جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    با توجه به معنای کلمه ذکر استنباط از مقایسه دو آیه زیر چیست؟ 1. اقم الصلوه لذکری 2. من اعرض عن ذکری فان له معیشتا ضنکا
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
آیه اول بیان می دارد که هدف از اقامه نماز یاد خداوند و عدم غفلت از او است و تاکید می کند که نماز بارزترین تبلور و تجسم ذکر و یاد خدااست . در آیه دوم اثر زیانبار غفلت از یاد خدا و پشت کردن و بی اعتنایی نسبت به یاد خداوند بیان شده است که داشتن زندگی روحی سخت و دشوار از جمله بزرگترین و مهم ترین آثار آن است . اینک برای آگاهی بیشتر شما از مفاد و تفسیر این دو آیه توجه شما را به مطالب ذیل جلب می نماییم :
1- إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْرِی (طه- 114)
من اللَّه هستم، معبودى جز من نیست، مرا پرستش کن و نماز را براى یاد من به‏پادار.
در آیه فوق به یکى از فلسفه‏هاى مهم نماز اشاره شده است، و آن اینکه انسان در زندگى این جهان با توجه به عوامل غافل کننده نیاز به تذکر و یادآورى دارد، با وسیله‏اى که در فاصله‏هاى مختلف زمانى، خدا و رستاخیز و دعوت پیامبران و هدف آفرینش را به یاد او آورد و از غرق شدن در گرداب غفلت و بیخبرى حفظ کند، نماز این وظیفه مهم را بر عهده دارد.
انسان صبحگاهان از خواب برمى‏خیزد، خوابى که او را از همه چیز این جهان بیگانه کرده، مى‏خواهد برنامه زندگى را شروع کند، قبل از هر چیز به سراغ نماز مى‏رود، قلب و جان خود را با یاد خدا صفا مى‏دهد، از او نیرو و مدد مى‏گیرد، و آماده سعى و تلاش توأم با پاکى و صداقت مى‏گردد.
باز هنگامى که غرق کارهاى روزانه شد و چند ساعتى گذشت و چه بسا میان او و یاد خدا جدایى افتاد، ناگاه ظهر مى‏شود و صداى مؤذن را مى‏شنود اللَّه اکبر! ..
حى على الصلاه!: خدا از همه چیز برتر است، برتر از آنست که توصیف شود ... بشتاب به سوى نماز به سراغ نماز مى‏رود در برابر معبود خود به راز و نیاز مى‏ایستد، و اگر گرد و غبار غفلتى بر قلب او نشسته، آن را شستشو مى‏دهد اینجا است که خدا در نخستین دستورات در آغاز وحى به موسى مى‏گوید نمازرا بر پا دار تا به یاد من باشى.
جالب اینکه این آیه مى‏گوید: نماز را بر پا دار تا به یاد من باشى، اما در آیه 28 سوره رعد مى‏گوید: ذکر خدا مایه اطمینان و آرامش دلها است (أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) و در آیه 27 تا 30 سوره فجر مى‏فرماید: یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی: اى نفس مطمئنه به سوى پروردگارت بازگرد، در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود، در زمره بندگانم درآى، و در بهشتم گام بگذار! از قرار دادن این سه آیه در کنار هم به خوبى مى‏فهمیم نماز انسان را به یاد خدا مى‏دارد، یاد خدا نفس مطمئنه به او مى‏دهد، و نفس مطمئنه او را به مقام بندگان خاص و بهشت جاویدان مى‏رساند.

2- وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَعْمى‏ (طه- 124)
و هر کس از یاد من روى‏گردان شود زندگى تنگ (و سختى) خواهد داشت، و روز قیامت او را نابینا محشور مى‏کنیم.
گاه مى‏شود درهاى زندگى به روى انسان به کلى بسته مى‏شود، و دست به هر کارى میزند با درهاى بسته رو به رو مى‏گردد، و گاهى به عکس به هر جا روى مى‏آورد خود را در برابر درهاى گشوده مى‏بیند، مقدمات هر کار فراهم است و بن‏بست و گرهى در برابر او نیست، از این حال تعبیر به وسعت زندگى و از اولى به ضیق یا تنگى معیشت تعبیر مى‏شود، منظور از معیشت ضنک که در آیات بالا آمد نیز همین است.
گاهى تنگى معیشت به خاطر این نیست که درآمد کمى دارد، اى بسا پول‏ و درآمدش هنگفت است، ولى بخل و حرص و آز زندگى را بر او تنگ مى‏کند نه تنها میل ندارد در خانه‏اش باز باشد و دیگران از زندگى او استفاده کنند، بلکه گویى نمى‏خواهد آن را به روى خویش بگشاید، به فرموده على ع همچون فقیران زندگى مى‏کند و همانند اغنیاء و ثروتمندان حساب پس مى‏دهد.
راستى چرا انسان گرفتار این تنگناها مى‏شود، قرآن مى‏گوید: عامل اصلیش اعراض از یاد حق است.
یاد خدا مایه آرامش جان، و تقوا و شهامت است و فراموش کردن او مایه اضطراب و ترس و نگرانى است.
هنگامى که انسان مسئولیتهایش را به دنبال فراموش کردن یاد خدا به فراموشى بسپارد، غرق در شهوات و حرص و طمع مى‏گردد، پیدا است، که نصیب او معیشت ضنک خواهد بود، نه قناعتى که جان او را پر کند، نه توجه به معنویت که به او غناى روحى دهد، و نه اخلاقى که او را در برابر طغیان شهوات باز دارد.
اصولا تنگى زندگى بیشتر به خاطر کمبودهاى معنوى و نبودن غناى روحى است، به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابود شدن امکانات موجود، و وابستگى بیش از حد به جهان ماده است، و آن کس که ایمان به خدا دارد و دل به ذات پاک او بسته، از همه این نگرانیها در امان است.
البته تا اینجا سخن از فرد بود، هنگامى که به جامعه‏هایى که از یاد خدا روى گردانده‏اند وارد شویم، مساله از این وحشتناکتر خواهد بود، جوامعى که على رغم پیشرفت شگفت‏انگیز صنعت و على رغم فراهم بودن همه وسائل زندگى در اضطراب و نگرانى شدید بسر مى‏برند، در تنگناى عجیبى گرفتارند و خود را محبوس و زندانى مى‏بینند.
همه از هم مى‏ترسند، هیچکس به دیگرى اعتماد نمى‏کند، رابطه‏ها و پیوندها همه بر محور منافع شخصى است، بار تسلیحات سنگین به خاطر ترس از جنگ بیشترین امکانات اقتصادى آنها را در کام خود فرو برده، و پشتهایشان زیر این بار سنگین خم شده است.
زندانها مملو از جنایتکاران است و در هر ساعت و دقیقه طبق آمارهاى رسمیشان، قتلها و جنایتهاى هولناکى رخ مى‏دهد، آلودگى به مواد مخدر و فحشاء آنها را برده و اسیر ساخته است، در محیط خانواده‏هاشان نه نور محبتى است، و نه پیوند عاطفى نشاط بخشى، آرى این است زندگى سخت و معیشت ضنک آنها! رئیس جمهور اسبق آمریکا (کشور شیطان بزرگ) نیکسون در نخستین نطق ریاست جمهوریش به این واقعیت اعتراف کرد و گفت: ما گرداگرد خویش زندگانیهاى تو خالى مى‏بینیم، در آرزوى ارضاء شدن هستیم، ولى هرگز ارضاء نمى‏شویم! یکى دیگر از مردان معروف آنها که نقش او در جامعه به اصطلاح شادى آفریدن براى همه بود، مى‏گوید: من مى‏بینم انسانیت در کوچه تاریکى مى‏دود که در انتهاى آن جز نگرانى مطلق نیست! . جالب اینکه در روایات اسلامى مى‏خوانیم که از امام صادق ع پرسیدند منظور از آیه مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکاً چیست؟ فرمود: اعراض از ولایت امیر مؤمنان ع است آرى آن کس که الگوى خود را از زندگى على ع بگیرد همان ابرمردى که تمام دنیا در نظرش از یک برگ درخت کم ارزشتر بود آن چنان به خدا دل ببندد که جهان در نظرش کوچک گردد، او هر کس باشد، زندگى گشاده و وسیعى خواهد داشت، اما آنها که این الگوها را فراموش کنند در هر شرائط گرفتار معیشت ضنک هستند.
در روایات متعددى اعراض از یاد حق در آیه فوق به ترک حج براى کسانى که قادرند تفسیر شده، و این به خاطر آنست که مراسم تکان دهنده حج ارتباط و پیوند مجددى براى انسان با خدا مى‏آفریند و همین ارتباط و پیوند راهگشاى زندگى او است، در حالى که عکس آن سبب دلبستگى هر چه بیشتر به مادیات است که سرچشمه معیشت ضنک مى‏باشد.
تفسیر نمونه، ج‏13، ص: 329



برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
شواهدی وجود دارد که نشان می دهد حکومت ایران با باستان و فرهنگ کهن ایران مخالفت می کند که در یکی دو سال گذشته می توان به آبگیری سد سیوند که منجر به زیر آب رفتن 130 محوطه باستانی در تنگه بلاغی در منطقه پاسارگاد و همچنین عبور قطار شیرازـاصفهان از نزدیکی نقش رستم که باعث لرزش مقبره های شاهان هخامنشی می شود.( شواهد دیگری نیز وجود دارد که اگر بخواهید با دلیل و مدرک خواهم گفت) من علت این مخالفتها را دقیقا نمی دانم، علت چیست؟
با توجه به سخنان اخیر آقای شبستری مبنی بر اینکه 1. پیامبر تنها در ابلاغ وحی مصونیت و عصمت دارند نه در دیگر بخشهای زندگی 2. چه بسا که پیامبر(ص) و معصومین(ع) هم در خفا مرتکب گناهانی شده اند، چرا که در ادعیه رسیده از ایشان شاهد استغفار از خداوند توسط ایشان هستیم. 3. علم پیامبر(ص) و معصومین(ع) تنها همان بوده که بیان داشته اند برای مثال اگر پیامبر کتابی از علم پزشکی ندارند، به این معنی است که چیزی از این علم نمیدانسته اند. چه جوابی می توانیم در قبال این شبهات داسته باشیم؟
به نظر می رسد دو فتوای زیر( در احکام مضاربه) در تناقض با یکدیگرند که از شما می خواهم که مسأله را برایم روشن بفرمایید: 1 . تعیین سود به صورت درصدی از سرمایه اشکال دارد. 2. در مضاربه لازم نیست سهم دو طرف حتما به صورت درصدی از منافع( مانند نصف، ثلث و مانند آن) باشد بلکه می توان سهم یکی از دو طرف را در مقدار معینی قرار داد مثلا گفت در برابر فلان مقدار سرمایه، ده هزار تومان از منافع سهم او می شود به شرط اینکه مضاربه مزبور سودی بیش از این مقدار داشته باشد( آیت الله مکارم، توضیح المسائل مراجع، مسائل اختصاصی، احکام مضاربه، صفحه 266) واضح است که تعیین مقدار سود( مثلا ده هزار تومان) چیزی جز تعیین درصدی از سرمایه نیست.
اگر ما خود را به جای موجودات ضعیف تر از خود بگذاریم، تصور عالم انسانها با حرکت و پیچیدگی و اختراع و تحول سخت و در ذهن ناگنجیدنی است، آیا مقایسه هستی و موجودیت انسان با پررودگار نیز از این سنخ می باشد؟ چرا پروردگار از علم کمی انسانها را بهره مند ساخته است ؟ « و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا».
آیا وام گرفتن از بانک مسکن که به طور اجمال به صورت زیر است، اشکال دارد؟ - در بانک حسابی باز کرده و مدتی پول در حساب می ماند. - پس از آن با توجه به اینکه چه مدت و چه مقدار پول در حساب مانده به ما وام می دهند. - باز پرداخت وام به صورت اقساط و با بهره می باشد. - بنده حق استفاده از 18 ملیون وام بانک مسکن دارم. - اگر در هر صورتی اشکال داشته باشد یا نداشته باشد و بنا به دلایلی هم نخواهم از این حق استفاده کنم. آیا فروش حق استفاده از این وام جایز است؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed