جستجوجستجو
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(سرکتاب بازکردن) (سرکتاب) (سرکتاب با قران) (سر کتاب) (سرکتاب آنلاین) (سرکتاب باز کردن) (سر کتاب باز کردن) (سر كتاب باز كردن) (سرکتاب گرفتن) (آیا سرکتاب واقعیت دارد؟) (باز کردن سرکتاب) (باز کردن سر کتاب) (بازکردن سرکتاب) (سركتاب) (سرکتاب بازکردن اینترنتی) (سرکتاب با قران آنلاین) (باز كردن سر كتاب) (کتاب باز کردن) (سرکتاب با قرآن) (سركتاب باز كردن) (سركتاب با قرآن) (سرکتاب بازکردن آنلاین) (كتاب باز كردن) (سر کتاب با قران) (سرکتاب ) (در کتاب باز کردن) (چگونه سرکتاب باز کنیم) (سرکتاب باز کردن ) (سايت باز كردن سر كتاب) (گرفتن سرکتاب آنلاین) (بازکردن سرکتاب آنلاین) (سر کتاب بازکردن) (سر کتاب ) (سرکتاب باقران) (آیا به سرکتاب باز کردن اعتقاد داشته باشیم) (سرکتاب قرانی) (سر كتاب) (سرکتاب+بازکردن) (سر+کتاب) (بازكردن سركتاب) (آیا سرکتاب حقیقت دارد) (سرکتاب بازکردن با قران) (باز كردن سركتاب) (سرکتاب چیست) (سر کتاب انلاین) (سرکتاب آنلاین رایگان) (سرکتاب انلاین) (روش باز كردن سركتاب) (سركتاب بازكردن) (سرکتاب بازکردن ) (گرفتن سرکتاب) (سر كتاب باز كردن آنلاين) (سرکتاب گرفتن انلاین) (درکتاب بازکردن) (سركتاب گرفتن) (بازکردن سر کتاب) (باز کردن کتاب) (سرکتاب حقیقت دارد) (آیا سرکتاب حقیقت دارد؟) (سرکتاب قران) (باز کردن سرکتاب ) (باز کردن در کتاب) (روش سرکتاب گرفتن) (صحت سركتاب باقران) ( سرکتاب باز کردن) (دعا سرکتاب ایا درست است) (سرکتاب باز کردن در دعانویسی) (سركتاب باقران) (چگونه سر کتاب باز کنیم) (باز کردن سر کتاب ) (در کتاب بازکردن) (لا کتاب باز کردن) (سرکتاب اینترنتی) (سرکتاب قرآن) (باز کردن سر قرآن) (سرکتاب قرآنی) (بازکردن سرکتاب ) (آیا سرکتاب واقعیت دارد) (سر کتاب با قرآن) (سر کتاب باز کردن ) (در كتاب باز كردن) (سرکتاب باز کردن آنلاین) (آیا آینده قابل تغییر است) (پیش بینی اینده از روی قران) (گشودن سرکتاب) (سرکتاب بازکردن باقران) (دعانویسی و سرکتاب) (چگونگی باز کردن سر کتاب) (سر کتاب باز کردن با قران) (سر كتاب باز كرن) (سرکتاب می خواهم) (قران باز کردن) (آیا دعانویسی واقعیت دارد؟) (قرآن باز کردن) (باز کردن قران) (باز کردن قرآن) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    می خواستم بدون آیا سر کتاب باز کردن واقعیت داره؟ اگه جواب مثبت است چه کسانی صلاحیت سر کتاب باز کردن را دارن؟ همچنین آیا با توجه به این که از روی قرآن آینده رو پیش بینی می کنند آیا سرنوشت حتمی است یا با دعا قابل تغییر است؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
سر نوشت انسان در گرو اعمال اختیاری انسان است،واین امور اعتبار چندانی ندارد.تفأل زدن به قرآن کار درستی نیست وبرداشت از قرآن هم کار هر کسی نیست.افراد نادری هستند که قادرنداز قرآن حوادث آینده را پیش بینی کنندآن هم نه همه جاوبه عنوان یک شغل بلکه گاهی الهاماتی به آنها می شود وبرداشت درستی پیدا می کنندآن هم برای خودشان نه اینکه از اسرار مردم مطلع شوند.در نتیجه برای اینکه سر نوشت خوبی داشته باشیدمی بایست کارهایتان روی حساب وکتاب ومعیار های عقل وشرع باشدوبه خدا توکل داشته باشید زیرا تقدیر امور وتغییر کارها بدست اوست.
تأثیر دعا در تغییر سرنوشت انسان به عنوان یکی از عوامل معنوی، امرى مسلم و حتمى است؛ چه خود انسان دعا کند و یا دیگرى را شفیع در دعا قرار دهد. ولى باید به افراد قابل اعتماد مراجعه کرد و از کسانى که به دنبال شهرت و سودجویى نیستند بهره گرفت.
در مورد دعانویس‏ها؛ باید دانست که بسیارى از این افراد شیادانى هستند که از عقاید مردم سوء استفاده مى‏کنند. بنابراین باید در برخورد با آنان هشیار بود. براى دعا به درگاه خداوند نیازى به واسطه و دعانویس نیست؛ بلکه هر کس مى‏تواند براى رفع مشکلات خود به درگاه او عرض حاجت نماید و از اعمال نیک براى تقرب به درگاه خداوند بهره ببرد. مگر آن که به افراد وارسته و اهل دل دسترسى داشته باشیم که به طور یقین دعاى آنان و نفوذ کلام آنان تأثیر ویژه‏اى دارد.
گفتنی است؛ بسیاری از این گونه افراد، با تجربه ای که در قیافه شناسی دارند بسیاری از حالات مشترک را مطرح می کنند که تصور مخاطب این است که آنها خبر دقیق دارند. در حالی که تشخیص این گونه امور از چهره افراد بستگی به تجربه دارد و همیشگی نیست.
گفتنی است رجوع به دعانویس ها در سنت و سیره پیامبر(ص) و امامان(ع) نبوده و بزرگان دین هیچگونه توصیه ای در این باره ندارند، لذا بهترین روش هم تعقل و تدبیر شخصی و مشورت با خردمندان و توکل بر خدا و پرداخت صدقه و خواندن دعاهای معتبر است.


آگاهى به غیب -در مرحله اول- اختصاص به خداوند عالم دارد و در مرحله دوم، از آن انبیا و ائمه و اولیاى اوست؛ که آنها از خودشان استقلالاً چیزى ندارند، بلکه خداوند عالم طبق مصالح، به اندازه‏اى که صلاح مى‏داند، آگاهى از غیب را در اختیار آنها قرار مى‏دهد. لذا فالگیرى و کف‏بینى و طالع‏شمارى که نوعاً کار افراد شیاد است، هیچ مستند شرعى ندارد و اعتقاد به آن صحیح نیست. این گونه کارها علم شمرده نمى‏شود
طالع‏بینى که با نگاه کردن در ساعت، روز، ماه و سال به دنیا آمدن یک شخص و نگاه کردن به اوضاع ستارگان در آن وقت حکم به آینده آن شخص مى‏شود در حقیقت نوعى نجوم احکامى است. در استعمال عامه به آینده بینى به وسیله فال و رمل و مانند اینها نیز طالع‏بینى گفته مى‏شود.
بسیارى از فقها اصل پیش‏بینى حوادث آینده به وسیله نجوم را در صورتى که با اعتقاد به حتمى بودن آن و تأثیر آن در حوادث به صورت مستقل همراه نباشد را بلااشکال دانسته‏اند. به این معنى که شخص با اعتقاد به خداوند و مؤثر حقیقى بودن او قائل به این‏گونه تأثیرات باشد و مشیت خداوند را در آن مؤثر بداند و به صورت جزمى و حتمى نسبت به آینده پیش‏بینى نکند. به هر حال مراجعه به فالگیر از نظر شرعی جایز نیست.
قابل ذکر این که بسیارى بلکه اکثر قریب به اتفاق کسانى که امروزه طالع‏بینى یا فال‏بینى مى‏کنند مدعى دروغند و براساس حدس وتخمین چیزهایى مى‏گویند و مراجعه به آنان وجه درستى ندارد.


آگاهى به غیب -در مرحله اول- اختصاص به خداوند عالم دارد و در مرحله دوم، از آن انبیا و ائمه و اولیاى اوست؛ که آنها از خودشان استقلالاً چیزى ندارند، بلکه خداوند عالم طبق مصالح، به اندازه‏اى که صلاح مى‏داند، آگاهى از غیب را در اختیار آنها قرار مى‏دهد. لذا فالگیرى و کف‏بینى و طالع‏شمارى که نوعاً کار افراد شیاد است، هیچ مستند شرعى ندارد و اعتقاد به آن صحیح نیست. این گونه کارها علم شمرده نمى‏شود
طالع‏بینى که با نگاه کردن در ساعت، روز، ماه و سال به دنیا آمدن یک شخص و نگاه کردن به اوضاع ستارگان در آن وقت حکم به آینده آن شخص مى‏شود در حقیقت نوعى نجوم احکامى است. در استعمال عامه به آینده بینى به وسیله فال و رمل و مانند اینها نیز طالع‏بینى گفته مى‏شود.
بسیارى از فقها اصل پیش‏بینى حوادث آینده به وسیله نجوم را در صورتى که با اعتقاد به حتمى بودن آن و تأثیر آن در حوادث به صورت مستقل همراه نباشد را بلااشکال دانسته‏اند. به این معنى که شخص با اعتقاد به خداوند و مؤثر حقیقى بودن او قائل به این‏گونه تأثیرات باشد و مشیت خداوند را در آن مؤثر بداند و به صورت جزمى و حتمى نسبت به آینده پیش‏بینى نکند. به هر حال مراجعه به فالگیر از نظر شرعی جایز نیست.
قابل ذکر این که بسیارى بلکه اکثر قریب به اتفاق کسانى که امروزه طالع‏بینى یا فال‏بینى مى‏کنند مدعى دروغند و براساس حدس وتخمین چیزهایى مى‏گویند و مراجعه به آنان وجه درستى ندارد.

در روایتى از امام صادق(ع) تفأل زدن به قرآن مورد نهى قرار گرفته است A{لا تتفأل بالقرآن}A. بنا به آنچه برخى از فقیهان و اهل حدیث فرموده‏اند مراد از تفأل در این حدیث آینده‏نگرى و پیش‏بینى آینده به وسیله قرآن است. مثل تفأل زدن به جهت این که براى ما معلوم شود مریض خوب مى‏شود یا مى‏میرد و یا گمشده‏اى پیدا مى‏شود یا نه. این‏گونه تفأل زدن به قرآن مورد نهى قرار گرفته است و این غیر از استخاره گرفتن به وسیله قرآن است. برخى تفأل را در این روایت این‏گونه نیز معنى کرده‏اند که شخص هنگام خواندن یا شنیدن آیه‏اى، آن آیه را تفأل به چیزى بزند و بگوید فلان طور خواهد شد. ازاین‏رو با تفأل به قرآن نمى‏توان مسیر زندگى خود را تعیین کرد و به یافته‏هاى خود اعتماد پیدا کرد, بلکه فرجام کار را به مصلحت خداوند واگذار کنید و راضى به رضاى خداوند باشید و بالاتر آن که انس با قرآن و تلاوت آیات الهى را وابسته به امور زودگذر و ناپایدار نکنید بلکه با نگاه معرفت‏یابى و انس با یاد خداوند قرآن بخوانید، در این صورت خداوند نظر لطف و رحمت به شما دارد و بیش از انتظار زندگى شما سامان مى‏یابد.


برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
در مورد ردالشمس که چندین بار برای حضرت علی(ع) اتفاق افتاده است می خواستم بدانم چند بار بوده و در کجاها و تحت چه شرایطی؟ و سؤال بعد اینکه در یکی از این ردالشمس ها که در حضور پیامبر(ص) بوده که ایشان سر مبارک خویش را بر روی دامن حضرت(ع) گذاشته بودند سؤالی که دارم این است که آیا خواب پیامبر(ص) واجب تر بوده یا نماز حضرت علی(ع)؟ و اینکه آیا حضرت(ع) نمی تواست پیامبر(ص) را خیلی محترمانه و مؤدبانه از خواب بیدار کنند که نمازشان قضا نشود؟ بعضی ها به این سؤال جواب داده اند که حضرت(ع) نماز خود را نشسته خواندند و وقتی پیامبر(ص) از خواب بیدار شدند ردالشمس اتفاق افتاد و حضرت(ع) نماز خود را ایستاده خواندند در اینجا هم این سؤال مطرح می شود اگر حضرت(ع) نماز خود را خوانده بود چه احتیاجی بود ردالشمس اتفاق بیفتد که ایشان نماز خود را ایستاده بخوانند و باز سؤال اینجا باقیست که چرا حضرت(ع) پیامبر(ص) را بیدار نکردند که نماز خود را ایستاده بخوانند چون به نظر نمی رسد شرایط به گونه ای بوده که حضرت(ع) مجبور باشند نماز خود را نشسته بخوانند؟
من در دانشگاه با پسری (خودم هم پسر هستم) که قبلا با پسر عمویش دوست بودم، آشنا شده و از جایی که بچه مومنی بود، زود با هم دوست شدیم و رفت آمدمان به شهر محل تحصیل با هم صورت گرفته. مشکل اینجاست که او 4 سال از من کوچکتر (21 ساله است) و جثه کوچکی هم دارد و بسیار بسیار زیبا است. من تا حدی او را دوست دارم که طاقت دوری اش را ندارم. از کسانی است که کف دستش عرق می کند و بسیاری از بچه ها سر همین جریان او را اذیت کرده و یا به هر حال متلکی به او می پراندند. اما من این قدر او را دوست داشته و دارم که در مسیر رفت و آمد، بدون اکراه از تعریق کف دستش، دستش در دستم قرار دارد! و نکته همین جاست که اخیرا احساس می کنم من از در دست داشتن او دارم لذت می برم. چون هم یک نشاط روحی به من دست می دهد و هم مثل علاقه یک پسر به یک دختر می ماند! از همه مهم تر ضمن عبور خواطری از ذهنم، احساس می کنم موقع شوخی با وی، یک تغییرات فیزیولوژیکی که معمولا در مردان حین شوخی با جنس مخالف رخ می دهد، در من پدید می آید. یعنی دارم لذت از او می برم! خودش بی خیال است و با دست دیگرش در حال تسبیح زدن است و این یکی دستش، در دستان من! فکر کردم که احتمالا کار من مشکل شرعی دارد و این دوستی خوب نیست. او که نمی داند من از او لذت می برم. لذا او با ذکرش به خدا نزدیک و من با عملم دارم از خدا دور می شوم. ولی اینقدر دوستش دارم که فکر قطع ارتباط با وی را هم نمی توانم بکنم. از صمیم قلب دوستش دارم. اصلا با ندیدنش غمگینم. ولی به هر حال مگر هر کس به نفس خودش آگاه نیست؟! من احساس می کنم که آخرتم تحت خطر است. لطفا راهنمایی ام کنید که چطور از این دلبستگی رها شوم؟! چطور غم کم کردن دیدن و رابطه با او را تحمل کنم؟!
یه جوان 23 ساله هستم و مجرد، پدر من بدلیل سن زیاد و بیماری نمی تواند کار کند. خانواده ما 12 نفر هست و من تنها پسر خانواده هستم و هر چه کار می کنم، خرج خانه می شود و برای خودم نمی توانم پولی پس انداز کنم و ازدواج کنم. پسر مؤمنی هم هستم ولی خیلی روم فشار اومده بلاخره تا کی همش روزه بگیرم و خودم کنترل کنم با این وضعی که تویه جامعه هست آدم تا میره تویه اجتماع خیلی چیزا رو ناخواسته می بینه. می خواستم بدونم من چیکار کنم؟ توی دین ما دو راه گذاشته یا ازدواج دائم یا موقت اولی شو که فعلا نمی تونم ولی آیا برای ازدواج موقت جایی هست که من و امثال من بریم آنجا آیا لازم نیست جایی برای ازدواج موقت هم باشه که آدم بدون گناه کردن بتونه نیازشو برطرف کنه. خیلی از جوونا تویه خیابونا دنبال زنانه هرزه میرن و مزاحم ناموس من و شما هم میشن آیا اگه جایی برای تخلیه جنسی اونها باشه، اونا بازم میان مزاحم بشن. آیا شما تونستین شیطونو تویه زندگیتون شکست بدین من ولی میترسم.
امام حسین علیه السلام در حدیثی فرمودند: «مردم بنده دنیا هستند دین را تا زمانی می خواهند که به دنیایشان لطمه نزند هنگام امتحان دینداران واقعی معلوم می شوند». لطفا در مورد تفاوت میان دینداران دنیوی و دینداران واقعی توضیح بفرمایید کسانی هستند اهل نماز و روزه اما مثلا هنگام انتخاب همسر برایشان با حجاب و مذهبی بودن شخص مهم نیست یا در جشن عروسی شان ترجیح می دهند مراسم عروسی خود را بدون رعایت حریم شرعی بین زنان و مردان همراه با رقص و پایکوبی برگزار کنند یعنی به طور کلی افرادی هستند که بخشی از دین را رعایت می کنند و بخشی دیگر را کنار می گذارند یا عده ای مسائل احکام و حجاب را انجام می دهند اما رفتار پسندیده انسانی و اخلاقی را ندارند که باعث بدبین کردن بعضی افراد دیگربه دین و مذهب می شوند آیا منظور حدیث از دینداران دنیا طلب این دسته از افراد است؟ و راه تشخیص دینداران واقعی چیست؟
چرا در صورتی که می گویند خدا از سرنوشت ما خبر دارد باز هم می گویند دعا کنید و برای طول عمر صدقه دهید؟ اگر که اتفاقی برای کسی بیفتد می گویند که قسمت و سرنوشت او اینگونه بوده حال اگر کسی همین طوری الکی و بدون توجه و دلیل سرش را بالا بگیرد و به وسط خیابان برود و تصادف کند و بمیرد یا فلج شود یا... باز هم می گویند قسمت او این گونه بوده و آیا خدا از این کار او خبر دارد و اگر که بمیرد آیا خداوند برای آینده او هیچ برنامه ریزی نداشته؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed