سلام کاربر میهمان، خوش آمدید! چهارشنبه، 12 شهریور سال 1393
جستجوجستجو
زندگی لاپلاسی

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد
پیوند همیشگی پرسش علت نیامدن ام البنین و لیلا در کربلا چه بود؟

کلیدواژه
لیلا مادر علی اکبر(ع)
، ام البنین مادر عباس
، پرسش و پاسخ دینی
، پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:15 ق.ظ این سوال را پرسیده است.
تعداد بازدید: 1435
گزارش تخلف
 
پرسشکده > مذهب

من پاسخ بهتری دارم !
پیوند همیشگی پاسخ پاسخ: به نام خدا
در اواخر سال شصتم هجرى که یزید بر تخت خلافت نشست، ام‏البنین در شهر مدینه به رغم اینکه سالیان پایانى عمر پر بار خویش را مى‏گذرانید و حدود شصت سالى از دوران حیاتش سپرى مى‏شد، آماده انجام رسالتى مهم و تاریخى ـ ارزشى بود و این رسالت: فرستادن پسران رشید و جانباز خویش در رکاب امام زمان‏شان ـ حسین بن‏على علیه السلام ـ براى آفرینش حماسه کربلا بود.
ام‏البنین در این زمان به همراه فرزند ارشد خود ـ عباس علیه السلام ـ و عروس و نوهای پسرى خویش ـ عبیداللّه‏ ـ در مدینه زندگى مى‏کرد همواره منتظر واکنش و دستور امام زمان خود، نسبت به این اتفاقات بود، پیوسته در جریان اخبار مدینه و واکنش امام قرار مى‏گرفت. هنگامى که امام قصد مکه کرد، پسران خویش را جهت همراهى و محافظت کردن از امام حسین علیه السلام و اهل بیت او، به همراه ایشان به مکه فرستاد و خود چونان مردى، سرپرستى تنها عروس و نوهای خود در مدینه را به امید برگشتن امام و یارانش از مکه، به عهده گرفت.
شاید اصلى‏ترین علت عدم همراهى ام‏البنین با امام حسین علیه السلام ، این بود که این زن، تصور نمى‏کرد این سفر آغاز سفرى موعود باشد که امام و فرزندان او باید به پیشواز آن بروند. ام‏البنین هرگز تصور اینکه این سفر، براى اداى مسئولیتى توسط امام حسین علیه السلام باشد نمى‏نمود.
دلیل دیگر عدم همراهى ام‏البنین با کاروان شهادت کربلا، مشقت فراوان سفر براى او که پیرزنى شصت و چند ساله بود، است. به علاوه از آنجا که گرما طاقت‏فرسا بود، به سبب کهولت سن، قادر به همراهى با کاروانیان نبود. وى در مدینه چشم به راه بازگشت کاروان از سفر حج ماند و هرگز اطلاع نداشت که این سفر، آغاز سفر موعود خواهد بود.
در عین حال این شیرزن ولایتمدار، به رغم عدم همراهى با کاروان، به فرزندان خود توصیه کرده بود در همه حال، دست از یارى حسین علیه السلام برنداشته و پیوسته گوش به فرمان فرزند پیامبر و امام بر حق خود باشند.
چنانکه تا بازگشت کاروان عاشورا، - از زمانى که مدینه را به مقصد مکه ترک گفته بودند تا زمانى که بازماندگان به مدینه بازگشتند، حدود سه ماه به طول انجامید.- و پس از ورود بشیر بن‏جذلم به مدینه، به عنوان پیک امام سجاد علیه السلام ، ام‏البنین جهت کسب اخبار کاروان و حوادث بر آنها به همراه تنها یادگار عباس، نزد بشیر رفت که در حال انتشار خبر کاروان عاشورا و سرانجام آن بود.
در هنگام آمدنِ این پیرزن به سمت بشیر، جمعیت زیاد زنان و مردان کوفه، با مشاهده او، به احترام از جلویش کنار رفته، بشیر تا نگاهش به این زن بلندبالا، با قامت رشید افتاد، از اطرافیان خود پرسید:
این زن کیست که مردم مدینه اینقدر به او احترام مى‏گذارند؟!
جواب دادند: ام‏البنین کلابى ـ همسر على علیه السلام و مادر عباس ـ است.
بشیر تا ام‏البنین را شناخت، وى را مخاطب قرار داده، با حالت محزون و گرفته گفت: ام‏البنین! خبر دارى عباس و پسرانت را در کربلا شهید کردند؟
آن بانوى فداکار پس از شنیدن خبر شهادت فرزندان شجاع خود، بدون ذره‏اى منقلب شدن، همچون کوهى استوار، از بشیر جویاى حال امام حسین علیه السلام گردید و گفت:
جان من و تمام فرزندانم فداى پسر فاطمه سلام الله علیها، از حال امام و مقتدایم چه خبر دارى؟
ام‏البنین که حتى پس از شنیدن خبر شهادت تمامى فرزندان خود، به عشق سلامتى امام تا آن لحظه خم به ابرو نیاورده بود، وقتى خبر شهادتِ حسین علیه السلام را به همراه دیگر فرزندان خود شنید، در حالى که زانوان او زیر این بار گرانبها خم مى‏شد، رویش را به طرف مردان و زنان مدینه برگرداند و با حالت غمگینانه‏اى، آنان را خطاب کرده گفت:
مردم مدینه! پس از شهادت امامم و تمامى پسران رشیدم، از شما مى‏خواهم از این به بعد مرا ام‏البنین نخوانید؛ چرا که ام‏البنین یعنى مادر پسران رشید؛ ولى پس از شهادت فرزندم حسین علیه السلام و دیگر پسران رشیدم، هیچ پسرى براى من باقى نمانده است. (1) (اسلامى، فاطمه ـ خدایى، سیدعلى‏اکبر/ مقاله ام‏البنین، اسوه مادران و همسران شهید، مجله پیام زن، شهریور 1385، شماره 174، ص 32، با اندکی تلخیص)
در مورد حضرت لیلا باید گفت: با مراجعه به کتب تاریخى کهن و آثار نویسندگان معاصر، چنین بدست مى آید که جناب لیلا در کربلا نبوده اند. استاد شهید مرتضى مطهرى مسأله حضور لیلا در کربلا و در نتیجه افسانه ها و قصه هایى که در مورد وى نوشته شده را، به عنوان یکی از موارد تحریف در تاریخ کربلا، ذکر کرده است و آن را با استدلال رد مى نماید. (مرتضى مطهرى، حماسه حسینى، ج 1، ص 26 ـ 27، چاپ بیست و یکم، قم: انتشارات صدرا، 1373 ش). محدث قمى مى گوید: «ظاهر آن است که لیلا در کربلا نبوده و من بودن او را در کتب معتبر ندیدم.(شیخ عباس قمى، متنهى الآمال، ص 375). در جاى دیگر مى نویسد: در کتب معتبر ذکرى از بودن لیلا در کربلا و یا در کوفه و شام نیست.( همان، ص 541). همچنین از سخن قاتل حضرت على اکبر که مى گوید: «على آثام العرب ان مرّبى یفعل مثل ما کان یفعل ان لم اثعکه اباه» (طبرى، محمد بن جدید; تاریخ الامم و الملوک و تاریخ الطبرى، ج 4، چاپ پنجم، بیروت: مؤسسه اعلمى اللمطبوعات، 1409 ِ، ص 340( گناه تمامى عرب به گردن من اگر این جوان از کنار من بگذرد و پدر را به عزایش داغدار نسازم .در حالى که در عرف چنین مى گویند که «مادرش را به عزایش بنشانم»; امّا وى فقط از پدرش یاد مى کند; می توان چنین استفاده کرد که نه تنها لیلا در کربلا نبوده بلکه اصلا در قید حیات نبوده است. مورخ معروف، مرحوم دکتر محمد ابراهیم آیتى در این زمینه مى نگارد: از مادر على اکبر، یعنى لیلا، دختر ابى مُرّه بن مسعود هم نامى در جریان فاجعه کربلا به میان نیامده است و هیچ نمى دانم که ایشان در این تاریخ زنده بوده است یا نه... (از همسران امام) تنها کسى که در این سفر همراه امام(علیه السلام) بوده (رباب) دختر امرؤ القیس بود.»( دکتر محمد ابراهیم آیتى، بررسى تاریخ عاشورا، ص 123 (. بنا بر این با توجه به قرائن و شواهد فوقِ، جناب لیلا در کربلا نبوده اند; در نتیجه آن داستان ها و افسانه هایى که در جریان حادثه کربلا به او نسبت داده شده، بى اساس و غیر واقعى است. در پایان تذکر این نکته از قول علامه سید عبدالرزاِ مقرم ضرورى است که: «شیخ مفید در ارشاد، طبرسى در اعلام الورى، طبرى در تاریخ طبرى، و... نام این بانو را همان «لیلا» ذکر کرده اند.»( سید عبدالرزاِ مقدم، على الاکبر، ص 14 (از این رو «ام لیلى» نام بى مسمّایى بیش نیست.



به نام خدا
داستان حضرت لیلا مادر گرامی حضرت علی اکبر علیه السلام از جمله وقایعی است که بحثها و گفتار گوناگونی را به خود معطوف داشته است. علاوه بر اینکه در نام مادر علی اکبر علیه السلام اختلاف نظر وجود دارد در مورد زنده بودن یا نبودن ایشان در هنگام وقوع حادثه کربلا و همچنین بودن یا نبودن ایشان در کربلا اختلاف نظر فراوانی وجود دارد.
اما در مورد نام این بانوی گرامی باید گفت که : در جایی آمده نام او آمنه یا لیلا دختر ابی مره است (زبیری /نسب قریش /ص57) و در کتاب دیگری نام او بره دختر عروه بن مسعود گفته شده (مجلسی بحار الانوار ج45 ص33) در نقل ابو الفرج اصفهانی آمده که نام وی شهربانو و لیلا نام جد آنان است. (ابوالفرج اصفهانی /مقاتل الطالبین /ص 81) به هرحال این اختلاف ضرری به منظور و غرض ما از این بحث نمی رساند.(1)
مطلب دوم اینکه محقق شوشتری می گوید: کسی در کتاب معتبری زنده بودن مادر علی اکبر را ذکر نکرده چه رسد به دیدن او!(علامه شوشتر قاموس الرجال، ج7، ص422)(2) و در چاپ فارسی جلاء العیون گفته شده علامه مجلسی زنده بودن مادر علی اکبر در عاشورا را نفی می کند. که البته به گفته شیخ جعفر مرتضی در چاپ عربی این کتاب به قلم سید عبد الله شُبر چنین سخنی از علامه وجود ندارد.(3)
لذا در صورت قبول قول به وفات این بانوی گرامی قبل از حادثه کربلا جایی برای سوال از علت نیامدن ایشان به کربلا باقی نمی ماند.
و اصل بحث که در صورت زنده بودن ایشان آیا در کربلا حاضر بودند یا نه ؟ که در صورت یافتن شواهدی بر وجود ایشان در کربلا دیگر جایی برای پاسخ به این سوال نمی ماند. لذا در این نوشتار سعی بر اثبات وجود ایشان در کربلا شده است.
مسئله ای که مصداق بارز تحریف شناخته شده و آشوبگری فراوانی در باره آن صورت گرفته داستان حضور لیلا مادر علی اکبر علیه السلام در کربلاست بویژه که واعظان و نوحه سرایان دوست دارند با ذکر این داستان مجلس را برای روضه خوانی آماده سازند و زمزمه های شنوندگان را بیشتر کنند. از سوی دیگر بسیاری این قضیه را افسانه، خیال و دروغ و ساختگی بودن پنداشته اند.
ما در این نوشتار در صدد انکار وجود حضرت لیلا در کربلا و پاسخ کجا بودن ایشان در هنگام وقوع حادثه کربلا نیستیم لذا پاسخ به این دیدگاه را در ضمن چند نکته بیان می داریم:
1- مادر علی اکبر در کربلا حاضر بوده و در کتابهای معتبر به آن اشاره و تصریح شده است. در عبارتی که در کتب معتبر آمده جملاتی می یابیم که گواه حضور لیلا در کربلاست برخی گفته اند: در مقاتل آمده است که علی بن الحسن علیه السلام آنقدر مبارزه کرد که کشته شد در حالی که مادرش بر در خیمه ایستاده بود و او را تماشا می کرد(زنجانی،وسیله الدارین فی انصار الحسین، ص 294) (4)
ابن شهر آشوب می گوید سپس علی بن الحسین به میدان آمد در حالی که 18 سال داشت و گفته اند او 25 سال داشته است و در خلقت و خلق و سخن گفتن شبیه رسول خدا بود .... مره بن منفذ عبدی ضربه ای از پشت بر او وارد کرد پس از آن با شمشیر بر او زد حسین علیه السلام گفت: بعد تو ننگ بر دنیا باد. حسین علیه السلام او را به سینه چسباند و به در خیمه آورد پس مادر - شهر بانو - بی قرار به او نگاه می کرد و هیچ نمی گفت.(7)
2- ذکر حضور لیلا مختص به کتب تاریخی نیست بلکه شاید اشاره هایی به آن در کتب: انساب، جغرافیا، حدیث، تراجم، ادب و ... آمده باشد. لذا درست نیست که ذکر این امر را به مورخان منحصر کند .آیا منکرین کتب بی شمار را اعم از نسخه خطی و چاپ شده را مطالعه کرده اند که بتوانند به قطع حکم کند این داستان از اساس باطل است.
4- بر کسی پوشیده نیست که همانگونه که کتب نگاشته شده بی شمار است بسیاری از آنها در عصر ما از بین رفته است. آیا کسی می تواند به چیزهایی که آن عالمان از کتب و مصادر که هم اکنون مفقود است نقل کرده اند؛ نسبت کذب و ساختگی بودن بدهد.
5-هنگامی که به کتب موثق و شایان اعتماد که همانا مهمترین کتب اند می نگریم، در آنها احادیث متعارضی را می یابیم که بی شک یک طرف آن درست و طرف دیگر دروغ خواهد بود آیا این به معنای اعتبار نداشتن کتاب و نویسنده است.
6- همین که برخی این داستان را انکار می کنن در احتمال صحت آن کافی است. بقول معروف تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها. بفرض که آنچه گفته شد نتواند حضور لیلا را در روز دهم محرم در کربلا اثبات کند دست کم می تواند اشاره ای به وجود این قول داشته باشد. ضمن اینکه عدم ذکر این قضیه در تاریخ اگر درست باشد دلیلی برای نفی آن از اساس نخواهد بود. چون تاریخ نام برخی از زنان و مردان و کودکان حاضر در واقعه کربلا را برای ما ثبت کرده و از ذکر بسیاری دیگر عاجز مانده است.
مطلب دیگر که به آن اشکال می کنند پریشان کردن گیسوان توسط لیلا به نقل از میرزا حسین نوری در لولو و مرجان می باشد.
اصل ماجرا را نویسندگان چنین نوشته اند : حسین علیه السلام مراقب پیکار فرزندش بود مادر فرزند نیز به چهره حسین نگاه می کرد مردی به نام بکر بن غانم به سمت علی اکبر علیه السلام رفت امام چهره در هم کشید لیلا نگران شد و پرسید که آیا ضربه ای به فرزندش اصابت کرده امام پاسخ داد نه ولی کسی با او پیکار می کند که می ترسم علی را بکشد برای فرزندت دعا کن از جدم رسول خدا شنیدم که دعای مادر در حق فرزندش اجابت می شود سپس لیلا به درون خیمه رفته و گیسوان خود را پریشان نمود و دعا کرد. نبرد شدیدی بین آنها در گرفت تا اینکه زره بکر بن غانم از زیر بغل او پاره شد پس علی اکبر علیه السلام با شتاب ضربه ای بر او وارد کرد که او را دو نیم ساخت.(دربندی، اکسیر العیادات فی اسرار الشهادت، ج2، ص641)(7)
در پاسخ باید گفت:
1- در روایت نیامده که امام حسین علیه السلام از لیلا خواست که داخل خیمه شود و گیسوان را پریشان سازد و دعا کند بلکه آمده که آن حضرت علیه السلام لیلا را به دعا امر کرد و او را از سخن پیامبر صلی الله علیه و آله که دعای مادر در حق فرز ند مستجاب می شود با خبر کرد . سپس در داخل خیمه لیلا گیسوان پریشان ساخت و برای فرزند دعا می کند.
2- در تاریخ آمده که حضرت زهرا سلام الله علیها کسانی را که به منزل امیر المومنین علیه السلام تجاوز کردند و او علیه السلام را برای بیعت گرفتن با خود می بردند تهدید کرد که گیسوان پریشان می کند و آنان را نفرین خواهد کرد.
3-آمده که حضرت علی اکبر علیه السلام از نبرد اول سالم بازگشت و مرتبه دوم که به جنگ رفت شهید شد و این منافاتی با دعای لیلا جهت سلامتی فرزندش ندارد.
و اشکالات دیگر... .
اگر لیلا بر طبق دلایلی که ذکر کردیم و غیر آن در هنگام حادثه کربلا در قید حیات بوده باشد کسی که حضور او را در کربلا نفی می کند باید به این پرسشها پاسخ دهد .چرا او به کربلا نیامد؟ آیا از آمدن منع شده بود؟ آیا خود نمی خواست به کربلا بیاید و در واقع از همراهی سرباز زده بود ؟ برای چه؟
پاورقی ها:
1-عاملی، سید جعفر مرتضی، تحریف شناسی عاشورا« نقد حماسه حسینی شهید مطهری»، ترجمه ی: جواد محمد زمانی، چاپ اول:85، انتشارات: ارام دل، صص 104-105 .
2-همان، ص78.
3-همان، صص 106-110.
4-همان، صص 103.
5-همان، ص104.
6-همان، ص90.
* مطالب تلخیص کتاب بالا از صفحات 75 الی 111 می باشد که صفحات مربوطه در ادامه مطالب ذکر شده است.

برگرفته از پرسمان


پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 10:15 ق.ظ به این سوال جواب داده است.
گزارش تخلف


پرسش های مرتبط:
علت کشورگشایی مسمانان چه بود و چرا برخی از امامان(ع) در این جنگها شرکت می کردند؟ با توجه به اینکه گاها جنگهای صلیبی علیه مسلمان را که 200 سال تمدن مسل...
دختری در آستانه ازدواج هستم نگرانی ام از این است که وابستگی به همسر که معمولا در بین زوجهای جوان شایع است، مرا از هدف اصلی ازدواج که رشد و کمال است با...
حضرت ابالفضل(ع) و حضرت علی اکبر(ع) در کربلا چند سال داشتند؟ آیا ازدواج کرده بودند؟ با چه قبیله ای، اسم همسر و فرزندان آن بزرگواران چه بود؟ آیا در کربل...
در برخی از کتاب ها خوانده ام که ذهن انسان هر چه را که بخواهد می تواند به خود جذب کند در واقع هر چیز خوب یا بد را ذهن انسان به خود جذب می کند. اگر اینگ...
کسانی که قبل از سن تکلیف می میرند به بهشت می روند یا جهنم؟ در هر دو صورت این با عدالت خدا سازگار نیست چرا که قبل از آزمایش آنها در این دنیا بوده و اگر...


 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed