جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    من برای انجام کاری استخاره می کنم ولی جوابهای متفاوتی دریافت می کنم در ضمن کاری که می خواهم انجام بدهم شرعی است و دور از دین و مذهب نیست خواهش می کنم من را راهنمایی کنید. چه زمانی برای استخاره مناسب است و آیا استخاره از طریق اینترنت صحیح است یا نه؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ



مراحل تصمیم گیری و انتخاب:
انسان موجودی دارای عقل و اختیار است و برای تصمیم گیری خود بهتر است به صورت یک اصل از آگاهی خود و اطرافیان خود با مشورت استفاده کند و برای انتخاب هایش تحقیق و مشورت و تعقل را اصل قرار دهد. قرآن کریم هم می گوید: وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله. مشورت کنید و سپس با توکل به خداوند دست به انتخاب و تصمیم گیری بزنید، ولی گاهی از مواقع با تمام دقتی که انسان به خرج می دهد و مشورت و تحقیق می کند، باز دچار حیرت می شود و نمی تواند تصمیم بگیرد, در این موارد استخاره و طلب خیر از خداوند بسیار راهگشا است و برای تصمیم گیری به انسان کمک فراوان می کند که مورد تایید روایات اسلامی نیز هست. برای هر کاری بیش از یک بار استخاره نکنید،مگر اینکه موضوع تغییر کند یا نیت شما عوض شود.اگر روی اصول وموازین استخاره کردید به آن عمل کنیدودوباره وسه باره اگر استخاره کنیدجوابهای متفاوتی دریافت خواهید کرد.
براى روشن شدن مسئله توجه شما را به نکاتى جلب مى‏نمائیم.
ما در انجام کارهاى خود بویژه کارهایى که از اهمیت ویژه‏اى برخوردارند مانند ازدواج بهترین راه استفاده از نیروى عقل و اندیشه است که خداوند در ما بودیعه گذارده باید استفاده کنیم براى اینکه در بکارگیرى نیروى عقل و اندیشه دچار لغزش نشویم باید با موازین شرعى و معیارهاى دینى آشنا باشیم و در صورت آشنا نبودن مسئله را با کارشناسان دینى در میان بگذاریم و نظر شارع را از آنها پیرامون مسئله‏اى که با آن درگیر هستیم سؤال کنیم علاوه بر به کارگیرى نیروى عقل و اندیشه و در نظر گرفتن معیارها و ارزش‏هاى دینى باید در اطراف آن موضوع قدرى مطالعه نیز داشته باشیم مثلاً در امر ازدواج که از تصمیم گیری های مهم زندگی است، مطالعه‏ى بعضى از کتابهایى که در مورد انتخاب همسر و معیارهاى صحیح ازدواج رهنمودهایى را جمع‏آورى کرده‏اند.
بعد از طى مراحى که بیان شد نوبت مى‏رسد به استفاده کردن از عقل و اندیشه و تجارب و اطلاعات افراد مجرب و کارشناس بعبارت دیگر باید با افراد کارشناس مشورت کنیم. اگر ما در انجام کارهاى خود مراحى که بیان شد طى کنیم معمولاً در بیشتر مسائل به یک نتیجه‏ى اطمینان‏آور مى‏رسیم و مى‏توانیم با توکل به خداوند و استمداد از او کار خود را شروع کنیم و نیازى به استخاره کردن و تفأل زدن نیست زیرا ما هم از عقل و هم از معیارهاى دینى و هم از نظر کارشناسى افراد مطلع و مجرّب استفاده کرده‏ایم و همه‏ى آنها اتفاق نظر داشته‏اند که انجام این کار به صلاح شما هست پس انجام بده یا به صلاح شما نیست پس انجام نده. گاهى اوقات ممکن است ما علیرغم اینکه همه‏ى راههاى ممکن را رفته‏ایم باز هم دچار تردید هستیم و اطمینان لازم را براى انجام آن کار یا ترک آن بدست نیاورده‏ایم در اینجا استخاره مى‏کنیم یعنى از خداوند طلب خیر مى‏کنیم در واقع نقش استخاره در اینجا اینست که از نظر روانى یک حالتى را در ما ایجاد مى‏کند که کار را با یک جدیت و اطمینان بیشترى انجام مى‏دهیم یا اینکه اگر انجام آن به صلاح ما نیست با اطمینان بیشتر آنرا رد مى‏کنیم و دیگر دچار وسوسه‏هاى فکرى که‏اى کاش این کار را انجام نداده بودم یا انجام داده بودم نمى‏شویم. زیرا همه‏ى راه هایى که ممکن است رفته‏ایم و همه‏ى آنها اتفاق نظر بر این دارند که مثلاً فلان کار را انجام بده.
حالا اگر ما آن کار را انجام دادیم و احتمالاً با مشکلاتى مواجه شدیم دیگر خودمان را سرزنش نمى‏کنیم که چرا من این کار را انجام دادم اى کاش انجام نداده بودم و بالعکس بنابراین: «اولاً در همه‏ى کارها نیازى به استخاره نیست ثانیا استخاره حکم نیست بلکه یک راهى است راى اینکه اطمینان ما را به انجام کارى بیشترى مى‏کند یا اطمینان ما را به ترک کارى افزایش مى‏دهد البته به شرط اینکه ما اعتقاد به استخاره داشته باشیم. اگر اعتقاد به استخاره نداریم لزومى هم ندارد در کار خود استخاره کنیم بلکه همان راهى که به آن اشاره شد یعنى استفاده از عقل و شرع و نظر مشورتى کارشناسان و توکل به خداوند متعال، سپس به صورت جدى اقدام کردن.
توضیح بیشتر:
استخاره به معناى طلب خیر از خداوند متعال در روایات ما بسیار سفارش شده است، و ائمه اطهار سلام الله علیهم شیعیان را ترغیب بسیارى فرموده‏اند که کارهاى خود را بر اساس استخاره انجام دهند. ما در اینجا تنها دو روایت را نقل مى‏کنیم:
جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام عَنْ أَبِیهِ «علیه السلام» قَالَ: کُنَّا نَتَعَلَّمُ الِاسْتِخَاره کَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَه مِنَ الْقُرْآنِ(1)
امام صادق از پدرش امام باقر «علیهما السلام» نقل مى‏کنند که فرمودند: ما استخاره را آموزش مى‏دهیم همانگونه که سوره قرآن را آموزش مى‏دهیم.
روایت دوم تصریح دارد که پس از طلب خیر از خداوند متعال، هر اتفاقى که براى استخاره کننده بیافتد، مى‏بایست از آن راضى باشد.
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ «علیه السلام» قَالَ: کُنَّا نَتَعَلَّمُ الِاسْتِخَارَهَ کَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَهَ مِنَ الْقُرْآنِ ثُمَّ قَالَ مَا أُبَالِی إِذَا اسْتَخَرْتُ اللَّهَ عَلَى أَیِّ جَنْبِی وَقَعْتُ(2)
امام صادق «علیه السلام» مى‏فرمایند: ما استخاره را آموزش مى‏دهیم همانگونه که سوره قرآن را آموزش مى‏دهیم. سپس فرمودند: آنگاه که استخاره کردم، باکى ندارم که چه بر من واقع مى‏شود.
دلیل این امر را بایست در این نکته جستجو کرد که استخاره کننده خود را به خدا سپرده است و خداوند متعال نیز به خیر او آگاه‏تر است، بنابراین در صورت عمل بر اساس استخاره، هر اتفاقى که بیافتد، بایست ایمان داشته باشد که خیر او در آن بوده است.
بنابراین رعایت نکات زیر ضروررى است:
1 - استخاره هیچگاه جاى اندیشه و مشورت را نمى‏گیرد. بلکه استخاره پس از اندیشه و مشورت است. یعنى ما هر کارى را که مى‏خواهیم انجام بدهیم، ابتداء باید پیرامون آن اندیشه کنیم و سود و زیان آن را بسنجیم و در مرحله دوم با کسانى که در آن موضوع صاحب‏نظر هستند، مشورت کنیم و آنگاه یکى از دعاهایى که در استخاره وارد شده است، تلاوت کنیم و اگر تحیر ما برطرف نشد، با قرآن استخاره کنیم.
2 - در مقابل اینکه خواندن دعاى استخاره براى هر کارى توصیه شده است، زیرا خیر ما به دستان خداوند متعال است و ما در هر کارى باید از خداوند خیر خود را بخواهیم. استخاره با قرآن نباید به صورت عادت و روش دائمى دربیاید و جایگزین اندیشه و مشورت و تحقیق شود.
3 - چنانکه در انجام واجبات و ترک محرمات، استخاره نباید کرد، در کارهایى که عقل آنها را تأیید مى‏کند و همه شواهد و قرائن به خوبى آن گواهى مى‏دهند، نیز نباید استخاره با قرآن کرد. بله خواندن دعاهاى استخاره در این موارد نیز مناسب است و توصیه شده است. زیرا در دعا، ما خود و کار خود را به خداوند متعال مى‏سپاریم و خیر خود را از خداوند متعال درخواست مى‏کنیم.
4 - باید توجه داشت که استخاره به معناى طلب خیر از خداوند متعال است، اما تفأل به معناى فهم عاقبت کارهاست. به این دلیل در روایتى از تفأل زدن به قرآن نهى شده است:
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ «علیه السلام» قَالَ: لَا تَتَفَأَّلْ بِالْقُرْآنِ(3) امام صادق «علیه السلام» مى‏فرمایند: به قرآن تفأل نزنید.
دلیل این امر در این نکته نهفته است که فهم عاقبت امور و استنباط آن تنها بر اهلش میسر است و هر کسى نمى‏تواند از قرآن به چنین استنباطى برسد. زیرا اگرچه استنباط عاقبت از آیات قرآن براى کسى که اهلش باشد امکان دارد، اما همه کس را بدان راه نیست. پس اکثریت مردم در همان حد استخاره با قرآن باید توقف کنند و اهل معرفت مى‏توانند به عواقب امور نیز پى‏ببرند. بنابراین ما حق نداریم در استخاره با قرآن به دنبال فهم عاقبت امور و کارها باشیم و تنها باید خیر خود را از خداوند متعال درخواست کنیم.
5-در استخاره از قرآن باید از بزرگان و عالمان دینی آشنا با قرآن کمک گرفت و آنچه از مستحبات و آداب استخاره گفته شد، وظیفه همان عالمی است که استخاره می کند و کسی که برایش استخاره می شود، تنها باید نیت داشته باشد که اگر مثلا خوب آمد فلان کار را انجام خواهم داد.
در انجام استخاره مهم این است که درست و در جای خود و توسط عالم دینی انجام شود. طریق درخواست تلفنی باشد یا اینترنتی و مانند آن مهم نیست.
------------------
پی نوشت ها:
V}1) وسائل‏الشیعه، ج: 8، ص: 66
2) همان
3) وسائل‏الشیعه ج : 6 ص :233{V

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
شنیده ام که فال گرفتن با قرآن حرام است من دوست دارم نظر خدا رو در باره اعمالی که انجام داده ام بدانم برای همین گاهی اوقات نیت می کنم تا مثلا بدانم خدا از فلان کار من راضی بوده یا نه و همیشه هم جوابم دقیق و مربوط به نیتم بوده آیا این کار فال محسوب می شود و حرام است؟ (با توجه به این که من نیت استخاره نمی کنم چون استخاره قبل از عمل و برای انجام دادن یا ندادن آن است ولی من بعد از کارهایم این کار را انجام می دهم یا گاهی اوقات بدون نظر به عملی خاص این کار را انجام می دهم تا بدانم خدا در کل از من راضیست یا نه؟!)
من پسری هستم 20 ساله و از بچگی چون در محیط های دخترونه و با دخترا بزرگ شدم و به خاطر همین هیچ دوست پسری ندارم و روابطم با پسرا فقط در حد دانشگاست وضعم طوری بود که کارای دخترونه زیاد می کردم و حتی آرزو داشتم که کاش دختر بودم و مدتی هم استمنا می کردم و ترک کردم ولی دوباره بازم گاه گاهی می کنم. مدتیه با دختری آشنا شدم البته از نزدیک ندیدمش فقط در حد حرف زدن با تلفن و ... دختر مذهبی ای بود و مخالف این رفتارای دخترونم بود حضورش باعث شد رفتارای دخترونم خیلی کم بشه و به خاطرش حاضر بودم هر کاری بکنم تا اینکه ایشون رفتند اعتکاف و به یه فرد مطمئن گفتند استخاره بکنند که اگه با من ازدواج کنند خوبه یا نه؟ که استخاره بد اومد ولی بعد من زنگ زدم جایی برای استخاره، گفتند که به استخاره توجه نشه و در ازدواج استخاره قبول نیست و ملاک تحقیقه و اگه از ایمان اخلاق اون فرد خوشتون اومد ازدواج کنید منم تو خونواده ای هستم که فشار روحیم خیلی زیاده و خیلی هم احساس تنهایی می کنم و از طرفی اون دختر ترکم کرده هم به خاطر استخاره و هم به خاطر اینکه با یه دختر دیگه ارتباط تلفنی داشتم و ابراز علاقه کرده بودم که این کارم فقط واسه این بود که اگه اون دختر ولم کرد دوباره تنها نشم که الان قطع ارتباط کردم و فهمیدم جز اون دختری که دوسش دارم کسی نمیتونه جاشو بگیره و پشیمونم ولی اون دختر منو نمی بخشه آخه قرار گذاشته بودیم چون رابطمون گناهه قطع ارتباط کنیم تا زمان خواستگاری و تنهایی منو به طرف کس دیگه کشونده بود که گفتم پشیمونم ولی قبول نکرد الان خیلی وضع روحیم بده و دوباره به استمنا رو آوردم و می دونم که تنها راه ترک کردنش ازدواجه که بتونم به آرامش روحی برسم و راه های گناه رو ببندم که خونواده مخالفت می کنند و میگن زیر 27 سال حق نداری ازدواج کنی حتی صیغه هم میگن نمیتونی. خونواده منم مذهبی نیستند ولی خودم از نظر اعتقادی سعی می کنم قوی شم واسه همین از دختری خوشم اومد که با ایمان باشه که بتونه منو به قرب الهی برسونه الان نمی دونم چی کار کنم خیلی تنها و افسردم؟
بنده جوانی 29 ساله هستم. تا به حال به جاهای مختلف جهت خواستگاری مراجعه کردیم ولی مورد مناسبی که باب دلم باشد را پیدا نکردم همچنین استخاره هایم نیز زیاد خوب در نمی آمد و مفهوم آیه این بود که اگر صبر کنم مورد بهتری نصیب من خواهد شد. از طرفی من دختر خاله ام را دوست دارم ولی ایشان دختر دوم و 22 ساله هستند و خواهری 25 ساله دارند. به همین خاطر مادرم می گوید ما نمی توانیم به خواستگاری دختر دوم برویم وقتی تو برای دختر اول نیز مناسب هستی، ممکن است دختر اول ناراحت و افسرده شود. اتفاقا مادرم چند مورد را هم به آنها معرفی کرده است ولی وصلت صورت نگرفت. مانده ام چه کار کنم؟ لطفا راهنمایی ام فرمائید.
من می خواهم اسلام و مخصوصا شیعه را خوب و کامل بشناسم تا در برخورد با کسانی که مخالف با اسلام هستند جواب هایی داشته باشم و بتونم حقانیت دین مبین اسلام را ثابت کنم. چون من در خارج از ایران درس می خوانم و از وقتی آمدم فهمیدم چه قدر اطلاعاتم در مورد دینم کمه! لطفا کمکم کنید. من اینجا همخونه ایم مسلمونی است که مسیحی شد. من می خواستم اطلاعاتم کامل کنم تا جوابی برای دلائل مسخره و پوچش داشته باشم و من فکر می کنم خدا این کار را کرد تا به من بفمهمونه من چه قدر اطلاعاتم کمه در مورد دینم! در ضمن من عاشق اسلام و حضرت محمد(ص) هستم. درسته کم می دونم در مورد اسلام ولی حقانیتش رو قبول دارم.
از کجا تشخیص بدهم که الان عبادت خدا بالا بردن معرفتمان در امور دیگر یا کار دیگری انجام دهم یا اینکه درس بخوانم؟ هر کدام را انجام دهم به خاطر کار دیگر عذاب وجدان می گیرم. البته اغلب به خاطر اینکه درس دارم کار دیگری را (بالاخص کاری که به آن علاقه دارم مانند خواندن کتاب های متفرقه) نمی کنم چون به خود می گویم بماند برای بعد از درست و به علاوه حالت خستگی و تنبلی و دون همتی به من دست می دهد، از هر دو کار باز می مانم. وقتی هم فرصت فراغتم هم تمام می شود احساس خسران می کنم از اینکه در هر دو موفق نبودم.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed