جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    اختلاف قد زوجین تا چه حد مناسب است تا از نظر رفع نیازهای جنسی و رفتارهای عرفی مشکلی نداشته باشند؟ (ارضاء خوب و راحت) اگر اختلاف قد دو نفر که برای ازدواج تصمیم دارند حدود 20 سانتی متر مرد بزرگتر باشد مشکلی نیست؟ لطفا کامل و راحت بفرمایید.
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
یکی از مصادیق تناسب داشتن وهم کفو بودن زن وشوهر تناسب در قد داشتن است.اگر زن مقداری از مرد کوتاه قدتر باشدازجهت مسائلی که ذکر کردید مشکلی نخواهد بود.ولی لازم به ذکر است باید در انتخاب همسر به مجموع صفات و ویژگیهای ظاهری و باطنی نمره داده و به یک تصمیم برسید .همچنین دو دسته ویژگیها در گزینش مطرح است 1.اساسی 2غیر اساسی . تناسب قد از دسته دوم شمرده می شود. پس اگر در دیگر ویژگیها نمره کافی رادارد این مساله نمی تواند مشکل آفرین باشد ضمن اینکه این مقدار کوتاهتر بودن بین زوجین عادی و طبیعی وپذیرفته شده است.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
من الان ترم 7 می باشم و 26ساله ام و قصد ازدواج دارم با اینکه خدمت سربازی را گذراندم و خودم نیز تا الان با هیج نامحرمی حتی صحبت نکرده ام ولی نیاز به ازدواج دارم و تا حدودی هم اقدام کرده ام ولی پدر طرف می گوید که تا درسش تمام نشود (دختر خانم سال سوم می باشد) اجازه نمی دهد ولی دختر خانم با این امر (ازدواج) مشکلی ندارد من به خاطر اینکه ایشان نسبت به واجبات و حجاب و نماز اول وقت خیلی تقید دارند مایلم که با ایشان ازدواج کنم. ملاک های ایشان نیز معنوی ایمانی می باشد ولی با توجه اینکه من الان بیکار هستم و مشغول تحصیل می باشم با توجه به وضع اشتغال جامعه من صبر کنم که درسم تمام شود یا الان که دانشجو هستم اقدام کنم؟ من خانواده طرف چطور راضی کنم با اینکه دو بار خانواده ام با آنها تماس گرفته و جوابی نشنیده ام؟ لطفا مرا راهنمایی کنید.
حداقل اختلاف سنی به نظر شما چقدر باشد خوب است؟ برای ازدواج اختلاف قدها چقدر باید باشد؟ اختلاف مالی دو خانواده در چه صورت می تواند مشکل ساز شود؟
سؤال من در رابطه با مسأله آشنایی و ازدواج می باشد. می دانید که امروزه معیارهایی که برای شیوه ازدواج سنتی وجود دارد، اکثرا معیارهایی غلطی هستند و فقط به درد عده خاصی در جامعه می خورند. در این جور خواستگاری ها -که من خودم تعداد زیادی را تجربه کرده ام- موقعیت مالی و اعتباری و فامیلی پدر دختر و سایر وابستگانش است که همه چیز را تعیین می کند و این بین تنها چیزی که اصلا هیچ اهمیتی ندارد شخصیت و موقعیت خود دختر است که کاملا بی اهمیت است. از این رو خود من از مراسم خواستگاری شدیدا بدم می آید و خیلی دچار فشار روحی می شوم. از طرفی با توجه به اعتقاداتم در ارتباط با جنس مخالف شدیدا محتاط هستم و حتی در محیط تحصیلی و کاری ام هم به کسی اجازه نداده ام که پای این صحبت ها را باز کند و به قول معروف لاس بزند. از طرفی به خاطر این که پدر مادر خودم زندگی موفقی نداشته اند و من با اخلاق و روحیات پدرم خیلی مشکل دارم، یه جورایی به مردها بی اعتمادم و هیچ وقت دوست ندارم اختیار خودم را دست کسی بدهم. از این رو ازدواج برای من مثل آواز دهل شنیدن از دور خوش است، می باشد. یعنی همیشه خودم را قانع می کنم که ازدواج از نظر شرعی و عاطفی ضروریست، اما تا وضعیت جدی می خواهد پیش بیاید کاملا افسرده می شوم و می خواهم یک جوری خودم را از این وضعیت خلاص کنم. واقعا نمی دانم که با روحیات من اصلا امکان دارد که من به کسی علاقمند شوم یا به علاقه کسی اعتماد کرده و بپذیرم؟ اعتقاد دارم که فقط یک نفر در دنیا هست که می توانم با او خوشبخت شوم و همه را با تخیل خودم می سنجم. ولی آیا واقعا می توانم منتظر یک همچین فردی بشوم؟ من الان 26 ساله، مهندس و کارمندم، البته موقعیت خانوادگی خوبی ندارم اما توقع دارم با کسی ازدواج کنم که متناسب من باشد، نه متناسب پدر و مادرم. ولی نمی دانم این توقع درستی است؟ اصلا آیا کسی پیدا می شود که مرا فقط به خاطر خودم بخواهد؟
من با دختری از طریق درس و دانشگاه آشنا شدیم و هر دو مذهبی هستیم و بعد از مدتی چون معیارهایمان به هم می خورد تصمیم به ازدواج گرفتیم و خواستگاری هم رفتم ولی خانواده ها به دلایل بی خود مثل هم سنی و اینکه دختره اصفهانیه و من تهرانی مخالفت کردند ما علاقه شدیدی به هم پیدا کردیم و تحمل دوری از هم را نداشتیم و داشتیم به گناه می افتادیم عقد موقت خوندیم. قطعا پدر دختر راضی نیست ولی ما هم کفو هم هستیم و هنوز دنبال این هستیم که خانواده ها را راضی کنیم. مرجع من آقای خامنه ایی و مرجع دختر خانم آقای مکارم است. لطفا کمکمون کنین چه جوری ما خانواده ها رو راضی کنیم؟
من با دختری از طریق درس و دانشگاه آشنا شدیم و هر دو مذهبی هستیم و بعد از مدتی چون معیارهایمان به هم می خورد تصمیم به ازدواج گرفتیم و خواستگاری هم رفتم ولی خانواده ها به دلایل بی خود مثل هم سنی و اینکه دختره اصفهانیه و من تهرانی مخالفت کردند ما علاقه شدیدی به هم پیدا کردیم و تحمل دوری از هم را نداشتیم و داشتیم به گناه می افتادیم عقد موقت خوندیم. قطعا پدر دختر راضی نیست ولی ما هم کفو هم هستیم و هنوز دنبال این هستیم که خانواده ها را راضی کنیم. مرجع من آقای خامنه ایی و مرجع دختر خانم آقای مکارم است. لطفا کمکمون کنین چه جوری ما خانواده ها رو راضی کنیم؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed