پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام .آقای دکتر من همون موردی بودم که جراحی بینی وپلک انجام داده بودم و ناراضیم. من فقط میخواستم نوک بینی ام خوش فرم باشد وعمل بینی را به این خاطر انجام دادم ولی دکترم استخوان بینی ام که هیچ مشکلی از هیچ نظر باهاش نداشتم را هم تراشیده ودر قسمت استخوانی خیلی کوچیک شده نارضایتی از عملم بخاطر اینه که باید بمن میگفت میخواد دست به قسمت استخوانی هم بزنه در حالیکه من تصور میکردم قسمت غضروفی نوک بینی ام چیزی میلیمتری کوچک میشود .از این عمل اصلا آگاهی نداشتم دکترم هم زیاد توضیح نداد . شاید فکر کردم دکتر قسمتهای مورد دار را خودش تشخیص میدهد ووآنرا عمل میکند اصلا فکر نمیکردم دست به استخوان بزند وبهمین خاطر ما اصلا در مورد شکل بینی با هم حرف نزدیم.در مورد پلک هم دوخط زیر چشمهام افتاد ومن به آن دو خط خیلی حساس شدم به دکتر پوست مراجعه کردم گفت چیزی نیست ولی اگر خیلی برات مهمه به جراح پلاستیک مراجعه کن وقتی برای جراحی بینی وقت گرفتم مشکل این خطوط را هم گفتم دکترم گفت باید چربیهای زیر چشم شما خارج شود من دیگر باهیچ دکتر دیگری مشورت نکردم به گفته های اون اعتماد کردم وهردو عمل را باهم انجام دادم.بعد از عمل زیر چشمهام گود شد وحالت چشمهام عوض شد حالا در قسمت پلک تحتانی چشمهایم هیچ تکیه گاهی ندارد و پوست آن قسمت به حدقه چشمم چسبیده وچشمهایم در پلک پایین آن حالت پری را ندارد و فاجعه در آنجا بودکه خطوط همچنان سرجایش هست وقتی به دکترم معترض شدم که من میخواستم این حلقه های زیر چشمم برود ،حالا هم چشمهایم گود شده ،هم این چشمهای من نیست .گفت خانم شما پف داشتید ومن در اینمورد همه چیز را توضیح داده بودم گفتم یعنی بمن گفتید چشمهایم تغییر حالت میده ومن این کار را کردم .کدام آدم عاقلی قبول میکند حلقه های زیر چشمش برود بشرط اینکه حالت چشمهایش عوض شود.او دروغ گفت ولی من چطور میتوانستم ثابت کنم.البته الان با یکسال تحقیق این نتیجه ها رو گرفتم که هردو قابل حله ولی انجام این کار توسط خانواده ام غیر ممکنه چون از چند سال پیش وکار من خاطره خوشی ندارند واینکه هنوزم مدام سرزنشم میکنندبعد از اون عمل من تا یکسال اصلا از خونه بیرون نرفتم وبا هیچ کس حرف نزدم والان تقریبا سه ساله که با خانواده ام بیرون رفته ام ولی دیگه تنهایی هیچ جا نرفتم دانشگاه میرفتم که اون هم نصفه ول کردم الان سی سال دارم پسری که باهاش دوست بودم الان سی و پنج ساله است بهیچ وجه نمیتونم این بینی وچشمها را تحمل کنم حاضر هم نیستم پیش مشاور برم چون نهایتش میخواد منو راضی کنه با شرایط جدید کنار بیام ولی اگه قراره با این چهره تا آخر عمر سر کنم چرا بیرون را تحمل کنم بنظرم خونه از هرجای دیگه امن تره نهایتا مگه قراره چند سال دیگه زندگی کنم . اون پسر بار سوم یا چهارم بود که هم رو میدیدم وبمن پیشنها ازدواج داد خیلی رو راست بود دروغ نمیگفت با یکی هم قبل ازمن دوست بوده که قصد ازدواح داشتند که سر مهریه بهم خورده بوده . بعد از دیپلم شروع بکار کرده که الان در بازار یک مغازه پوشاک داره که وقتی بیست وشش سالش بوده اون مغازه رو خریده ، مرد با اراده ای یه ،رفتارهای بچگانه نداشت یک جورایی هم کار های خونه اشون وخرج خونشون با او بود ،کلا چیز بدی نداشت .فقط یک کم زیادی مغرور بودوبعد از جواب منفی من فکر میکنم خیلی منو دوست داشت که منو رها نکرد وبره .ولی الان قضیه خیلی فرق میکنه چون خیلی وقته منو ندیده وحالا که می بینه فقط تلفنی باهاش حرف میزنم رابطه امون یه جورایی سرده .

1 پاسخ 1

اینطور که شما ذکر کرده اید مورد مناسبیه اما اگر قصد ازدواج دارید به این قایم باشک بازی خاتمه بدین و زود تر تکلیفتونو روشن کنید. با این خصوصیاتی که شما ازون گفتید حتما بهتون کمک میکنه. اما باید از لحاظ وضعیت اعصاب وروان بررسی بیشتری بشین: آیا سابقه وسواس یا هر گونه ناراحتی اعصاب وروان دیگه ای ندارین(از جمله فکر مرگ که ظاهرا هم دارید و این دلیلی بر بی ثباتی روانی شماست)؟ حتی در صورت منفی بودن پاسختون باز هم مشاوره و درمان به شما کمک میکنه.

برگرفته از : http://www.drvalipour.ir/ (دکتر محمد والی پور)



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

(از عمل بینی ناراضیم)