جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    محل غیبت کبری امام زمان(عج) در کجا بود و آیا مکان امروزه در کدام کشور وجود دارد؟ توضیح بیشتر راجع به این مکان می خواستم؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
احتمالاً منظور شما از محل‌ «غیبت کبری» ، آغاز غیبت کبرای امام زمان (عج) است . آن حضرت دارای دو غیبت است:
1 - غیبت صغری که 70 سال طول کشید و از شهر سامرا آغاز گردید.
2 ـ غیبت کبری که تاکنون نیز ادامه دارد و محل آن مشخص نیست. زمان آن چند روز بعد از وفات چهارمین نایب خاص امام عصر(علی بن محمد سمری) بود (سال 329 ق).
شیخ صدوق (ره) به نقل از محمد حسن بن احمد می نویسد:
«ما در سال درگذشت ابوالحسن علی بن محمد سمری، در مدینه السلام بغداد بودیم. چند روز قبل از درگذشت او، حضورش رسیدیم. او توقیع حضرت مهدی (عج) را به ما نشان داد و از روی آن نوشتیم و از نزدش خارج شدیم . چون روز ششم (روز موعود) فرا رسید، به نزد سمری رسیدیم و او را در حالت احتضار مشاهده کردیم . دیدیم که وی در حال جان دادن است؛ به وی گفتند: وصی و جانشین تو کیست؟ گفت: خدا را مشیتی است که خود انجام خواهد داد(یعنی دوره غیبت صغری به پایان رسیده و کسی نایب نیست). این مطلب را گفت و آن گاه جان به جان آفرین تسلیم کرد ...». (کمال الدین ، ص 516)
بر این اساس احتمالاً علی بن محمد سمری در بغداد خدمت اما مشرف شده و شش روز پس از آن روز دنیا رفت؛ امام با این حال مشخص نیست که آغاز غیبت کبرای امام زمان (ع) از کجا بوده است؟

اما اگر سوال شما ناظر به محل زندگی حضرت در غیبت کبری است ، باید بدانیم که نمی توان محل خاصی را در زمان غیبت کبری برای ایشان در نظر گرفت و منطقه و شهری را به عنوان محل سکونت او معرفی کرد.
آن حضرت برای انجام وظایف و تکالیف خود از مکانی به مکان دیگر می رود و بر اساس حکایات معتبره در شهرها و اماکن مختلفی دیده شده است؛ از جمله : مدینه ، مکه ، نجف ، کوفه ، کربلا ، کاظمین ، سامرا ، مشهد ، قم و ... متاسفانه برخی در کتابها و مقالات خود ، بر اساس حدس ها و گمان ها و یا داستان های غیر معتبر ، گفته اند که حضرت مهدی در جزیره خضرا زندگی می کند و عجیب تر از آن این است که برخی آن را به مثلث برمودا در نزدیکی آمریکا تطبیق داده اند!! همه این سخنان حدس های شخصی و متکی بر شواهد ضعیفی است که قابل اعتنا نمی باشد. پس نمی توان محل خاصی را برای زندگی امام عصر (عج) در دوران غیبت کبری مشخص کرد.
برای مطالعه بیشتر ، ر.ک : مهدویت (پیش از ظهور) ، رحیم کارگر ، نشر معارف

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
می خواستم نظر ولی فقیه، مقام معظم رهبری را درباره انجمن حجتیه بدانم زیرا نظر رهبر در باره این مسائل اجتماعی ضروری است. اینکه ما چه وظیفه ای در قبال آنها داریم و حکومت چه موضعی در برابر آنها دارد؟ آیا اینکه بگوییم چون آنها به ما ضربه نمی زنند نباید کاری به کارشان داشته باشیم درست است؟ با توجه به اینکه در نزدیکی ما گروهی هستند که با توجه به شواهد نه با اعلام خودشان حجتی هستند و مراسم مذهبی به خصوص برای امام زمان(عج) برقرار می کنند و جلسات تفسیری و عقیدتی و ... با کیفیت خوب برگزار می کنند. آیا اصلا رفتن به این جلسات از لحاظ شرعی هر چند هیج سخنی از انجمن در آن گفته نشود، درست است؟
به من این شبهه را وارد می کنند: شمامی گویید برای مسائل جدید بعد از پیامبر اهل سنت به اجتهاد پرداختند و شیعه توسط امامان و تبیین احکام آنها عمل کردند اما شما هم امروزه اجتهاد می کنید و دلیل آن را غیبت امام زمان می دانید( یعنی امام به وظایفش عمل نمی کند) و می گوئید امام مانند خورشید پشت ابر است و می توان ارتباط با او داشت و هر چه تقوا بیشتر باشد، ارتباط قویتر است. خوب اگر ما پاکترشویم به خدا نزدیکتر می شویم و نیازی به امام نداریم بلکه برای احکام به ایشان نیازمندیم پس عملا امام سودی ندارد و می میریم و او را نمی بینیم و اجتهاد ما را در ابتدا اشباه دانستید و الان این کار انجام می دهد.
سوالم این است که چرا در 13 آبان دانشجویان پیرو خط امام سفارت امریکا را تصرف کردند: 1. مگر امریکا چه کرده بود؟ 2. مگر سفارت جای امن برای هر کشور نیست؟ پس چرا به این مکان حمله کردند؟
علمای ما به استناد به یکی از روایات معصومین(ع) می گویند که فایده امام غایب مثل فایده خورشید که پشت ابر هست، است ولی به چنین تشبیه چندین اشکالات وارد هست:
۱) خورشید وجودش در نزد همه مردم مسلّم هست، ولی امام قائم چنین نیست.
۲) خورشید را همه کس دیده و حس کرده است، ولی امام قائم چنین نیست.
۳) وجود آفتاب برهاناً بر همه اشیا ارضی مقدم است، ولی امام قائم چنین نیست.
۴) خورشید در پشت ابر محسوس هست، چنانچه تشخیص روز و شب به هر اندازه که آفتاب در پشت ابر ضخیم باشد آسان هست، ولی امام قائم چنین نیست.
۵) دوام خورشید در پشت ابر اندک هست و گرنه با همه روشنی که دارد اگر صد سال مثلاً در استتار باشد که هیچ کس او را نبیند، حتماً آن را منکر می شوند و تصور می رود که نابود شده باشد و معتقدین به امام قائم این حقیقت را درباره او قائل نیستند.
۶) اگر خورشید را در یک نقطه جهان که ابر آن را پوشانیده باشد، نبینند باری در نقاط دیگر چهان دیده می شود و امام قائم چنین نیست.
۷) منافع خورشید از قبیل گرم کردن کرات تابعه و پرورانیدن نباتات و حیوانات و معادن و جزر و مد دریاها و گردش سیارات و سایر منافع بی شمار آن به علت چند ساعت و چند روزی که در پشت ابر است از موجودات قطع نمی شود و فقط ممکن از چندی رویت نشود، اما امام قائم چنین نیست.
۸) اما منافعی که مربوط به امام است از احیا معالم دین و اماته بدعتها و رد خرافات و شبهات و هدایت مردم و بیان احکام و تشکیل حکومت و ترویج اسلام و اقامه جهاد و اجرای حدود و اقامه جمعه و جماعت و جلوگیری از شرارت اشرار و نهی از منکرات هیچ یک در غیبت او صورت نمی گیرد و محرومیت مردم تنها از رویت نیست بلکه هیچ فایده ای از او متصور نیست و در اینجا عقل و وجدان و برهان بهترین گواه هست، پس تشبیه غیبت امام به استتار شمس تناسبی ندارد.
لطفاً به این شبهات پاسخ کامل و قانع کننده ای برای بنده ذکر کنید.
طبق آنچه از روایت ائمه معصومین سلام الله علیه بر می آید مسلمان باید علم و دانش را بدون هرگونه تعصب حتی اگر در نزد دشمن هم هست بجوید و کسب کند. سوال این جانب این است که شما ببینید ما اکنون هرچه استاد و پروفسور و دکتر و جراح حرفه ای و با معلومات و سطح بالا داریم همه تحصیل کرده امریکا و انگلیس هستند. اصلا یکی از چیزهایی که سطح استاد را در دانشگاه بالا می برد همین تحصیلات خارجه اوست. پس ببینید قبل از انقلاب با وجود همه برنامه های ضد دینی که وجود داشت ولی به علم بیشتر توّجه می کردند. آن زمان هر دانشجویی که مستعد بود به راحتی در بهترین دانشگاه جهان با هزینه دولت تحصیل می کرد. امّا بعد از انقلاب ما از این نعمت محروم شدیم و در واقع هیچ فکری برای ادامه این موضوع نکردیم. یکی از اساتید ما در دانشگاه که خودش فوق تخصص از انگلستان گرفته می گوید: اینکه ما الآن دیگر بورسیه به کشور های اروپایی نداریم یکی دلایلش این است که آنها دیگر نظام آموزشی ما و دانشجوی لیسانس ما را به دلیل پایین بودن سطح کیفی آموزش قبول ندارند و از این رو دانشجویان را به کشور هایی مثل مالزی و سنگاپور بورسیه می کنند. لطفا این قضیه را برایمان روشن کنید که آیا ما در زمینه علمی راه درست را انتخاب کرده ایم. آیا تعالیم دین همین است؟ آیا داریم به گفته ائمه علیهم السلام عمل می کنیم؟ آیا نمی شود به یک نحوی رابطه مان را با آمریکا فقط از لحاظ علمی دوباره برقرار کنیم؟(هر چه باشد آنها در علوم بشری از ما خیلی جلوتر هستند.) دانشجویان مستعد را به دانشگاه های مطرح بورسیه نماییم مثل قبل از انقلاب؟ البته این ها اطلاعات ما بود که شاید هم اشتباه برداشت نموده باشیم. لطفا این قضیه را از لحاظ تعالیم دینی برایمان روشن کنید؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed