پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام من زنی 26 ساله هستم شش سال پیش ازدواج کردم یه دختر 4 ساله دارم .شوهرم اعتیاد دارد شاید از ده سال قبل از اینکه من وارد زندگیش شوم .شوهرم از من هم پول می دزده گوشواره های دخترم را دزدید وفروخت وبا وقاحت تمام گفت بچه خودش آنرا گم کرده در حالیکه ما اصلا از خونه بیرون نمیریم .مدام پشت در طلبکار میاد و میره .منو کتک میزنه حتی دخترمو .فحاشی میکنه .آز عالم و آدم توقع داره .فوق العاده خالی بنده تا حالا 11 بار خواسته ترک کنه چند بار عیدها اونهم زمانیکه همه دارن میخندن ومیرن میهمونی ماباید بمونیم خونه وآقا در رختخواب، تا به خیال خودش ترک کنه . خانواده اش منو مسبب بدبختی پسرشون میدونن ونسبتهای ناروا بمن میدن .پسرشون دزدی میکنه از مردم ،نیششو بمن میزنن.چند ماه پیش از فرش فروشی سر کوچه سه تا فرش گرفته که من اصلا خبر نداشتم تا اینکه در خونه آمدن وقتی به مادر شوهرم گفتم به تموم آبا و اجداد من فحش داد. من اصلا نمیدونم فرشها رو چی کار کرده . شوهرم مطمئنا از لحاظ عقلی مشکل داره وگرنه با آبروی من اینطوری بازی نمیکرد.چند روزه به دخترم فقط نون خالی دادم هیچکس نمیتونه بفهمه این یعنی چی .من حتی از مادر شوهرم بخاطر شوهرم سرکوفت میشنوم انگار من تو کارهای اون باهاش همدستم.خواستم برم کار کنم تا حداقل بچه ام از گرسنگی نمیره برای پرستاری از بچه ها در منزل مردم ولی هیچکس منو با بچه قبول نکرد حتی برای نظافت.تا حالا ده بار رفتم خونه بابام ولی هیچی عوض نشده پدر ومادرم وقتی من سه سالم بود از هم جدا شدن ومن زن بابا دارم و از پدرم دو تا پسر داره وقتی دیشب اومدم خونه اینها برادر ناتنیم بمن حمله ور شد ومن و خواهرم رو زد خواهرم دوساله از شوهرش جدا شده شوهر اونهم معتاد بو دوخانم باز.چشم وچال منو خواهرم کبود شده من شدیدا پهلوم در د میکنه امروز وقتی خواستم برگردم خونه خودم بابام نذاشت به مادر شوهرم زنگ زدم با پسرشون صحبت کنه منو نزنه من اصلا توخونه اون امنیت جانی ندارم مگه من ازش چی میخوام مادر شوهرم گفت من وپسرش اصلا براش مهم نیستیم خودمون باید مشکلاتمون رو حل کنیم .اونها فقط میخواستن برای پسرشون زن بگیرن تا از دست آزار و اذیتهای اون خلاص بشن وهیچکس رو پیشونی بلندتر از من پیدا نکردن .اونا میدونستن اون معتاده ودزدی میکنه .پدرم وبرادر ناتنی من چاره ندارن چون برادر م بتازگی قراره با دختری عقد کنه میگه این خواهرمون که طلاق گرفته برگشته اومده تو هم که وضع وحالت اینه خانواده دختری که باهاشون قراره وصلت کنم از من نمی پرسن چرا خونواده شما اینجوری ان ؟من به اون حق میدم .دکتر بخش اینها همه رو گفتم که بگم با این مرد اصلا نمیشه زندگی کرد مشکلاتی که داره خیلی بزرگه مهمتر اینکه همینکه خونواده اش اونو از سر خودشون باز کردن وبه جون من انداختن دیگه مسئولیتی در قبال من نمی بینند.در آخر یکی از آشناهام بمن گفت ازش طلاق بگیرم وقتی گفتم خونواده خودم هم منو قبول نمیکنه من کجا برگردم گفت بچه رو بده به شوهرت یا خانواده اش گفت من با کلفتی هم میتونم نون خودمو در بیارم چرا باید یه شوهر عوضی رو تحمل کنم .من توجوونی لرزش دست دارم اصلا فکرم کار نمیکنه توخوابو بیداری کابوس میبینم .بچه امو نمیتونم بسپرم دست خانواده شوهرم چه برسه به شوهرم .تا مشکل کاریم حل نشه نمیتونم بچه امو با خودم داشته باشم میدونم اونا بچه امو نگه نمیدارن بچه ام بیش فعاله وهیچکس تحمل وحود بچه ام رو نداره .من اگه کار پیدا کنم می برمش پیش خودم ولی ...دکتذ شما میگین چی کار کنم زن بابام دیشب از خونه بخاطر من قهر کرده رفته بابام وبرادرهام بامن سرسنگینند من جایی رو ندارم برم چیکار کنم آیا جایی هست از زنی که کسی رو نداره حمایت کنند.من حاضرم با معتاد جدیدی زندگی کنم ولی با این مرد عیاش و خوشگذرون و حقه بازو خالی بند نه.شما میگین چی کار کنم.دوست دارم ده سال بگیرم بخوام ..جوابمو بدین آقای دکتر بی صبرانه منتظرم.

1 پاسخ 1

از اینکه سرگذشت اسفناک شمارو مطالعه کردم بسیار متاثر شدم. شما میتوانید هرچه سریعتر مشکلتان را با اورژانس مخاطرات اجتماعی 123 درمیان بگذارید. این اورژانس دارای مددکاران اجتماعیست و برای قربانیان خشونتهای خانوادگی و افرادی مثل شما بوجود آمده. در ضمن ای سوال شما هیچگونه سنخیتی با سوال قبلی شما که جراحی زیبائی بینی کرده بودید ودنبال مورد ازدواج بودید ندارد. لطفا صراحت و صداقت را در سوالهای مطروحه رعایت فرمائید.

برگرفته از : http://www.drvalipour.ir/ (دکتر محمد والی پور)



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده

() (مادر شوهر عوضی) (شوهر عوضی)