پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


سلام 19 سالمه افسردگی دارم و به پزشک مراجعه کردم و خواستار دارو شدم پزشکم به من دارو دادن و ولیم ن از دارو ها استفاده نکردم و ریختمشون دور فقط 2 بار خوردمشون که یکی از قرص ها باعث می شد من در حالت توهم باشم در نتیجه من دارو ها ور رها کردم و به خودم تکیه کردم و تا اینجا خوب پیش اومدم و دارم پا می گیرم و انشالله بهتر هم می شم و به همه می فهمونم من می تونم اما متاسفانه کنترل رفتار هام رو ندارم علتش کاملا مشخص هست و اون بی توجهی مادر و پدرم در سنین کودکی هست من حسی نسبت بهشون ندارم وپدرم را که عاشفانه دوستش داشتم دیگر دوست ندارم . فرزند کوچک خانواده هستم و مادرم در زمان بار داریه من استرس های زیادی داشته اند به طوری که من در بچگی به هیچ عنوان نمی خندیدم و مادرم این موض را بارها برایم می گوید و از عجیب بودن آن می گوید دو فرزند دیگر که از من بزرگتر هستند حالت های کاملا عادی دارند اما من به خاطر اختلال در رفتارم بیشتر مورد توجه هستم به طوری که اجازه نمی دهند من حتی از خیابان رد شوم من 19 ساله می شوم وهنوز با من مثل کودکی خرد سال برخورد می شه با اینکه دو فرزند دیگر بارها بی عرضه گی خود را نشان داده اند ومن بارها نشان داده ام که می توانم اما باور نمی کنند آن دو با من یکی 5 سال و دگری 2 سال تفاوت سنی دارند . من مایلم آزادی بیشتر در خانواده به من داده شود ولی اینگونه نیست پدرم به من اعتماد می کند ولی مادرم رهایم نمی کند به طوری که حتی اگر مدرسه بروم و یا باشگاه دنبال من می آیند و این کارشون باعث شد من یکسال از زندگی تحصیلی خودم عقب بیوفتم . من به شدت خشمگین و عصبانی می شوم داد می زنم و رو در رو با مادرو پدرم درگیر می شوم و احترام هم نمی شناسم البته دست خودم نیست . حدود یکسال می شود با کسی رابطه ندارم حرف هم نمی زنم و از 24 ساعت 16 ساعت ر و باخودم و در اتاقم و پشت کامپیوتر می گذرونم وو آهنگ های غمگین گوش می دم و بی خود می زنم زیر گریه . مشت می زنم تو دیوار و به خودم اونقدر فشار عصبی وارد می کنم تا صعف کنم و بیهوش بشم و خوابم ببرم 3 بار اقدام به خود کشی داشتم . دیگه روانی بودن داره بهم ثابت می شه . نمی تونم جلوی خشمم رو بگیرم و اگر کی اذیتم کنه دستم برسه اون فرد رو آزار می دم و اگه دستم نرسه خودم رو آزار می دم . مشکل من چیست ؟ آیا بهتر نیست من رو به تیمارستان بسپارند من با هیچ انسانی برخورد نداشتم یکساله دارم فقط ریخت افراد خانواده خودم رو می بینم نه فامیل و نه دوست . من باید به تیمارستان مراجعه کنم وااونجا بمونم؟ آیا این برا من بهتر نیست؟ ؟؟؟؟؟

1 پاسخ 1

از اینکه با رفتارتون و بدون کمک گرفتن از دارو تونستید لیاقت خودتونو اثبات کنید بسیار خوشحالم. اما ظاهرا شما مسیر طولانیتری برای این امر در پیش دارید که از شما ساخته است. در این مسیر دارو به شما به اضافه رواندرمانی خیلی کمک میکند.

برگرفته از : http://www.drvalipour.ir/ (دکتر محمد والی پور)



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده