جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    می خوام یه چلی نشینی برای برآورده شدن حاجات با توسل به زیارت امین الله و عاشورا با صد لعن و صد سلام و خواندن دعای علقمه شروع کنم، خوبه؟ تاثیر گذار هست؟ فقط یه مشکل هست. اونم صد لعن و صد سلامه. راه آسونتری برای انجام این صد بارها نیست؟ شنیدم یکی از معصومین یه راه کاری گفته.
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ

صد لعن و صد سلام در زیارت عاشورا لازم نیست در یک مجلس به جا آورده شود، بلکه می توان آن را با فاصله و به تدریج در طول روز خواند، یعنی می توان مثلا صبح زیارت عاشورا را شروع کرد وقتی به لعن زیارت رسیدیم، صد لعن را می توان در طول روز به تدریج انجام داد تا نوبت به صد سلام برسد و آن را نیز با فاصله و به تدریج می توان انجام داد و بعد از سلام، بقیه زیارت را خوانده و در پایان دو رکعت نماز زیارت به جای آوریم. در روایتی راهی آسان تر برای خواندن زیارت عاشورا وارد شده و آن این است که: شروع به خواندن زیارت عاشورا می کنیم، وقتی به لعن رسیدیم، لعن را می خوانیم تا به جمله H}«اللهم العنهم جمیعا»{H می رسیم و فقط همین جمله را صد بار می گوئیم. وقتی به سلام رسیدیم، سلام را می گوئیم تا به جمله H}«السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین» {Hمی رسیم و تنها این جمله را صد بار می گوئیم و بعد بقیه زیارت را می خوانیم. به هر حال اگر نذر شما با صیغه شرعی خوانده شد باید صد لعن و صد سلام را بخوانید چون جزء زیارت است و اگر در وقت نذر نیتتان این نبوده که صد لعن و سلام به دنبال هم خوانده شود می توانید آن را با فاصله به جا آورید هر چند تا شب طول بکشد.



در فرهنگ اسلامى عدد چهل (اربعین) جایگاه ویژه اى دارد. چله نشینى براى رفع حاجات، حفظ کردن چهل حدیث، اخلاص چهل صباح، کمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از این نمونه هاست.
به عدد چهل در روایات توجه و عنایت خاصی شده است. در قرآن کریم مدت خلوت حضرت موسی(ع) را در کوه طور با خداوند چهل روز ذکر می کند: «و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشرفتم میقات ربه اربعین لیله» V}(اعراف، آیه 142). {V
در روایات آمده است: «من خلص لله اربعین یوما فجر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه؛ هر کس خود را چهل روز برای خداوند خالص و پاک گرداند، خداوند چشمه های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می سازد V}(عیون اخبار الرضا(ع) ، ج 2، ص 85). {Vو نیز در حدیثی دیگر می فرماید: «هر کس برای نفع امت من چهل حدیث حفظ کند، خداوند او را در روز حساب فقیه و دانشمند بر می انگیزد» V} (میزان الحکمه ج4، ص 1931). انسان در چهل سالگی به کمال عقل می رسد: «اذا بلغ اربعین سنه فقد بلغ منتهاه» V} (خصال، ص 545){Vو خداوند در قرآن کریم در این باره می فرماید: «حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی» V} (احقاف، آیه 15){V.در روایت آمده است: «من قدم اربعین من المؤمنین ثم دعا استجب له؛ هر کس چهل مؤمن را جلو خود قرار دهد و سپس دعا نماید، دعای او مستجاب می گردد» V}(عده الداعی، 128). {Vدر روایت داریم که در جریان تولد حضرت زهرای مرضیه(س) به امر الهی جبرئیل(ع) بر پیامبر(ص) نازل گردید و به ایشان گفت: چهل روز از حضرت خدیجه(س) کناره گیرد.حضرت در این مدت روزها روزه دار و شب ها مشغول عبادت بودند تا زمینه برای پیدایش و تولد حضرت فاطمه(س) فراهم گردد. همچنین همان طور درمورد برخی از ادعیه بر چهل مرتبه خواندن آن تاکید شده است . اما خصوصیت عدد چهل و اسرار نهفته در این عدد چیست , برای ما روشن نیست . البته چه بسا با توجه به ویژگی های انسان , تکرار ((چهل بار)) موجب یک ملکه ی معنوی و تعمیق یک رفتار پسندیده و قابلیت نزول فیض خاص خداوند می شود.

تاثیر عدد چهل در خودسازی:
یکی از کاربردهای مهم عدد چهل در چله نشینی و خودسازی است. منظور از چله و چله نشینی، آن است که انسان چهل روز با مراقبت و مواظبت به یاد حق و ذکر و عبادت و توجه به او مشغول باشد و امور غیر ضروری و غیر لازم را که باعث پراکندگی خاطر و تفرقه فکر می گردد و در حد امکان ترک نماید و همه اندیشه و فکرش خداوند و یاد او و اطاعت او باشد به عدد چهل در روایات توجه و عنایت خاصی شده است. در قرآن کریم مدت خلوت حضرت موسی(ع) را در کوه طور با خداوند چهل روز ذکر می کند: «و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشرفتم میقات ربه اربعین لیله» V}(اعراف، آیه 142). {V
در روایات آمده است: «من خلص لله اربعین یوما فجر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه؛ هر کس خود را چهل روز برای خداوند خالص و پاک گرداند، خداوند چشمه های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می سازد V}(عیون اخبار الرضا(ع) ، ج 2، ص 85). {V
انسان در چهل سالگی به کمال عقل می رسد: «اذا بلغ اربعین سنه فقد بلغ منتهاه» V} (خصال، ص 545){V
و خداوند در قرآن کریم در این باره می فرماید: «حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی» V} (احقاف، آیه 15){V.
در روایت آمده است: «من قدم اربعین من المؤمنین ثم دعا استجب له؛ هر کس چهل مؤمن را جلو خود قرار دهد و سپس دعا نماید، دعای او مستجاب می گردد» V}(عده الداعی، 128). {V
چله نشینی به این معناست که انسان در مدت چهل روز کمال مراقبت و توجه به خداوند را داشته باشد و سعی بلیغ در ترک گناهان و دوری از محرمات الهی داشته باشد و در این مدت با یاد الهی وذکر او و عبادت خالصانه شبستان وجودش را از نور و صفا لبریز سازد و زمینه تابش انوار الهی و درخشش آفتاب فطرت را در درون خویش فراهم آورد.
در روایت داریم که در جریان تولد حضرت زهرای مرضیه(س) به امر الهی جبرئیل(ع) بر پیامبر(ص) نازل گردید و به ایشان گفت: چهل روز از حضرت خدیجه(س) کناره گیرد.
حضرت در این مدت روزها روزه دار و شب ها مشغول عبادت بودند تا زمینه برای پیدایش و تولد حضرت فاطمه(س) فراهم گردد. آثار چله نشینی بستگی کامل به زمینه های موجود در انسان و اراده و توجه و همت و اخلاص او دارد که به حسب افراد از شدت و ضعف برخوردار است ولی به هر حال در این مدت، قلب انسان نورانی و با صفا می گردد و مطالب ظریف و عالی معنوی و معارف دین را بهتر و عمیقتر می فهمد و درک می کند و زمینه برای عروج معنوی و تعالی روح انسان فراهم می گردد. البته انسان باید توجه داشته باشد که به دام انسان های فریبکار و بی بهره از معنویت که ادعای معنویت و درویشی دارند ولی هیچ نصیبی از صفا و معنویت ندارند گرفتار نشود و نیز از زیاده روی و فشار بی مورد و عبادات سنگین و روزه های پی در پی خودداری کرد و بهتر این است برنامه با راهنمایی انسانی راه رفته و پخته و قابل اعتماد صورت گیرد تا در این راه دچار افراط و تفریط نگردد و بار زیادی بر نفس خود بار نکند.
تذکر این نکته لازم است که معنای چله نشینی بریدن از مردم و شانه خالی کردن از مسؤولیت های اجتماعی و شرعی و انسانی نمی باشد و مهم این است که انسان در میان اجتماع باشد و از خود مواظبت و مراقبت نماید و بر خود مسلط باشد چون گاهی خدمت به مردم و گشودن گرهی از کار آنها و گرفتن دست انسانی درمانده و بیچاره اثرش از ده ها چله نشینی بیشتر و عمیقتر است.
در راه بندگی خدا هیچ عنصری مانند عمل به واجبات الهی و دوری از محرمات نقش آفرین نمی باشد و در سلوک راه بندگی نماز و توجه به آن و اهمیت دادن به آن نقش ویژه ای دارد.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
در بعضی قسمتهای زیارت عاشورا گفته شده باید اون قسمت صد مرتبه خوانده شود، آیا حتما باید صد مرتبه بخونیم یا بدون صد مرتبه خواندن هم ثواب لازم رو می بریم؟
آنچه بیشتر برایم سؤال انگیز بود: 1- این فرموده حضرت امام(ره) : سوم آنکه ضرر و نفعی ندارد؛ ... مثل حساب و هندسه و هیئت و امثال آن ... حتی الامکان اشتغال پیدا نکردن به آنها خوب است؛ ... در بین علوم آنچه که به حال حیات ابدی و زندگانی جاویدان انسان نافع است، بهتر از همه است و مهمتر از جمیع آنهاست. کتاب چهل حدیث- شرح حدیث بیست و چهارم- صفحه 396 و 397 و این فرموده علامه طباطبایی: سوال: آیا علوم ریاضی و طبیعی در عرف قرآن علم نیستند؟ جواب: در عرف قرآن کریم خیر، عرف قرآن آنها را علم نمی نامد. در کل این علومی که ما به آنها لفظ علم اطلاق می کنیم در حقیقت فن هستند و آن هم فنونی برای زندگی در این عالم، که البته ندانستن آنها مشکلی برای ما پیش نمی آورند( مانند انسانهای پیشین و پیامبران پیشین) و فقط شاید تسهیل کننده امور دنیوی باشند( و البته از دید برخی دلمشغولی و تفریح) که در غیر این صورت باید نعوذالله به عدالت خداوند نسبت به انسانهای پیشین، در حال حاضر و بعدی ها شک کرد! دقت کنیم که به فضا رفتن هدف نبوده! که لازم باشد همه آن را درک کنند! رفتن و نرفتن به آن هم در اصل قضیه خللی ایجاد نمی کند. نیز ازحضرت آیت الله جوادی آملی: آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه دانشگاه وقتی اسلامی است که دانش آن اسلامی باشد، گفت: علم سکولار، دانشجوی سکولار‌ تربیت می‌کند. جوادی آملی با اشاره به اسلامی کردن دانشگاه‌ها گفت: علمی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود لاشه مرده‌ای است که قابل اسلامی شدن نیست. وی ادامه داد: وقتی دانشگاه اسلامی می‌شود که دانش آن اسلامی شود و در حال حاضر دانش سکولار است. این استاد حوزه تصریح کرد: آنچه در حال حاضر در دانشگاه‌ها از آن سخنی گفته نمی‌شود، خدا و پیغمبر(ص) و اینکه چه کسی این هستی و جهان را به وجود آورده، است. سئوال این است که 1- اگر علومی مثل فیزیک و ریاضیات به نظر حضرت امام (ره) علمی است که نه مفید است و نه ضرر دارد حتی اگر به قول شما رنگ خدایی داشته باشد چه نیازی به یادگیری آن است؟ 2- بنا به فرموده علامه طباطبایی علمی که خداوند در قرآن به آن امر کرده ،علم خداشناسی و معرفت است و هیچ ارتباطی به علوم دانشگاهی ندارد و سؤال و جوابی از فیزیک و شیمی از انسان نمی شود پس اگر یاد گرفتن علوم دانشگاهی صرفا یک فن و مهارت برای گذراندن امور دنیوی است و این فرد هیچ برتری در نزد خداوند از سایرین ندارد، چه لزومی به یادگیری آن است؟ 3- بنا به فرموده حضرت آیت الله جوادی آملی علم دانشگاهی علمی سکولار بیش نیست که اگر شما نیتی الهی هم داشته باشید، چیزی که می آموزید سکولار بوده و قابل اسلامی شدن هم نیست. البته این فرموده حضرت در جهان امروز به سهولت قابل مشاهده است چرا که کسی نمی تواند ادعا کند که با پیشرفت حیرت آور علوم دانشگاهی، ایمان و اعتقاد بشری نیز افزایش یافته اگر نگوییم که بدتر هم شده و ثروت اندوزی و دین گریزی حتی در جوامع مسلمان بیشتر هم شده و باز این سؤال که چه نیازی به یادگیری علوم دانشگاهی است؟ 4- باز در متن بالا آمده که اگر منظور قرآن همان علوم دانشگاهی باشد باید به عدالت خدا شک کرد که آن علم مفید را به گذشتگان نداده و نیز در جمله ای دیگر: علمی سودمند است که با مرگ انسان آن نیز از بین نرود بلکه آخرت او را تأمین کند. علومی مثل فیزیک شیمی و ... چه نیازی از آخرت انسان را برآورده می سازد؟
برای شروع زندگی منزلی اجاره کرده ام تا بعد از مراسم عروسی با همسرم به آنجا برویم، بعضی از وسایل مثل اسباب اتاق خودم در خانه پدری رو مایلم به خونه خودم ببرم یا وسایل دیگری مثل فرش و بخاری و ... هست که مادرم می گویند اینها رو هم ببر به خونه ات؛ اما نمی دانم کار درستی است یا نه، چون پدرم فوت شده اند و بنده دو خواهر دارم می ترسم یک موقع خواهرانم ته دلشان راضی نباشد و من بخشی از ارث پدریشان را برده باشم( یک خواهر از من بزرگتر است و ازدواج کرده و دیگری دانشجوست) البته وضع ما بد نیست اما به هر حال احتیاط می کنم؛ ضمن اینکه در امور مذهبی معمولاً با وسواس و حساسیت عمل می کنم و این شاید به همان علت است. ضمناً از خواهرانم هم درباره تک تک وسایل دوست ندارم بپرسم آیا راضی هستید یا نه، نمی دانم شاید به خاطر غرور یا به خاطر اینکه فکر نکنند من در این امور حساسیت بیجا دارم، راه صحیح کدام است؟
در مورد سند زیارت عاشورا و کسانی که در این زیارت مقدس لعن می شوند و کسانی که سلام داده می شوند، توضیح می خواستم.
یکی از ادعاهای معجزات علمی قرآن این است که در قرآن از نظریه بیگ بنگ (بیگ بنگ چیست؟) صحبت شده است. البته پیشتر در دو نوشتار قرآن و پیدایش جهان، قضیه پدید آمدن کائنات از دود و گسترش یافتن کائنات در مورد موارد مشابهی سخن رانده شده است آیه ای که از آن برای اثبات این معجزه استفاده میشود از این قرار است: سوره انبیا آیه 30 أوَ لَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الأَْرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ أَ فَلا یُؤْمِنُونَ آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم ؟، و هر چیز زنده‏ای را از آب قرار دادیم، آیا ایمان نمی‏آورند!
معمولاً این آیه را مترجمین به آسمانها و زمین یکی بودند، سپس آنها را جدا کردیم ترجمه میکنند. قبل از اینکه هر بحثی را مطرح کنیم از شما دعوت میکنم به این آیه بیشتر توجه کنید، گفته است آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند و ما آنها را از یکدیگر باز کردیم؟ آیا واقعا خالق کائنات فکر میکند کافران باید این اتفاق را اگر هم افتاده باشد دیده باشند؟ کدام انسانی خلقت کائنات را دیده است که الله از کافران انتظار دارد آنرا دیده باشند و به دلیل این دیدن خود به او ایمان بیاورند؟ آیا الله از کافران کاری که برایشان غیر ممکن بوده است را انتظار دارد؟مدعیان اینکه قرآن بیگ بنگ را پیشبینی کرده است میگویند این آیه از سینگولاریتی سخن میگوید. در بررسی این آیه باید به نکات زیر اشاره کرد:نخست اینکه در زمان سینگولاریتی زمین و آسمان یکی نبودند، اساساً زمینی وجود نداشته است که بخواهد با آسمان یکی باشد، زمین میلیونها سال بعد بوجود آمده است.دوم اینکه بر اساس این آیه زمین از آسمانها جدا شده است، اگر منظور از آسمانها کائنات باشد بازهم این آیه غلط میشود.سوم اینکه برای درک این آیه باید به توضیحی که قرآن از نحوه پیدایش جهان میدهد توجه کرد. داستان خلقت جهان در قرآن ریشه در اساطیر باستانی منطقه دارد، بویژه اساطیر بابلی و داستان گیلگمیش دارد. در حماسه گیلگمیش که بسیار قدیمیتر از قرآن است نیز دقیقا از یکی بودن آسمانها و زمین و بعد جدا شدن آنها سخن رفته است. ایده جدا شدن زمین و آسمانها از یکدیگر در سایر اساطیر منطقه نیز یافت میشود، مثلا در مصر باستان باور بر این بوده است که خدای زمین (جب) و خدای آسمان (نات) به یکدیگر چسبیده بودند و جداشدن اختیاری آنها سبب شکل گیری جهان بصورت فعلی شد. بنابر این ماجرای جدا شدن زمین از آسمانها ارتباطی به بیگ بنگ ندارد و از اساطیر و افسانه های ملل مجاور اعراب به قرآن راه یافته است و اگر واقعا بخواهیم آنقدر نادان باشیم که آنرا به بیگ بنگ نسبت بدهیم، باید امتیاز را به کفار مصری و بابلی بدهیم.دکتر علی سینا در مورد این ادعا (در اینجا) توضیحات جالبی ارائه داده اند که در اینجا مقداری از آنرا نقل قول میکنم. دکتر علی سینا معتقد است این آیات برگرفته از کتاب پیدایش تورات هستند و همان عبارتها به شیوه دیگری در قرآن آمده است:تورات کتاب پیدایش، 1: 6 تا 9سپس خدا فرمود: توده های بخار از هم جدا شوند تا آسمان در بالا و اقیانوسها در پایین تشکیل گردند. خدا توده های بخار را از آبهای پایین جدا کرد و آسمان را بوجود آورد. شب گذشت و صبح شد و این روز دوم بود.از رد ادعای اشاره به بیگ بنگ در قرآن گذشته، به نظر دکتر علی سینا آیه بالا با آیه زیر در تناقض است.سوره فصلت آیه 11.ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلأَْرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ .سپس اراده آفرینش آسمان فرمود در حالی که به صورت دود بود، به آن و به زمین دستور داد به وجود آئید و شکل گیرید، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه! آنها گفتند: ما از روی طاعت می‏آئیم!
البته این ترجمه آیت الله مکارم شیرازی است توجه داشته باشید که الله به چیزی که وجود ندارد صحبت میکند و به آن میگوید بوجود بیا! آیا با چیزی که وجود ندارد میتوان صحبت کردجالبتر اینجا است که آسمان جواب هم میدهد.
ترجمه عبدالمحمد آیتی نیز این است:ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ.سپس به آسمان پرداخت و آن دودی بود پس به آسمان و زمین گفت : خواه یا ناخواه بیایید گفتند : فرمانبردار آمدیم
یوسفعلی مترجم معروف قرآن به زبان انگلیسی اینگونه این آیه را ترجمه کرده است:
Moreover He comprehended in His design the sky, and it had been (as) smoke: He said to it and to the earth: Come ye together, willingly or unwillingly. They said: We do come (together), in willing obedience.
به نظر دکتر علی سینا میان آیه ای که اسلامگرایان تلاش میکنند از آن بیگ بنگ را بیرون بکشند و این آیه تناقض وجود دارد، یکی از جدا شدن سخن گفته است و دیگری به هم آمدن و پیوستن. کدام یک از این دو لطفا در مورد این متن جوابیه ارسال نمایید

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed