جستجوجستجو
تبلیغات
تبلیغات متنی
فروشگاه کامپیوتر فیض

نازلترین قیمت بازار در حوزه کامپیوتر و لوازم جانبی

تبلیغات
تبلیغات

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    علت نجس بودن سگ چیست؟ در حالی که این حیوان یکی از باوفاترین و زیباترین مخلوقات خداوند است (با گونه های مختلف و بعضا بسیار زیبا و با نمک) که انسان را در این خلقت خدا دچار حیرت می کند. با این وجود چرا مورد تنفر است؟
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:17 ب.ظ این سوال را پرسیده است.

تعداد بازدید: 22731
گزارش تخلف
پیوند همیشگی پاسخ
از نظز پزشکی: سگ حامل میکروب های خاصی است که برای انسان بسیار مضر است. از جمله بیماری هاری که از طریق بزاق دهان سگ به انسان منتقل می شود و در ظرف چندروز می تواند انسان را به کام مرگ بکشاند. همچنین سگ ناقل برخی از بیماری ها مانند کیست هیداتیک و غیره است و به عنوان ناقل و واسطه بین بیماری اصلی و انسان عمل می کند.
بنابه فرض که روزگاری فرا برسد که بشر با استفاده از تمام امکانات داروئی سگ را استریل کند؛ به گونه ای که هیچ گونه بیماری نداشته باشد، باز هم سگ نجس است. زیرا علم تجربی فقط در حد حسیات و آنچه با وسایل فیزیکی کشف می کند می تواند نظر دهد. در حالی که علت نجاست سگ بیماری و غیره نمی باشد. علت اصلی آن را فقط خدای سبحان می داند و بس. اگر روزی حتی تعداد امراضی که به وسیله سگ منتقل می شود افزایش یابد (بیشتر کشف شود) باز هم بر نجاست سگ نمی افزاید. بنابراین آنچه در اینگونه موارد لازم است مورد توجه قرار گیرد حکمت هایی است الهی، که ما از آن خبر نداریم. البته باید تلاش کنیم بر این حکمت ها دسترسی پیدا کنیم؛ ولی اگر هم دسترسی پیدا نکنیم حکم خدا عوض نمی شود.
نکته دیگر اینکه قوانین الهی مانند قوانین بشری هم موارد مثبت دارد، هم موارد منفی. همانگونه که در مورد علت پاک بودن گوسفند و گاو هیچ سوالی نمی کنیم نباید از علت نجس بودن سگ هم سوال کرد؛ هر دو تعبدی است، یعنی باید هر چه خداوند گفته است بدون چون و چرا بپذیریم. همچنانکه اگر پزشک حاذق بگوید شکر شیرین را نخور و حنظل تلخ را بخور تا خوب شوی باید بگوییم سمعا و طاعتا.

با صرف نظر از جهات بهداشت جسم توجه به دو نکته ذیل از جهت بهداشت روانی متعاقب این حکم سودمند است:
1_ اکنون که سگ و خوک به عنوان دو حیوان نجس العین توسط احکام شریعت معرفی شده اند باز هم می بینیم که بسیاری از افراد با سگ و خوک انس فراوان دارند آنقدر که گاه رفتار و بازی با سگ برای آنان شیرین تر از هم نشینی با اعضای خانواده شان می باشد. اکنون فرض می کنیم که این حکم اسلامی نبود، آن وقت پیامد آن این بود که بسیاری از انسانها حتی اهل ایمان سگی در خانه داشته باشند و فرزندان آنها با آنان انس بگیرند و با خود آنان با آن سر گرم شوند ، با کمی دقت می یابیم برای کاری که هیچ ارزش معنوی و حتی مادی ندارد تا چه اندازه وقت و هزینه های فراوان صرف می شد و انسانها را غافل از کارهای مفید خویش می ساخت و در مقابل آن خوی حیوانی آنان به دلیل انس با حیوانی چون سگ رشد می کرد و از انسانیت دور می گشتند. بنابراین با دقت در هدف خلقت که A}«ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»{A؛ V}(سوره ذاریات آیه 51) {V (ما جن و انس را خلق نکردیم مگر برای اینکه عبادت کنند) می یابیم که حکم به نجات و دوری از این حیوانات بسیار بجا و دقیق است.
2_ فلسفه جعل برخی از احکام ، پرهیز از موضوع آن و فاصله گرفتن از آن به عنوان یک خطر جدی است، مثلا گاهی بیان می کنند به سیم لخت دست نزنید تا دچار برق گرفتگی نشوید، و معمول خطرات این گونه است همان طوری که در مورد نوع گناهان این است که فلان کار را انجام ندهید اما در کنار ترانس های قوی یا دکل های فشار قوی برق نه تنها نباید با آنها تماس حاصل کرد بلکه نباید به آنها نزدیک شد و گرنه در فاصله کم، تأثیر زیان بار خواهد داشت «سگ بازی» و نیز استفاده از «گوشت خوک» با توجه به تأثیر روانی آنها بسیار مضر است که خیلی ها به آن مبتلا هستند خصوصا با توجه به اقلیت های دینی که مثلا استفاده از گوشت خوک را جایز دانسته یا سگ بازی در عرف فرهنگی بیگانگان امری پسندیده بود. کما اینکه از جمله تفریحات درباریان و اشراف همین امر بود و حتما توجه دارید که خوک مظهر شهوت و بی غیرتی است و بر اساس علوم پزشکی و روان پزشکی ثابت شده است که صفات گوشت حیوانات به خورنده آنها سرایت می کند. از این رو حکم شرعی مبنی بر نجاست این دو حیوان، مقدمه ای برای فاصله گرفتن از این حیوانات و استفاده هایی است که بیگانگان اقلیت ها و یا افراد لاابالی و بی اعتنایی به مسایل شرعی می نمایند. ناگفته نماند معمولا هر حیوانی یک یا چند خصلت خوب دارند باید از آنها در همان جهت بهره برد. سگ به عنوان یک حیوان باوفا، در برخی کارها از جمله در محافظت از گله های گوسفند و یا شکار برخی حیوانات مورد استفاده است و نهی در این مورد نیست بلکه «کلب معلم» یعنی سگی که برای شکار تعلیم داده شده، احکام خاصی دارد که می تواند بیشتر این حیوان را در خدمت انسان قرار دهد. ولی این مسأله باعث نمی شود که زندگی و رابطه انسان را به سگ بازی یا آمیختگی و انس با سگ کنیم به ویژه با در نظر گرفتن آثار زیان بار روحی و جسمی زیانباری که در این حد از ارتباط وجود دارد.


برگرفته از پرسمان
پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:17 ب.ظ به این سوال جواب داده است.
پیوند همیشگی پاسخ
بسیاری از ما زمانی که دهان سگمان را می بوسیم به بزاقی که از دهان او بیرون آمده توجه نمی کنیم. احساسات میان انسان ها و حیوانات خانگی آن ها امری غیرعادی نیست بلکه نداشتن اطلاعات کافی در مورد بزاق حیوانات، باکتری های آن و تاثیر آن بر انسان و حیوانات خانگی امری رایج در میان افراد است. در این مطلب به پنج حقیقت در مورد بزاق سگ اشاره می کنیم که می تواند طرز فکر شما در مورد حیوانات خانگی و دهانشان را تغییر دهد. بزاق سگ از پوسیدگی دندان های او جلوگیری می کند.بزاق سگ ها در مقایسه با بزاق انسان بهتر می تواند از پوسیدگی دندان او جلوگیری کند. دکتر کالین هاروی (Colin Harvey) ، استاد بازنشسته جراحی و دندانپزشکی در دانشکده دامپزشکی دانشگاه پنسیلوانیاگفت: «PHبزاق انسان ۶٫۵ تا ۷ است. بزاق سگ و گوشتخوارها قلیایی می باشد و PH آن تقریبا ۷٫۵ تا ۸ است. این تفاوت بدین معناست که سگ ها مانند انسان ها خیلی به پوسیدگی دندان دچار نمی شوند. ماهیت تقریبا قلیایی بزاق سگ،اسیدهایی را خنثی می کند که برخی از باکتری ها تولید می کنند و موجب از بین رفتن مینای دندان او می شود». بزاق به هاضمه سگ کمک می کند اما نه به گونه ای که فکر می کنید. هاروی اظهار داشت: «در بزاق سگ ها آنزیم های هضم کننده وجود ندارد. فقط به غذا کمک می کند تا به راحتی داخل معده برود و در نتیجه روند هضم آغاز شود.» در واقع بر خلاف تصور مردم، سگ ها نباید غذایشان را بجوند تا با بزاق مخلوط شود و روند هضم غذا آغاز شود. معده و روده سگ می تواند تمامی کارهای لازم را انجام دهد.عمکرد ساده و دقیق بزاق غذا را مستقیم به درون مری سگ می برد. بزاق سگ آنتی باکتریال می باشد. آقای هاروی در ادامه گفت: «بزاق سگ حاوی مواد شیمیایی است که آنتی باکتریال است و بعید است که خود بزاق مستقیما علت آلودگی باشد. اغلب می بینید که سگ ها زخم هایشان را لیس می زنند که برای پاککردن آن ها و باکتری زدایی کردن سطح زخم است». مطمئنا لیس زدن، تمام میکروب های سطحی را در سگ ها از بین نمی برد در نتیجه حتما باید آن ها را به دامپزشک نیز نشان داد. بوسیدن سگ می تواند به انسان باکتری منتقل کند. این که بزاق سگ حاوی مواد آنتی باکتریال است دلیلی بر این نمی شود که بوسیدن سگ مشکلی نداشته باشد؛فرد باید مراقب باشد. دکتر ادوارد ر. ایسنر (Edward R. Eisner)، متخصص دندان پزشکی حیوانات در ایالت کولورادو آمریکا، یادآور شد که این امکان وجود دارد که باکتری ها از حیوانات خانگی به انسان ها منتقل شود. بزاق سگ برای سگ آلرژی به وجود آورد. در حالی که بسیاری تصور می کنند که موی حیوانات خانگی موجب بروز آلرژی به آن ها می شود، اما در واقع پروتئین های موجود در بزاق سگ است که آلرژی ایجاد می کند. طبق مطالعه ای که انجام شده و در مجله اروپایی آلرژی و ایمنی شناسی بالینی (European Journal of Allergy and Clinical Immunology) به چاپ رسیده است، بزاق سگ حداقل ۱۲ نوع پروتئین آلرژی زا دارد. زمانی که سگ ها موی خود را لیس می زنند، بزاق روی موی آن ها خشک می شود و این پروتئین ها از طریق هوا منتقل می شوند. پژوهشگرانی که این مطالعه را انجام داده اند دریافتند که بزاق سگ نسبت به موهای آن پتانسیل بیشتری در انتقال آلرژن دارد. نکاتی برای جلوگیری از بیماری های پریودنتال دکتر ایسنر یادآور شد که با وجود خاصیت ضد پوسیدگی بزاق سگ، اگر اقدامات لازم صورت نگیرد سگ به بیماری های پریودنتال مبتلا می شود. دکتر ایسنر گفت: «بزاق روی دندان ها را می پوشاند. اگر دندان سگ را مسواک نزنید، این بزاق به جرم تبدیل می شود و باکتری های بیشتری را جذب می کند». هر چه وضعیت پیشرفت کند، باکتری ها موجب از بین رفتن استخوان ساختمان دهان می شود. ایسنر گفت:« زمانی که یک سگ یا حتی یک شخص از دهان خود مراقبت نکند، هر زمانیکه غذا می خورد، باکتری ها وارد جریان خون او می شود. این انتقال باکتری بیست دقیقه درون خون صورت می گیرد و سیستم ایمنی، طحال و کبد به تمیز کردن خون کمک می کنند. برای حیواناتی که سیستم ایمنی خوبی دارند و سلامت هستند هیچ مشکلی به وجود نمی آید. اما حیوانات جوان تر و حیونات خانگی که شرایط خاصی دارند و به بیماری های خودایمنی مبتلا هستند بیشتر در معرض باکتری ها قرار دارند.» دکتر ایسنر توصیه می کند که هر سسال وضعیت سلامت دندان سگ ها بررسی شود. سگ باید در هشت هفتگی برای اولین بار معاینه شود. سگ هایی که به بیماری های پریودنتال مبتلا هستت
Secsece در تاریخ 18 اردیبهشت ماه سال 1396 در ساعت 08:41 ق.ظ به این سوال جواب داده است.





پرسش های مرتبط:
دختری 22 ساله و دانشجوی مهندسی کامپیوتر در دانشگاه سراسری در تهران هستم که با یکی از هم دانشکده ای هایم قصد ازدواج دارم. ایشان در مورد رنگ پوشش من بسیار سختگیری می کنند و معتقدند فقط رنگ مشکی می تواند برای یک زن سنگین و مناسب باشد. می گوید یک زن سنگین فقط از رنگ مشکی استفاده می کند. من بارها برایش توضیح داده ام که نوع رفتار زن و طرز پوشش او اهمیت دارد و زن های زیادی در اطراف ما هستند که با رنگ لباس دیگر بسیار با شخصیت و موقر هستند و زن اگر از رنگ هایی که سبک و تحریک آمیز نباشد استفاده کند هیچ اشکالی ندارد. از نظر اسلام هم طبق مطالعه ای که داشتم پوشش زن رنگ خاصّی ندارد و الان هم در میان مسلمان‏هایی که مقید به حجاب هستند در بلاد مختلف، رنگ‏های مختلفی معمول شده است؛ من این عقیده را دارم که یک زن مسلمان می تواند با رنگ های دیگر که جلب توجه نکند به همان اندازه حجاب و وقار خود را حفظ کند. وقتی این توضیحات را به ایشان می دهم و می گویم در هیچ جای اسلام رنگ مشکی به عنوان رنگ برتر برای پوشش زن در نظر گرفته نشده و حتی با استفاده مطلق یعنی سر تا پا از رنگ مشکی احساس بدی پیدا می کنم و رنگ لباس در روحیه تأثیر مستقیم دارد حرف مرا قبول نمی کند. خود من به حجاب اعتقاد دارم و از نوع پوششی که باعث جلب توجه شود شدیدا بیزارم. معتقدم لباس زن و رفتار و وقار او، او را در جامعه حفظ می کند و مطمئنم در زمینه حجاب و پوششم کوتاهی نمی کنم. در حال حاضر که به اختیار خودم لباس می پوشم از رنگ مشکی زیاد استفاده می کنم و رنگ مشکی را هم اصلا بد نمی دانم، فقط استفاده مطلق از این رنگ را قبول ندارم. اما ایشان حتی این طرز فکر مرا نمی پذیرند و افراط می کنند. نمی دانم چگونه طرز فکر او را نسبت به این مسأله به سمت درست هدایت کنم. لطفا مرا راهنمایی کنید.
متأسفانه در وضعیت اسفناکی قرار دارم و نیاز به راهنمایی و بدون راهنما هستم. به دلیل گذشته بد، منظورم رابطه بد پدر و مادر با هم، بی توجهی های آنها و بدبینی های مفرط آنها به هم و به من، بی ارتباطی آنها با اطرافیان و در واقع درون گرایی و مردم گریزی و لجبازی هاشون که هنوزم ادامه داره تنهایی و انزوا و درون گرایی ماحصل عمر 22-23 ساله من بوده البته قابل ذکر که من سال ها از مردها و بعضا از زن ها و مردم متنفر بودم و امروز به شدت سخت می تونم با مردم و همسن و سالام ارتباط بر قرار کنم. به دلیل ظاهری که دارم از سوم راهنمایی تاکنون خواستگارای زیاد و سمجی داشتم و دارم که یکی از آنها همکلاسی امروز منه که حرف نمی زنه و با چشم و ابرو می خواد به نتیجه دلخواهش برسه و از همه کس استفاده کرده حتی از بقیه همکلاسی های پسر و اکثر دانشجو ها هم فهمیدن. حرف زدن برای من سخته اما اول با خیال اینکه بهش فرصتی برای پیدا کردن رو و حرف زدن دادم بعد که دیدم نه جریان خیلی با اون چیزی که من فکر می کنم فرق می کنه سعی کردم مثل خودش جوابش رو بدم! (البته کلی فرصت بهش دادم تا شاید بیاد حرف بزنه که نزد!) اما اون دست بردار نیست. مطلب دیگه اینه که می دونم با بابا و مامان حرف زده اما مامانم هیچ جوری حاضر نیست حرف بزنه ولی از تیکه کنایه هاش و سوتی هاش فهمیدم ازش بدش نمیاد خلاصه تو خونه هیچ آرامش ندارم. در دانشگاه هم وضعیت بدتر، آقا 3 عاشق سینه چاک داره که تو این مدت واسم اعصاب نذاشتن. نه با کسی می تونم حرف بزنم نه می تونم ادامه بدم اعتماد به نفسم رو هم کاملا از دست دادم. من هیچ وقت به این موضوع(ازدواج) فکر نمی کردم و هیچ وقت جدیش نگرفته بودم آخه همیشه تنهایی رو ترجیح می دادم و می دم و از ازدواجم بدم میاد. به شدت احساس خستگی و افسردگی می کنم و دیگه هیچ انگیزه ای برای ادامه هیچی ندارم. لازم به ذکره بسیار حساس و عصبی و فکری شدم (بودم اما امروز شدیدتر). و اینکه با همه نفرتها، من امروز دارم دوران نقاهت یه علاقه یا عشق شکست خورده رو می گذرونم. نمی دونم اگه شما هم پیدا نمی شدید امروز باید چه می کردم؟ تنها امید به خدا و لطف اونه که هنوز رو پاهام ایستادم اما با کمر شکسته و هنوز سعی می کنم امید خودم را حفظ کنم. برای داشتن یه زندگی عادی هنوز امروز زود و من باید اول خودم رو درست کنم بعد به زندگی یکی دیگه وارد شم. یه چیز دیگه اینکه یه هم کلاسی دیگه پسر دارم که من فقط به اون به چشم برادر نگاه می کنم اما انگار اونم آره! اما می ترسم اینم یه نقشه دیگه باشه غیر از این اون خیلی بچه اس و نمی دونم می تونم بهش اعتماد کنم یا نه (تو این مدت دسته جمعی برای به خاک زدن من تمام تلاششون رو کردن البته حساب این بنده خدا کمی از بقیه جداست) لطفا کمکم کنید و در این راستا کتاب های روان شناسی رو بهم معرفی کنید.
ابتدا از اینکه مجبورم اینقدر رک و بدون حیا صحبت کنم پوزش می طلبم. اگر مطالب از حوصله شما خوارج بود دلیلش دادن اطلاعات کافی است و به بزرگواری خود ببخشید. پسری هستم 23 ساله که از سن حدود 11 سالگی عادت به استمنا پیدا کردم و بدون اینکه مایع منی از من خارج شود از این عمل لذت برده وبه اوج شهوت جنسی می رسیدم. پس از حدود 2 سال برای اولین بار پس از استمنا مایعی شبیه منی از من خارج شد که در آن سن در مورد آن هیچ اطلاعی نداشتم و نیز از وجوب غسل جنابت هم مطلع نبودم (البته از نظر اینکه این اولین تجربه انزال بود به منی بودن آن مایع یقیین ندارم). در اوایل ابتلا به استمنا در سن 11 سالگی گاها 2 یا 3 بار در روز این عمل را انجام می دادم. اما رفته رفته از دفعات تکرار آن کاستم تا اینکه به تدریج در حدود 17 سالگی به 2 تا 3 بار در هفته اکتفا می کردم. بیشترین مورد محرک استمنا در من تخیلات جنسی بود که از تصاویر مستهجن بازی های کامپیوتری و به ندرت از فیلم ها یا عکس های مبتذل (و در سنین بالا از سایت های اینترنتی) در ذهن خود می ساختم. در 18 سالگی نقطه عطفی در من رخ داد که توانستم برای مدتی از استمنا و ... توبه کنم اما عواملی چون فشارهای روانی و تحریکات خارجی یا شاید عادت طولانی مدت به استمنا مرا گه گاه به این عمل می کشاند به طوری که فواصل بین این عادت بیش از 1 ماه می شد و در مواردی که شرایط روحی خوبی داشتم تا 2 یا 3 ماه هم به طول می انجامید. نحوه ارضا هم پس از 18 سالگی تغییر کرد به طوری که بسیار به ندرت به قصد انزال نهایی با آلت تناسلیم مشغول بازی می شدم اما چون از قبل این عمل به واسطه تخیلات هم کمی تحریک جنسی شده بودن در اکثر موارد دست ورزی به آلت تناسلی تا انزال کامل ادامه پیدا می کرد و تا کنون موفق به ترک کامل آن نشده ام. گاهی این عمل پیش از اینکه از خواب بیدار شوم در حالت نیمه هوشیار خواب و بیداری انجام می دادم و وقتی هوشیار تر می شدم پشیمان می شدم. تاکنون ظاهرا کسی از این عادت من مطلع نشده. پس از هر بار توبه می کنم ولی ... . مطالب مفید شما را در مورد عوارض استمنا و روش ترک این عادت در سایت و نیز cd پرسمان 2 خواندم و قصد کرده ام این عادت را به طور جدی ترک کنم. حال چند سؤال دارم: 1- من مدت طولانی مبتلا به استمنا بوده ام آیا راهی برای خلاصی از عواقب استمنا که در سایت ذکر کرده بودید وجود دارد یا اینکه با وجود ترک این عادت برای همیشه باید عواقب آن را تحمل کنم؟ 2- آیا این عادت در قدرت بارداری من تأثیری دارد؟ 3- آیا ازدواج من برای همسرم و نیز فرزندانم خطری دارد؟ 4- با توجه به اینکه این عادت سرعت انزال را در من پایین آورده چه کنم تا این مشکل (در دوران تأهل) برطرف شود؟
می گویند دونفر برای ازدواج دیگر اگر کفو هم باشند و در ابعاد مختلف شبیه و نزدیک به هم باشند زندگی مشترک موفق تری خواهند داشت. مثلا حتی گفته اند اگر بتوانند دختر و پسر از میزان گرم مزاجی و سرد مزاجی همدیگر در امور جنسی مطلع شوند تا بتوانند در امور جنسی با یکدیگر همخوان و نزدیک به هم باشند و بهتر همدیگر را ارضا کنند و میزان نیازهای جنسی آنها فاصله زیادی نداشته باشد، امر مطلوب و پسندیده ای است. چگونه متوجه این سطح مزاج و تمایلات جنسی در فرد مقابلمان شویم؟ همان طورکه مستحضر هستید عاملی مهم در طلاق ها مشکلات جنسی است و اگر این قبل ازدواج آشنایی کامل از فرد داشته باشیم و این موارد بیان شود مشکلات در آینده کم خواهد شد زیرا اگر قبل از میزان توقع و خواسته هم مطلع بوده اند. در حالی که این موضوع سطح تمایلات جنسی می تواند در صورت متفاوت بودن مشکل ساز باشد بعضا در اقوام مشاهده می شود که زوجین صرفا بر سر اختلاف و عدم ارضای کامل جنسی ازسوی همسر به روابطی خارج از منزل حتی در بعد شرعی مثلا متعه روی آورده اند یا کارشان به جدایی کشیده است. در حالی که گاها به خاطر حیا و غفلت و جهل یا فضای موجود حتی نمی توانیم با خواستگاران در این مورد صحبت کنیم. چه باید کرد؟
همانطور که مستحضرید نقش خانواده در تعیین راه زندگی انسان بسیار مؤثر است که نمی توان به هیچ وجه آن را نادیده گرفت حال سؤال این است که انسان ها در انتخاب والدین خود هیچ اختیاری ندارند و بر اساس خواست الهی فرزندان در خانواده های مختلف با اعتقادات مختلف به دنیا می آیند و آمار نشان داده است به جز موارد استثناء که تعداد آن بسیار اندک است اکثر فرزندان آئین پدران را تبعیت می کنند و از آن دردناک تر تأثیر این پدران بر گمراهی فرزندان می باشد به عنوان مثال آیا اگر انسان پلیدی همچون صدام در یک خانواده خوب به دنیا می آمد چنین سرنوشتی در انتظار او بود پس مشاهده می کنید که طی مسیر سعادت چندان هم در اختیار انسان نیست. (خواهشمندم جواب را به صورت کامل ارسال نمائید و اگر در صورت امکان در بیان دلایل از مطالب مشترک ادیان استفاده شود بیشتر به کار می آید.)

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه



 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed