جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    نزول کردن چی هست؟ اگر کسی نیاز به پول داشته باشه و بخواهد طرف پول دهنده را راضی کنه به مبلغی سود حداقل بانکی یا حداکثر بانکی و یا اگر کسی نیاز مبرم به پول زیاد دارد و شخص قرض دهنده پولش در بانک به صورت طویل المدت باشه و به خاطر مشکل اون فرد پولش را از بانک در بیاورد و به اون با همان سود بانکی بدهد ایا این نزول محسوب می شود؟ خلاصه امر چه جوری پول قرض باید کرد و بازپرداخت نمود که هم طرف قرض دهنده راضی و متضرر نشود و هم سودی به رضایت طرفین دریافت نماید؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
نزول همان ربا و حرام است اگر مبلغی پول از کسی قرض کنید و در آن شرط شود که علاوه بر بازگشت پول مبلغی اضافه به قرض دهنده بدهید ربا محسوب می شود. هر جا که از قبیل شرط و قرارى باشد ـ ولو با رضایت ـ صحیح نیست؛ ولى اگر شما پولى مثلاً صد تومان را به عنوان قرض الحسنه بگیرید و بعد بدون قرار قبلى آن شخص، مقدارى روى آن بگذارید و با رضایت به قرض دهنده بدهید اشکال ندارد. بلکه مستحب است که انسان چیزى را که قرض کرده در هنگام برگشت چیزى اضافه بدهد. البته اگر بخواهید این امر به صورت شرط و قرار باشد باید در قالب معامله این کار را انجام دهید روش های ذیل پیشنهاد می شود:

T}همه مراجع:{T اگر پول را از شخصى بگیرید و هر ماه به طور مشخص سود بدهید ؛ ربا و حرام است و براى دورى از ربا، چند راه وجود دارد: 1. گیرنده پول را وکیل کنید تا با پول شما، کالایى بخرد و آن را به هر کس که بخواهد (هر چند به خودش)، به صورت نسیه بفروشد. در هر ماه مبلغ مشخصى (على‏الحساب) به شما بدهد و در پایان باقى‏مانده را - که شامل اصل پول نیز مى‏شود - به شما برگرداند.V}توضیح المسائل مراجع، احکام وکالت، م 2108.{V 2. او را وکیل کنید تا با پول شما کار حلال و مشروع نماید. هر چه سود به دست آید، به شما تعلق مى‏گیرد و به او حق وکالت بدهید. 3. با او عقد مضاربه انجام دهید؛ به این ترتیب که سرمایه از شما و کار از او. سودى که حاصل مى‏شود، بین هر دو - به نسبتى که در عقد قرار مى‏گذارید - تقسیم مى‏گردد. در مضاربه لازم است نسبت سهم، و درصد سود تعیین گردد. به عنوان مثال قرار مى‏گذارند هر چه سود حاصل شد، مقدارى از آن (نصف، یک سوم و...) به مالک تعلق گیرد و مقدارى از آن به عامل.V}العروه الوثقى، ج 2، کتاب المضاربه و توضیح المسائل مراجع، احکام وکالت.{V T}تبصره.{T در قرارداد وکالت، مضاربه و مانند آن، مى‏توانید هر شرط مشروعى در ضمن آن قرار بدهید.


برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
وقتی آدم نامزد میشه پسره آدم رو دوست داره یا خوشش میاد مثلا یک ماه ... آدم چیکار کنه که وقت زیادی نیاز به شناخت داره چیکار کنه که طرف هم بفهمه ... ؟ اگر آدم شغل خوبی داشته باشه که پولش خوب باشه از کجا بفهمیم اون پسر به خاطره پول نیست و آدم صادقی هست کلا ... منظورم این هست که چیکار کنیم زود عاشق نشه طرفمون و دلش نشکنه ... چون بعدش اثراتی مثل نفرت و ... به وجود میاد ... و شناخت حداقل برای 3 الی 4 ماه نیاز هست برای یه دختر که میخاد زندگی کنه ... آیا اصلا برای دومین بار یعنی نامزدی دختر نظر میده بعد از مدتی که شناختن همدیگه رو ... آخه نامزدی برای شناخت هست نه عاشق شدن ... اونم موقعی که آدم نمی دونه با کی طرف هست هنوز پسر رو نشناخته ... این دو برام مهم هستن:
1. اینکه به خاطره پول کسی با آدم ازدواج نکنه.
2. صادق باشه.
این دو مسأله به وقت حداقل 3 الی 4 ماه وقت نیاز داره ... کمک کنید چطوری بفهمم... راستی مشه رو راست با طرف صحبت بکنم مثلا بگم دوست دارم کسی که باهاش ازدواج می کنم بخاطره پول منو نخواد؟ آیا اینطور لحن به یه پسر بر میخوره ... اگر می خوره شما بگید باید چطور رفتار کرد ... نگید باید از اعمالش فهمید چون نمیشه یعنی من راضی نمی شم دوست دارم با طرفم حرف بزنم و مشکلم رو حل کنم پس شما باشید چه لحنی به کار می برید؟ مثلا آدم میشنوه که دو نفر برای هم هدیه میخریدن تا یک ماه بعد بهم خورده یعنی دختره و بعد پسر ناراحت شده ... آدم می ترسه دیگه ازدواج کنه ... پسره ناراحت شده چون دختره رو دوست داشته. شایدم غلت هست ... پس اگر دوره نامزدی برای شناخت هست این مشکلات از کجا میاد؟ شاید هم با هم قرار گذاشتن ... خلاصه در مورد 1 و 2 که گفتم برام مهم هست و اینکه بگید آیا با هم قرار میزارن که همدیگرو میخان بشناسن یا با هم باشن اون هم بعد از مدتی؟ چون از اول نمیشه قرار گذاشت چون ممکنه خوششون نیاد.
درباره شرکت یا مضاربه و احکام ربا توضیح دهید. من چند میلیون سرمایه را در اختیار کسی قرار دادم تا روی آن کار کند و از این طریق درآمدی ماهیانه داشته باشم تا برای اموری مثل ازدواج و کسب و کار در آینده از آن استفاده کنم. عامل بر روی سرمایه ماهیانه مبلغ معینی را به من پرداخت می کند. آیا این امر مشمول حکم ربا می شود؟ و آیا به آن خمس تعلق می گیرد؟ لطفا توضیح دهید و راهنمایی کنید.
من جوانی 19 ساله هستم و ترم آینده وارد دانشگاه می شوم قرار است به یاری خدا نمایندگی کارخانه ای را در هر شهری که باشم بر عهده گیرم من نمی خواهم ذره ای درآمد حرام وارد زندگی ام شود حال می خواهم شرایط کار را برایتان بنویسم تا اگر خلاف شرعی دیدید لطف نموده مرا آگاه سازید. محصول این کارخانه لوله های پولیکاست مواد اولیه اش یا دولتی و یا آزاد تهیه می شود درصد استفاده از مواد اصلی به فرعی آن قرار است مثلا 70 به 30 باشد که نه در این کارخانه نه در کارخانه های دیگر معمولا رعایت نمی شود البته مشتری کیفیت کار را می بیند دلیل رعایت نکردن درصد گفته شده مشکل اقتصادی است و سود حاصل از کار را خیلی زیاد کاهش می دهد. برای گرداندن این کارخانه از پول نزول هم به اجبار استفاده می شود و نیز به دفعات پیش می آید که حقوق کارکنان کارخانه و قسط بانک ها عقب بیفتد که باعث ناراحتی کارکنان و بانک ها می شود ولی به هر حال در حال حاضر چرخش می چرخد. حال اگر من قصد فروش این محصول را داشته باشم از لحاظ شرعی چند درصد می توانم روی آن سود بکشم؟ و حق باربریی را که می دهم روی قیمت بکشم؟ و نیز می توان قیمت نقدی و چکی را متفاوت بگذارم و قیمت چکی تا چه حد می تواند گران تر از نقدی باشد؟
«قرآن و مخالفان صحابه»
خداوند در قرآن می فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْأِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَی عَلَی سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَأَجْراً عَظِیماً»(الفتح: 29) «محمد فرستاده خداست و همراهانش برکفار خشن و در بین خود مهربانند و می بینی آنها را در حال رکوع و سجده که جویای فضل خدا و خشنودی اویند اثر سجده درچهره های ایشان مشهود است داستان ایشان در تورات و انجیل است ایشان (صحابه) مانند زراعتی هستند که ساقه سبز خود را بیرون دهد پس آن را قوی گرداند و سپس محکم بایستد برساقه خود و زراعت کاران را به شگفت و کافران را به خشم آرد و الله به مومنان نیکوکار ایشان وعده مغفرت و پاداش عظیم می دهد».
«والذین معه» یعنی کسانی که با اویند یعنی یاران او را خداوند جل جلاله به صفاتی ارزنده وصف نموده است از جمله: «آنها در مقابله با کفار سخت و خشن اند و در بین خود مهربانند.» و سپس می فرماید «آنها مردمانی اند که زیاد نماز می خوانند» و علاوه می نماید که هدف آنها از این رکوع و سجده «جلب رضای الهی» است یعنی الله گواهی به حسن نیت و اخلاص آنها می دهد. و بعد می افزاید که قیافه آنها از اثر سجده نورانی است. و بالاخره به آنها وعده می دهد که مغفرت و پاداش بزرگی در انتظار آنها است.
خداوند صحابه را به نهالی تشبیه می کند که کم کم رشد نموده شاخ و برگ می دهد و کفار از این رشد به غیض می آیند در عمل صحابه نیز چون نهالی تازه پا بودند و سپس مدینه را گرفتند و بعد مکه و بعد خیبر و یمن و شبه جزیره عرب را و بعد ایران و مصر و روم را و از این درخت پرشاخ و برگ کفار به خشم آمدند. استنباط امام مالک از این آیه این است که هر کسی به همراهان محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی صحابه رضی الله عنهم خشم و غیض داشته باشد کافر است. در اینجا شاید کسی از اهل تشیع بگوید: تو اول برادری خودت را ثابت کن و بعد تقاضای ارث بنما ما اصلا قبول نداریم که عمر و ابوبکر و دیگران اصحاب رسول خدا(ص) بوده اند ما قبول نداریم که این آیه در باره آنهاست! اما با هر چه می شود شوخی کرد با قرآن نمی شود! قرآن خودش متونش را تفسیر می کند ما با مراجعه به یک آیه دیگر ثابت می کنیم که ابوبکر یار رسول خدا(ص) بود و آنها نیز ناچار به قبول این حقیقت هستند. الله جل جلاله می فرماید:
«إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»(سوره توبه: آیه 40) «آن هنگام که محمد می گفت به یارش غم مخور به یقین خداوند با ماست».
این آیه مربوط به هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم از مکه و پناه گزینی او در غار ثور است و بدون نزاع و اختلاف همه معتقدیم به اینکه یار و رفیق غار رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، ابوبکر بوده است. منتهی با این فرق که دشمنان ابوبکر می گویند: ایشان بی صبری به خرج داد و ترسید و دوستان ایشان می گویند: ابوبکر رضی الله عنه شجاعت به خرج داد و غم خوار رسول(ص) بود. کاری نداریم که حرف کی درست است مهم این است که باید قبول کنیم و هر دو گروه هم قبول دارند که هم صحبت رسول(ص)، ابوبکر بوده است پس در معنی آیه «محمد رسول الله و الذین معه» که ذکرش رفت بدون تردید ابوبکر نیز شامل «و الذین معه» است. ابوبکر رفیق حیات آن حضرت(ص) بود کسی قدرت انکار این را ندارد. آیه این را می گوید تاریخ این حرف را می زند و جز جاهل کسی منکر آن نیست و این هم آیه دیگر که شاهدی بر ادعای ماست:
«لَکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ* أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ »(التوبه: آیه 88 ـ 89) «اما پیامبر و کسانیکه همراه اویند (صحابه) جهاد می کنند با مال ها و جان های خود و آنها بر ایشان نیکی هاست و این گروه رستگار و نجات یافته اند، خداوند برای آنها بهشت هایی که در زیر آنها رودها جاریست مهیا کرده و جاودان در آن بمانند آن پیروزی بس بزرگی است».
و باز خداوند جل جلاله می فرماید: «لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَیَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ»(الحشر: 9) «(مال فَیء) برای فقیران مهاجری است که از دیار و مالهای خود اخراج شدند در حالیکه جویای فضل خدا و خشنودی اویند و نصرت میدهند خدا و رسولش را, آنها همانا که را ستگویند!»
خوب حالا سؤال دیگری از آقایان می کنیم اگر آنها قبول ندارند که این همه آیات در حق صحابه باشد پس باید بگویند در حق کی است؟ بالاخره خداوند از مهاجرین و از مجاهدین و از مؤمنین سخن می گوید منظور خدا جل جلاله چه افرادیست؟ لابد مثل همیشه می گویند منظور همان 4 صحابه ای هستند که از نظر آنها یاران صادق علی(ع) بودند و مرتد نشدند یعنی حضرت بلال و ابوذر و سلمان و مقداد رضی الله عنهم اجمعین. مایه تأسف است که می بینیم بعضی از صحابه ای که شیعه قبول دارد مشمول این آیه نمی شوند مثلا: حضرت بلال مالی نداشته یک برده بوده که حضرت ابوبکر او را خرید و آزاد کرد. حضرت ابوذر اصلا از مکه اخراج نشده و خودش با اراده خود از جایی دیگر آمد و سپس به جای خود برگشته و قبیله خود را مسلمان کرد. حضرت سلمان هم یک برده بود و از مکه اخراج نشد بلکه در مدینه سکنی داشت و مجبور نشد به خاطر ایمان به رسالت محمد صلی الله علیه و آله و سلم مالش را رها کند بلکه حتی به فضل خدا او از مال و کمک مسلمانان دیگر مستفید گشت و آزادی خود را به دست آورد. البته زبانم لال شود اگر قصد توهین به صحابه را داشته باشم یا از ارزششان بکاهم! بلال اگر مشمول این آیه نیست مشمول دهها آیه دیگر است. و قهرمانی او در پایداری بر توحید هرگز فراموش شدنی نیست و همچنین به حضرت سلمان فارسی وحضرت ابوذر رضی الله عنهم.
ما فقط می خواهیم بگوییم بعضی ها چقدر از قرآن دور و به متن آن نا آگاه اند و نمی خواهند یا نمی توانند به درستی مفهوم و مقصود آیه را درک کنند. پس خلاصه کلام اینکه ناچاریم قبول کنیم همان هایی که در نظر آنها متهم به دروغ و نفاق اند مشمول متن آیه اند و علاوه بر این خداوند می فرماید:
«وَإِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ»(الأنفال: 62) «و اگر قصد فریب دادن تو را داشته باشند پس خدا ترا کافی است و او کسی است که یاری می دهد تو را (ای محمد) به نصرت و کمک مؤمنان». و همه می دانیم که جهاد رسول خدا(ص) با یک لشکر 4 یا 10 نفره نبوده است. خدا اگر کمی عقل و اندکی خلوص به کسی عطا کند او نمی تواند منکر این حقیقت شود و مجبور است اعتراف کند این آیات در حق همه اصحاب است. و با این اقرار دیگر بر او لازم است که به اصحاب کینه و غیظ نداشته باشد و بر او واجب است که طبق دستور العمل آیه زیر رفتار کند:
«لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً وَیَنْصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ؛ وَالَّذِینَ تَبَوَّأُوا الدَّارَ وَالْأِیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْأِیمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ »؛(الحشر: 8- 9- 1) «مال فیء ( غنیمت بی زحمت جنگی) برای مهاجران فقیری است که از سرزمین و دارایی خود رانده شدند در حالیکه جویای بخشش وکرم الهی و رضایت او بودند و یاری میدهند الله و فرستاده اش را و همانان آنها را ستگویند! و نیز برای آنهاییست که جای گرفتند در دار اسلام (یعنی انصار) ایمان آوردند پس از مهاجران و دوست دارند هرکه را که بسویشان هجرت کند و نمی یابید در دلهای خود دغدغه و ناراحتی به خاطر آنچه که به مهاجران داده شد و مهاجران را برنفس خود مقدم میدارند هرچند که خود محتاج هم باشند و کسانیکه نفس خود را از حرام نگه دارند به درستی که آن جماعت رستگار و نجات یافته گانند ! و (مال فیء) همچنین از آن کسانی است که بعد از این دو گروه آمدند و می گویند بار الها بیامرز ما را و بیامرز برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفتند و در قلبهای ما نسبت به آنها کینه ای قرار مده. بارالها به درستی که تو بخشاینده مهربانی!».
بله دایم باید بگوییم: «ای خدا ما را و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته اند بیامرز و در دل ما نسبت به آن مؤمنان کینه ای قرار مده به درستی که تو بسیار مهربان و رحیم هستی!»
دقت کنید که چه کسانی جزء این آیه اند و چه کسانی مشمول آن نمی شوند آن کس که در دل، غل و کینه به مهاجرین و انصار دارد جزء توصیف شدگان آیه نیست شما توجه کنید که آیه چه می گوید از که می گوید و برای کی می گوید. آیه می فرماید مال غنیمت که در دست رسول خدا(ص) است متعلق به چند گروه است. یکی نزدیکانش، دوم یتیمان، سوم فقیران، چهارم در راه ماندگان و بعد بیشتر توضیح می دهد و می گوید: حق آنهاییست که از شهر و دیار و مال و منال خویش رانده شده اند یعنی منظور همه اصحابی هستند که از مکه به مدینه هجرت کرده اند و منظور تمامی انصاری هستند که در مدینه با روی باز به آنها جا دادند و در مرحله بعدی کلیه مؤمنانی هستند که بعد از این دو گروه آمدند که ما و شما هم شاملش هستیم به شرطی که این دعا را بخوانیم و به آن عمل کنیم:
«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْأِیمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ»؛(الحشر:10) «بار الها بیامرز ما را و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفتند و در قلب های ما نسبت به آنها کینه ای قرار مده بار الها به درستی که تو بخشاینده مهربانی!».
(تضاد در عقیده محمد باقر سجودی)
لطفا دلایل رد این مطالب را ارسال نمایید.
ایرانی های مقیم آمریکا و یا سایر کشورها حرف به نظر جالبی می زنند و می گویند دین باید با گذشت زمان به روز آید. مثلا همین چادر یا مانتو پوشیدن زن ها و یا روابط محدود دختر و پسر خیلی آزار دهنده هست. چه مشکلی دارد که دختر و پسرها با هم باشند و اگر دوست داشتند با هم نزدیکی هم بکند و بعد ازدواج هم بکنند. آیا مثل ایران ما خوب هست که من جوان با 22 سال سن هنوز دستم به یک دختر هم نخورده و دارم از احساس شهوت می ترکم و 1000 بار هم تا به حال خودارضایی کردم و حالم از خودم هم به هم می خوره و بعد وقتی یک نگاه به آمار طلاق می اندازیم می بینیم از هر 4 ازدواج 2 نفر طلاقی داریم، 1 نفر زندگیش خوب نیست و اون 1نفر دیگر هم یا خوب هست یا معمولی. چرا باید این همه قید و بند باشه؟ من دانشجو هستم خدا و دین خود را هم بسیار دوست دارم ولی وقتی فکر می کنم حتی برای یک دقیقه هم مجاز نیستم با دختری راحت صحبت کنم خیلی دین را دست و پا گیر می بینم. چطور می تونم با دختری راحت و دوستانه صحبته نکنم؟ چطور می توانم با همکلاسی های خودم که آنها را مثل خواهر خود دوست دارم 2 دقیقه تنها نباشم؟ برای چی نباید با بچه های دانشگاه دختر پسری بیرون برویم؟ من یک سؤال دارم آن هم این که من افرادی را می شناسم که دوست دختر دارند نماز اول وقت آنها ترک نشده و همچنین دست به آن دختر هم نزدند خوب این چه منافاتی با دین پیشرفته و به روز دارد؟ من افرادی را می شناسم که بعد از پیدا کردن دوست دختر آرام تر سنگین تر، صبورتر و حتی در دین خود قوی تر شده اند، این مطلب را چگونه توجیه می کنید؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed