جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    زمان دقیق برای انزال یه مرد و زن چند دقیقه است البته بعد از معمولی شدن جنس مخالف؟ و زمان معمولی شدن چه قدر است؟ و بعد از گذشت زمان آیا زود انزالی اتفاق می افتد یا دیر انزالی و چرا؟
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
زود انزالی بیشتر برای مردان مطرح است و آنچه در ذیل می آید در این مورد می باشد. ولی در زن ها بیشتر از اصطلاح زودارضائی می توان استفاده کرد که البته با توجه به اینکه ارضاء زن، حداقل 15 دقیقه طول می کشد، بسیار به ندرت می توان در مورد زن این اصطلاح را بکار برد.
راهکارهای متعددی می تواند برای حل این مشکل مؤثر واقع شود؛ که به برخی از آنها اشاره می شود. لازم به ذکر است کارشناسان در صورتی زودانزالی را یک اختلال تلقی می کنند که
1- کمتر از 3 دقیقه طول بکشد.
2- فاصله بین دو آمیزش طولانی نباشد که منجر به ذخیره شدن توان جنسی بالاشود.
3- از زمان ازدواج و عروسی و ارتباط جنسی بیش از 6 تا 9 ماه گذشته باشد.
پر واضح است که در غیر این صورت بیماری تلقی نشده و موجب نگرانی نیست و راهکارهای زیر را نباید بکار گرفت و الا باعث ایجاد آسیب جسمی خواهد شد.
بعد از بیان نکات فوق به ارائه راهکارهای مورد نظر می پردازیم:
1. قبل از هرچیز باید توجه داشته باشید که محیط و فضا و اتاقی که در آن استراحت می کند باید فضای آرام و امن باشد زیرا فضای امن و آرام زمینه کافی را برای عمل زناشویی فراهم می کند و آرامش روانی محیط زمینه ساز عجله نکردن برای تمام شدن کار لازم و ضروری است. ولی اگر احساس شود ممکن است در معرض مشاهده دیگران حتی کودک خردسال و یا شیرخوار واقع شوید دچار مشکل می شوید بنابراین توصیه می شود در اتاق اختصاصی و درب اتاق بسته و حتی قفل شده عمل انجام گیرد.
2. اگر از مطلب خاصی دچار اضطراب می شوید به رفع علت اضطراب پرداخته شود زیرا اضطراب از هر مطلب و موضوعی به از دست دادن کنترل و تسلط بر اعصاب و وضیت روانی منجر می شود.
3. پیش از ارتباط جنسی، مرد حتما باید با مالش نقاط حساس و جنسی بدن زن را تحریک کنید و او را به سر رضایت و شوق آورده تا زمانی که زن به آمادگی کافی برای عمل زناشویی پیدا کند زیرا زن برای رسیدن به اوج لذت جنسی مدت زمان بیشتری نیاز دارد. بخلاف مردان که زودتر تحریک شده و به اوج لذت جنسی می رسند. بنابراین مرد باید تحمل کند و با ایجاد آمادگی در زن زمان ارگاسم همدیگر را نزدیک تر کنند لذا گاهی لازم است 15 دقیقه مقدمات عمل زناشویی طول بکشد.
4. در شبانه روز به طور مرتب ورزش کنید و به تقویت عضلات بدنی خود بپردازید.
5. در طول شبانه روز و هفته به وضعیت زود انزالی فکر نشود.
6. به محض احساس انزال و حتی در زمانی که زن در حال ارضا است فکر خود را به امور غیر جنسی مشغول کنید مانند محاسبه های ریاضی و ارقام مخارج و بدهکاری و اعداد دیگر که از ارتباط خشک حکایت می کنند
7. در طول شبانه روز و هفته به امور غیرجنسی فکر شود و یا به فعالیتی مشغول شود مثلا آدامس جویده شود.
8. به محض احساس نزدیک شدن لحظه انزال، مقعد خود را سست کرده و با دهان باز نفس آرام و عمیق کشیده شود.
9. برای ارتباط جنسی، مرد در زیر قرار گیرد و زن در رو تا مرد دیرتر به ارگاسم و اوج لذت جنسی برسد.
10. به هنگام ادرار کردن، 2 تا 3 بار و حتی بیشتر ادرار کردن را قطع و وصل کنید.
11. از تغذیه مناسب بهره گرفته شود از خوردن ماست و ترشی و نیز مواد غذایی تحریک کننده غریزه جنسی خودداری شود.
12. با مراجعه به پزشک از داروهای مناسب استفاده شود.
13. برای اطلاعات بیشتر به کتاب های زیر مراجعه فرمایید:
الف. مشاوره جنسی و زناشویی، نوشته علی اسلامی نسب، از انتشارات نسل نواندیش؛
ب. درمان های جنسی، نوشته علی اسلامی نسب، از انتشارات نسل نواندیش.

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
اینجانب کارمند دانشگاه در یکی از شهرستانها می باشم لیسانس کامپیوتر هستم. سال 1381 با پسر داییم عقد کردم ولی در همان زمان عقد ایشون به خاطر بیماری سرطان فوت شدند. سال 1382 فوت شدند. حدود 4 ماه پیش آقای مشاوری که در دانشگاه کار می کنند یکی از آشناهاشونو برای ازدواج به من معرفی کردند من با این آقا که کارشناسی کشاورزی دارند و کارمند یک شرکت تولیدی قطعات خودرو هستند قرار ملاقات گذاشتم و خانواده ایشون هم در جریان بودند بعد از گذشت 2 ماه از مدت آشنایی متوجه شدم که خانواده این آقا مخالف این ازدواج هستند. مخصوصا مادرشون که به دلیل اینکه من یک بار عقد کردم شدیدا مخالف بودند حتی مادر و خواهر این آقا حضورا من را در خیابان دیدند و مادر ایشون از من خواستند که پسرشونو فراموش کنم البته نمی دونم به خاطر حرف های کذب کلی تهمت هم به من و خانوادم زدن که خدا رو شاهد می گیرم که همش دروغ بود. لازم به ذکر است که هم من و هم این آقا پسر هر دو آدم های معتقدی هستیم. من بارها از این آقا پسر خواستم که من را فراموش کنه و دنبال دختری باشه که سلیقه خانوادش هم تأمین بشه ولی ایشون میگن من از روی هوس انتخاب نکردم و من منطقی تصمیم گرفتم البته این آقا 34 ساله هستن و من 27 ساله. خلاصه اینکه به هم علاقه داریم ولی خانواده این آقا شدیدا مخالفن. و همه اطرافیانشون هم به خاطر مصلحت هیچ اقدامی نمی کنند. این آقا به من گفتن اگر خانوادشون همینطور به مخالفتشون ادامه بدن خودشون تنها اقدام می کنن که نمیدونم کار درستی هست یا خیر؟ لطفا ما را راهنمایی کنید.
متأسفانه در وضعیت اسفناکی قرار دارم و نیاز به راهنمایی و بدون راهنما هستم. به دلیل گذشته بد، منظورم رابطه بد پدر و مادر با هم، بی توجهی های آنها و بدبینی های مفرط آنها به هم و به من، بی ارتباطی آنها با اطرافیان و در واقع درون گرایی و مردم گریزی و لجبازی هاشون که هنوزم ادامه داره تنهایی و انزوا و درون گرایی ماحصل عمر 22-23 ساله من بوده البته قابل ذکر که من سال ها از مردها و بعضا از زن ها و مردم متنفر بودم و امروز به شدت سخت می تونم با مردم و همسن و سالام ارتباط بر قرار کنم. به دلیل ظاهری که دارم از سوم راهنمایی تاکنون خواستگارای زیاد و سمجی داشتم و دارم که یکی از آنها همکلاسی امروز منه که حرف نمی زنه و با چشم و ابرو می خواد به نتیجه دلخواهش برسه و از همه کس استفاده کرده حتی از بقیه همکلاسی های پسر و اکثر دانشجو ها هم فهمیدن. حرف زدن برای من سخته اما اول با خیال اینکه بهش فرصتی برای پیدا کردن رو و حرف زدن دادم بعد که دیدم نه جریان خیلی با اون چیزی که من فکر می کنم فرق می کنه سعی کردم مثل خودش جوابش رو بدم! (البته کلی فرصت بهش دادم تا شاید بیاد حرف بزنه که نزد!) اما اون دست بردار نیست. مطلب دیگه اینه که می دونم با بابا و مامان حرف زده اما مامانم هیچ جوری حاضر نیست حرف بزنه ولی از تیکه کنایه هاش و سوتی هاش فهمیدم ازش بدش نمیاد خلاصه تو خونه هیچ آرامش ندارم. در دانشگاه هم وضعیت بدتر، آقا 3 عاشق سینه چاک داره که تو این مدت واسم اعصاب نذاشتن. نه با کسی می تونم حرف بزنم نه می تونم ادامه بدم اعتماد به نفسم رو هم کاملا از دست دادم. من هیچ وقت به این موضوع(ازدواج) فکر نمی کردم و هیچ وقت جدیش نگرفته بودم آخه همیشه تنهایی رو ترجیح می دادم و می دم و از ازدواجم بدم میاد. به شدت احساس خستگی و افسردگی می کنم و دیگه هیچ انگیزه ای برای ادامه هیچی ندارم. لازم به ذکره بسیار حساس و عصبی و فکری شدم (بودم اما امروز شدیدتر). و اینکه با همه نفرتها، من امروز دارم دوران نقاهت یه علاقه یا عشق شکست خورده رو می گذرونم. نمی دونم اگه شما هم پیدا نمی شدید امروز باید چه می کردم؟ تنها امید به خدا و لطف اونه که هنوز رو پاهام ایستادم اما با کمر شکسته و هنوز سعی می کنم امید خودم را حفظ کنم. برای داشتن یه زندگی عادی هنوز امروز زود و من باید اول خودم رو درست کنم بعد به زندگی یکی دیگه وارد شم. یه چیز دیگه اینکه یه هم کلاسی دیگه پسر دارم که من فقط به اون به چشم برادر نگاه می کنم اما انگار اونم آره! اما می ترسم اینم یه نقشه دیگه باشه غیر از این اون خیلی بچه اس و نمی دونم می تونم بهش اعتماد کنم یا نه (تو این مدت دسته جمعی برای به خاک زدن من تمام تلاششون رو کردن البته حساب این بنده خدا کمی از بقیه جداست) لطفا کمکم کنید و در این راستا کتاب های روان شناسی رو بهم معرفی کنید.
من به کمک نیاز دارم من مشکل بزرگی داریم الان 1 ماهه می خوام ازدواج کنم با دختری که من رو می خواد و شغل خوبی هم دارم و درآمد بالا البته چند تا مشکل دارم اونم مشکل روحی هست من به همه بدبینم دست خودم نیست ولی چی کار کنم؟ چاره ای ندارم اینم بگم هیچ وقت بروز نمی دم فقط تو خودم می ریزم دچار وسواس فکری شدید هم هستم الان هر چی که می گن ملت من برداشت منفی دارم خودم دارم دیونه میشم ولی کاری نمی تونم بکنم سؤال های شما چون نیاز به بحث فراوان داره کامل بنویسید تا به کارشناسان بدهم تا جواب قانع کننده ای برای شما بفرستند به همین ایمیلتان الان چون این دختر برام مهم شده حرفایی که از گذشتش زده من رو به خودش بدبین کرده ببینید این دختر برادر ناتنی داره چون پدرش 3 بار ازدواج کرده و یکی فوت کرده دومی طلاق داده و سومی هم که الان باهاش زندگی می کنه. این بچه زن سومش هست از زن دومش یک برادر داره که تا پارسال تا 2-3 سال پیش همدیگرو ندیده بودن وقتی همدیگرو میبینن بزارید من این رو تموم کنم بعد واقعا راهنماییم کنید بعد برادرش کارش نزدیک به طلاق بکشه نزدیک بوده و این در حق اون خواهری می کنه و حتی چند ماه در خونه اون به اون کمک می کنه در پشتیبانی روحی و بعد هم طی مسائلی رابطشون بهم می خوره حالا این رابطه چه بوده و چه نوع پشتیبانی روحی خدا عالم است و چند بار حرفاش تغییر کرده. من موندم با یک ذهن خراب و کسی که می خوامش من همیشه فرار کردم ولی این بار نتونستم چون به خودم وابستش کردم بر فرض هم کاری کرده باشه مگه خدا راه توبه نذاشته نمی دونم و الا الان دارم به حد انفجار دیونه میشم همیشه چون برام مهم نبودن نه به کسی توهین می کردم نه حرفی می زدم ولی الان نمی دونم چی کار کنم حالا راهنماییم کنید. متأسفانه خیلی برای من مشکل داره بابا شما که احکام قرآن رو بلدید قرآنم که آرام بخشه از قرآن کمکم کنید من می گم بر فرض اگه آدم این کارو کرده باشه باید چی کار کنه؟ راه برگشت و توبه نداره؟ حتما باید مجازات بشه؟ این دیگه بدترین حالتشه. خدا از سر گناهام بگذره ولی اگه راه توبه باز باشه پس خدا اینجور افراد رو می بخشه و میشه بهشون اعتماد کرد من می دونم کاری نکرده ولی می خوام بدونم اگه آدم کاری هم کرده باشه دیگه قابل بخشش نیست یعنی خدا اونو نمی بخشه و دیگه نباید من زندگی کنم این یقین نداشتن من باعث شده که نتونم پشتش باشم و داره بهش ضربه می خوره چون وضع مالی زیاد جالبی ندارن و ما خانواده نسبتا مرفه هستیم الان پدر و مادرم موافق شدن و حتی خواستگاری هم رفتیم ولی بهم اتمام حجت کردن که باید جلو حرف مردم خودم ایستادگی کنم و پاشونو کنار میکشن!
من یک پسر 21 ساله هستم در دانشگاه شاهد ترم 6 مهندسی برق درس می خوانم الان یک ایمیل را برایتان می زنم از خدا شکایت دارم چرا جواب من را ندادی تا من مجبور شم به سایت شما میل کنم چقدر از خواستم که با یک راهنمایی یک ندایی من را کمک کنی از ائمه(ع) شکلایت دارم، درست است بدم اما شما که معدن خیر و رحمت هستید شما که نگهبانان علم هستید کمک خواستم چرا کمک نکردید چرا کمک نکردید و من را مجبور شوم که راز محرمانه ام را با نامحرمان در میان بگذارم. من مدت 5 سال است که گرفتار بیماری خودارضایی شده ام اولین باری که این عمل زشت را انجام دادم کلاس سوم دبیرستان بودم که کم کم شدت گرفت و گاهی کمتر شد و گاهی بیشتر به خدا قسم بعد از هر بار که این گناه را انجام می دهم تا مدت ها غمگین می شوم شرمنده می شوم گریه می کنم چقدر دعای عهد را خواندم و گفت که تا چهل روز عهد می بندم که دیگر این گناه را انجام ندهم و خدا من را به واسطه این چهل روز پاک دامنی از شر شیطان در امان می دارم اما همش تا 20 و چند روز می خواندم و بعد فشار این گناه مرا در کام خود می کشید. می دانستم که درمان اصلی این بیماری ازداوج است، اما من پدر و مادر فرهیخته ای نداشتم که بفهمند فرزندشان این مشکل را دارد با اینکه رفتار و حرکات من واضح و تابلو بود! تابستان سال قبل که خسته شدم وقتی به پیش امام رضا(ع) رفتم می دانستم که امام دستش باز است اگر او هر چه از خدا بخواهد می دهد، خواستم زمینه ازداوج من را فراهم کند، می دانستم هر کسی که از امام رضا(ع) چیزی در مورد ازدواج بخواهد رد نمی کند والله درخواست من حرام و یا خطا نبود که برآورده نشد و یا اینکه می گویید مصلحت نبود آیا کار خیر هم مگر می شود مصلحت نباشد؟ خواستم حداقل به خوابم بیاد یک راهنمایی بکند نام و نشان همسری را که برای من انتخاب کرده بدهد تا من جرأت پیدا کنم و به پدر و مادر بگم که زن می خواهم اما نیامد و من نا امید از دست او. بارها از خدا خواستم گفتم خدایا من زن هم نمی خواهم حداقل غریزه جنسی ام را از من بگیر تا گناه نکنم لذت نمی خواهم، کاری کن گناه نکنم این شیطان خدا نشناس هم که دست از سر مردم و جوانان بر نمی دارد خدا هم که به داد ما نمی رسد این چه جنگ نابرابری است حداقل یک نشانه ای به من خدا نشان نداد تا دلم را به او خوش کنم و بگم خدا از دور هوامون رو داره ایرادی نداره اگر صدایش را نمی شویم اگر از نزدیک امام زمان(عج) را نمی بینیم اما اونها از دور هوامون را دارند. 25 اسفند ماه با کاروان راهیان نور رفته بودم مناطق عملیاتی جنوب در طلائیه از حاج همت خواستم که به خوابم بیاد یک کم باهاش صحبت کنم درد دل کنم تا قوت بگیریم یک کم کمکم کنه اما تا حالا که نیامده در جنوب به تمام مناطقی که می رفتیم از شهداء فقط یک درخواست داشتم اون هم اینکه من را کمک کنند تا در مقابل میل جنسی ام مقاومت کنم همه حرف هایم این بود. می بینید که بدبختم من از درس و زندگی افتاده ام تا با این میل جنسی ام مقابله کنم نمی گویم امام زاده ام از فشار این میل هزار و یک سایت مستهجن را هم دیده ام که این ها فکرم را خراب کرده اند دردم را بیشتر کرده اند، اما به خدا از همان روز اول از خدا و پیامبران و شهدا خواسته ام که کمکم کنند اما نمی دانم چرا هنوز یک اشاره ای هم به من نکرده اند تا دلم را خوش کنم. خدا لعنت کند عمر را که متعه را حرام کرد خدا لعنت کنند مردم متعصب را که متعه را حرام می دانند. بدم می آید از خودم وقتی حسادت می کنم به مرد و زن جوانی که در خیابان راه می آید، از خدا به خاطر این نیازم بارها شکایت کرده ام گفته ام که خدایا تو خود بی نیازی و ما را نیازمند آفریده ای و حالا نیاز ما را برطرف نمی کنی. اکنون من هنوز از درگاه خدا ناامید نشده ام ولی روی مرز ناامیدی هستم می دانم که ناامیدی از درگاه خدا بزرگترین گناه است اما وقتی جواب آدم را بعد از این همه تلاش نمی دهد حق دارم که ناامید شود. این ها شاید یک هزار درد درون سینه ام باشد خدا می داند که چه آتشی در این دل من است اما هیچ محرمی را نیافتم تا با او صحبت کنم اصلا خجالت می کشم بگم یک چنین دردی دارم تنها خدا و ائمه(ع) را داشتم و بارها نام برایشان نوشته ام نامه برای خدا و نامه های زیادی برای امام زمان(عج) امام نمی دانم که چرا جواب هیچ کدام از نام ها های من را نداد اند مجبور شدم به سایت شما نامه بنویسم امیدوارم راه حلی عملی و شدنی برایم داشته باشید تا با یاری خدا و شما که وسیله خدا هستید از این غم و درد رهایی یابم؟ در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند ---- گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
سؤال من در مورد تفسیر سوره نور است در آیه 5 و 6 سوره نور در آیه 5 اولین حکمی که صادر می گردد به صورت عمومی می باشد و در آیه بعد که چند وقت بعد نازل می شود حکم برای زن و شوهر تغییر می کند. آیا این آیه نقض کننده حکم اول نیست؟ چون در تفسیر آمده که هنگامی حکم اول می آید یکی از اصحاب این مسأله را مطرح می کند و در جواب پیامبر(ص) می گوید که حکم همین است و چند روز بعد که این اتفاق می افتد آیه جدید نازل می شود خداوند برای چه در بار اول این حکم را کامل عرض نکردند؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed