جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    احکام اولیه و ثانویه در اسلام چیست؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
احکام از جهات گوناگون به اقسام متعددی تقسیم می شوند. از جمله حکم تکلیفی و وضعی، حکم واقعی و ظاهری، حکم حقیقی (موضوعی) و طریقی، حکم اولیه و ثانوی، حکم ثابت و متغییر و ... .
عدم تفکیک و تشخیص هر یک و خلط آنها باعث برداشت های نادرست از قبیل آنچه که شما از آن یاد کرده اید می شود. آنچه که از این اقسام مناسب پرسش است چهار قسم اخیر (ثانوی، اولیه، ثابت و متغییر) می باشد.
حکم اولی بر اساس تعریف مشهور فقها، حکمی است که در موضوع آن عروض حالتی خاص مانند اکراه، اضطرار، تقیه، ضرر، عسر و حرج و ... اخذ نشده باشد. و حکم ثانوی آن است که در موضوع آن عروض این قبیل حالت ها دخیل باشد.
به عنوان مثال وقتی گفته می شود «روزه بر هر مکلفی واجب است» وجوب، حکم اولی است که به طبیعت روزه تعلق گرفته و در موضوع تکلیف (شخص مکلف) هیچ یک از عناوین ثانوی اخذ نشده است. ولی اگر روزه موجب ضرر باشد، یعنی عنوان ضرر بر متعلق حکم شرعی عارض شود، حکم اولی وجوب به حکم ثانوی تحریم مبدل می شود؛ چنان که حرمت اولی خوردن مردار بر شخص مختار، به وجود ثانوی خوردن مردار، بر شخص مضطر تبدیل می شود. V}(بررسی تطبیقی ماهیت حکم ظاهری، رضا اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 46){V
از تعریف حکم اولی و ثانوی معلوم می شود که تبدیل حکم اولی به ثانوی، تنها در مدت زمان، عسر، حرج، ضرر آن هم به مقدار ضرورت نه بیشتر است. و پس از برطرف شدن این عوارض، حکم اولی حاکم خواهد شد.
T}احکام ثابت و متغییر{T
یکی از امتیازهای اسلام و به ویژه مذهب شیعه، پویایی اجتهاد، بر اساس زمان و مکان است. احکام اسلام هر چند در ماهیت خود ثابت می باشند و هیچ گونه تغییری در طول زمان پیدا نمی کنند؛ «حرام خداوند همیشه حرام و حلال او نیز برای همیشه حلال است». منتها احکام دارای موضوعات و ملاک های خاصی می باشند که تنها به ملاحظه آن ها از طرف شارع مقدس تقریر و تشریع شده اند. و تا مادامی که در بستر زمان تغییر بیرونی و یا درونی برای موضوعات و ملاک ها حاصل نشود احکام ثابت و تغییرناپذیر می مانند؛ اما چنانچه موضوع ها تغییر کرد حکم نیز اجرا نخواهد شد.
T}انواع تغییر موضوع{T
تغییر موضوع احکام به دو صورت ممکن است:
1. درونی، مانند این که سگی در نمک زار نمک شود، یا اب نجس تبدیل به بخار و یا خون بدن انسان جزء بدن پشه شود یا شراب سرکه گردد که دراین صورت حکم نیز تغییر می کند و جای بحث ندارد.
2. بیرونی، مانند آن جا که روابط اجتماعی و یا اقتصادی نسبت به موضوعی تغییر کرده باشد، به گونه ای که روابط اقتصادی و اجتماعی پیشین نسبت به موضوع حاکم نباشد. در این صورت نیز حکم پیشین برداشته شده و حکم جدیدی بر آن ها بار می شود. این حکم تغییرات و اجازه برداشت حکم جدید، مطابق موازین و معیارهایی است که خود اسلام معین کرده است؛ منتها باید دقت کرد که تعیین موضوع و ملاک احکام به ویژه در تغییرات بیرونی بسیار سخت است. از این رو نباید به صرف تغییر ظاهری شرایط و روابط اجتماعی حکم به تغییر داد چه بسا که این تنها ملاک حکم نباشد و ملاک های دیگری نیز وجود داشته باشد که ما از آن بی خبریم.
اقسام چهارگانه یاد شده در یکدیگر تداخل دارند، به این معنا که گاهی حکم های اولی و ثانوی ثابت و تغییر ناپذیرند، برای مثال وجوب حجاب وجوب نماز، وجوب تیمم موقع عسر و حرج، از احکام ثابت و تغییرناپذیرند و گاهی هر دو، از احکام متغییر خواهند بود، اگر موضوع آن ها یا علت آن ها تغییر کند.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
نقش اقتضای زمان و مکان در فقه چیست؟
می گویند که سنت های الهی لا یتغیر و ثابت است و بعضی احکام به صورت ذاتی (اصلا) حرام و بعضی حلال است. برای مثال می گویند که خوردن نجاست مثل خون و بول حرام است چون انسان فطرتا از آنها بیزار است. ولی سؤال اینجاست که چرا بعضی احکام حلال در بعضی شرایع حرام اعلام شده است و بالعکس؟ مثلا فرض بفرمایید روزه سکوت که در مسیحیت و یهود حلال است در دین مبین اسلام حرام اعلام شده است! چگونه است که قضایایی از این دست با مسئله ثابت بودن سنت الهی منافات ندارد؟
لطفا نظر خود را درباره این اظهارات بیان کنید که آیا صحت دارد یا نه؟ از نظر فقه اسلام نفس نوشتن قرآن با مایع نجس و از جمله خون به نظر می رسد اشکال نداشته باشد. نجاست خون فقط احکام خاص خود را دارد و در زمره آن‌ها حرمت نگارش قرآن یا آیه ای از آن ذکر نشده. حتی شنیده ام که در قدیم برای نگارش برخی معاهده ها و عهد و پیمان ها که بسا در خلال آن نگارش آیه ای از قرآن یا در صدر آن نگارش بسمله بوده افراد از خون خودشان استفاده می کردند و «پیمان خون بستن» در برخی اشعار هم استفاده شده و صحبت منع شرعی آن هرگز نشده است. فقط اگر به لباس انسان قطره ای از خون برخورد کند طبعا باید برای نماز بشوید و احکام موجود در رساله‌ها بر آن بار می‌شود. لطفا خواهش می کنم برای هر کدام بگویید که کدام قسمت ها صحت دارد و کدام ها نه؟
آیا در اسلام به طرفین (دختر و پسر) اجازه داده شده است که خطبه عقد را خود جاری کنند؟
صله رحم چه ارتباطی با طول عمر داشته و دلیل تأکید بر آن در اسلام چیست؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed