جستجوجستجو
عبارت های جستجو شدهعبارت های جستجو شده
(دعای زادالمعاد) (دعای زادالمعاد مجلسی) (کتاب زادالمعاد مجلسی) (دعای بعد از نماز جعفر طیار) (دعای بعد از نماز جعفر طیار در زادالمعاد) (دعای ازدواج درکتاب زادالمعاد) (دعای کتاب زادالمعاد مجلسی) (کتاب زادالمعاد) (کتاب زاد المعاد مجلسی) (زاد المعاد مجلسی) (زادالمعاد مجلسی) (دعای زاد المعاد مجلسی) (دعاي زادالمعاد) (كتاب زاد المعاد) (کتاب زاد المعاد) (زادالمعاد مجلسي) (دعای زاد المعاد) (نماز جعفر طیار) (دعای زادالمعاد ) (کتاب زادالمعاد مجلسی ) (زاد المعاد) (دعای ازدواج در کتاب زادالمعاد) (دعای بعد از نماز جعفر طیار از کتاب زادالمعاد) (دعای زادالمعاد بعد از نماز جعفر طیار) (زادالمعادمجلسی) (دعاي بعد از نماز جعفر طيار) (صفحه 523از کتاب زاد المعاد مجلسی) (دعای زادالعماد مجلسی) (دعای زادالعماد) (دعایی درکتاب زادالمعاد) (دعای زادالمعاد مجلسی برای نماز جعفر طیار) (دعای بعداز نماز جعفرطیار) (دعاي زادالمعاد ه بعد از نماز جعفر طيار ) ( دعای زادالمعاد ) (دعای در کتاب زاد المعاد) (دعای بعدازنماز جعفرطیار درکتاب زادالعماد) (دعای ازدواج زادالمعاد) (دعاي زاد المعاد) (دعایی که در کتاب زادالمعاد مجلسی ) (نماز جعفر طیار چیست) 

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    لطفا دعای بعد از نماز جعفر طیار در کتاب زادالمعاد مجلسی آمده را با معنیاش را برایم بنویسید.
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
دعای بعد از نماز جعفر طیار –ع- چنین است : اللهم انی افتتح القول بحمدک و انطق بالثناء علیک و امجدک و لا غایه لمدحک و اثنی علیک و من یبلغ غایه ثنا ئک و امد مجدک و انی لخلیقتک کنه معرفه مجدک وایّ زمن لم تکن ممدوحا بفضلک موصوفا بمجدک عوادا علی المذنبین بحلمک تخلف سکان ارضک عن طاعتک فکنت علیهم عطوفا بجودک جوادا بفضلک عوادا بکرمک یا لا اله الا انت المنان ذو الجلال و الاکرام .
خدایا کلام خود را با حمد وستایش تو آغاز می کنم وسخن می گویم با ستایش بر تو،وبه بزرگی یاد می کنم ترا ونهایتی نیست بر ستایش تو،وثنا می گویم بر تو وکیست که به پایان ستایش تو برسدو نهایت بزرگواریت،وچه وقت نبوده ای ستوده بخاطر بخشش واحسانت،(همواره بخاطر احسان وفضلت مورد ستایش بوده ای )وهمواره مورد تمجید بوده ای،وهمواره با گنهکاران با حلم بر خورد نموده ای،ساکنان زمین تو از اطاعت تو سر باز زدند ولی تو با جود وبخشش بر خورد کردی،بخشنده وکریمی ،معبودی جز تو که بسیار منت بر بدگان داری،نیست،توئی صاحب جلالت وکرم.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
شکل حکومت در اسلام چگونه است؟ آیا حکومت مورد نظر اسلام در زمان غیبت همان حکومت ولایت فقیه است؟ آیا اعتراض و ایستادگی در برابر حکومت جمهوری اسلامی ایران که بر پایه ولایت فقیه است، ایستادگی در برابر خدا و دین او است؟ آیا اصلا حکومت ایران، حکومتی اسلامی است؟ جهت درک پاسخ سؤالات فوق و بررسی شکل حکومت اسلامی نگاهی به زمان و مکان پیدایش اسلام می کنیم. در زمان به نبوت رسیدن پیامبر اسلام دو حکومت بزرگ دنیا امپراطوری روم و سلسله ساسانی بودند و عربستان فاقد حکومت یکپارچه بود و به شکل قبیله ای اداره می شد. پس پیامبر در ابتدا مثل حضرت موسی که در برابر فرعون قیام کرد، با پادشاه قدرتمند بخصوصی طرف نبود بلکه حکومتهای کوچک قبیله ای مثل قریش بودند و در نوع خود نیز جالب است که پیامبر در جایی به نبوت رسید که کمتر نشانه هایی از تمدن داشت و می توانست بعد از اسلام شکل مورد نظر اسلام را براحتی در آن پیاده کند. خوب روش پیامبر چه بود؟ دعوت نزدیکان به اسلام، دعوت پنهانی و سپس علنی در مکه سپس هجرت به مدینه و ایجاد اولین حکومت اسلامی در مدینه. سپس فتح مکه و دیگر شهرهای عربستان و اسلام آوردن فوج فوج مردم و گسترش حکومت بزرگ اسلامی در عربستان. حال سوال اینجاست پیامبر چه نوع شکل حکومتی در عربستان بنا نهاد؟ آیا شکل حکومتی خاصی، مد نظر اسلام است؟ قبل از پاسخگویی به سوال فوق یادآوری چند قضیه مفید است: 1) ارسال نامه دعوت به اسلام پیامبر اکرم (ص) به سران ایران و روم 2) ایمان آوردن پادشاه حبشه (نجاشی) در قضیه اول می بینیم که پیامبر سران ایران و روم را به اسلام و قبول نبوت خود دعوت می کند نه واگذاری حکومت آن کشورها به خود و یا تعویض شکل حکومتی آنها. شاید پرسیده شود خوب نتیجه ایمان آوردن آن سران، تسلیم آنها و واگذاری حکومت به پیامبر است؟ قضیه دوم موضوع را روشن تر می سازد. در قضیه دوم نجاشی ایمان به اسلام می آورد ولی شکل و نحوه اداری حکومت او عوض نمی شود. یعنی مثلا شکل سلطنت، رای گیری، امپراطوری و ...هرچه هست می ماند. فقط سران حکومت و مردم آنها دعوت به اسلام، عدالت، رعایت حقوق فقیران و ... می شوند نه اینکه مثلا پیامبر به نجاشی دستور دهد فلان شکل مشخص حکومتی را باید پیاده کنی. حتی حضرت موسی نیز که بر علیه فرعون بپا می خیزد، بر علیه ظلم و ستم و ادعای خدایی او بپا می خیزد. جهت اصلاح خود فرعون و عقاید ملت نه تغییر شکل حکومتی فراعنه از بابت شکل اجرایی و ساختار اداری آن. پیامبر اسلام نیز بعد از مسلمان شدن عربستان همانند شکل حکومتی دیگر کشورها، بر آنها حکومت کرده، فرمان جنگ و جهاد صادر می کرد. شورای حل مشکلات تشکیل می داد اما تصمیم نهایی را خود می گرفت و دستور می داد. تفاوتی که حکومت او با دیگر حکومتها داشت در اصولی بود که آنها را رعایت می کرد اصولی مانند خدا پرستی، برپایی نماز، رسیدگی و دریافتن حال ایتام و مسکینان و مهمتر از همه عدالت. در حقیقت از همان شکل حکومتی که در زمان خود او متداول بود استفاده می کرد منتهی با رعایت اصول اسلامی. برای رفاه و بهبود حال فقیران زکات و خمس می گرفت و به فقیران و نیازمندان می داد و خرج حکومت اسلامی را تامین می کرد، نماز بپا می کرد. سعی می کرد علاوه بر جسم بر روح مسلمانان حکومت کند اما همان طور که گفتیم روش حکومتی او از باب اجرائی زیاد فرقی با دیگر حکومتهای زمان خود نداشت. بعد از حکومت پیامبر نوبت به ابوبکر و عمر و عثمان رسید و آنها با نام خلافت پیامبر بر مسلمین حکومت کردند. خلافت یعنی جانشین پیامبر. بعد از آنها نوبت به حکومت حضرت علی(ع) می رسد. علی (ع) هنگام تحویل حکومت چه می گوید و چه می کند؟ آیا با فسادهایی که در زمان خلفای قبل صورت گرفته مبارزه می کند مثلا اموالی که به ناحق عثمان به نزدیکان خود بخشیده بود را پس می گیرد یا نه شکل اجرائی حکومت را اصلاح و تغییر می دهد؟ علی (ع) با فساد مبارزه می کند. عدالت را جاری می سازد. یعنی علی (ع) نمی گوید مردم، چون شکل حکومتی اسلام فلان معماری است و خلفای قبل آنرا تغییر دادند من آن را اصلاح می کنم. در حقیقت علی (ع) بر حرفهایی مانند ولایت و بیان نتایج آن در شکل دهی معماری حکومت اسلامی و نحوه گزینش جانشینان و ...در آن حکومت تکیه نمی کند. حتی امام حسین (ع) که بر علیه یزید قیام می کند هدف خود را مبارزه با فساد یزید اعلام می کند نه بهم خوردن ساختار حکومتی اسلام توسط یزید. در حقیقت او قیام می کند که سنت پیامبر اسلام (ص) را احیا کند. سنت پیامبر چه بود: ساده زیستی، عدالت، خدا پرستی، بالا بردن رفاه عمومی و ... . آیا اگر یزید بر فرض، فرد صالحی بود و به عدالت حکم می راند امام حسین (ع) بر علیه او شورش می کرد؟ آیا امام حسین(ع) کلمه ای در این علت که چون حکومت حق او به عنوان ولی خداست قیام می کند گفته است؟ آیا در تعالیم ائمه اطهار بالاخص امام صادق (ع) -که بیشتر ابعاد اسلام را مشخص ساختند- شکل ساختاری حکومت اسلامی بیان شده است؟ پس چگونه معتقدان به ولایت فقیه می گویند ولایت فقیه همان شکل حکومتی اسلام برای حکومت اسلامی است؟ می گویند حکومت از آن خداست و غیر او حکومت طاغوت است و منظور از حکومت خدا حکومت پیامبر است و بعد او امامان ائمه و در زمان غیبت ولی فقیه؟ اگر حکومت حق فقط امام است پس چرا امام حسین (ع) آنرا بعنوان علل قیام خود نمی آورد و می گوید من بر فساد، شرابخواری، رشوه خوری و نیز به ظلمی که بر مسلمانان وارد می شود قیام می کنم نه اینکه بگوید من برای ایفای حق خود به عنوان ولی خدا قیام می کنم. در اسلام ما اصول اسلامی مانند عدالت داریم که بهترین فرد برای اجرای آنها امامان هستند. حتی قرآن نشان حکومت صالحین را برپائی نماز میداند. پس صالحین می توانند حکومت کنند. آیا منظور از صالحین فقط ائمه هستند؟ ائمه صالح هستند اما هر صالحی ائمه نیست. و صالح در هیچ کتابی به معنای ولی فقیه نیست. شاید فقیهی صالح باشد اما هر صالحی فقیه نیست. مقصود از بیان گفته های فوق نقد اساس و ریشه ولایت فقیه است. بیان این نکته است که نظریه ولایت فقیه بر خلاف ظاهر خود چندان ریشه اسلامی ندارد. در حقیقت اسلامی بودن حکومت جمهوری اسلامی ایران نمی تواند به علت ولی فقیه آن باشد. همان طور که دیدیم در اسلام شکل حکومتی که بتوان از آن ولایت فقیه استنباط کرد نداریم. گفته می شود امام زمان(عج) در جواب سؤال کسانی که گفته بودند در مسائل و حوادث روزگار به چه کسی مراجعه کنیم؟ فرموده بودند از علمای زمان خود کمک بگیرید، ما هم به آنها کمک می کنیم استنباط از واگذاری حق ولایت به علما می کنند.در حالیکه در اینجا مشخص است که بحث جواب به سوالات است نه واگذاری حق حکومت. آیا در زمان غیبت صغری حق حکومت و ولایت برمسلمین به نیابت از امام زمان (عج) به نواب آن حضرت داده شد؟ آیا آنها حق حکومت بر گردن مسلمین داشتند؟ پس همان طور که می بینیم ولی فقیه شکل حکومتی مورد نظر اسلام نیست در حقیقت اسلام شکل حکومتی مشخصی برای اداره امور مسلمین ندارد، بلکه اسلام موازین و اصول اسلامی دارد که هر حکومتی چه جمهوری، چه سلطنتی، چه پادشاهی، چه شورائی و... اگر آن اصول را رعایت کرد اسلامی است و گرنه غیر اسلامی است.آن اصول عبارتند از خدا پرستی، رشد انسانها، افزایش رفاه و کاهش فقر، بر پایی نماز، عدالت، عدم ظلم و فساد و تبعیض. آیا در حکومت ایران این اصول رعایت می شوند؟ آیا عدالت وجود دارد؟ آیا با خرافات مبارزه می شود؟ آیا جلوی فساد گرفته می شود؟ آیا حقوق انسانها رعایت می شود؟ آیا به معنای واقعی نمار بپا داشته می شود؟ هیچ حکومتی بواسطه ولی فقیه اسلامی نمی شود. می گویند نقش ولی فقیه در جامعه نقش نظارت و رهبری است و اوست که اسلامی بودن نظام را تضمین می کند؟ سوال اینجاست این شکل حکومتی که برای اسلام تعریف می کنید را از کجا در آورده اید؟ آیا در کتاب خداست؟ آیا در سنت پیامبر خداست؟ ایا در روش مولا علی (ع) است؟ آیا در تعالیم امام صادق است؟ آیا در تعالیم و سخنان امام زمان(عج) است؟ چرا نظر خود را به نام اسلام بیان می کنید؟ ما مخالف نظریه پردازی و تعریف شکل های حکومتی جدید نیستیم و آنرا بد نیز نمی دانیم بلکه بسیار خوب است و اصلا با رشد عمومی انسانها باید شکل های حکومتی عوض شوند. اما نظر شخصی شخص امام خمینی را به نام اسلام به خورد مردم ندهید. لطفا به نام اسلام این قدر ظلم به مردم نکنید. به نام اسلام دروغ های خود را پخش نکنید. به مردم فرصت اندیشیدن بدهید و با حرکت های عدالت طلبانه به نام اسلام برخورد نکنید.
پسر من سال سوم هنرستان هست و اخیرا از طریق تسنیم با مربی خود آشنا شده و او اهل علوم غریبه هست و علاقه مند به این علوم شده و مربی ایشان در این خصوص حرف ها و اعمالی برای ایشان و سایرین که از گروه تسنیم دست چین شده اند انجام داده است. آیا با کار ایشان مخالفت کنم یا اینکه پس از مدتی دست خواهد کشید ضمنا از نظر نماز و اعتقادی پسر من ضعیف هست و فقط از درستی و صداقت مربی خود خوشش آمده و او را بسیار دوست دارد و مربی او فردی با تقوا و مؤمن هست و از نزدیک با او آشنا شدم لطفا من را به عنوان وظیفه پدری راهنمایی کنید چه بکنم؟
حدود یکسالی است با یک نفر که من از او حدودا پنج سال بزرگترهستم آشنا شدم و روابطمان نیز خوب است به طوری که اگر از هر نظر هر کدام از ما کار ناشایستی انجام دهد اگر طرف مقابل بتواند او را متقاعد بکند دیگر آن کار انجام نمی شود مثلا در مورد رابطه بین دختر و پسر گفتگوهایی کردیم که من توانستم او را متقاعد کنم که چنین کاری بیهوده است و نیز شکر خدا از آن موقع به بعد طبق آنچه که از او می بینم و می شنوم دیگر چنین رابطه هایی ندارد. شایان ذکر است که قبل از این گفتگو به داشتن چنین رابطه هایی اعتقاد داشت. حال جدیدا متوجه مسأله شدم که او با دلیل هایی تقریبا قانع کننده مصرف مشروبات الکلی علی الخصوص شراب را سالی یکبار برای خود حلال می داند و کار ناشایستی نمی داند. یکی از دلایل هایی که دارد این است که بدن انسان به الکل نیاز دارد و خداوند نیز در بعضی از میوه ها مثل آلبالو و ... قرار داده است. حال سؤالی برایم پیش آمده که خواهشمندم خیلی سریع پاسخ دهید. می خواستم بدانم چگونه می توانم او را با دلیل هایی محکم و قاطع (منظورم دلیل هایی است که کسی در حدود بیست سال نتواند آن را رد بکند.) متقاعد سازم تا مصرف شراب را بر خود حرام دانسته و دیگر نخورد؟ خواهشمندم اطلاعاتی در مورد مزایا و معایب شراب را برایم بگویید تا در گفتگوهایی که با او دارم اطلاعات کمی نداشته باشم. چون اطلاعاتی در این مورد که بتوانم کسی را متقاعد کنم ندارم. تأکید می کنم که مزایا و معایب را و نه تنها معایب را؟
لطفا کتابی در زمینه تاریخ اسلام بعد از غیبت (از ابتدای غیبت کبری تا قاجاریه) معرفی کنید که در آن جریان های مذهبی شیعی مربوط به: 1. غربت و مظلومیت 2. انحطاط و فرقه سازی ها و مسائلی این چنینی را پوشش داده باشد. (اگر کتاب خاصی در نظر ندارید لطفا برای هر یک از سلسله های مشهور (مثل صفویه، افشاریه، زندیه و ... ) کتاب هایی معرفی کنید که با زبان ساده اشاره ای گذرا به این جریان ها داشته باشد.
لطفا ابعاد غربت امام عصر(عج) را توضیح دهید. (معرفی کتاب فراموش نشود) در تاریخ آمده است که خلفای جور بارها به خانه امام عسگری(ع) حمله برده اند و به قصد کشتن امام زمان(عج) سختگیری های شدیدی به امامین عسگریین (و دیگر بزرگواران -علیهم السلام-) روا داشته اند لطفا کتابی معرفی کنید که شرح کاملی از این موضوع داده باشد.

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed