پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


با سلام آقای دکتر من در مورد این مسائل اصلا با پزشکم صحبت نکردهام و وقتی به این نتیجه رسیدم که سوالات سایرین را مطالعه کردهام. آیا باید این مطالب با پزشکم درمیان بگذارم؟ و مطرح کنم که دو قطبی هستم یا خیر مطالب را مطرح کنم و تشخیص رو به عهده خودشون بگذارم؟-به عنوان یک پزشک مستقل-. آیا شما با نظرمن در مورد اینکه من در کودکی بیش فعال بودهام موافق هستید؟ لطفآ همانند موارد گذشته که لطف کرده و به سوالاتم پاسخ دادهاید به این سوالم هم مجزا پاسخ دهید پیشاپیش ممنونم. چرا این بیماری در این موقع بروز کرده -26 سالگی- چرا پس از این همه مدت درمقالاتتون ذکر کرده بودید در اثر یک بیماری و حادثه خاص این بیماری بروز می کنه( من تا به این سن در محیط بسیار پر تنشی بودهام نه از جانب خانواده بلکه به خاطر مشکلات جسمانیم- از دست تقدیر و نمی دانم که با چه نام بخوانم اتفاقی برای من در دوران نوزادی پیش آمده که منجر شد که من یک سینه خود را از دست دهم یعنی اصلا رشد نکرد حال شما میزان فشار عصبی از بابت این مسئله را ارزیابی کنید که با چه مشکلاتی دسته پنجه نرم کردها مهمیشه رفتن به مهمانیها ، خرید لباس برای من مصیبت بود چون به سختی می توانستم لباسی انتخاب کنم که مناسب سن و از طرفی وضعیت ظاهر را حفظ کنم واقعآ درد آور بود و هست شاید باور نکنید ولی حقیقت محض است در سن 19 سالگی جراحی Body image برام انجام شد فرض کنید همه تو بیمارستان چطور با من رفتار کنند همه وقتی برگه پذیرش را می خوند فکر می کرد مامان را برای بستری شدهان بردیم بعد من با سر افکندکی می گفتم منم واقعآ فکر کنید یک دختر 19 ساله چه حالی می شه بعد از عمل بدتر ضربه روحی عمرم را خوردم که تا عمر دارم فراموشم نمی شه در هیچ شرایطی؛ دکتر به من گفته بود اصلآ عکس نشان داد که من یک سینه مثل اونکه سالم است برات درست می کنم ولی نتیجه بر عکس در امد یک چیز درست کرد که اصلا شبیه سینه نیست فقط از شکمم پوست و چربی ور داشت گذاشت به جای سینه مثلا عمل زیبایی بود حالا تمام بدنم پر از جای عمله در قسمت زیرین شکمم اسکاری به قطر .5 الی 1.5 سانت به وجود آمد ...... -دکتر واقعآ عمل خیلی سختی بود یک هفته تو بیمارستان موندهام از شدن درد نمی تونستم نفس بکشم نمی تونستهام از تخت پایین بیام فکر می کنید من چقدر زجر کشیدم حالا که می گم زجر آور است و گریه ام می گیره چه برسه تو اون فضا باشی- خلاصه سه ماه نمی تو نستم بشبنم فقط می خوابیدم نمی تونستم از تختم بلند بشم باید یکی منو بلند می کرد بعد از سه ماه فقط یک ساعت می تونستم مدام بشینم فرض کنید من چطور به دانشگاهه می رفتم و درس می خوندهام خلاصه بعد از یک سال وضعیت جسمانی 50 درصد بهبود ی داشت ولی با آن وض روحی ؛ بگذریم باور کنید درس خوندن امتحان دادن برای من تا 2 سال پیش مصیبت بود دکتر وقتی پشت میز می نشستم شکمم که چربی و پوست ور داشته بودن تا دو سال پیش می سوخت حالا که زیاد سر پا وایمیستم جای عملم درد می کنه از همه بدتر سینه و بازو و زیر بغلم درس خوندن برای من با اعمال شاقه بود و برای قبولی تو کارشناسی ارشد و گرفتن لیسانس با این وضع درس خوندهام برای آمادکی به کنکورهای پارسه ثبت نام کرده بودهام دو هفته یک بار امتحان آزمایشی می دادایم یعنی 4 ساعت سر جلسه امتحان می نشستم وقتی بر می گشت مبه قدری سینهام بازوم درد می کرد که باور کنید دردش منو می کشد با این اوصاف من ادامه دادهام درس مرا خوندهام تو کارشناسی ارشد هم مشکلات روتین دانشجویی حین تحصیل با اساتید ،نبود رفرنس، امتحان زبن، برای دکتر پروپزال نوشتن و پذیرش گرفتن بعد لغو پذیرش به خاطر کم بودن نمره زبان و مشکلات پایان نامه ، بحث های سر جلسه دفاع ، نوشتن مقاله و........... -واقعآ ببخشید هر دفعه تصمیم می گیرم مختصر ومفید بنویسم ولی نمی تونم واقعآ سپاسگذارم برای اولین بار می تونم این حرفها رو به کسی بگم- هیچ کس از دوستان و اقوام از این مسائل خبر ندارند همه فکر می کنند من یک فرد راحتیم که به اینجا رسیدم برای همین این حرفها رو تا به حال به کسی نگفتم شما اولین نفر هستید واقعا از اینکه این فرصت رو در اختیار من قرار دادهاید ممنونم . حالا با توجه به این اوصاف چرا این بیماری در اوج ناراحتیهای من بروز نکرده و حالا بروز می کنه؟ آیا می شه تشخیص را با توجه به بکراند من تغییر و گفت که افسردگی است . می دونم در نتیجه هیچ تغییری ایجاد نمی شه و من باید درمان بشه ام. سوال آخرم هم در مورد مراجعه به روانشناس است به نظر شما با توجه به بیماری من و اینکه حتی یک ابسیلون بهبودی وجود نداشته و هر روز وضعم از روز قبل بدتر می شه و گاهآ می گم بمیرم که تا از این افکار حداقل راحت بشم را توصیه و تجویز می کنید من تا حال از پزشکم نپرسیدم و ایشون هم چیزی نگفتن.در آخر مجددا از بابت وقتی که برای خواندن و جواب دادن به سوالات من اختصاص می دهید متشکرم.

1 پاسخ 1

میدونم که برای دختری به سن و سال شما این مسالۀ ظاهری میتونه خیلی مهم باشه ، اما به نظر من این مسئله کلیت زندگی شما را تحت تاثیر قرار داده.پروتزهای سینه نیز برای حل این مسئله موجود هستند. با تمام این مشکلات شما از روحیۀ بسیار خوبی برخوردار بوده اید واین جای بسی افتخار میتونه براتون باشه، چیزی که ظاهرا برای شما اصلا جلب توجه نکرده. با این حال بهتون توصیه میکنم داروتونو ادامه بدین و نظام ارزش گذاریتونو عوض کنید.

برگرفته از : http://www.drvalipour.ir/ (دکتر محمد والی پور)



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده