابی میکنه وبه پشت از جلوی من راه میره عمدا میاد جلوی چشام می ایسته در گوشی با دیگران پچ پچ میکنه وبلند بلند میخنده البته من از این کارهاش ناراحت نیستم چون آصلا بنظر من شخصیت درست حسابی نداره واینکه شدیدا خالی بنده . ولی من تو عمرم آدم اینطوری ندیده بودم .میخواستم بدونم از این یکی هم مثل بقیه بگذرم یا نه اشتباهاتشو بهش بگم آیا مهمه بدونه تموم اونحرفهایی که خالی میبست یا بی ادبی هایی که میکرد رو من فهمیدم ولی برویش نیاوردم یا نه کلا از همچین آدمی توقع چیزی نداشته باشم.ممنونم.

1 پاسخ 1

اصلا چه لزومی دارید با این جور آدمها ارتباط برقرار کنید؟! هرکسی حق داره هر طور میخواد زندگی کنه ولی باید حریم دیگران و حدوحدود وحق وحقوق دیگران را رعایت کنه ! شما درهر رابطه ای آزاد هستید هر طور میخواهید آنرا شکل بدهید /طوری که بیشتر سود کنید نه ضرر . باید ببینید چی بدست میاورید وچه ازدست میدهید آنوقت به اختیارات و نیازهای خودتان نگاه کنید و از هر رابطه ای بهر همند شوید.

برگرفته از : http://www.drazarbayejani.com/ (دکتر محمد آذربایجانی)



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

()