جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    آیا روح وجود دارد؟ اگر وجود دارد چه دلایلی بر وجود آن هست؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
تمام شرایع آسمانی و پیروان آنها به وجود روح معترفند. و انسان را مرکب از جسم و روح می دانند. و حتی بسیاری از مشرکان نیز به وجود روح معترف بودند. لکن بین این افراد در چگونگی روح اختلاف نظر است. برخی از معتقدین به روح معتقدند که روح امری مادی و جسمانی است. لکن جسم لطیف است نه مثل اجسام عادی کثیفند اما عده ای دیگر معتقدند که روح امری است غیرمادی و مجرد از ماده. و مراد از روح در زبان عرف مردم نیز همین قول دوم است. فلذا از نظر معتقدین به روح غیرمادی (مجرد) گروه اول فقط اساسا معتقد به وجود روحند و در واقع امر منکر وجود روحند. معتقدین به وجود روح مجرد دلایل زیادی بر مدعای خود اقامه کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود.
1. علوم جدید اثبات کرده است که تمام سلول های انسان ها در طول عمرشان چندین بار به طور کامل عوض می شوند. یعنی سلول ها به مرور زمان از بین می روند و سلول های جدیدی جای آنها را می گیرند. در حالی که شخصیت انسان (من بودن انسان) از اول عمر تا آخر عمر ثابت می ماند. فلذا ما در هفتاد سالگی هم به یاد خاطرات دوران دبستان می افتیم و می گوییم من درسال 8 سالگی چنین کردم و چنان کردم. یعنی با این که تمام اجزاء بدن تا 70 سالگی چندین بار عوض شده است و «من بودن» شخص عوض نشده است. پس معلوم می شود که آن حقیقت ثابت که ما از آن تعبیر به «من» می کنیم غیرمادی است.
2. ما وقتی آن حقیقت خود (من) را تصور می کنیم می بینیم که آن «من» یکی بیش نیست. و قابل تقسیم به دو قسمت نمی باشد. حتی به صورت فرضی. در حالی که هر جسمی قابل تقسیم به دو قسمت است. پس آن چیزی ما از آن تعبیر می کنیم به «من» غیرمادی است.
3. محال است در آن واحد روحی یک جسم دو صورت موجود شود. در حالی که در ما می توانیم صورت های متضاد را با هم تصور کنیم، ما می توانیم سردی و گرمی، سیاه و سفید، شجاعت و ترس و ... را با هم تصور کنیم. پس در وجود ما چیزی وجود دارد که خواص جسم را ندارد. و غیرمادی است.
4. محال است روی یک جسم صورت نامتناهی نقش ببندد. در حالی که ما می توانیم در ذهن خود بی نهایت را تصور کنیم. و از این جهت است که می توانیم بگوییم اعداد بی نهایتند. پس ذهن ما که از شئون روح است غیرمادی است.
5. ما مفاهیم کلی مثال انسان، حیوان را ادراک می کنیم. در حالی که کلیات نمی توانند در عالم ماده وجود داشته باشند. آنچه در عالم ماده است، علی و حسن و بهرام و ... است نه انسان که وجه مشترک این افراد است. پس در وجود انسان چیزی هست که جایگاه مفاهیم کلی است و آن نمی تواند مادی باشد.
6. ما علم داریم و می توانیم چیزهایی را ادراک کنیم که نه ماده دارند و شکل و رنگ مثل مفهوم محبت، درد، لذت و ... و شکی نیست که اینها جسم نیستند پس در وجود ما چیزی هست که با این امور سخنیت دارد و محل این امور است.
7. امور جسمانی با مروز زمان از بین می روند یا کهنه و پیر و فرسوده می شوند. در حالی که ما آنچه را که در ذهن داریم همواره تازه می بینیم و هیچگاه موجودات ذهنی ما فرسوده نمی شوند. سیب مادی خراب می شود ولی سیب ذهنی ما همیشه سالم است. پس این صور غیرمادی هستند. بنابراین محل و جایگاه آنها نیز غیرمادی است.
جهت مطالعه بیشتر ر.ک:
معاد از دیدگاه امام خمینی.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
تمام پیامبران از طرف خداوند مبعوث شده اند که بشریت را به سوی رستگاری هدایت کنند و چون این وظیفه مهم از طرف خداوند بر دوش آنها قرار داده شده است، آنها دارای عصمت ذاتی هستند. یعنی به صورت ذاتی، خداوند به آنها یاد داده است چه چیز خوب است و چه چیز بد، چه چیز خیر است و چه چیز شر و چه راهی صراط مستقیم است و انسان را به سوی خداوند هدایت می کند و چه راهی کج است و انسان را از خداوند دور می کند. از طرف دیگر ائمه اطهار(ع) نیز بعد ازحضرت محمد(ص) دارای این خصلت هستند با این تفاوت که دارای عصمت موهوبی می باشند. زیرا با وجود اینکه راهنمای بشریت بودند اما به هر حال دین فقط یک پیامبر دارد و پیامبر اسلام هم حضرت محمد(ص) می باشند و تنها ایشان عصمت ذاتی دارند. یعنی وجود عصمت ذاتی لازمه پیامبر بودن و عصمت موهوبی لازمه امام بودن است. در نتیجه به هیچ عنوان حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) گناه نمی کردند و در تشخیص خوب و بد، خیر و شر و صراط مستقیم و راه نادرست دچار شک و شبهه نمی شدند. از طرف دیگر هر مسلمان در 24 ساعت شبانه روز 17 رکعت نماز را در 5 نوبت می خواند. جدا از اینکه افرادی مانند حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) نماز شب 11 رکعتی را نیز می خواندند. در طول نماز هر مسلمان از خداوند می خواهد که «اهدنا الصراط المستقیم؛ ما را به راه مستقیم هدایت کن»، اگر افرادی مانند حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) که ذاتی در راه درست و مستقیم قرار گرفته اند چرا از خداوند طلب هدایت می کنند؟ این چه صراط مستقیمی است که خود حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار(ع) نیز در جستجوی آن هستند؟ و اگر این صراط مستقیم، اسلام است، با عصمت این افراد تناقض دارد! که چنین چیزی امکان ندارد، زیرا در وجود عصمت وی‍‍ژه ای که این افراد دارند شکی نیست. پس این صراط مستقیم چیست که این افراد خاص خداوند هم در یافتنش ازخداوند درخواست هدایت می کنند؟
طرف بحث من در این جریان انسانیست که هنوز دینی را نپذیرفته و در ابتدای راه برای تشخیص مسیر صحیح برای زندگیست. در مورد حجیت عقل تنها دلیل که بنده به شخصه شنیده ام اینست که ما ابزاری نداریم که به وسیله آن راه را تشخیص دهیم و در ابتدای کار مجبور هستیم که به عقل متوسل شویم. (باز هم متذکر می شوم که منظورم انسانیست که در ابتدای مسیر تعقل برای تشخیص مسیر صحیح قرار دارد. یعنی هنوز در حجیت عقل بحث می کند.) پس ما مانند کسی هستیم که در بیابانی گم شده ایم و یک راهنما که همان عقل است ما را به سوی آبادی هدایت می کند. اما سؤالی که برای من ایجاد شده است اینست که:
ما به ناچار به عقل متوسل شده ایم، چون ابزار دیگری برای تشخیص راه نداریم ولی در مورد اینکه آیا عقل حتما راه صحیح را نشان می دهد چیزی نمی توانیم بگوییم. اینکه آیا اگر با یک استدلال منطقی به موضوعی رسیدیم، همان واقعیت است یا خیر؟‌ مشخص نیست.
اگر گفته شود که اگر راه صحیح تقعل که همان منطق است پیموده شود به نتیجه ای منطقی خواهیم رسید قابل قبول است، اما همین قوانین منطقی از عقلی نتیجه شده اند که به ناچار هدایت او را پذیرفته ایم و محکی برای اینکه آنچه که عقل نشان می دهد عین واقعیت است نداریم. اگر این استدلال صحیح باشد هیچ نتیجه گیری عقلی را نمی توان عین واقعیت دانست. اگر چه باید آن را پذیرفت چون ابزار دیگری در شناخت نداریم. خلاصه اینکه پذیرفتن عقل به عنوان هادی بهترین کار است اما چه محکی وجود دارد که به ما نشان دهد آنچه عقل می گوید همان واقعیت است؟
در اسلام نسبت به رابطه بین جنس مذکر و مؤنث و همچنین اختلاط بین این دو سفارشاتی وجود دارد و می دانیم که هر چه در اسلام به آن امر و نهی شده ایم حکمتی دارد. لطفا حکمت اینگونه سفارشات را بفرمایید.
اگر روایتی مبنی بر اینکه حضرت نوح(ع) دومین پدر ماست (پس از حضرت آدم) وجود دارد لطف کنید برای من بفرستید.
ضررهای استمناء (جلق) ‌چیست؟ آیا در افرادی که این عمل زشت را انجام می دهند تغییرات خاص به وجود می آید؟ در صورت وجود ضررها آیا این آسیب های وارد شده به بدن مانند کوچک شدن پشت کمر (محل بالای ران) آیا راه درمان هم دارد یا نه؟ (به این سؤال به صورت کامل توضیح داده شود.) افرادی که این عمل را انجام می دهند در مدت زیادی مانند 4 الی 5 سال چه ضررهایی به آن ها وارد می شوند و آیا خوب می شوند؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed