جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    اگر کسی عاق والدین شده باشد و از پدر و مادر حلالیت بطلبد و آنها حلال کنند و توبه کند، آیا دیگر عاق نیست؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
اگر رضایت والدین را بدست آوریده اید مطمئن باشید خدا شما را بخشیده است و دیگر عاق والدین نمی باشید زیرا رفع از عاق والدین با رضایت پدر و مادر برطرف می شود و خداوند هم توبه بندگان خود را با رحمت و بخشش خود مورد عفو قرار می دهد. با این کار شما و بخشش آنها خدا به زندگى شما خیر و برکت مى‏دهد و دعاى والدین را بدرقه راه پُر فراز و نشیب زندگى شما قرار مى‏دهد و در آخرت نیز پاداشهاى فراوانى در انتظار شما خواهد بود.
توضیح بیشتر:
اسلام از نظر حقوقى حساب ویژه‏اى براى پدر و مادر بازکرده همان گونه که در جنبه‏هاى عاطفى نیز حساب جداگانه‏اى براى آنها در نظر گرفته است لذا در روایات آمده که اگر پدر و مادرى از فرزندانشان راضى باشند موجب خیر و برکت و سعادت فرزند مى‏شود اگر در حق فرزندان خود دعا کنند خداوند به این دعا توجه خاصى مى‏نماید کما این که اگر والدین از فرزندان ناراضى باشند و خداى ناکرده آنها نفرین کنند ممکن است، خداوند بر چنین فرزندانى که موجب ناراحتى والدین شوند قهر و غضب نماید. در روایات آمده «نیکى کردن به والدین بزرگترین فریضه است» و یا اینکه مى‏فرماید «بهشت زیر پاى مادران است» این همه آیه و روایت که در این زمینه وارد شده حاکى از اهمیتى است که خداوند براى والدین قائل شده است و اینها بدون حکمت نیست چه اینکه اینها در مقابل زحماتى که والدین براى فرزندان متحمل مى‏شوند ناچیز است آنها از لحظه انعقاد نطفه تا هنگام تولد و همچنین بعد از تولد دوران شیرخوارگى و بعد کودکى مشکلاتى بسیار زیادى را متحمل شده‏اند بنابراین خداوند نیز در مقابل زحمات آنها حقوق ویژه‏ای را براى آنها قائل شده است. از این رو باید در هر شرایطى احترام آنها را نگه داشت هر چند در بعضى اوقات دربرخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند البته توجه به این نکته لازم است که خداوند همه انسانها را در مقابل اعمال و رفتارى که انجام مى‏دهند مورد سؤال قرار مى‏دهد و والدین نیز باید پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشند بنابراین در همه حال ما وظیفه داریم به والدین خود احترام بگذاریم حتى اگر آنها به ما بى احترامى کنند فقط اگر آنها بخواهند ما را به کار حرامى وادار کنند یا از انجام تکلیف واجبى باز بدارند، اطاعت از آنها لازم و صحیح نیست چه اینکه اطاعت خداوند بر هر کس دیگر حتى والدین نیز مقدم است.
اکنون می توان به برخی وظایف و مسؤولیت های فرزندان (برگرفته از سوره ی اسراء آیه 23 و 24) در مقابل والدین اشاره کنیم:
1. اطاعت و فرمانبرداری از پدر و مادر.
2. نیکی و احسان و خدمت به پدر و مادر.
3. اف و سخن رنجش آور به پدر و مادر نگفتن .
4. بر سر والدین داد و فریاد نکردن (بلکه با آنها با سخن نیکو صحبت نماید).
5. بال تواضع و فروتنی را برای والدین , فرود آوردن .
6. حتی المقدور نیازهای والدین را برآوردن .
ما در اینجا به برخی مواردی که می توان با آن مقام و منزلت پدر و مادر را ارج بگذاریم و به آنها احترام می گذاریم بیان می کنیم.
الف) جلو والدین , پاهایش را دراز نکند.
ب ) در مناسبت های مختلف مثل روز مادر یا روز پدر, هدیه به آنها بدهد.
ج ) از شوخی های نابجا و زدن حرف های زشت پیش آنها پرهیز و اجتناب کند. د. در حق آنها و برای سلامتی آنها دعا کند.
د ) در کارهای خانه به آنها کمک کند.
ه ) هرگز زبان به شکوه و گلایه از آنها نگشایید بلکه از آنها تعریف و تمجید کنید و از زحمات شان تشکر و قدردانی کنید.
و ) اگر هم در مواردی حق با شماست، در برابر سخنان و گفته های آنها سکوت همراه با احترام داشته باشید.
ز ) در حضور دیگران از ویژگی های مثبت آنها تعریف کرده و سپاسگزار آنها باشید.
ح ) هر جا و در هر موقعیتی که نیازمند کمک شما هستند سریعا و با کمال احترام به خصوص در حضور دیگران به کمک آنها بشتابید.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
یک سوال در مورد یوسف پیامبر(ع) ذهنم را به خودش مشغول کرده است و آن ایه 42 سوره مبارکه یوسف است. در ترجمه آیه آمده است که وقتی که یوسف(ع) خواب آن دو زندانی را تعریف کرد، به آن زندانیی که می دانست کشته نخواهد شد، گفت که مرا نزد مولای خود یاد کن. اگر اینچنین باشد که یوسف(ع) در این لحظه از یاد خدا غافل شده است، این مصداق بارز غفلت است و با مقام معصومیت آن نبی خدا در تضاد کامل است. همان گونه هم که در فیلم یوسف پیامبر، این اشکال جدی وارد است که چرا باید یک پیغمبر با مقام عصمت، از یاد خدا غافل شود و از آن چنین توبه و انابه کند و به خاطر همین غفلت هم، خداوند چند سال دیگر به مدت زندانی شدن آن حضرت بیافزاید. خواستم که نظر دوستان را در این مورد بدانم. آیا فهم من از مسأله عصمت غلط و اشتباه است. آیا آن کار حضرت یوسف(ع)، به گونه ای ترک اولی بوده مثل ترک اولای یونس پیامبر و یا اصلا به نظر دوستان می شود این گونه کارهایی که از برخی پیامبران معصوم که بنده به عنوان یک شیعه و همه شیعیان به رسالت تمامی پیامبران اعتقاد داریم و هیچ گونه شک و تردیدی هم نداریم و به همه آنها درود می فرستیم، از پیغمبران سر زده است را به وسیله ترک اولی توجیه کرد؟ ترک اولی واقعا به چه معناست؟ اگر نظر آقای جوادی آملی را در مورد آن آیه هم ذکر کنید، سپاسگذار خواهم بود.
چرا به کسانی که مادرشان سید است، سید نمی گویند در حالی که خود ائمه(ع) از طرف مادر یعنی حضرت فاطمه(س) به پیامبر(ص) منسوبند و سید رضی در بعضی کتب، سادات مادری را سید محسوب کرده اند، لطفا دلیل کامل بیاورید و فقط اتکاء به احکام فقهی نکنید و دیگر اینکه مگر احترام به اولاد پیامبر(ص) واجب نیست؟ حال کسانی که از طرف مادر سیدند و ما نمی دانیم چگونه به آنها احترام بگذاریم و آیا کسی که مادربزرگ، مادر پدر یا مادرش سید باشد، آیا سید محسوب می شود و آیا کسانی که نمی دانند اولاد پیامبرند، آیا گناهشان و ثوابشان چند برابر دیگران است و چرا در شناسنامه لقبی برای شناسایی این گونه افراد نمی گذارند مثلا میرسید تا از دیگران مجزا شوند. لطفا نظرات تمام مراجع ذکر کنید و نام کسانی که سادات مادری را سید می دانند ذکر کنید.
نمی دونم تا به حال داستانهای سکسی رو خوانده اید یا نه!؟ به نظر می رسه اگر اهل گشت و گذارهای اینترنتی باشید با این داستان ها برخورد کرده اید و به احتمال زیاد هم یکی از این داستان ها را مطالعه کرده اید. سوال مهم و اساسی این هست که چه کسانی و به چه منظوری این داستان ها را می نویسند!؟ عمده مسائل و نقاط حساس و قابل تأمل در این نوع داستان ها؛ سکس و خیانت به همکار و خویشان و همسایه و یا حتی مادر، خواهر، عمه، خاله را شامل می شوند. خوب با توجه به این موضوعات؛ اهداف نویسنده و یا بهتره بگم نویسندگان این گونه داستانها چیست؟ مطئنا هدف سرگرم کردن و لذت بخشی و یا ایجاد حس روشنفکری و بالندگی و بلوغ در ما نیست! تا به حال فکر کرده اید که هدف از این گونه داستان های کوتاه و آنی و خیانت؛ آن هم(اکثر اوقات) با محارم چیست؟ سکس با محارم و خیانت و به دوستان و همسایگان و آشنایان و یا حتی همجنسبازی( زن با زن و مرد با مرد) چرا بایستی به صورت داستان در سرتاسر اینترنت به صورت گسترده گسترش یابد و من و شما و دیگری( که ممکنه مادر و پدر و خواهر و برادر من و شما باشند) آن را مطالعه کنند!؟ در عمده این داستانهای سکسی یک زندگی بی قید و شرط؛ یک زندگی لذت بخش بدون مسئولیت؛ سکس و لذت جنسی با هر کس و در هر شرایطی بدون هیچ شرم و حیایی و تن دادن به مسائل جنسی بدون هیچ مرز و قاعده و قانونی القا شده و حتی نویسندگان این گونه داستانها در صدد هستند تا حریم پاک خانواده را هم به سمت و سو کشانده و فریاد زنند که شهوت و لذت بالاتر از هر چیزی است! در اکثر داستنهایی با این گونه موضوعات «دختران جوان» را شهوت پران و بسیار مشتاق و «زنان» را گرم و گاها گداخته و سرشار از حس و میل جنسی و فاقد هر گونه مسئولیت قانونی و شرعی و وجدانی و «مردان» را سـرد و بی رمق نشان داده و در بسیاری از مواقع این زنان و دختران هستند که پیشنهاد داده و مردان هم از خدا خواسته قبول می کنند و یا اینکه در نبود جنس مخالف به خودارضایی روی آورده و طوری وانمود می شود که حتما و بدون فوت وقت و درنگ بایستی این حس و شهوت ارضا شود! نویسندگان این مجموعه از داستانهای آلوده و با هدف؛ تمام افراد جامعه را در تیرس خود قرار می دهند. برای نمونه؛ بعضی از این گونه داستانها بین افراد زیر رخ می دهد: دختر پسر عمو و دختر پسر خاله و دختر پسردایی و دختر پسر عمه و ... به نظر شما چه اهداف و منافعی در ورای براندازی و شکستن اصول و اعتقادات حاکم بر خانواده هاست!؟ مطمئنا نویسندگان این سری از داستانها و گسترانندگان آنها در جامعه و در نهایت افکار عمومی منتظر ماحصل و نتیجه آن هستند؛ که بایستی ویران کننده و گسترده تر در جامعه ظهور کند. خانواده کوچکترین و بنیادی ترین نهاد یک جامعه است. هر رویدادی که در خانواده روی دهد؛ اگـر بررسی و علت یابی و برطرف نشود مانند یک بیماری مسری و واگیردار به تک تک خانواده ها سرایت و در نهایت بدنه جامعه را دربر گرفته و جامعه را به سمت و نطفه هرزه که همان رویداد اولیه در خانواده هست؛ می کشاند. حال نظر شما دوست عزیز را جویا می شوم که آیا داستانهای سکسی سرگرمی کوتاهی است برای من و شما یا نابودی ریشه ها!؟
سخن برای گفتن زیاد است اما فعلاً به این مطالب اشاره می کنم. در خصوص تهمتی که به بنده زدید که گفتید به حضرت امام رضوان الله تعالی علیه تهمت زدم. جمله شما این بود:
در مورد این کلام شما که حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در سخنرانی خود در پاریس فرموده اند که الگوی ایشان در حکومت, عمر است این حرف دروغی بزرگ و افتراء بر آن بزرگوار است که به هیچ وجه صحت ندارد. خوب است شما کمی تحقیق داشته باشید و اگر هم حرفی را نقل می کنید از این به بعد سعی کنید با مدرک معتبر باشد تا خدای نکرده گرفتار تهمت و افتراء نشوید.

شما چرا تهمت زدید.لا اقل سند می خواستید تا برایتان ذکر کنم.قبل از انکه بنده دروغگو باشم یا نه باید از بنده سند می خواستید که در زیر برایتان آوردم.
باکی نیست شما را می بخشم و به آوردن سند سخن امام (ره) می پردازم.
همانطور که می دانید یکسری از سخنرانی های ایشان که قبل از انقلاب ایراد شده و اکثراً در پاریس بوده در سه جلد تحت عنوان کوثر گردآوری شده است.
در جلد دوم-چاپ دوم کتاب به سال 73 در صفحه ی 53 کتاب :
و ما هم حکومت خودمان را نشان دهیم-آن حکومتی که ما می خواهیم.آن حکومتی که ما می خواهیم مصداقش یکی خود پیغمبر اکرم است که حاکم بود.ما بنا ست رؤسا را بگیریم،رؤسا را نظر بکنیم،سیره ی رؤسا را نظر بکنیم،یکی از آنهاه حضرت امیر بود؛یکی هم عمر بود. ما ببینیم اینها مثل عمر هم هستند؟!
شناسنامه ی سخنرانی:
سخنرانی شماره 51
زمان:
8 آبان 1357 ه.ش/27 ذیقعده 1398 ه.ق/30اکتبر 1978 م.
مکان:
فرانسه/نوفل لوشاتو
مناسبت:
ادامه ی تبلیغات ابر قدرتها علیه اسلام روحانیت و استمرار قیام در ایران
عنوان:
شیوه ی حکومت پیغمبر اکرم و مبارزات ائمه و روحانیت شیعه علیه حکام جور.
حضار:
جمعی از دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج کشور.
ناشر این کتاب:
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) است.
حتماً این سخنرانی در صحیفه نور هم مندرج است. جلد 4 صحیفه نور صفحه 220 به تاریخ 8 آبانماه سال 57.
حال چه کسی تهمت میزند بنده یا شما که ملبس به لباس روحانیت هستید؟!
قدری تقوا داشته باشید آقا؟!
جالب است که در همین کتاب حضرت امام رضوان الله در خصوص ورود عمر و غلامش به مصر از نمونه های عالی حاکمان در حکومت اسلامی یاد کرده و در کنار این مثال داستان محاکمه ی امیرالمومنین و آن فرد یهودی که درباره یک زره بود و داستان اینکه هر فرد غیر از اهل مدینه که به مسجد پیغمبر وارد می شد و نمی توانست ایشان را از غیر تشخیص دهد به واسطه ی اینکه دور هم می نشستند و پیامبر خود را با سایر مومنین یکسان میدید می آورد.
خدا کند که ما از اهل هدایت باشیم.
والسلام.
یک سوال بسیار مهم برای من بوجود آمده است که با دیدن یکی از نمارگزاران در مسجد شرکت نیاز به کمک و حل کردن این مسأله مهم از طرف شما را دارم. این شخص نماز جماعت را به امامت روحانی مسجد، نماز نمی خواند و علتش را وقتی از او پرسیدم گفت که کسی که برای خدا نماز می خواند و همچنین برگرفته شده از سیره پیامبر و ائمه اطهار(ع) باشد نباید از این بابت پول دریافت کند که با توجه به حدیثی از امام صادق(ع) این مسأله تأیید می کند، آیا نمازجماعتی که ما پشت امام جماعتها که در شرکتها و یا مساجد و دیگر جاها می خوانیم، مشکل شرعی ندارد و صحیح است؟ همچنین این شخص می گفت که نماز جماعت مستحب است. لطفا این سوال بسیار مهم را برای من روشن کنید تا نمازهایم مشکلی نداشته باشد.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed