پرسشکده مرجع پرسش و پاسخ فارسی ایران

مسئله‌ی مهم آن است که هرگز از سؤال‌کردن دست برندارید. برای هر حس کنجکاوی، یک پاسخ وجود دارد.

نمی دانید؟! بپرسید!

می دانید؟! پاسخ دهید!


با سلام خدمت خانم دکتر عطائی ..واقعاً ممنونم که این امکان را فراهم آوردید که ما ساکنین مناطق محروم هم بتوانیم از خدمات شما بهره مند شویم...خانم دکتر من پسری هستم 28 ساله و مجرد ساکن یکی از مناطق محروم در جنوب کشور .....من از دوران دانش آموزی سرآمد همه فامیل بودم..در درس و تحصیل ...همیشه مرا به عنوان زرنگ ترین فرد فامیل می شناختند...خودم هم همیشه به درس علاقه داشتم...شاید به دلیل اینکه آدم منزوی و درونگرایی بودم یا به دلایل دیگر کلاً همیشه علاقه وافری به درس و تحصیل داشتم...اما متاسفانه به دلیل کمبود امکانات در اینجا نتوانستم در رشته ای بهتر از فیزیک دانشگاه علم و صنعت قبول شوم...در همان سالی که فیزیک دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شدم در دانشگاه ازاد هم رشته مهندسی شیمی قبول شدم..به دلیل علاقه ام به رشته مکانیک و اصرار اطرافیان مبنی بر داشتن بازار کار بهتر علی رغم میل اولیه که هیچوقت حاضر نبودم دانشگاه ازاد را برای ادامه تحصیل انتخاب کنم به هر نحو در رشته مهندسی شیمی دانشگاه آزاد ادامه دادم...اما همیشه به دنبال ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر در دانشگاه دولتی بودم...پس از خدمت سربازی در آزمون ارشد پذیرفته نشدم اما موفق شدم در آزمون استخدامی شرکت ملی نفت پذیرفته شوم و به عنوان کارمند رسمی وزارت نفت مشغول به کار شوم...اما روز به روز بر عطش ادامه تحصیلم افزوده شده با توجه به آنکه اغلب فامیل هم در دانشگاههای دولتی ادامه تحصیل دادند. اما از وقتی کارم را شروع کردم احساس می کنم اشتباه کردم هر روز این فکر مثل خوره به جونم افتاده که اگر فیزیک را ادامه می دادم الآن با توجه به دانشگاه معتبری که بودم حتماً تا مقطع دکترا ادامه داده بودم حتی در بهترین دانشگاههای ایران یا خارج از کشور.. و الآن شغلم استاد دانشگاه بود شغلی که آلان فکر می کنم با تمام وجود دوست دارم و با روحیاتم سازگار تراست...تدریس را بر کار درصنعت ترجیح می دهم ..در واقع تدریس در دانشگاه برام یک رویا شده...اما متاسفانه نمی توانم بش دست پیدا کنم...چون فرصتی ندارم..دوستانم بهم میگن ناشکری نکن تواین اوضاع بیکاری کارمند رسمی وزارت نفت شدن خیلی خوبه از دستش نده و حتی میگن از کجا معلوم اگه فیزیک می خوندی به دکترا می رسیدی وکلی از این حرفها...اما من همش به گذشته فکر می کنم..مرتب مب گم اگه این کار رو می کردم یا اگه این جوری درس می خوندم اْلان مثلاً استاد دانشگاه بودم ..با سواد بودم ..الآن می گم در حق خودم و توانایی های خودم ظلم کردم...قدر خودم را ندونستم...آلان می توانستم به عنوان یک انسان با تحصیلات بالا چقدر عزت و احترام داشته باشم...چون به درس و علم خیلی علاقه دارم از درس خواندن و یادگیری خسته نمی شوم ...عاشق علم و یادگیری هستم....اما چه فایده قدرش را ندانستم...بعضی وقتها شروع می کنم درس بخوانم در کنار کارم برای کارشناسی ارشد باز هم این فکر ها می یاد سراغم و نمی گذارد درست درس بخوانم تا بتوانم ادامه بدهم...به گونه ای که حتی در کارم هم تاثیر گذاشته و بازدهی کارم را آورده پایین ...حتی ازدواج هم عقب انداختم که ادامه تحصیل بدهم شاید کمبودهایی که احساس می کنم به دلیل نرسیدن به خواسته هام برای ورود به دانشگاههای معتبر و تحصیل تا بالاترین مقاطع و تبدیل شدن به با سواد ترین افراد را جبران کنم...اما این افکار حسرت خوردن برای گذشته بدجوری گریبانم را گرفته زندگی شخصی - کاری- تحصیلی و حتی انگیزه درس خواندن و اعتماد به نفس هم ازم گرفته ...خواهش میکنم راهنمایی کنید چطور از فکر حسرت خوردن برای کارهای نکرده گذشته خلاص شوم چون آینده من رو داره نابود می کنه. ممنموم از لطفتون

1 پاسخ 1

یکی از نکاتی که از سخنان شما متوجه شدم این است که شما شخصی هستید که متکی بر عوامل بیرونی هستید و کمتر مسئولیت رشد خود را شخصاً برعهده می گیرید. مثلاً: به دلیل کمبود امکانات در فلان دانشگاه قبول نشدم، به دلیل اصرار اطرافیان فلان دانشگاه را قبول کردم. این گونه افراد از زندگی لذت نمی برند و با کوچکترین استرسی از پا می افتند. توصیه می کنم با آگاهی سرنوشت خود را دنبال کنید و آزادانه دست به انتخاب بزنید و وقت خود را به سرزنش و اگر و اگرها نگذارید. اگر واقعاً فکر می کنید در گذشته انتخاب اشتباهی داشتید حالا می توانید جبران کنید و ادامه تحصیل بدهید. اما اگر فقط به دلیل این که چیزی در گذشته اتفاق افتاده و حالا بنشینید و غصه بخورید مشکل حل نمی شود. به جای اینکه دنبال مقصر بگردید راه حل پیدا کنید. از چیزهایی که الان دم دست دارید لذت ببرید. به گفته شاعر: به امروز دقت کنید، زیراکه دقیقاً خود زندگی است. در دوره کوتاه آن همه چیز وجود دارد واقعیتهای هستی شما و تنوع آن. عظمت کار و حرکت، لذت رشد و تعالی، شکوه و زیبایی، زیرا دیروز فقط یک رویا بود و فردا فقط یک تصور است اما اگر امروز را خوب زندگی کنی هر دیروزی رویایی از خوشبختی است و هر فردایی تصوری امیدبخش است، پس به امروز دقت کن.

برگرفته از : http://www.drataie.ir/ (دکتر فرناز عطائی)



من پاسخ بهتری دارم !


عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده