جستجوجستجو

پرسشکده > مذهب
پیوند همیشگی پرسش
    مردم ایران قبل از صفویان شیعه نبودند (عمدتا سنی بودند)، منافع استعمار اینگونه ایجاب می کرد.
ویرایش
پیوند همیشگی پاسخ
پیش از پرداختن به عوامل پیدایش تشیع در میان مردم کشورهای اسلامی - به ویژه ایران باید به شکل های مختلف تشیع اشاره کنیم .
یکم - تشیع سه گانه پس از حضرت علی (ع ):
تشیع در میان مسلمانان شکل های گوناگون داشت . این شکل ها را می توان در سه دسته خلاصه کرد:
الف . تشیع به معنای دوستی اهل بیت پیامبر(ع )
ب . تشیع اعتقادی
ج . تشیع سیاسی.
کسانی که دارای یکی از این ابعاد سه گانه بودند, شیعه نامیده می شدند و به تدریج در جهان اسلام , شیعه تنها به پیروان اهل بیت (ع ) اطلاق گردید و همین الان هرگاه لفظ ((شیعه)) به کار برده شود, مقصود پیروان امام هستند. یکی از خصوصیات پیروان ایشان این است که پس از آن حضرت (ع ), پیرو امام حسن مجتبی و پس از او امام حسین (ع ) و نه فرزند ایشان می باشند. بسیاری از اهل سنت , بر اساس روایاتی که نقل کرده اند; اهل بیت پیامبر را دوست می دارند.
از میان اهل سنت , کسانی که بر فضایل حضرت علی (ع ) و اولاد او تکیه می کردند, شیعه نامیده می شدند, گرچه از نظر فقهی , سیاسی و اعتقادی با شیعیان موضع موافق نداشتند. این گونه تشیع , دوستی با اهل بیت پیامبر(ع ) نامیده می شود. امام شافعی که یکی از رهبران فقهی اهل سنت است , جزو این دسته از شیعیان می باشد و اهل سنت او را متهم به رافضی کردند و او هم در جواب گفت : اگر محبت علی (ع ) و برتری دادن او بر دیگران رفض باشد, من رافضی ترین بندگان خدا هستم . تشیع اعتقادی , به این معنا است که پس از پیامبر اکرم (ص ), جانشین آن حضرت , امام علی (ع ) است و پس از آن حضرت , امامان یازده گانه جانشینان پیامبر هستند و احکام دین را باید از این امامان دوازده گانه فراگرفت و جز آنان هیچ کس مرجع دینی مسلمانان نیست .
ابان بن تغلب (از اصحاب امام باقر و امام صادق (ع ) می گوید: شیعه کسانی اند که وقتی مسلمانان در گفتار پیامبر(ص ) اختلاف کنند, قول حضرت علی (ع ) را می گیرند و هنگامی که در گفتار آن حضرت اختلافی پیش آمد, گفتار امام جعفر صادق (ع ) را می گیرند. تشیع سیاسی به این معنا است که در تاریخ اسلام , گروهی بوده اند که به مبانی اعتقادی شیعه اعتقاد نداشتند; ولی در موضع گیری های سیاسی از اهل بیت (ع ) حمایت می کردند و تحت رهبری آنان , با ستمگران مبارزه می کردند. این اطاعت نه از این جهت بود که اهل بیت پیامبر را منصوب از جانب خدا بدانند, بلکه آنان را از همه شایسته تر می دانستند. تشیع اعتقادی همواره دو نوع دیگر تشیع را به همراه دارد و در حقیقت تشیع کامل است ; ولی آن دو نوع چنین نیستند.
دوم - دلایل عمده نفوذ تشیع در دل مردم :
دلایل عمده نفوذ تشیع در سرزمین های اسلامی و ایران عبارت است از:
1. محبوبیت علویان در میان مردم (دلیل این محبوبیت , فضایلی بود که از پیامبر اکرم (ص ) درباره آنان نقل شده بود);
2. سجایای علمی , اخلاقی و سیاسی علویان ;
3. علاقه طبیعی مردم به آنان ;
4. تدین فوق العاده علویان ;
5. مظلومیت آنان ;
6. جهت گیری مثبت و اسلامی نهضت های شیعی در ضد حاکمان ظالم .
سوم - نفوذ تشیع در ایران :
باید به این نکته توجه کرد که پیدایش تشیع در ایران , به صورت دفعی و ناگهانی نبود; بلکه تشیع در ایران سیر تدریجی داشت .
سیر تدریجی نفوذ تشیع در ایران , دارای مراحل زیر است :
1. نفوذ تشیع در میان موالی ایران در عراق ;
2. نفوذ تشیع در مناطق مرکزی ایران همچون قم ;
3. توسعه گرایش های شیعی با روی کار آمدن بنی عباس ;
4. فتح طبرستان به دست علویان ;
5. برپایی حکومت آل بویه ;
6. نفوذ تشیع پس از حمله مغول ها;
7. روی کار آمدن دولت صفویه .
بر این اساس , نمی توان برای نفوذ تشیع در ایران , یک عامل یا دو عامل ذکر کرد; چون در هر دوره وضعیت خاص فرهنگی , سیاسی و اقتصادی حاکم بود. به عنوان مثال , ما نمی توانیم وضعیت روحی مردم در سال 16 هجری قمری را با مردمی که یکصد سال بعد از آن زندگی می کردند, یکسان بدانیم . مردمی که در قرن پنجم هجری قمری زندگی می کردند با مردمی که در صدر اسلام مورد هجوم مسلمانان قرار گرفتند, برابر نیستند و دارای شرایط مختلف بودند و درباره آنان نمی توان داوری واحد کرد. اگر مردم ایران , روزگاری مورد هجوم بنی امیه بودند, روزگار هم بنی عباس را بر سر کار آوردند و زمانی حکومت مستقل تشکیل دادند و حتی حاکم بر بغداد شدند. روشن است که این شرایط, یکسان نیست . گرایش مردم ایران به تشیع , روزگاری قوی شد که حاکم بر بغداد شدند و زمانی این گرایش سرعت یافت که مغول ها بر آنان مسلط شدند. بنابراین , دور از تحقیق و انصاف است که کسی بگوید: ((مردم ایران چون از بنی امیه ستم دیدند, برای مبارزه با آنها شیعه شدند)); بلکه عوامل تشیع مردم ایران همانهایی است که به آنها اشاره کردیم و اگر این مراحل هفتگانه به تفصیل مورد مطالعه قرار گیرد, هیچ گونه شبهه ای در باطل بودن این دیدگاه نمی ماند, (ر.ک : تاریخ پیدایش در ایران , نوشته آقای جعفریان , چاپ سوم , سال 1371).
درباره تاریخ تشیع در ایران می توانید به این کتاب ها مراجعه کنید:
1. تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا قرن دهم هجری، رسول جعفریان، سه جلد، انتشارات انصاریان قم
2. تاریخ شیعه، علامه محمد حسین مظفر، ترجمه دکتر سید محمد باقر حجتی، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ص 283 تا 314
3. الشیعه فی مسارهم التاریخی، السید محسن الامینی العاملی، ص 677 به بعد (این کتاب در حقیقت مقدمه اعیان الشیعه است).
4. تاریخ الشیعه السیاسی الثقافی الدینی، الشیخ سلمان ظاهر، 3 جلد ( به زبان عربی است و بخشی از آن به تاریخ تشیع در ایران مربوط است).
5. جغرافیای تاریخی و انسانی شیعه در جهان اسلام، جعفریان، انتشارات انصاریان قم
6. خدمات متقابل ایران و اسلام، آیت الله شهید مطهری (درباره مسلمان و شیعه شدن ایرانیان مباحث خوبی دارد).
از ابتدای دوره هخامنشی که تمام ایران کنونی به اضافه قسمت هایی از کشورهای همسایه, تحت یک فرمان در آمد, تقریبا 2500 سال می گذرد. از این بیست و پنج قرن, نزدیک به چهارده قرن آن را, ما با اسلام به سر برده ایم و این دین و متن زندگی ما وارد و جزو زندگی ما بوده است. با اداب این دین, کام اطفال خود را برداشته ایم؛ با آداب این دین, زندگی کرده ایم, با آداب این دین, خدای یگانه را پرستیده ایم و با آداب این دین, مرده های خود را به خاک سپرده ایم. تاریخ, ادبیات, سیاست, قضاوت و دادگستری, فرهنگ و تمدن, شؤون اجتماعی و بالاخره همه چیز ما توام با این دین بوده است. نیز به اعتراف همه مطلعین, ما در این مدت, خدمات ارزنده و فوق العاده غیر قابل توصیفی به تمدن اسلامی نموده ایم و در ترقی و تعالی این دین و نشر آن در میان سایر مردم جهان, از سایر ملل مسلمان _ حتی خود اعراب _ بیشتر کوشیده ایم. هیچ ملتی به اندازه ما در نشر, اشاعه, ترویج و تبلیغ این دین فعالیت نکرده است. مسائل مشترک اسلام و ایران, هم برای اسلام افتخار آمیز است, هم برای ایران؛ برای اسلام به عنوان یک دین که به حکم محتوای غنی خود, ملتی با هوش, متمدن و صاحب فرهنگ را شیفته خویش ساخته است و برای ایران به عنوان یک ملت که به حکم روح حقیقت خواه و بی تعصب فرهنگ دوست خود, بیش از هر ملت دیگر, برابر حقیقت خضوع کرده و در راهش فداکاری نموده است.
ایرانی, روح خود را با اسلام سازگار دید و گم گشته خویش را در اسلام یافت. مردم ایران بیش از هر ملت دیگری, به روح و معنای اسلام توجه داشتند؛ به همین دلیل, توجه ایرانیان به خاندان رسالت, از هر ملت دیگر بیشتر بود و تشیع در میان ایرانیان نفوذ بیشتری یافت؛ یعنی ایرانیان, روح و معنای اسلام را در نزد خاندان رسالت یافتند و فقط خاندان رسالت بودند که پاسخگوی پرسش ها و نیازهای واقعی روح ایرانیان بودند. V}خدمات متقابل اسلام و ایران, صص 15, 49, 50 و 136{V
درهر صورت باید توجه داشته باشید که تشیع در ایران از تشیع مسلمانان عرب سرچشمه گرفته است نه اینکه مستقلا در ایران تشیع به وجود آمده باشد .پیش از اینکه در ایران تشیعی به وجود بیاید در در زمان خود پیامبر به وجود آمده بود و در کوفه همه مردم شیعه بودند .یکی از عوامل تشیع ایرانیها همین کوفیان بودند و از همین کوفه عده ای از اشعریان به قم آمدند و اساس تشیع را پی ریزی کردن .برای اطلاعات کامل به کتاب (تاریخ پیدایش تشیع در ایران )
مراجعه کنید . و بالاخره نگاهی واقع بینانه به واقعیات تاریخی بیانگر این واقعیت است که همواره در طول تاریخ تا به امروز تنها شیعه بوده که به عنوان سدی محکم جلوی نفوذ و توطئه های استعمارگران در جهان اسلام ایستادگی نموده است .

برگرفته از پرسمان





پرسش های مرتبط:
در مورد قرآن: در مورد اصالت و محافظت قرآن غالبا مطالب بسیار اغراق آمیزی گفته می شود در حالی که قرآن کنونی رونوشتی از نسخه تجدید نظر شده عثمان در قرن اول اسلام است و نه دقیقا همان چیزی که محمد بر زبان می آورد. در مورد این ادعا می توان به مدارک و شواهد متعددی اشاره نمود. قرآن در ابتدا به صورت مکتوب در نیامد بلکه پیروان وفادار محمد(ص) آن را حفظ می کردند و بیشتر آنان اندک زمانی بعد از مرگ محمد(ص) در جنگ ها کشته شدند. طبق روایات و احادیث اولیه کاتبان محمد(ص) قرآن را روی قطعاتی از کاغذ، سنگ، برگ های درخت خرما، استخوان کتف شتر و تکه های چرم می نوشتند. مسلمانان بر این باورند که قرآن در زمان حیات محمد(ص) کتابت شده ولی طبق شهادت «زید» که از اصحاب نزدیک پیامبر(ص) بود وقتی ابوبکر از او خواست که (سوره ها و آیات مختلف قرآن را جستجو و جمع آوری کند) در پاسخ گفت: «پس باید قرآن را از شاخه های بی برگ نخل قطعات نازک سنگ سفید و سینه مردمان جمع آوری کنم!» چندی بعد در زمان خلافت عثمان به خلیفه سوم مسلیمن گزارش دادند که هر گروه از مسلمانان قرآن های خاص خود را دارند. بار دیگر زید فراخوانده شد و دستور یافت تا بر جمع آوری و نگارش نسخه رسمی و تجدیدنظر شده قرآن نظارت نماید و نتیجه کار او همین نسخه قرآن است که تا به امروز یک دست و بدون تغییر باقی مانده است نه همان نسخه اصلی اولیه ای که به ادعای مسلمانان مستقیما از خدا به محمد(ص) وحی شد. آرتور جفری باستان شناس برجسته اروپایی کتابی تحت عنوان (نکاتی در باب تاریخ متن قرآن) نوشته که در آن وضعیت متن قرآن قبل از استاندارد شدن در زمان حکومت عثمان را به روشنی بیان کرده است. او نشان می دهد که قبل از نسخه اصلاح شده عثمان بر خلاف ادعای مسلمان چندین نسخه متفاوت از قرآن وجود داشته است. جفری نتیجه گیری می کند: «وقتی نسخه اصلاح شده عثمان را بررسی می کنیم بلافاصله معلوم می شود که اقدام عثمان بر خلاف چیزی که مسلمانان می گویند. صرفا نه حذف قرائت های گویشی قرآن بلکه اقدامی مدبرانه و ضروری برای ایجاد معیاری قابل قبول (یا نوعی قانون اساسی) به جهت کل امپراتوری تحت حاکمیت خود بود». علاوه بر این وی می افزاید: «در بین مجموعه هائی از آیات قرآن که در شهرهای بزرگی چون مدینه، مکه، بصره، کوفه و دمشق در دست مردم بود تفاوت های فاحشی وجود داشت. از این رو عثمان برای پایان دادن به این تشتت چاره را در آن دید که نسخه موجود در مدینه را به عنوان نسخه اصلی و معتبر معرفی نماید و بقیه نسخه ها را از بین ببرد». بنابراین جفری نتیجه می گیرد: «تردیدی نیست که نسخه عثمان تنها یکی از نسخه های متعدد قرآن در آن زمان بوده است». مونتگمری وات نیز با پذیرفتن این نتیجه گیری عمومی تنها به تفاوت های بین دو نسخه قدیمی قرآن یکی قرآن «ابن مسعود روفی» و دیگری قرآن «ابن کعب سوری» اشاره می کند و می گوید: «امروزه هیچ نسخه ای از این دو مجموعه قدیمی در دست نیست اما فهرست تفاوت های این دو نسخه بسیار طولانی و چیزی در حدود هزار مورد یا بیشتر است». بر خلاف باور رسمی اسلام امروزه تمام مسلمانان به یک قرآن واحد اعتقاد ندارند. مسلمانان سنی نسخه «ابن مسعود» یکی از معدود کسانی که از سوی محمد(ص) برای تعلیم دادن قرآن تعیین شده بود معتبر می دانند و هم اکنون از قرآن ابن مسعود که مغایرت های بسیاری با قرآن تجدید نظر و اصلاح شده عثمان دارد استفاده می کنند ... این قرآن تنها در سوره بقره 150 تفاوت با قرآن عثمان دارد. جفری نود و چهار صفحه از کتاب خود را بر شماری این مغایرت ها اختصاص داده است. او هم چنین نشان می دهد که قرائت های متفاوت برخلاف چیزی که مسلمانان ادعا می کنند تنها به موارد مربوط به گویش یا لهجه محدود نمی شود. برای نمونه گاهی سراسر یک عبارت یا جمله با نسخه دیگر مغایرت دارد و حتی در مواردی یک جمله کامل حذف شده است. جفری نتیجه می گرد که «کاملا بدیهی است که نسخه منتخب عثمان تنها یکی از نسخ متعدد و متفاوت آن زمان بوده ... حتی در اینکه عثمان متن منتخب خود را تدوین کرده باشد شک و تردیدهای زیادی وجود دارد». روایاتی که عامه مسلمانان آنها را قبول دارند بیانگر مواردی هستند که در قرآن کنونی وجود ندارد. در یکی از این روایات آمده که «عایشه» همسر محمد(ص) گفته بود: «در میان آیاتی از قرآن که بر محمد(ص) نازل شد، 10 آیه مشهور مربوط به شیر دادن اطفال بود که نسخ شدند و سپس 5 آیه دیگر جایگزین آنها شد، چون رسول خدا(ص) رحلت نمود این آیات در قرآن تثبیت شدند». مورد دیگری که در قرآن امروز وجود ندارد جملاتی است که از قول عمر روایت شده: «هر آینه خدا محمد(ص) را به حق فرستاد و کتاب را بر او نازل کرد. پس آیه مربوط به سنگسار نیز بشخی از وحی خدای قادر مطلق است. رسول خدا(ص) و ما نیز به تأسی از او حکم سنگسار را اجرا کردیم و در کتاب خدا سنگسار مجازات زناکاران است، این وحی اولیه ظاهرا تغییر یافت و 100 ضربه شلاق جایگزین سنگسار شدن زانیان گردید». (نور، آیه 20) آیات مشهور به آیات شیطانی بیانگر تغییرات دیگری در نسخه اصلی است. بر اساس نسخه ای از قرآن در همان سال های اول رسالت که محمد(ص) در مکه زندگی می کرد خدا به او وحی نمود و به او اجازه داد که برخی از بتها را به شفاعت بگیرد: آیا لات و عزا را نگریستی××و آن دیگری منات، سومین را؟ آنها قوهای باشکوهند××شفاعتشان مقبول است و دوستی شان فراموش نمی شود مدتی بعد از این جریان وحی دیگری بر محمد(ص) نازل شد و با حذف 3 خط آخر آیاتی دیگر جایگزین آنها شد که اکنون آیات 21 تا 23 سوره نجم است و در آن قسمت مربوط به شفاعت این بت های مشرکان حذف شده است. طبق نوشته «وات» این دو نسخه از قرآن در میان مردم وجود داشته و آنها را می خواندند. محمد(ص) در توضیح این حذف و جایگزینی گفت که شیطان او را فریب داده و بدون اینکه خود بداند آیات دروغین در کلام خدا جای داده است «کلرتیسدال» محقق مشهور که در میان مسلمانان کار می کرد اشاره می کند که حتی در نسخه امروزی قرآن نیز مغایرت هائی وجود دارد. از قرائت های متفاوت می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1) سوره قصص 48 برخی کلمه «سحران» را «ساحران» می خوانند. 2) سوره احزاب 6 در برخی قرآن ها بعد از «امهاتم» عبارت «و هو ابون لهم» اضافه شده است. 3) سوره سبا 19 عبارت «ربنا بعید» را عده ای «ربنا بعادا» می خوانند. 4) سوره ص 23 در برخی نسخه ها به جای «تسعون» کلمه «تسعتون» آمده است. 5) سوره مریم 33 عبارت «تنترون» را برخی «یمترون» می خوانند. دومین فرقه بزرگ اسلامی در جهان به حساب می آیند. آنان ادعا می کنند که عثمان عمدا بسیاری از آیات قرآن را که مربوط به «علی(ع)» بوده حذف کرده است. «بیوان حونز» این موضوع را در کتاب خود «امت محمد-ص-» خلاصه کرده و می نویسد: «در حالی که ممکن است این موضوع حقیقت داشته باشد که هیچ کتابی مثل قرآن طی قرون متمادی سالم و دست نخورده مانده باشد. اما به همان اندازه حقیقت دارد که هیچ کتاب دیگری تا این حد مورد جرح و تعدیل قرار نگرفته است ... ». این جرح و تعدیل ها در همان ابتدا صورت گرفت و از این رو مسلمانان در حالی ادعای محفوظ بوند قرآن را می کنند که خود به اصلاح و تدوین ان در زمان عثمان اذعان دارند و از این رو ادعایشان به هیچ وجه معقول و محکمه پسند نیست.
آیا این جمله درست است که شرکت هایی مثل پپسی و کوکاکولا در قبل از انقلاب در ایران فعالیت داشته اند و با اسرائیل در رابطه بوده اند و بعد از انقلاب این روابط نیز قطع شده اند ... ؟ اگر درست است که چرا این مقاله را نوشته اید و مردم را به گمراهی می کشید؟!
سؤال من راجع به عملکرد رئیس جمهور است با وجود شکست برنامه سهمیه بندی بنزین و عدم کاهش تورم و فقر بسیار مردم و همچنان پافشاری دولت بر کاهش فقر و بی تأثیر بودن طرح بر اوضاع کشور عدم توجه به نظر اقتصاد دانان چرا مقام معظم رهبری هنوز به شدت از سیاست های ایشان حمایت می کنند؟ و خواهش می کنم برای پاسخ از مقایسه با دولت قبل بپرهیزید.
من دختری هستم 23 ساله که در رشته کوهنوردی به طور حرفه ای فعالیت می کردم و در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه پیام نور رشت تحصیل می کردم. با خودم گفتم ازدواج می کنم تا به گناه نیفتم، هر جا میرم با شوهرم میرم، حدودا یک ساله با پسری که یک سال بزرگتر از خودمه ازدواج کردم، اینها به من گفتن که دیگه کوهنوردی نرو منم قبول کردم ولی گفتم می خوام دانشگاه برم و درسمو که تقریبا دو ترمش مونده تموم کنم و اینا قبول کردن. دو هفته نامزدی خوب بود، حدود 4 ماه اول عقد هم خوب بود تا اینکه ماجراها شروع شد. می گفتن دانشگاه نرو، حالا من شانس آورده بودم که دانشگام پیام نور بود و اصلا کلاس نمی رفتم فقط برای انتخاب واحد و حذف و اضافه و برای امتحانات مجبور می شدم برم دانشگاه، برای همینم باید کلی التماس می کردم. ترم پیش امتحان تربیت بدنی داشتم هر چی بهشون میگم بابا این درس منه باید برم امتحان بدم و گرنه می افتم میگفتن تربیت بدنی ام شد درس تا اینکه منو با یک ساعت تأخیر بردن امتحان که دیگه فایده ای نداشت و همه چی تموم شده بود و من مجبور شدم دوباره این ترم همین واحد رو بگیرم و رشته ای رو که می تونستم 8 ترمه تموم کنم الان به ترم 9 کشیده. من به حرف پدرم گوش ندادم و علیرغم مخالفت هاش با این آقا ازدواج کردم. ایشون اهل شهرستان رضوانشهر یکی از شهرهای استان گیلان هستن و اهل تسنن و متعصب و در خونوادشون مادر سالاری حاکمه و من اهل شهرستان انزلی در استان گیلان هستم. من نمی دونستم که سنی ها اینقدر بد هستن در واقع هیچ شناختی راجبشون نداشتم و اینو نمی دونستم که خلیفه اول اونا بود که اون جنایت ها رو در حق بی بی فاطمه(س) کردن. مادر و پدر ساده تر از خودم حتی یک لیست از جهیزیه من نگرفتن تا من اگه لازم شد مدرکی دستم باشه. وقتی الان به شوهرم میگم لیست جهازم رو می نویسم میارم امضا کنی، میگه من عمرا این کار رو نمی کنم می خواستی همون اول این کار رو میکردی. من این حرف ها رو نمی تونم به خونوادم بزنم تنها کسی که من باهاش راحتم خواهر مادر شوهرمه اگه اون نبود من تا حالا مرده بودم. من یکبار دست به خود کشی زدم و رگ دستمو زدم ولی فهمیدن و به مامانم خبر دادن و الان زنده ام. دیروز صبح به شوهرم گفتم منو ببر دانشگاه حذف و اضافه دارم آخرین وقتشه گوش نکرد منو برد گذاشت خونه مادرم منم خودم بلند شدم رفتم دانشگاه، بعد زنگ زد گفت همونجا باش که دارم میام وقتی هم که میاد یه آبروریزی میکنه پیش همه که بیا و ببین، کتکم میزنه، اذیتم میکنه. من گفتم ازدواج می کنم دیگه گناه نمی کنم ولی الان اون گناه هایی که هیچ وقت انجام نمی دادم رو مرتکب می شم، اصلا اهل غیبت نبودم ولی الان هر جا میرم پشت سر مادرشوهرم حرف میزنم. منو تو خونه زندانی می کرد و در خونه رو قفل می کرد و می رفت سر کار. با پدرش تو مغازه لوازم خونگی فروشی کار میکنه. موبایلمو که مامانم برام خریده همیشه چک میکنه وقتی اس ام اسی میاد اول اون می خونه. وقتی کسی زنگ میزنه اون جواب میده. آخه من بدبخت کاری هم نکردم که باعث بشم بهم مشکوک بشه من نمی دونم چی کار کنم نه می تونم به طلاق فکر کنم نه به مرگ و خودکشی واقعا نمی دونم چی کار کنم؟ وقتی که عقد کرده بودم پدر که از اینا اصلا خوشش نمی اومد بهم گفت قبل از این که دیر بشه بذار طلاقتو بگیرم خودم مواظبت هستم و نگهت می دارم ولی من گوش نکردم و حالا بعد از چند ماه زندگی مشترک می بینم که چه اشتباه بزرگ و احمقانه ای کردم و آینده خودمو نابود کردم و دیگه الان اصلا نمی تونم راجع به طلاق حرف بزنم آخه طلاق بگیرم بعد چی کار کنم؟ ما سه تا بچه ایم تو خونواده و من بزرگتری هستم. شما رو به خدا کمکم کنید یه راهی نشونم بدین دارم نابود میشم بهم بگین چی کار کنم خواهش می کنم کمکم کنید. معذرت می خوام که وقتتون رو گرفتم.
چگونه است مراجع برای گرانی ها هیچ فتوایی به مسئولین نمی دهند اما تا 22 بهمن یا انتخابات می رسد فتوا می دهند همیشه یک طرفه فتوا می دهند فقط خطابشان مردم است کی شنیدید که یک بار یکی از مراجع برای مشکلات مردم فتوایی یا صحبت رسمی مانند پیام هایشان برای راهپیمایی ها یا انتخابات بدهند چرا اینگونه است آیا مشکلات مردم مهم نیست؟

چاپ اعلان ارسال برای دوستان مشترک شوید اضافه به دوست داشتنی ها پرسشکده خانه من باشد


کلیدواژه

 
Poseshkadeh on Google+ Porseshkadeh on Twitter Porseshkadeh on Facebook Porseshkadeh RSS Feed